چند روز پیش و به مناسبت انتشار پیام نوروزی رهبر انقلاب، متنی نوشتم و از منظر یک معلم ساده ادبیات، فرم سخن آقا سید مجتبی را تحلیل کردم. متنی که با استقبال شگفت انگیزی روبه رو شد و چند صد هزار بار در جاهای مختلف دیده شد. چند روز بعد، یکی از اساتید عزیز، پیشنهاد داد، درباره ادبیات نقطه مقابل این جنگ یعنی ترامپ نیز چیزی بنویسم. چندین بار نوشتن را آغاز کردم و وارد توضیح شیوه ادبی سخنان ترامپ شدم، اما حقیقت آن است که متنهای باارزشی از آب در نیامدند و به همین دلیل به پایان نرسیدند. این بار با استفاده از دانشهایی که در حوزه علمیه فراگرفته ام و به طور خاص دانشهای «بلاغت»، «مباحث الفاظ اصول فقه» و «فلسفه» و از زاویه و عمق دیگری به تحلیل ادبیات خاص ترامپ، پرداختم. شاید دلیل آن که متنهای اولیه بی ارزش از آب در آمدند این بود که سخنان ترامپ اصلا به مرحله ای که بخواهیم درباره فرم ادبی آن صحبت کنیم نمی رسد. چه بسا بتوانیم بگوییم، اساسا سخنی در کار نیست...
به شهرنامه «شرح شاهنامه و روایت ایران» بپیوندید: @shahr_naame
۱۳:۳۰
شهرنامه | قاسم قربانی
ترامپ دروغ نمی گوید!
تحلیلی فلسفی بر ادبیات ترامپ بخش
از
قاسم قربانی بجگردی
خبر هیچ گاه در عالم سیاست قرار نبوده که در حد خبر صرف باقی بماند و همواره کارکردی فراتر از آگاهی انسانها نسبت رخدادها داشته است. هر خبری گفته می شود تا راه برای چیزی پنهان تر باز شود. چیزی از جنس تهدید، تأثیر بر بازار، وقت کشی، فریب، ابراز تمایل و امور فراوان دیگر. ترامپ همانند هر سیاستمدار دیگری به «غرض» و لایه دوم سخنش توجهی بسیار بیش از لایه اول دارد؛ اما به این نکته توجه ندارد که لایه اول معنایی، نردبان و به تعبیر دقیق تر بستر لایه های بعدی است. اگر آن چنان سوداگرانه و به صورت افراطی از خبر برای رسیدن به اغراض استفاده شود، کم کم به ضد خودش بدل می شود و تأثیر خود را نیز از دست خواهد داد.
الگوی سخن گفتن ترامپ به راستی دیوانه وار است. در این حد دیوانه وار که حتی معلوم نیست، همیشه دروغ بگوید، بلکه ممکن است آن چه می گوید، ریشه ای در واقعیت هم داشته باشد. تنها چیز قابل پیش بینی در سخنان ترامپ آن است که هر چیزی را ممکن است برای هر غرضی به کار ببرد: هرج و مرج کامل! در ذهن سوداگر ترامپ، چیزی که می خواهد «به سرعت» به آن برسد، از هر چیزی مهمتر است. حتی اگر آن چیز، ایجاد هرج و مرج در بنیانی باشد که «سود و زیان» هر دو در بستر آن معنا پیدا می کنند.
در واقع، ترامپ تا به امروز همانند یک انگل، از سرمایه و اعتبار عمومی سخن و خبر در جوامع بشری بهره برده است. اعتباری که ناخودآگاه هربار به انسان می گوید: شاید این بار راست باشد! همین سرمایه عمومی بشری است که به او اجازه می دهد، با یک پیام دلها را بلرزاند، بازارها را بالا و پایین کند، اراده ها را سست کند و از هرج و مرجی که ایجاد می کند، بهره ببرد.
