بله | کانال شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربی
عکس پروفایل شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربیش

شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربی

۴۷ عضو
thumbnail

۵:۴۰

thumbnail
undefined انا لله و انا الیه راجعون
undefinedخادم الرضا، خادم جمهور ایران، آیت الله دکتر سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران در راه خدمت به مردم به درجه رفیع شهادت رسید
undefinedبالگرد حامل دکتر رئیسی، رئیس جمهور جهادی، مردمی و محبوب که دیروز برای بازدید از سد خداآفرین و افتتاح چندین طرح ملی و استانی به آذربایجان شرقی رفته بود در هنگام عزیمت از این سد به مقصد پالایشگاه تبریز به علت شرایط نامساعد آب و هوایی ، دچار سانحه شد.
undefinedبا وجود اعزام ده‌ها گروه امدادی واکنش سریع برای امداد به رئیس‌جمهور و همراهانش، تلاش‌ها برای پیدا کردن بالگرد سانحه دیده به علت مه آلود بودن هوا و سخت گذر بودن منطقه جنگلی و کوهستانی، ساعتها به طول انجامید.
undefinedسرانجام بامداد امروز گروه‌های امدادی مردمی و هلال احمر با استفاده از پهپادهای ایرانی ردیاب بالگرد سانحه دیده را کشف کردند.
undefinedدر این سانحه هوایی، رئیس جمهور و همراهان او از جمله آقای امیرعبداللهیان وزیر امورخارجه، آیت الله آل هاشم امام جمعه تبریز، رحمتی استاندار آذربایجان شرقی، و همچنین سرتیم حفاظت رئیس جمهور و خلبانان و کادر پرواز بالگرد به شهادت رسیدند.

