بله | کانال شهرنامه | قاسم قربانی
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش

شهرنامه | قاسم قربانی

۳۷۶ عضو
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش
۳۷۶ عضو

شهرنامه | قاسم قربانی

فلسفه، شاهنامه و روایت ایرانارتباط با ادمین:@ghorbanighasem
undefinedترامپ دروغ نمی گوید!
undefinedتحلیلی فلسفی بر ادبیات ترامپ بخشundefinedازundefined
undefinedقاسم قربانی بجگردی
undefinedشاید به نظرتان بیاید که عنوان این نوشته، شوخی باشد. بگذارید حرف آخر را همین اول بگویم. عنوان، کاملاً جدی است و در این نوشته قرار است توضیح بدهم که چرا ترامپ دروغ نمی گوید!
undefinedادبیات خاص ترامپ پدیده ای است که برای همگان شگفت انگیز است. پس از هر مصاحبه یا فرسته ای که منتشر می کند، توجه ها به سمت معنایی که در پس سخنش مستتر است جلب می شود؛ بازار واکنش نشان می دهد و جامعه تحت تأثیر قرار می گیرد. ادبیات ترامپ الگوی دیوانه واری دارد. تقریبا هیچ دو سخنی از او نیست که با یکدیگر سازگاری داشته باشد. توئیت زیر به خوبی این دیوانه واری را توضیح می دهد:
«ترامپ در نتیجه مذاکره ای که فقط خودش از آن خبر دارد، با کشوری که چند روز پیش از نقشه جهان محو کرده بود، تصمیم گرفته پنج روز دیگر به نیروی دریایی که پنج بار تا الان نابودش کرده است، فرصت دهد تا تنگه هرمز را باز کند»!
undefinedاولین توضیحی که به ذهن می رسد این است که ترامپ دائماً دارد «دروغ» می گوید. اما به نظرم همان گونه که در عنوان آورده ام ترامپ دروغ نمی گوید. بلکه ماجرا اساساً چیز دیگری است. به عنوان یک طلبه ساده پیش از هرگونه بحثی درباره فرم سخنان ترامپ مایلم از زاویه ای عمیق تر به پدیده «ادبیات ترامپ» بپردازم.
undefinedدر مباحث بلاغی و اصولی، چند لایه برای سخن در نظر گرفته می شود. لایه اول، معنایی است که الفاظ فارغ از گوینده در ذهن شنونده می سازند. حتی اگر باد در درختان جنگل بپیچد و به طور تصادفی این صدا تولید شود که «تمام توان نظامی ایران نابود شده است»، معنایی اولیه در ذهن شنونده تولید می شود. اما چون در پس این معنای اولیه، اراده یک گوینده وجود ندارد، انسان به آن وقعی نمی نهد و به آن به عنوان یک «خبر» نمی نگرد.
undefinedپس از احراز این که گوینده ای صاحب اراده در پشت یک سخن هست که قصد دارد با این سخن چیزی را به انسان بفهماند، نوبت به لایه بعدی معنا می رسد: «گوینده از گفتن این سخن چه غرضی دارد»؟ فرزندی را تصور کنید که به امر پدر برای خرید نان از نانوایی توجه نمی کند. پدر با جدیت به او نگاه می کند و می گوید: «همین الان بلند می شوی و می روی نان می خری»! این سخن در لایه اول معنایی، خبر از آینده نزدیک می دهد اما فرزند به لایه دوم معنا منتقل شده و می فهمد که پدر با این جمله به ظاهر خبری به شدیدترین نحو ممکن به او «امر» کرده است. امری به مراتب قوی تر از «برو نان بخر»! خبر در این جمله نه برای خبر دادن، بلکه برای امر کردن به کار گرفته شده است. «خبر» در این جا همچون نردبانی است که پدر از آن بالا می رود تا به «امر» و دستور برسد. نردبانی که البته وجودش ضروری است و بدون آن دستور دادن با این غلظت ممکن نبود.
undefinedکارکرد غالب و طبیعی خبر، آگاه کردن از رخدادها و وقایع است. به همین دلیل، آدمها نوعاً به اخباری که از یکدیگر می شنوند اعتماد می کنند. بدون این اعتماد، زندگی طبیعی غیر ممکن است. انسان نمی تواند در همه موارد تحقیق و جست و جو کند. اساساً ساخت طبیعی زندگی، انسان را به سمت اعتماد به خبر هل می دهد. پدیده دروغ، در واقع سوء استفاده از فرایند طبیعی انتقال معنا در جوامع انسانی است. دروغ گو می داند که آدمها، به طور طبیعی آماده هستند که سخن او را باور کنند. از این رو از این ظرفیت نهفته در عقل و وجدان عمومی سوء استفاده می کند و دروغ می گوید.
undefinedاینجا نکته ای بسیار مهم کشف می شود: «دروغ، بیش از هر چیز بر بستر اصل «راست بودن خبرها» استوار است». اگر اعتماد عمومی به راست بودن خبر، نباشد، دروغ گو، محمل و بنیادی برای دروغ گفتن ندارد. دروغ آفتی است که بر درخت راستی می روید و بدون آن امکان وجود ندارد. به تعبیر قرآنی، باطل کف روی آب است و بدون آب، هیچ موجودیتی ندارد. دروغگویان حرفه ای در تمام ادوار تاریخ، با پی بردن به این راز، همواره پوششی از راستی و اعتبار برای خود درست کرده اند تا دروغشان در وقت مناسب، اثرگذار باشد. دروغ اگر در زرورق راستی پیچیده نشود، کم کم بی معنا شده و حتی «دروغ» هم نخواهد بود.
ادامه دارد...
به شهرنامه «شرح شاهنامه و روایت ایران» بپیوندید: @shahr_naame

۱۳:۳۰