بیایید با تکرار و هجی کردن این واقعیت، راه بهره داری او را از این سرمایه عظیم انسانی، ببندیم: سخنان ترامپ، هیچ معنایی ندارد و قرار نیست داشته باشد. سخنان او غرض محض و تاکتیک صرف است. سخنان او اصلاً قرار نیست خبر از چیزی بدهد تا آن چیز، راست یا دروغ باشد. ترامپ آن چنان بی معنا و غیر انسانی است که «حتی» دروغ هم نمی گوید!
پی نوشت: چند روز پیش و به مناسبت انتشار پیام نوروزی رهبر انقلاب، متنی نوشتم و از منظر یک معلم ساده ادبیات، فرم سخن آقا سید مجتبی را تحلیل کردم. متنی که با استقبال شگفت انگیزی روبه رو شد و چند صد هزار بار در جاهای مختلف دیده شد. چند روز بعد، یکی از اساتید عزیز، پیشنهاد داد، درباره ادبیات نقطه مقابل این جنگ یعنی ترامپ نیز چیزی بنویسم. چندین بار نوشتن را آغاز کردم و وارد توضیح شیوه ادبی سخنان ترامپ شدم، اما حقیقت آن است که متنهای باارزشی از آب در نیامدند و به همین دلیل به پایان نرسیدند. این بار با استفاده از دانشهایی که در حوزه علمیه فراگرفته ام و به طور خاص دانشهای «بلاغت»، «مباحث الفاظ اصول فقه» و «فلسفه» و از زاویه و عمق دیگری به تحلیل ادبیات خاص ترامپ، پرداختم. شاید دلیل آن که متنهای اولیه بی ارزش از آب در آمدند این بود که سخنان ترامپ اصلا به مرحله ای که بخواهیم درباره فرم ادبی آن صحبت کنیم نمی رسد. چه بسا بتوانیم بگوییم، اساسا سخنی در کار نیست... به شهرنامه «شرح شاهنامه و روایت ایران» بپیوندید: @shahr_naame
از این زاویه هم می شود به مساله نگاه کرد:
ترامپ نه یک استثنا در تاریخ غرب و آمریکا بلکه، ادامه منطقی آن است. پوچ گرایی و نیست انگاری غربی در ابعاد سیاسی و اجتماعی دست کم دو تجلی آشکار دارد:
استعمار: نیروی استعمارگر، جهان را منبع می بیند و آن را مصرف می کند. جهان خواه منابع طبیعی باشد، خواه انسانهایی که به عنوان برده، شکار شدند و قرنها نیروی کارشان سنگ بنای توسعه غرب بود، خواه نیروی نخبه انسانی کشورهای پیرامونی که امروز به شیوه های نوین شکار و مصرف می شوند، خواه محیط زیست، خواه جغرافیا و خواه فرهنگ و تاریخ ملل، توسط استعمار به مصرف می رسد. رسانه های جهانی و ادبیات ترامپی که ظهور جدیدی از رسانه است در حال مصرف اعتماد عمومی بشری به زیرساخت زبان و قواعد عقلایی حیات است.
آمریکا، تجلی آشکار تبدیل همه چیز از محیط زیست و جنگ و امنیت و خانواده و فرهنگ و دین و سیاست به "کالا" است. در جهان آمریکایی، همه چیز بارکد کالا می خورد و به فروش می رسد. ترامپ نوک کوه یخ نیست انگاری آمریکایی است. "زبان" برای ترامپ، معنایی جز مقدار دلاری که بالا و پایین میشود ندارد. اهمیت یک جمله در میزان معامله ای است که با آن رقم می خورد. از نظر او از اول هم قرار نبوده زبان، معنایی داشته باشد و چیزی منتقل کند.
ترامپ نه یک استثنا در تاریخ غرب و آمریکا بلکه، ادامه منطقی آن است. پوچ گرایی و نیست انگاری غربی در ابعاد سیاسی و اجتماعی دست کم دو تجلی آشکار دارد:
۱۱:۲۹
خب خب خب!بچه های یمن دارند گرم می کنند که وارد جنگ شوند.
