نه اینکه خودم را لایق دیدار شما بدانم ؛نهفقط شما را مثل امام رضا مهربان میبینم.
۱۵:۳۷
حضور دل نبود با عبادتی که مراستتمام سجده ی سهو است طاعتی که مراست
نفس چگونه برآید ز سینه ام بی آه؟زعمر رفته به غفلت ندامتی که مراست
ز داغ گمشده فرزند جانگداز تر استز فوت وقت به دل داغ حسرتی که مراست
اگر به قدر سفر فکر توشه باید کردنفس چگونه کند راست فرصتی که مراست
ز گرد لشگر بیگانه مملکت را نیستز آشنایی مردم کدورتی که مراست
ز آسیای گرانسنگ دانه را نبودز سیر و دور فلک ها شکایتی که مراست
نصیب خال ز کنج دهان خوبان نیستز گوشه گیری مردم حلاوتی که مراست
چو کوتهی نبود در رسایی قسمتچرا دراز شود دست حاجتی که مراست؟
سراب را ز جگر تشنگان بادیه نیستز میزبانی مردم خجالتی که مراست
به هم چو شیر و شکر سنگ و شیشه میجوشداگر برون دهم از دل محبتی که مراست
به چشم سرمه جهان را سیه می سازدز یار گوشه ی چشم عنایتی که مراست
چو غنچه سر به گریبان کشیده ام صائبنسیم راه نیابد ز خلوتی که مراست
-صائب تبریزی
@sepanjisara
نفس چگونه برآید ز سینه ام بی آه؟زعمر رفته به غفلت ندامتی که مراست
ز داغ گمشده فرزند جانگداز تر استز فوت وقت به دل داغ حسرتی که مراست
اگر به قدر سفر فکر توشه باید کردنفس چگونه کند راست فرصتی که مراست
ز گرد لشگر بیگانه مملکت را نیستز آشنایی مردم کدورتی که مراست
ز آسیای گرانسنگ دانه را نبودز سیر و دور فلک ها شکایتی که مراست
نصیب خال ز کنج دهان خوبان نیستز گوشه گیری مردم حلاوتی که مراست
چو کوتهی نبود در رسایی قسمتچرا دراز شود دست حاجتی که مراست؟
سراب را ز جگر تشنگان بادیه نیستز میزبانی مردم خجالتی که مراست
به هم چو شیر و شکر سنگ و شیشه میجوشداگر برون دهم از دل محبتی که مراست
به چشم سرمه جهان را سیه می سازدز یار گوشه ی چشم عنایتی که مراست
چو غنچه سر به گریبان کشیده ام صائبنسیم راه نیابد ز خلوتی که مراست
-صائب تبریزی
۱۸:۵۱
این روزی که گذشت ولادت حضرت شاه عبدالعظیم حسنی بود کسی که اهمیت ولایت رو درک کردن…شاید همین وجه اشتراکشون با شهید تهرانی مقدم باعث شد در همچین روز مبارکی مهمان خونشون باشیماین کاکتوس ها هم قرار شد یاد آور این باشند:باید خار چشم دشمن باشیم.
۱۷:۳۲
۶:۵۶
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسندیار مهروی مرا نیز به من باز رسان
-خواجه حافظ شیرازی
@sepanjisara
-خواجه حافظ شیرازی
۱۶:۳۵
سرای سپنجی
-برای آزادی…
@sepanjisara
صدای حرک حرک اینبار نه برای ما بلکه برای اسرای اسرائیلی است.بوی حلوای عربی خانگی با بوی تند لاستیک سوخته تلاقی یافته.رادیو بر خلاف همیشه که فقط موج صهیون ها را می گرفت آهنگ های سلیمان منصور را یکی پس از دیگری می گذارد.از پنجره خانه ها مدام چند بچه سرک میکشند در خیابان؛ با خنده گاه به سرباز ها اشاره می کنند و گاه دو انگشتشان را به نشانه پیروزی بالا می آورند.
