شعرخوانی امیرحسین رضاخواهبا موضوع انتظار در چهارشنبههای شعر شهرستان ادب
#نیمه_شعبان#امام_زمان#امیرحسین_رضاخواه@shahrestanadab
#نیمه_شعبان#امام_زمان#امیرحسین_رضاخواه@shahrestanadab
۱۵:۰۳
شعر انتظار محمدرضا طهماسبی در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری
#نیمه_شعبان#امام_زمان#محمدرضا_طهماسبی@shahrestanadab
#نیمه_شعبان#امام_زمان#محمدرضا_طهماسبی@shahrestanadab
۱۵:۰۹
بازارسال شده از مرکز موسیقی حوزه هنری
موسیقی #قوالی ایران و افغانستان
@hhmusic
۱۷:۵۲
کتاب اسپاگتی با سس قرمزکتاب اسپاگتی با سس قرمز به قلم آقای هادی حکیمیان است. این کتاب رمان نوجوان بلند که با قلمی روان و جذاب به بیان حقایقی از دل تاریخ نه چندان دور روایت میشود و مخاطب را با دغدغه ها ی مردم روستا همراه میکند تا بهنگاهی جهانی برساند. این کتاب توسط نشر معارف به چاپ رسید است و در مدت کوتاهی بر سکوی چاپ چهارم خود ایستاد. کتاب حاضر توانسته در جشنواره ها ی کتاب داخلی خوش بدرخشد و صاحب نشان رشد وزارتآموزش و پرورش ، برگزیده قلم زرین 1404 و جایزه ادبی شهید سید علی اندرزگو شود.
داستان در مقطع زمانی قبل از انقلاب و در روستایی کویری می گذرد.از چند سال پیش به سبب اکتشاف و بهره برداری از یک معدن سنگ آهن پای عده ای مهندس، تکنسین و کارمند آمریکایی به این منطقه باز می شود به طوری که کم کم آمریکایی های شاغل در معدن یک شهرک مدرن و امروزی به نام «آهن شهر» برای اسکان خانواده هایشان در این منطقه بنا می کنند.
آهن شهر کجاست؟ورود افراد بومی به آهن شهر ممنوع است.تا اینکه در نزدیکی جشن شکرگزاری آمریکایی ها یکی از کارمندهای ایرانی آهن شهر به نام معصوم خانی برای پیدا کردن تعدادی بوقلمون دست به دامان اهالی روستا می شود.در این بین دو نوجوان به نام های حسینعلی و کوچک علی حاضر می شوند در ازای گرفتن کرایه برای معصومخانی بوقلمون و خروس بیاورند.
برشی از کتاب:این دو دست به کار شده و هرچه بوقلمون و خروس توی روستا هست برای معصومخانی می آورند.معصومخانی به بچه ها گفته که پرنده ها را مدیر مدرسه آمریکایی آهن شهر برای نشان دادن به شاگردهایش می خواهد و بعد از یکی دو روز همه پرنده ها را با کرایه آنها پس می دهد.از آنجا که معصومخانی خروس ها و بوقلمون ها را در موعد مقرر پس نداده این دو نوجوان به همراه ننه کُردی (مادربزرگ حسینعلی) برای پس گرفتن خروس ها به آهن شهر می آیند و برای اولین بار موفق به ورود به محدوده ممنوعه می شوند.بچه ها که متوجه شده اند خروس ها و بوقلمون ها دست یک آمریکایی به نام مستر هایک است پیش او می روند.مستر هایک به بچه ها قول می دهد نهایتا تا غروب همه بوقلمون ها و خروس ها را با کرایه ای چند برابری تحویل آنها بدهد.