اگر دوست دارید متن بعدی "شاهنامه و جنگ رمضان" درباره "یمنی ها در شاهنامه" باشد، با واکنش پسند و ... پای این فرسته، علاقه خودتان را نمایش دهید :)))
اگر دوست دارید متن بعدی "شاهنامه و جنگ رمضان" درباره "یمنی ها در شاهنامه" باشد، با واکنش پسند و ... پای این فرسته، علاقه خودتان را نمایش دهید :)))
۱۷:۲۵
بدو گفت برگرد گرد جهانسه دختر گزین از نژاد مهان
سه خواهر ز یک مادر و یک پدرپریچهره و پاک و خسرو گهر
@shahr_naame
۱۷:۴۵
راستی تعداد اعضای کانال کم نیست؟ آیا می شود خواهش کنم به خانواده و آشنایان معرفی کنید؟
۱۸:۰۰
@shahr_naame
۹:۱۹
شهرنامه | قاسم قربانی
خداحافظ بهترین معلم تاریخ و جغرافی جهان!
تجربه زیسته ام به عنوان یک معلم، آن است که درس جغرافیا یکی از حوصله سر بر ترین درسها برای دانش آموزان است. محتوای درس تاریخ هم آن چنان جذاب نیست. کافی است اطلاعات تاریخی و جغرافیایی بچه ها را بسنجیم، آن وقت خواهیم دید که چه طور ساعتها درس تاریخ و جغرافیا در مدارس، کم اثر و حتی بی اثر بوده است.
جنگها، گاهی راههای صدساله را به اندازه یک شب کوتاه می کنند. جنگ معلم بسیار سخت گیر اما بی اندازه موفقی است. امروز ما مردم ایران، تازه داریم در مدرسه جنگ رمضان، درس جغرافی مان را یاد می گیریم. داریم واقعا می فهمیم، تنگه هرمز کجاست، تعریف خلیج چیست و چرا نام همیشگی این آبها، «خلیج فارس» است. داریم سر کلاس تاریخ، اهمیت تنگه احد را می آموزیم و می فهمیم چرا نباید تنگه را رها کنیم. تازه داریم یاد می گیریم، رئیس علی دلواری که بود و چرا به یاران او می گفتند «دلیران تنگستان»!
فیلمی که به این پیام سنجاق شده است، فشرده ترین و مهم ترین درس تاریخ و جغرافیای جهان است. با بهترین معلم جغرافیا، «شهید تنگسیری». کسی که حتی نامش هم پر از درس است. تنگسیری ها یاران رئیس علی دلواری بودند. سردار تنگسیری حتی شاید بهترین معلم ادبیات دنیا هم هست. در کدام افسانه و اسطوره، داستان مردانی روایت شده است که نسل اندر نسل، نگهبان تنگه بوده اند و گلوی نیروهای اهریمنی استعماری از بریتانیا تا آمریکا را تنگ فشرده اند و خون پاکشان، پیوسته بر آب خلیج، نام آن یعنی «خلیج فارس» را نوشته است؟
پی نوشت: در این ویدیو، سردار تنگسیری با آن تواضع بی نظیرش، تاریخ و جغرافی جزایر را درس می دهد و با چهار تکه سنگ بر روی زمین، اهمیت جزایر سه گانه و تنگه را می آموزد. این فیلم را ببینیم و بارها به فرزندانمان نشان دهیم. مطمئنم آنها هم عاشق این آقا معلم می شوند. در حدی عاشق که از میانشان دلیران تنگستان بر خواهند آمد... @shahr_naame
پیشنهاد به مجله و پسند فراموش نشود.
سپاس!
سپاس!
۹:۲۲
شاید فکر کرده باشید که کف گیر سری نوشته های شاهنامه و جنگ رمضان با طولانی شدن جنگ به ته دیگ اصابت خواهد نمود. این خیالی است خام!
