۱۹:۵۶
شهید مهندس علی خدایاری
جوان تراز انقلاب مجاهد خستگی ناپذیر سرباز گمنام امام زمان (عج) مربی خوش اخلاق رفیق با معرفت یا خیلی چیزای دیگه ... که میشه باهاش از تو گفت و سرصحبت رو باز کرد. اما به یقین اینو میگم ، اگه قرار باشه الان که شهید شدی تو رو با یه لقب خاصّی بشناسن ، اون چیزی نیست جز : گریه کن ارباب
۱۸:۴۶
یکی از چیزایی که این شهید خیلی بهش اهمیت میداد حلال حروم بود.دقیقا روز بعد کنکور رفت دنبال کارو تصمیم گرفت برای یه ساندویچی تراکت پخش کنه . وقتی میخواست حقوق بگیره نگران این بود که تو حقوقش سود فروش کوکاکولا و پپسی هم هست یا نه که اگه میبود نمیگرفت.
۱۴:۲۸
یکی از رفقای دانشگاه خواجه نصیر :روزی در سلف دانشگاه بودیم یک تیکه غذا از دانشجو های قبلی که اونجا نشسته بودن باقی مونده بود من یک تیکه از آن غذا خوردم شهید به من گفت چرا باقی مونده اون غذا رو میخوری ؟گفتم مگه چه عیبی داره ؟شهید فرمود : تو که نمیدونی شخصی که اینجا بوده و این غذا رو خورده پولش و مالش حلال بوده یا نه که از غذاش میخوری
۱۴:۲۹
حتی تو چند سال آخر بعضی روزا که دیر میرسید سرکار دیر برمیگشت خونه که جبران کرده باشه . البته واقعا اینکه چقد کار کنه و چندساعت در روز مشغول کار بودن واقعا براش اهمیتی نداشت . به گفته یکی از همکارای شهید و البته رفیق صمیمیشون وقتی کار تو یه ساعتی تموم میشد و همه پامیشدن برن ، باز سرکارش بود و اگه کسی ازش سوال میکرد چرا هنوز اینجایی میگفت : کار برا امام زمانه حالا ما یه کم دیگه هستیم شاید کار جلو رفت.
۱۴:۲۹
عکس یادگاری بچه های آشپزخانه مسجد جعفری شهید در ایام محرم و صفر و فاطمیه و شهادت امام صادق سلام الله علیه تو این آشپزخانه خدمت میکردند .این عکس مربوط میشه به سال ۸۹ که یازده سالشون بوده . یادش بخیر
۱۹:۴۰
آقا جان ماهم بارمون زمین افتاده ...
۱۱:۴۱
عیدتون مبارکا باشهاینم عکس آخرین سفر شهید تو نیمه شعبان هستش که به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشرف شدن و بعد هم تو پیاده روی حرم تا جمکران شرکت کردند
۱۹:۰۵
شهید مهندس علی خدایاری
جوان تراز انقلاب مجاهد خستگی ناپذیر سرباز گمنام امام زمان (عج) مربی خوش اخلاق رفیق با معرفت یا خیلی چیزای دیگه ... که میشه باهاش از تو گفت و سرصحبت رو باز کرد. اما به یقین اینو میگم ، اگه قرار باشه الان که شهید شدی تو رو با یه لقب خاصّی بشناسن ، اون چیزی نیست جز : گریه کن ارباب
دو روز پیش تو مراسم پدر شهید رو دیدم که دم در ایستاده بودن و با یه بنده خدایی صحبت میکردند.ظاهرا همسایه شهید بودن و برا عرض تسلیت و شرکت در مراسم تشریف آورده بودند. گفتن حاج آقا ، روزی که خبر شهادت حضرت آقا رو دادن ما برا سحر خواب مونده بودیم و با صدا گریه علی آقا از خواب بیدار شدیم . واقعا علی آقا اگه شهید نمیشدن باید به حکمت خدا شک میکرد
۱۹:۱۱
خاطراتی از شهید خدایاری | دوست شهید
هیچوقت از یادم نمیرهشبی که با بچه های بسیج امدیم زیارت قم و جمکرانعقب مسجد روضه ای گرفتیمعلی طوری بلند بلند گریه میکرد که صداش تو کل فضای مسجد طنین انداز شدهمونجا فهمیدم این پسر یه چیزی میشهو اخر سر بهترین چیز شدشهید راه مهدی(عج)
#گریه#شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
هیچوقت از یادم نمیرهشبی که با بچه های بسیج امدیم زیارت قم و جمکرانعقب مسجد روضه ای گرفتیمعلی طوری بلند بلند گریه میکرد که صداش تو کل فضای مسجد طنین انداز شدهمونجا فهمیدم این پسر یه چیزی میشهو اخر سر بهترین چیز شدشهید راه مهدی(عج)
#گریه#شهید_خدایاری
۱۴:۳۳
خاطراتی از شهید خدایاری | خانواده شهید
دقیقا روز بعد کنکورش از خونه رفت بیرون برای اینکه کار پیدا کنه قرار شد برای یه ساندویچی تراکت پخش کنه وقتی خواست حقوقش رو بگیره به این فکر افتاد که تو ساندیویچی نوشابه کوکاکولا و پپسی می فروشن من حقوق بگیرم از سود فروش اونها هم میاد تو حقوقم و معلوم نیست حقوقم حلال بشه یا نهبرای همین رفت پرس و جو کرد که ساندویچی ای که کار میکنه این هارو نفروشه بعد اینکه خیالش راحت شد رفت کار کرد و حقوق گرفت
#پول_حلال#شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
دقیقا روز بعد کنکورش از خونه رفت بیرون برای اینکه کار پیدا کنه قرار شد برای یه ساندویچی تراکت پخش کنه وقتی خواست حقوقش رو بگیره به این فکر افتاد که تو ساندیویچی نوشابه کوکاکولا و پپسی می فروشن من حقوق بگیرم از سود فروش اونها هم میاد تو حقوقم و معلوم نیست حقوقم حلال بشه یا نهبرای همین رفت پرس و جو کرد که ساندویچی ای که کار میکنه این هارو نفروشه بعد اینکه خیالش راحت شد رفت کار کرد و حقوق گرفت
#پول_حلال#شهید_خدایاری
۲۱:۳۰
شهید علاقه خاصی به امیرالمومنین داشت

