نگاه میکنمافسوس میخورمسکوت میکنمآه میکشمنبودنت یادآوری میشودچه سخت است پذیرفتنش..تابوت را میبینم،اشک مردم میریزدیکی فریاد میزندیکی چفیه تبرک به تابوت میخواهدذهن متوقف میشود؛"تداوم خاطرات""صدای آدمهای مختلف"آقا کربلا میخوام..آقا انگشتر..آقا میشه عباتون رو بدید به من؟"توقف مجدد تمام صحنه ها"نگاهی به تابوت ها،حسرتی بیشترغرق در دلتنگیاشکی که میریزدو تمام..زندگی همینجا به پایان میرسید...زین پس تظاهر به زندگیست..
🥺۲
۲۸۹
۱۲:۳۲