بعضی از طرح ها را پیشاپیش اعلام می کنم. شما همراهان اولیه و هسته سخت اعضای شهرنامه (
) هم در این مدت لطفا تلاش کنید تا تعداد اعضای کانال بیشتر شود:
مقاومت دریایی و شاهنامهنوع جنگیدن رستم و پهپاد شاهدزبان آوری و پهلوانیمنی ها در شاهنامه 2 (برای روزی که عزیزان یمن خنجر را از غلاف به صورت کامل بیرون بیاورند)عقلانیت انتقام در شاهنامهزمان، بزرگترین سرباز ایران (زروان و طرح نابودی اهریمن)زانو زدن غرب مغرور در برابر ایران در شاهنامهحتی از خدا هم نمی ترسیم! (جنگ رستم و اسفندیار)و ...
خلاصه این که حالا حالاها شاهنامه و جنگ رمضان می تواند ادامه پیدا کند! خیال ملت راحت باشد. ذخایر شاهنامه ای ما برای ادامه جنگ تا ماهها پر است

مقاومت دریایی و شاهنامهنوع جنگیدن رستم و پهپاد شاهدزبان آوری و پهلوانیمنی ها در شاهنامه 2 (برای روزی که عزیزان یمن خنجر را از غلاف به صورت کامل بیرون بیاورند)عقلانیت انتقام در شاهنامهزمان، بزرگترین سرباز ایران (زروان و طرح نابودی اهریمن)زانو زدن غرب مغرور در برابر ایران در شاهنامهحتی از خدا هم نمی ترسیم! (جنگ رستم و اسفندیار)و ...
خلاصه این که حالا حالاها شاهنامه و جنگ رمضان می تواند ادامه پیدا کند! خیال ملت راحت باشد. ذخایر شاهنامه ای ما برای ادامه جنگ تا ماهها پر است
۱۱:۵۴
۲۳:۵۸
شهرنامه | قاسم قربانی
تصویر
سلسله جلسات ادبیات و جنگ
جلسه اول:از ضحاک کودککش تا سپاه مرد آهنگر
با ارائه قاسم قربانی سهشنبه ۱۱ فروردینساعت ۱۴:۳۰
حضور در جلسه برای همگان آزاد است.
جلسه در اتاق صوتی ویراستی برگزار میشود
لطفاً صفحه ویراستی ابرک را دنبال کنید
https://virasty.com/Abrakbook
خانه کتاب ابرک
@abrakbookstore
جلسه اول:از ضحاک کودککش تا سپاه مرد آهنگر
با ارائه قاسم قربانی سهشنبه ۱۱ فروردینساعت ۱۴:۳۰
لطفاً صفحه ویراستی ابرک را دنبال کنید
۲۳:۵۸
🦧میمونی به نام سزار که اولین میمون متفکر است، در دومین فیلم جامعه ای از میمونها به رهبری خود تشکیل می دهد. او به دنبال آن است که این جامعه جدید، رذیلت های گونه منحط، ضد اخلاق و استعمارگر «انسان ها» را نداشته باشد. به همین منظور قوانینی برای این جامعه وضع می کند که بسیار شبیه به هفت فرمان موسی (ع) است. اولین و مهمترین قانون این است: «میمون، میمون را نمی کشد». باقیمانده انسان ها اما، به جامعه میمونها به چشم خطر نگاه می کنند و دائما به دنبال نابود کردن آن ها هستند. در این فیلم میمون در واقع استعاره از فطرت اولیه انسانی است و «انسان» همین انسان غربی کنونی است که جز به سلطه بر جهان نمی اندیشد.