همین باعث می شود که بچه ها برای آوردن خروس ها و بوقلمون های بیشتر وسوسه شوند پس به همراه موتور سه چرخه معصومخانی به روستا رفته و از فردی به نام رجب سرخ که بیشترین تعداد خروس و بوقلمون را دارد می خواهند که بوقلمون ها و خروس هایش را به آنها کرایه بدهد.به علاوه سایر بچه های روستا هم تحریک می شوند تا از خانه هایشان بوقلمون ها و خروس های بیشتری بیاورند.ب
چه ها به کمک معصومخانی،رجب سُرخ و جوانی ساده دل به نام قوچعلی هرچه بوقلمون و خروس توی روستا مانده به آهن شهر میآورند و به آمریکایی ها میدهند.بچه ها تا زمان برگزاری جشن شکرگزاری صبر کنند اما در نهایت متوجه می شوند که همه قول هایی که آمریکاییها داده اند دروغ بوده و همه بوقلمون ها و خروس ها را برای مهمانی آن شب بریان کرده اند.رجب سرخ که میفهمد خروس ها و بوقلمون هایش را کشته و کباب کرده اند به شدت ناراحت شده و همراه قوچعلی و بچه ها شروع به اعتراض می کنند و در نهایت جشن آمریکایی ها را به هم می ریزند.آخر شب بچه ها به همراه رجب سُرخ و قوچعلی برق باشگاه آمریکایی ها را قطع کرده و به طرف جاده روستا روانه می شوند.
در این هنگام باران شدیدی شروع به باریدن می کند که ظرف چند ساعت تبدیل به سیل می شود.فردا صبح روستا در محاصره سیل قرار می گیرد.همچنین آهن شهر هم توی محاصره سیل قرار دارد.در حالی که هیچ کمکی از طرف دولت برای مردم روستا ارسال نشده چند هلی کوپتر برای بردن آمریکایی ها و زن و بچه هایشان به طرف آهن شهر می آید.
لینک خرید https://nashremaaref.ir/product/415910/
@shahrestanadab
داستان در مقطع زمانی قبل از انقلاب و در روستایی کویری می گذرد.از چند سال پیش به سبب اکتشاف و بهره برداری از یک معدن سنگ آهن پای عده ای مهندس، تکنسین و کارمند آمریکایی به این منطقه باز می شود به طوری که کم کم آمریکایی های شاغل در معدن یک شهرک مدرن و امروزی به نام «آهن شهر» برای اسکان خانواده هایشان در این منطقه بنا می کنند.
آهن شهر کجاست؟ورود افراد بومی به آهن شهر ممنوع است.تا اینکه در نزدیکی جشن شکرگزاری آمریکایی ها یکی از کارمندهای ایرانی آهن شهر به نام معصوم خانی برای پیدا کردن تعدادی بوقلمون دست به دامان اهالی روستا می شود.در این بین دو نوجوان به نام های حسینعلی و کوچک علی حاضر می شوند در ازای گرفتن کرایه برای معصومخانی بوقلمون و خروس بیاورند.
برشی از کتاب:این دو دست به کار شده و هرچه بوقلمون و خروس توی روستا هست برای معصومخانی می آورند.معصومخانی به بچه ها گفته که پرنده ها را مدیر مدرسه آمریکایی آهن شهر برای نشان دادن به شاگردهایش می خواهد و بعد از یکی دو روز همه پرنده ها را با کرایه آنها پس می دهد.از آنجا که معصومخانی خروس ها و بوقلمون ها را در موعد مقرر پس نداده این دو نوجوان به همراه ننه کُردی (مادربزرگ حسینعلی) برای پس گرفتن خروس ها به آهن شهر می آیند و برای اولین بار موفق به ورود به محدوده ممنوعه می شوند.بچه ها که متوجه شده اند خروس ها و بوقلمون ها دست یک آمریکایی به نام مستر هایک است پیش او می روند.مستر هایک به بچه ها قول می دهد نهایتا تا غروب همه بوقلمون ها و خروس ها را با کرایه ای چند برابری تحویل آنها بدهد.