عشقم اگر علیست سرِدارم آرزوست
رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست
خرما فروختن بشود کارم آرزوست
من سرگذشت میثم تمّارم آرزوست


#امیرالمومنین#شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست
خرما فروختن بشود کارم آرزوست
من سرگذشت میثم تمّارم آرزوست
#امیرالمومنین#شهید_خدایاری
۶:۰۰
خاطراتی از شهید خدایاری | اسماعیل طلاپور
یه بار صبحگاه اول سال دوم دبیرستانمون مدیرمون اومد سر صف ، یه آتش نشان رو هم آوردن مدرسه و روزشون رو تبریک گفتن. همون ایام یکی از بزرگان انقلاب(آقای مهدوی کنی بود فکرکنم) به رحمت خدا رفته بودن اما...
#کُنِشگری#شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
یه بار صبحگاه اول سال دوم دبیرستانمون مدیرمون اومد سر صف ، یه آتش نشان رو هم آوردن مدرسه و روزشون رو تبریک گفتن. همون ایام یکی از بزرگان انقلاب(آقای مهدوی کنی بود فکرکنم) به رحمت خدا رفته بودن اما...
#کُنِشگری#شهید_خدایاری
۱۰:۵۹
عیدتون مبارکایشالا دست همه به پنجره فولاد امام رضا برسه
۲۱:۲۹
جلای گنبد زردِتغبار کاشی مشکیدلم رو برد امام رضا(ع)چقد شما عشقی
۲۱:۲۹
بچه آهو: نیستند آهو ولیبگذار فقط تا دم صبحاین سگان دور حرم نگهبانت شوند.
۲۱:۲۹
شهید مهندس علی خدایاری
شهید علاقه خاصی به امیرالمومنین داشت 

عشقم اگر علیست سرِدارم آرزوست رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست خرما فروختن بشود کارم آرزوست من سرگذشت میثم تمّارم آرزوست 

#امیرالمومنین #شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
۱۷:۳۱
شهید مهندس علی خدایاری
شهید علاقه خاصی به امیرالمومنین داشت 

عشقم اگر علیست سرِدارم آرزوست رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست خرما فروختن بشود کارم آرزوست من سرگذشت میثم تمّارم آرزوست 

#امیرالمومنین #شهید_خدایاری
@shahidalikhodayari
۱۷:۳۵