@shahr_naame
۱۴:۲۸
شهرنامه | قاسم قربانی
سیاره میمونها و پدیده وطن فروشی
قاسم قربانی بجگردی
خطر اسپویل
این روزها برای ما این پرسش وجود دارد که چه چیزی باعث می شود برخی از مردم، وطن خودشان، مادر خودشان را به دشمن بیگانه بفروشند. فیلم سیاره میمون ها پاسخ قابل توجهی به این پرسش دارد. ماجرا از این قرار است:
سه گانه سیاره میمون ها که با فیلم ظهور سیاره میمون ها در سال 2011 آغاز شد یکی از سه گانه های قابل تأمل تاریخ سینماست که در ایران کمتر به آن توجه شده است. فیلم درونمایه ای پسا آخرالزمانی، فلسفی و ضد استعماری دارد. داستان از جایی آغاز می شود که دانشمندان در تلاش برای باهوش کردن میمون ها ویروسی خطرناک تولید می کنند. ویروس میمون ها را باهوش می کند، اما موجب مرگ انسان می شود. ویروس به سرعت در سرتاسر زمین پخش می شود. میمون ها تبدیل به گونه ای هوشمند شبیه انسان می شوند و بسیاری از انسان ها می میرند. 🦧میمونی به نام سزار که اولین میمون متفکر است، در دومین فیلم جامعه ای از میمونها به رهبری خود تشکیل می دهد. او به دنبال آن است که این جامعه جدید، رذیلت های گونه منحط، ضد اخلاق و استعمارگر «انسان ها» را نداشته باشد. به همین منظور قوانینی برای این جامعه وضع می کند که بسیار شبیه به هفت فرمان موسی (ع) است. اولین و مهمترین قانون این است: «میمون، میمون را نمی کشد». باقیمانده انسان ها اما، به جامعه میمونها به چشم خطر نگاه می کنند و دائما به دنبال نابود کردن آن ها هستند. در این فیلم میمون در واقع استعاره از فطرت اولیه انسانی است و «انسان» همین انسان غربی کنونی است که جز به سلطه بر جهان نمی اندیشد.
دسته ای از میمونها به رهبری میمونی به نام «کوبا» معتقدند باید به همان شیوه انسانها مجهز به سلاح های خطرناک شد و با بی رحمی جامعه را اداره کرد تا باقی بماند. کوبا علیه سزار کودتا می کند، دست به قتل او می زند و رهبری میمونها را غصب می کند. سزار که زخمی شده است سرانجام باز می گردد، کوبا را کنار زده و خود زمام را به دست می گیرد. ماجرای میمون های وطن فروش از این جا آغاز می شود.
آن دسته از میمونها که به سزار و جامعه میمونها خیانت کرده بودند، سرخورده از خیانت، به انسانهای خون خوار و استعمارگر می پیوندند. در ابتدای سومین فیلم از این سه گانه شاهکار، دسته ای از میمون های خیانت کار را می بینیم که با همراهی انسان ها در حال حمله به اردوگاه میمون ها و کشتار آن ها هستند. انسان ها اسم این گروه خیانت کار را «الاغ» گذاشته اند. انسان ها الاغ ها را به کارهای پست گماشته اند، دائما به آنها توهین می کنند و حتی رو بدنشان کلمه الاغ را حک کرده اند. اما به طرز عجیبی شاهد این هستیم که الاغ ها با وفاداری تمام، با انسان ها در کشتار میمونها همدستی می کنند و حتی از انسان ها به خون آنها تشنه ترند.
پرسشی که در ذهن ما شکل می گیرد آن است که راز این وفاداری به انسان ها و خیانت به هم نوعان چیست. سزار ابتدا تصور می کند آنها به خاطر ترس از انتقام میمون ها به خاطر خیانتشان، به انسان ها خدمت می کنند اما کم کم متوجه می شود این طور نیست. الاغ ها، در واقع «انسان غربی سلطه گر» را ستایش می کنند و دوست دارند شبیه آنها باشند. از نظر آنها طرح سزار برای تشکیل یک جامعه آرمانی، احمقانه است و تنها سلطه است که حقیقت دارد. آنها انسان ها را می ستایند، نه به خاطر زندگی خوب و مواهبی که به آن ها وعده داده شده است، که اساسا چنین چیزی وجود ندارد، حتی نه به خاطر برتری شان، بلکه دقیقا به خاطر زشت ترین رذالتشان یعنی میل به سلطه و به بردگی کشاندن همه چیز!