جبران انفجار های مکرر بر سر بیمارستان های حماس، موشک هایی از مبدا ایران به مقصد مناطق نظامی تلاویو بود. دیروز وقتی افتاب از کرانه باختری پایین می رفت موشک ها بالا آمدند و مثل پتکی بر سر مترسک های یهودی کوبیده شدند مثل پتک نه حتی محکم تر.حالا هم امروز سرباز هایشان را به زندان مهمان می کنیم. اکنون همه چیز برای بزرگ ترها حال و هوای همان۱۰-۱۲سال گذشته-درست پیش از عمليات بُنيان المرصوص را دارد: همان وقت ها که جوان هایشان هنوز شهید نشده بودند و خانه هایشان خرابه نبود.
پیرمردی که جلوی در خانه اش کنار کوچه نشسته بلند میگوید:کاش سید نصرالله هم بود کاش اون هم بود و میدید…که ناگهان میزند زیر گریه و از خاک های کوچه بر سرش میریزد و داغی که هنوز تازه است راتازه تر می کند به هر حال امروز گرمای آفتاب برای ساکنان شهرک نظامی اورشلیم با منطقه سینا خیلی متفاوت است. غزه امروز بوی امید میدهد نه تنها امروز بلکه هر روزش همین رنگ است.
در این میان جوانی شالش را دور صورتش میبندد و با اسپری رنگ روی دیوار مینویسد:به یاد ماندنی تر از روز شهادت اسماعیل هنیه برای اسرائیل ،امروزبرای غزه است.
@sepanjisara
جبران انفجار های مکرر بر سر بیمارستان های حماس، موشک هایی از مبدا ایران به مقصد مناطق نظامی تلاویو بود. دیروز وقتی افتاب از کرانه باختری پایین می رفت موشک ها بالا آمدند و مثل پتکی بر سر مترسک های یهودی کوبیده شدند مثل پتک نه حتی محکم تر.حالا هم امروز سرباز هایشان را به زندان مهمان می کنیم. اکنون همه چیز برای بزرگ ترها حال و هوای همان۱۰-۱۲سال گذشته-درست پیش از عمليات بُنيان المرصوص را دارد: همان وقت ها که جوان هایشان هنوز شهید نشده بودند و خانه هایشان خرابه نبود.
پیرمردی که جلوی در خانه اش کنار کوچه نشسته بلند میگوید:کاش سید نصرالله هم بود کاش اون هم بود و میدید…که ناگهان میزند زیر گریه و از خاک های کوچه بر سرش میریزد و داغی که هنوز تازه است راتازه تر می کند به هر حال امروز گرمای آفتاب برای ساکنان شهرک نظامی اورشلیم با منطقه سینا خیلی متفاوت است. غزه امروز بوی امید میدهد نه تنها امروز بلکه هر روزش همین رنگ است.
در این میان جوانی شالش را دور صورتش میبندد و با اسپری رنگ روی دیوار مینویسد:به یاد ماندنی تر از روز شهادت اسماعیل هنیه برای اسرائیل ،امروزبرای غزه است.
۱۶:۱۴
بازارسال شده از |علویات|
_ هفتاد هزار منبر، امیرالمومنین را لعن میکردند.نقل است:شخصی نماز میخواند که لعن مولا را یادش رفت؛گفتند: حواست هست کهلعن علی را فراموش کردی؟!گفت: ای داد بی داد! و به جای کفارهاش یک مسجد ساخت...!#اولمظلوم،علیعلیهالسلام
۲۰:۵۳
تو را دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتمتو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم
اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارمگرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم
ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبازهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم
به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه کفری ز جور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم
میان آتش و آبم از این معنی مرا بینیلبان خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم
بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسیازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم
-آقای سنایی
@sepanjisara
اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارمگرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم
ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبازهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم
به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه کفری ز جور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم
میان آتش و آبم از این معنی مرا بینیلبان خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم
بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسیازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم
-آقای سنایی
۲۱:۱۵
۲۰:۵۱
۲۱:۰۱
۱۵:۲۳
اصلا اسرائیل ذاتا الحاقیه تو این دنیا:)))))
۱۲:۱۷
۱۶:۰۸
نیِ محزون مگر از تربتِ فرهاد دمیدکه کند شکوِه ز هجرانِ لبِ شیرینی...
شهریار*
@sepanjisara
شهریار*
۲۱:۱۷