همین باعث می شود که بچه ها برای آوردن خروس ها و بوقلمون های بیشتر وسوسه شوند پس به همراه موتور سه چرخه معصومخانی به روستا رفته و از فردی به نام رجب سرخ که بیشترین تعداد خروس و بوقلمون را دارد می خواهند که بوقلمون ها و خروس هایش را به آنها کرایه بدهد.به علاوه سایر بچه های روستا هم تحریک می شوند تا از خانه هایشان بوقلمون ها و خروس های بیشتری بیاورند.ب
چه ها به کمک معصومخانی،رجب سُرخ و جوانی ساده دل به نام قوچعلی هرچه بوقلمون و خروس توی روستا مانده به آهن شهر میآورند و به آمریکایی ها میدهند.بچه ها تا زمان برگزاری جشن شکرگزاری صبر کنند اما در نهایت متوجه می شوند که همه قول هایی که آمریکاییها داده اند دروغ بوده و همه بوقلمون ها و خروس ها را برای مهمانی آن شب بریان کرده اند.رجب سرخ که میفهمد خروس ها و بوقلمون هایش را کشته و کباب کرده اند به شدت ناراحت شده و همراه قوچعلی و بچه ها شروع به اعتراض می کنند و در نهایت جشن آمریکایی ها را به هم می ریزند.آخر شب بچه ها به همراه رجب سُرخ و قوچعلی برق باشگاه آمریکایی ها را قطع کرده و به طرف جاده روستا روانه می شوند.
در این هنگام باران شدیدی شروع به باریدن می کند که ظرف چند ساعت تبدیل به سیل می شود.فردا صبح روستا در محاصره سیل قرار می گیرد.همچنین آهن شهر هم توی محاصره سیل قرار دارد.در حالی که هیچ کمکی از طرف دولت برای مردم روستا ارسال نشده چند هلی کوپتر برای بردن آمریکایی ها و زن و بچه هایشان به طرف آهن شهر می آید.
لینک خرید https://nashremaaref.ir/product/415910/
@shahrestanadab
۶:۴۰
ایرانیها قبل از انقلاب، شهروند درجه دو ایران بودند
یکی از مهمترین قوانینی که سرنوشت ایران را تغییر داد، قانون کاپیتولاسیون بود. تصویب آن منجر به واکنشهای شدیدی در سطح کشور شد که رژیم شاهنشاهی هم با خشونت زیادی آن را سرکوب کرد. آن سال به نقطه عطفی در مبارزات ملی ایران تبدیل شد و در دهه پنجاه، طومار حکومت پهلوی را برچید. امروز با گذشت شش دهه از آن زمان و در نبود حکومت پهلوی، تصویر بیگانگان در ایران به گونهای دیگر منعکس میشود که با واقعیتهای آن روز نمیخواند.#هادی_حکیمیان در رمان #اسپاگتی_با_سس_قرمز سعی کرده است مخاطب نوجوان را به دهه پنجاه ببرد و زمانهای را نشانش بدهد که بیگانگان در این سرزمین دست بالا را داشتند و برای ایرانیان چارهای جز دنبالهروی و پذیرش ذلیلانه قدرت آنها نمانده بود.
@shahrestanadab
یکی از مهمترین قوانینی که سرنوشت ایران را تغییر داد، قانون کاپیتولاسیون بود. تصویب آن منجر به واکنشهای شدیدی در سطح کشور شد که رژیم شاهنشاهی هم با خشونت زیادی آن را سرکوب کرد. آن سال به نقطه عطفی در مبارزات ملی ایران تبدیل شد و در دهه پنجاه، طومار حکومت پهلوی را برچید. امروز با گذشت شش دهه از آن زمان و در نبود حکومت پهلوی، تصویر بیگانگان در ایران به گونهای دیگر منعکس میشود که با واقعیتهای آن روز نمیخواند.#هادی_حکیمیان در رمان #اسپاگتی_با_سس_قرمز سعی کرده است مخاطب نوجوان را به دهه پنجاه ببرد و زمانهای را نشانش بدهد که بیگانگان در این سرزمین دست بالا را داشتند و برای ایرانیان چارهای جز دنبالهروی و پذیرش ذلیلانه قدرت آنها نمانده بود.
@shahrestanadab
۷:۰۵
بازارسال شده از چهارشنبههای شعر
معرفی نشست هفتگی #چهارشنبههای_شعر توسط استاد #علی_محمد_مودب در برنامهٔ #شبهای_تهران (شبکه تهران)
روایتی از شکوفایی شاعران جوان و امیدِ زندهٔ شعر امروز.از دلِ تهران، در خانهٔ ملکالشعرای بهارهر چهارشنبه، شاعران گرد هم میآیند تا صدای شعر را زنده نگاه دارند.انجمنی که طی سالها، بستر شکوفایی نسل نوی شاعران بوده و نشانهای روشن از تداوم، امید و بالندگی شعر امروز ایران است.