این سرشت همه «الاغ» هاست. دوست دارند انسان غربی سلطه گر باشند اما چون می دانند این انسانها، آنها را مشتی حیوان فرومایه می دانند که باید بر گرده شان سوار شد، به همان الاغ بودن راضی اند.
پی نوشت: در این روزهای جنگ جامعه ما با غربی های سلطه گر، پیشنهاد می کنم این سه گانه را ببینید. لابلای کلیشه های رایج هالیوود، بعضا چیزهای جالبی برای گفتن دارد. نسخه چهارمی هم برای این سه گانه ساخته شده که ارزش سه فیلم نخست را ندارد و تنها هنرش از بین بردن خاطره خوب آن سه فیلم است.
پیشنهاد به مجله فراموش نشود. @shahr_naame
البته الاغ فقط آنهایی که صراحتا به دشمن گرا می دهند نیستند. الاغ های پیچیده تری هم وجود دارند. یک نمونه اش آنهایی که سالهاست در برابر ترور دانشمندان ایران و تخریب دانشگاههای غزه ساکت بودند و کار خاصی نکردند، اما تا نوبت به دانشگاههای ارباب در منطقه رسید، یاد تقدس نهاد علم افتادند...
۱۵:۰۶
فهرست نوشته های شاهنامه و جنگ رمضان:
خبرگان و اولین ماموریت رستم
ضحاک کیست؟
بعثت مردم، قیام کاوه آهنگر و فتح بیت المقدس
به دریا زدن و ساخت جهان جدید: عبور فریدون از اروند
خویشکاری، وراثت الهی و خبر شهادت فرماندهان و مسئولین
یمنی ها در شاهنامه: سرو آزاده
جنگ نوشته های پراکنده:
ناو دنا، تنگه هرمز و سومین جنگ دریایی ایرانیان، بخش اول
ن او دنا، تنگه هرمز و سومین جنگ ایرانیان بخش دوم
جانشینی، آقا سید مجتبی و سنت جامعه شیعی
نوروز، عید فطر و ترانه محسن چاوشی
چرا پیامهای آقا سید مجتبی به دل می نشیند؟
داستانک بادسوار
دبی! و ما ادراک ما دبی؟
ترامپ دروغ نمی گوید! ۱
ترامپ دروغ نمی گوید! ۲
خداحافظ بهترین معلم تاریخ و جغرافیای جهان!
سیاره میمونها و پدیده وطن فروشی
جنگ نوشته های پراکنده:
۹:۲۳
منم گفت با فرّه ایزدیهمم شهریاری و هم موبدی
بدان را ز بد دست کوته کنمروان را سوی روشنی ره کنم
نخست آلت جنگ را دست برددر نام جستن به گردان سپردبه فرّ کیی نرم کرد آهناچو خود و زره کرد و چون جوشناچو خفتان و تیغ و چو برگستوانهمه کرد پیدا به روشن روانبدین اندرون سال پنجاه، رنجببرد و از این چند بنهاد گنج
@shahr_naame
۱۵:۵۴
این طور که به نظر می رسد، شاهد موج دوم عملیات #طبس هستیم...
و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی
البته برخی معتقدند استفاده از تعبیر موج سوم عملیات #اصحاب_فیل مناسب تر است...
@shahr_naame
و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی
البته برخی معتقدند استفاده از تعبیر موج سوم عملیات #اصحاب_فیل مناسب تر است...
@shahr_naame
۱۴:۵۵
https://www.aparat.com/v/v143vv6
شهرنامه: شاهنامه و روایت ایران
۱۳:۴۴
شهرنامه | قاسم قربانی
جی دی ونس کیست؟
قاسم قربانی بجگردی
اخبار حاکی از آن است که فرستاده آمریکا برای مذاکرات آتش بس، معاون اول ترامپ یعنی جی دی ونس است. جی دی ونس یکی از محبوب ترین نخبگان جنبش ماگا در بین بدنه عمومی این جریان است. اگر می خواهید با او آشنا شوید، خواندن کتاب «مرثیه هیل بیلی» را پیشنهاد می کنم. این رمان گونه، در واقع زندگی نامه خود نوشت جی دی ونس است.
