بله | کانال شهرنامه | قاسم قربانی
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش

شهرنامه | قاسم قربانی

۳۷۶ عضو
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش
۳۷۶ عضو

شهرنامه | قاسم قربانی

فلسفه، شاهنامه و روایت ایرانارتباط با ادمین:@ghorbanighasem
undefinedبه دریا زدن و ساخت جهان جدید، عبور فریدون از اروند
undefinedشاهنامه و جنگ رمضان 4
undefinedقاسم قربانی
undefinedدر دو نوشته قبلی، بخشهایی از داستان ضحاک و فریدون را نقل کردیم. یکی از حماسی ترین پرده های این داستان شگفت انگیز، گذر فریدون از اروندرود است. ماجرا از این قرار است:
undefinedپس از آن که با قیام کاوه، مردم بیدار می شوند و به فریدون می پیوندند، سپاه او عازم کاخ ضحاک در بیت المقدس می شود. منتهی یک مانع طبیعی بزرگ بر سر راه است: اروندرود خروشان. او از رودبانان می خواهد که کشتی در اختیار او قرار دهند:
بر آن رودبان گفت پیروز شاهکه کشتی برافکن هم اکنون به راه
undefinedاما رودبان، امتناع می کند و می گوید به فرمان ضحاک، هیچ کس اجازه عبور از اروند را ندارد مگر آن که مجوز معتبر داشته باشد:که مگذار یک پشّه را تا نخستجوازی بیابی و مُهری درست
undefinedاین جا فریدون به نقطه حساسی می رسد که هر بنیان گذاری، ناگزیر از آن است. نظم جهان کنونی به او اجازه عبور نمی دهد، اما فریدون، مرد جهان گذشته نیست. او آمده است تا جهان آینده را بنا کند. هر جهانی را قواعد آن می سازد و حفظ می کند. فریدون برای برانداختن ضحاک، باید ابتدا قواعد جهان ضحاکی را براندازد. اگر او به معادله رودبان ضحاک تن دهد، قیام عملاً به پایان خود می رسد. این جاست که اسطوره، عبور فریدون از ساختار جهان ضحاکی را به شکلی نمادین، تصویر می کند. فریدون پیشاپیش سپاه، سوار بر اسب چالاکش، گلرنگ، به دل اروند می زند و به دنبال او ارتش دلیرش وارد آبهای خروشان می شود:
فریدون چو بشنید شد خشمناکاز آن ژرف دریا نیامدش باک
سرش تیز شد کینه و جنگ رابه آب اندر افکند گلرنگ را
ببستند یارانش یکسر کمرهمیدون به دریا نهادند سر
بر آن بادپایان با آفرینبه آب اندرون غرقه کردند زین
undefinedدریا خروشان و متلاطم و پویا است؛ دریا غیر قابل پیش بینی و خطیر است؛ دریا معدن اسرار و نهانگاه رازهای فراوان است؛ دریا به قاعده در نمی آید؛ دریا به سلطه در نمی آید؛ دریا نماد اسرار خروشان و پنهان هستی است. از این روست که برای موسی گاهواره می شود، برای بنی اسرائیل مستضعف شکافته می شود اما فرعون مستکبر و سلطه گر را می بلعد.
undefinedبه آب زدن فریدون، نمادی است از گشودن راههایی که در جهانی با قواعد ضحاکی، ناممکن می نماید اما در واقع، سرشار از فرصتها و امکانهای نو است. فرصتهایی که تنها با به دریا زدن متولد می شوند و جوانه می زنند. سپاه فریدون پس از این گذار حماسی است که راه بیت المقدس را در پیش می گیرد:
به خشکی رسیدند سر، کینه جویبه بیت المقدس نهادند روی
undefinedپیام این پرده حماسی و باشکوه از شاهنامه این است: راه قدس، از «به دریا زدن» می گذرد. و چه هماهنگی عجیبی این داستان با قصه موسی دارد. موسی نیز برای رسیدن به قدس، همراه با بنی اسرائیل به دل دریا می زند...
undefinedپ.ن: علم به خصوص در حوزه علوم انسانی، غالباً از بررسی گذشته و اکنون و کشف قواعد جهانی که تا کنون بوده است، پدید می آید. از این رو علوم با شیوه مرسوم دانشگاهی خواسته یا ناخواسته، بیشتر رو به سوی حفظ جهان اکنون دارند. اما جهانهای آینده، بیشتر از دل رؤیاهای انسانهای بااراده متولد شده است. رؤیاهایی که نزد عقلای قوم، خام پنداشته می شود. رؤیاهایی که البته پس از تحقق، خود به موضوع پژوهش علمی تبدیل شده و به عنوان قاعده علمی، در جهان آینده تثبیت می شوند. برای انسان غربی که بریده از عالم قدس است، رؤیا از امیال و چه بسا هوا و هوسش سرچشمه می گیرد. او به دریا می زند، اما دریایی که ممکن است او را ببلعد و اثری از او باقی نگذارد. اما انسان مأنوس با ایمان و عقل قدسی، رؤیای خود را از تنها مفسر معتبر هستی، از آفریننده دریا و منشأ تلاطم هایش دریافت می کند. واقعیت برای چنین انسانی، منحصر در اکنون نیست، بلکه وسعتی به اندازه بی کرانگی هستی، به اندازه گذشته و حال و آینده، جهان ماقبل طبیعت، طبیعت و مابعد طبیعت و تمامی امکانهای مستتر در آنها دارد. طبیعی است که عقل محدود در چارچوبهای جهان آمریکا محور، انسان مؤمن و اندیشه عقلانی وسیع او را درک نکند و او را دیوانه و «ماجراجو» بنامد. آیا از مأیوسان گرفتار در جهان پوچ آمریکایی انتظاری جز این هست که مقاومت، این عقلانی ترین امکان حیات در جهان معاصر را «ماجراجویی بیهوده» و «شورش کور» بپندارند؟ بگذار خفاشان در حیرت از «به دریا زدن» مردم ایران بمانند؛ پشت دریاها شهری است...
@shahr_naame

۲۲:۳۷