#علی_محمد_مودب#چهارشنبههای_شعر#خانه_ملک_الشعرای_بهار#شهرستان_ادب #شاعران_جوان
روایتی از شکوفایی شاعران جوان و امیدِ زندهٔ شعر امروز.از دلِ تهران، در خانهٔ ملکالشعرای بهارهر چهارشنبه، شاعران گرد هم میآیند تا صدای شعر را زنده نگاه دارند.انجمنی که طی سالها، بستر شکوفایی نسل نوی شاعران بوده و نشانهای روشن از تداوم، امید و بالندگی شعر امروز ایران است.
#علی_محمد_مودب#چهارشنبههای_شعر#خانه_ملک_الشعرای_بهار#شهرستان_ادب #شاعران_جوان
۱۰:۱۰
@iribnews
۵:۴۱
نتوان گفت که این قافله وا میماندخسته و خفته از این خیل جدا میماند
این رهی نیست که از خاطرهاش یاد کنیاین سفر همراه تاریخ به جا میماند
دانه و دام در این راه فراوان امامرغ دل سیر ز هر دام رها میماند
می رسیم آخر و افسانه وا ماندن ماهمچو داغی به دل حادثهها می ماند
بی صداتر ز سکوتیم، ولی گاه خروشنعره ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه مامرد در هر چه ستم هرچه بلا می ماند
#بیستودوم_بهمن#انقلاب_اسلامی#محمدعلی_بهمنی@shahrestanadab
این رهی نیست که از خاطرهاش یاد کنیاین سفر همراه تاریخ به جا میماند
دانه و دام در این راه فراوان امامرغ دل سیر ز هر دام رها میماند
می رسیم آخر و افسانه وا ماندن ماهمچو داغی به دل حادثهها می ماند
بی صداتر ز سکوتیم، ولی گاه خروشنعره ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه مامرد در هر چه ستم هرچه بلا می ماند
#بیستودوم_بهمن#انقلاب_اسلامی#محمدعلی_بهمنی@shahrestanadab
۵:۴۹
نقش مصراعها در رباعی و اهمیت کشف در بیت دوم
دکتر #حامد_طونی#رباعی#شهرستان_ادب
@Aftabgardan_ha@shahrestanadab
دکتر #حامد_طونی#رباعی#شهرستان_ادب
@Aftabgardan_ha@shahrestanadab
۹:۱۶
بازارسال شده از چهارشنبههای شعر
چهارشنبههای شعر شهرستان ادب
۲۹ بهمن ۱۴۰۴از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۰۰
نشانی: خیابان طالقانی، خیابان ملکالشعرا بهار، انتهای بنبست گوهر، پلاک ۴، خانه ادبیات بهار
۲۹ بهمن ۱۴۰۴از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۰۰
نشانی: خیابان طالقانی، خیابان ملکالشعرا بهار، انتهای بنبست گوهر، پلاک ۴، خانه ادبیات بهار
۱۴:۴۳
برگزاری آیین اعطای سرو سیمین «پارسی جان»
#دفتر_پاسداشت_زبان_فارسی، آیین اعطای سرو سیمین «#پارسی_جان» را برگزار میکند.
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
ساعت ۱۴
سالن هراتی
@hozehonari_ir
حوزهی هنری در فضای مجازی:سایت | آپارات | ایتا | روبیکا | اینستاگرام
@shahrestanadab
@shahrestanadab
۶:۳۸
«سرزمین شعر» همزمان با آغاز ماه رمضان، از روز پنجشنبه، ۳۰ بهمن، فصل پنجم خود را آغاز میکند؛ فصلی که با فاصله گرفتن از قالب رقابتی، بر گفتوگوی شعر و ادب متمرکز است.
ساعت پخش سرزمین شعر ساعت ۱۹ خواهد بود
️کاری از گروه ادب و هنر شبکهٔ چهار سیما
️
@sarzaminesher
@shahrestanadab
ساعت پخش سرزمین شعر ساعت ۱۹ خواهد بود
@sarzaminesher
@shahrestanadab
۱۶:۱۲
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵
بازارسال شده از نگارخانهی شهرستان ادب
۱۹:۳۵