ونس در خانواده ای متعلق به یکی از فرقه های مذهبی با اعتقادات عجیب و غریب به دنیا آمده و با همان باورها بزرگ شده است. آمریکا در باورهای خانوادگی ونس، تنها یک میهن برای زندگی نیست، بلکه امری مذهبی و ایمانی و به مثابه «ارض موعود» است. مادرش، زنی است با مشکلات روحی و روانی فراوان و البته معتاد به مواد مخدر. از کودکی هم بدون پدر، بزرگ شده و البته همراه با مادرش در خانه مردهای فراوانی زندگی کرده است.
جوهره مذهبی و سیاسی اعتقادات ونس آن گونه که خودش روایت می کند، ایمان به «رویای آمریکایی» است. رویای آمریکایی مبتنی است بر این ایده که آمریکا سرزمین فرصت هاست. سرزمینی که می توان در آن از صفر شروع کرد و به همه چیز رسید. چیزی شبیه به استعاره «کازینو» و «قمار». نباید تعجب کرد که رئیس جمهور آمریکا، به «قمار» معروف است و شیوه سیاست ورزی اش بیش از هرچیز به قمار شبیه است. «مرثیه هیل بیلی» دقیقاً داستان «رویای آمریکایی» است از زاویه نگاه جی دی ونس. کودکی با خانواده ای فقیر و درمانده که از هیچ چیز به همه چیز می رسد. کودکی که به ارزشهای خانوادگی و میهن دوستانه بیش از هرچیزی اهمیت می دهد. حتی شغل و آینده کاری. و البته با پشتیبانی از خانواده و مادر رنجور و معتادش، به جایگاه بالا هم دست پیدا می کند.
طبیعی است که روایت ساخته شده جی دی ونس از خودش، روایتی قهرمانانه باشد. اما در لایه های پنهان این روایت، خیلی از امور را می توان مشاهده کرد. ایمان به رویای آمریکایی و عظمت آمریکا، روحیه مبارزه طلبی و جنگ برای رسیدن به خواسته ها، ابراز ایمان به ارزشهای آمریکایی حتی در مقابل تمسخر طبقه روشنفکر لیبرال گلوبالیست و امور دیگری که ونس را به جنبش ماگا و عرصه سیاست کنونی پیوند می زند.
کاش سیاستمدارن و مذاکره کنندگان ما لابلای امور مهمه، و به جای گرفتن گزارش و تحلیل از بی بی سی و سی ان ان و نهادهای عقب مانده وزارت خارجه، قدری هم برای کتاب خواندن وقت می گذاشتند. آن وقت متوجه می شدند که زبان دیپلماسی گلوبالیستی مبتنی بر حقوق بین الملل برای قماش ونس، کوچکترین ارزشی ندارد. بلکه خودشان از پیش قراولان به مسخره گرفتن ادبیات این چنینی هستند. البته پیشنهاد کم هزینه تری هم هست. از روی کتاب «مرثیه هیل بیلی» فیلمی به همین نام هم ساخته شده که می توان در وقت فراغت دید. این فیلم را در پیوند زیر می توانید مشاهده کنید: https://www.aparat.com/v/v143vv6
پیشنهاد به مجله فراموش نشود! شهرنامه: شاهنامه و روایت ایران
@shahr_naame
البته این متن به معنای این انگاره رمانتیک نیست که ویژگیهای شخصی طرف مذاکره کننده نقشی بسیار کلیدی در مسیر مذاکرات دارد. دعوت به این نکته است که جایگاهی که ونس و بدنه اجتماعی حامی ترامپ از آن آمده است را بهتر بشناسیم. استفاده از ادبیات دیپلماتیک مرسوم، در مواجهه با این دسته از سیاستمداران، معنایی ندارد. اینها از جهانی غیر از آن چه که دستگاه دیپلماسی ما به آن «جهان» می گوید، آمده اند. همین!
۱۳:۴۵
به خدا سوگند که این ها فقط قصه نیست. اینها آموزههای اجداد ماست. بگذارید ما در برابر وحوش و متجاوزین به دخترکان پنج ساله، دیو باشیم. حالی که خود میدانیم پیروان امیرالمومنین، پرچمدار نیکی هستند.
@shahr_naame
۱۵:۰۷
شهرنامه | قاسم قربانی
️️غول چراغ جادو و مذاکرات اسلام آباد
هزار و یک شب و جنگ رمضان
محمدجواد رحمتی
کارتون سندباد را یادتان هست؟ وقتی غول از چراغ یا بطری یا صندوق جادویی بر اساس یک اشتباه آزاد می شد فقط یک راه برای مقابله با آن وجود داشت. حبس مجدد غول در چیزی که از ابتدا در آن حبس شده بود.
این یک مفهوم شرقی است. کارتون سندباد وامدار قصههای هزار و یک شب است که خود مجموعهای از اسطورههای هندی، ایرانی است که با محوریت شهر بغداد، در دوران خلافت عباسی بازتولید شده است.
️️این غولها چنان قوی هستند که نمی شود نابودشان کرد. برای همین محبوس میشوند نه نابود. هر که آزادش میکند در توهم اینکه میتواند شکستش دهد، به غلط کردن میافتد و در اواخر داستان پیرمرد یا کودکی با تکیه بر هوش و نه قدرت، غول را به محبس خود بر میگرداند. چگونه؟ با خدعه و نیرنگ! معمولاً با گفتن این جمله که «تو با این عظمت مگر ممکن است که در این چیز کوچولو جا شوی؟ امکان ندارد».
و غول که میخواهد «صداقتش» را ثابت کند، برمیگردد در آن جعبه یا شیشه یا چراغ نفتی». رفتنش همانا و مهر و موم شدن و مدفون شدنش برای صدها سال همانا.
مذاکره، آتش بس و دیگر اسباب انصراف از جنگ، می تواند همان نیرنگ باشد برای حبس مجدد ما. و حواستان باشد که پس از بازکردن دوباره تنگه هرمز، دوباره فــــرصـــــــت بستنش را نخواهیم داشت. نباید برگردیم به حالت سابق. چون فقط در چراغ نفتی (وضعیت تحریمی و ایزولهسازی ایران بسیار شبیه چراغ جادوست در این قصه باستانی) حبس نمیشویم. برای جلوگیری از آزاد شدن مجددمان، آن چراغ در زیر خروارها خاک دفن میشود یا در قعر اقیانوس، غرق.
پی نوشت: به خدا سوگند که این ها فقط قصه نیست. اینها آموزههای اجداد ماست. بگذارید ما در برابر وحوش و متجاوزین به دخترکان پنج ساله، دیو باشیم. حالی که خود میدانیم پیروان امیرالمومنین، پرچمدار نیکی هستند.
پیشنهاد به مجله فراموش نشود! @shahr_naame
از آقای رحمتی سپاسگزارم که نوشته خودشان را برای انتشار در اختیار شهرنامه گذاشتند. دوستان دیگر هم اگر نوشته یا ایده ای در رابطه با ادبیات و جنگ داشته باشند، با کمال میل با نام خودشان بازنشر می کنیم.
طبیعی است مطالبی که از نویسندگان میهمان در کانال شهرنامه منتشر می شود، نظر شخصی نویسنده است که ما با امانت، بازتاب می دهیم.
طبیعی است مطالبی که از نویسندگان میهمان در کانال شهرنامه منتشر می شود، نظر شخصی نویسنده است که ما با امانت، بازتاب می دهیم.
۱۵:۰۹
که گفتت برو دست رستم ببند؟نبندد مرا دست چرخ بلند
«کسی را که جنگی چو رستم بودبیازارد او را، خِرَد کم بود»
@shahr_naame
۱۶:۳۶