۵:۴۰

thumbnail

۱۸:۱۱

thumbnail

۴:۲۵

thumbnail

۴:۲۵

بسمه تعالیسوادِ نامهٔ مویِ سیاه چون طی شد بَیاض کم نَشَوَد،گرصدانتخاب رود
ملاحظات اساسی انتخابات پیش‌رس ریاست جمهوری چهاردهم در پی شهادت شهید جمهور دکتررئیسی (3) محمدصادق فتح اللهی(دکترای جامعه شناسی توسعه اجتماعی) سلام علیکم؛ انتخابات پیش‌رو و بعبارتی پیش‌رس؛ موضوعی است که اگرچه برای جبهه انقلاب غافلگیر کننده وناگهانی بود، اما همانگونه که در نوشته های پیشین بدان اشاره شد در جریان مقابل، آمادگی کامل برای ورود و نتیجه‌گیری در آن وجود داشته و دارد. چرا که جریان مقابل(مشتمل بر جبهه اصلاحات و اعتدالیون و کارگزاران و تمامی اعوان و انصار اپوزیسیونی ایشان) از همان فردای انتخابات 1400 بر طبل تخریب و ناهمراهی و تضعیف ناجوانمردانه دولت سیزدهم نواخته اند و بوقهای رسانه ای و ستادهای تبلیغاتی ایشان آماده بود و تنها بازیگر اصلی صحنه برایشان تغییر کرده که نه تنها در راهبرد کلی بلکه حتی در تاکتیک و روشهای این جریان هم تغییر آنچنانی مشاهده نمی گردد و اینان همگی بر یک دوره‌ای شدن رییس جمهور شهید هم قسم بودند و حال که سانحه سقوط بالگرد #شهید رییسی، این فرصت را برای ایشان فراهم آورده، (باوجود اشک تمساح برخی ها برای فریفتن مردم) اما هرگز حاضر نیستند در این انتخابات سرنوشت ساز میدان را به نفع جریان انقلاب ترک نمایند و ازاین آوردگاه دست خالی بازگردند. براین اساس چند نکته تقدیم خوانندگان گرامی و مخاطبان عزیز ارایه میشود که امید است در این خصوص بیندیشند:1- انتخابات 8 تیر1403 از حیث شکل گیری و ماتریس ذینفعان، بی شباهت به انتخابات دوم خرداد76 نیست. اگرچه در انتخابات 76 نیز درماههای ابتدایی تقابل میان دوجریان مشهود نبود اما رفته رفته این جهت گیری دو قطبی ایجاد و یا عیان شد و با وجود اینکه #ناطق نوری بیش از آنکه نماینده جریان اصیل انقلاب باشد(با وجود شخص برجسته ای همچون مرحوم #آیت الله ری شهری) اما در هیاهو و کشاکش انتخابات76 این جابجایی انحرافی اتفاق افتاد و چون شخص ناطق نوری ماهیتا و براساس اندیشه اقتصادی و منش مدیریتی و حاشیه های فراوان اطرافیان سودجو( از جمله همین دوباجناق پرحاشیه و فرصت طلب و اتفاقا 2 نفرازسه کاندیدای جبهه اصلاحات در انتخابات حاضر یعنی #آخوندی و #شریعتمداری در کنار پزشکیان!!)، نتوانست جبهه انقلاب را برای انتخاب خود اقناع نماید، سیاسیون جریان راست هم بنابه هردلیلی از به میدان آوردن قاطبه مردم به نفع وی ناکام ماندند و بعدها تجربه ثابت کرد که سیاسیون مثلا رده اول دست راستی، خود بازیخوردگان جریان هاشمی بودند تا چهره انقلابی اصلی(مرحوم ری شهری) حذف شود و در حالیکه الباقی کاندیداها(خاتمی یا ناطق حتی مرحوم زواره ای) مهره های یک اردو هستند. حتی اگر هاشمی را با الفاظی چون عالیجناب سرخپوش و عالیجناب خاکستری و...بنوازند که اینها از ملزومات نمایش سیاسی در انتخابات 76 تعریف شده بود. اما هرچه بود موجب تحلیل توان جریان انقلاب و به حاشیه رفتن ایشان بود باوجودیکه رهبری معظم انقلاب هشدارهای بصیرتی اش در سخنرانی معروف عاشورا نقل محافل انقلابیون بود اما دریغ از یک جو بصیرت نزد سیاسیون مدعی انقلابیگری!؟ حال این داستان باردیگر بگونه ای مجدد بازنویسی شده و اگر دیروز جناب #صادق محصولی دوآتشه با تمام توان وارد شده بود تا #مرحوم ری شهری را به نفع ناطق از میدان بدر کند(و بعدها دید که چه کلاه گشادی از طرف باندهاشمی برسرش رفته)؛ اما چه سود که چند سال است کمر همت بسته تا قایباف را از میدان انتخابات بدر کند ودر این مسیر از هیچ بداخلاقی ابا ندارد! اگر چه شان جلیلی متفاوت از این خاطره تلخ است و ایشان هیچ تشابهی با شیخ علی اکبرناطق نوری ندارد؛ اما فعلا درب جبهه پایداری و جریان حجتیه برهمان پاشنه اختلاف و عدم وحدت میچرخد و منافع اصیل و اصلی نظام گوئیا در محاسبات ایشان جایی ندارد.2- شخص آقای دکتر#مسعودپزشکیان بعنوان یک رزمنده و پزشک متخصص و نماینده چند دوره، تمامی ملزومات ظاهری یک کاندیدای مقبول را دارد، اما فراموش نباید کردکه موضوع شخص ایشان نیست بلکه هیات متشکل از جریانات متقابل با کلیت نظام و ولایت فقیه در پس ستاد ایشان، دقیقا همانها هستند که محمدخاتمی را توانستند رو در روی نظام قراردهند و یا از #میرحسین موسوی یک متوهم معاند نظام بسازند!؟ ( همان میرحسین موسوی که قرار بود معاون اول خاتمی باشد اما بخاطر سخنرانی نقد توهم توطئه در دانشگاه تهران در 13آبان 76 از سوی اصلاحات بایکوت شد) افرادی همچون عباس عبدی و حجاریان و... با میدانداری امثال عطریانفر و ابطحی و یا تاج زاده ودیگران حرفه ای هایی هستند که خوب فراگرفته‌اند چگونه جنگ روانی براه بیندازند، چطور میدان را گل آلود کنند، چگونه ماهی مطلوبشان را صید کنند و...

۲۰:۵۵

لذا اینان این قابلیت را دارند که دکترپزشکیان مشهور به احساساتی مزاج بعضا تندخو و گاها واکنش عصبی را چگونه و با کدام لطایف الحیل به مدافع آشوب 1401 و فتنه 88 بدل کنند!! فراموش نکنیم که جریان امتی ها (پیروان مکتب انحرافی دکترپیمان با ظواهری آراسته به برداشتهایی از نهج البلاغه) در ستاد او لانه گزیده اند(چنانچه در زمان دفاع مقدس هم با این استدلالات مانع جبهه رفتن ها و اعزامها میشدند و رو در روی امام ره ایستادند) و امروز یکی از اصلی ترین عناصر کلیدی این جریان منحرف، مسولیت ستاد کشوری دکترپزشکیان را دردست گرفته است (علی عبدالعلی زاده)که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....3- چاره کار در این آوردگاه وحدت و هوشیاری جبهه انقلاب است. کنار گذاشتن گلایه ها و اختلاف سلایق و برداشتها و یکسو کردن توانها و رسیدن به وحدت و یکپارچگی در عمل و تن دادن به نظرسنجی های واقعی و نه لجاجت برسر نظرسازیهای محفلی و نهایتا معرفی یک نفر از جبهه انقلاب و حمایت واقعی و همه جانبه از او باید مطمح نظر همه فعالین این جبهه باشد. نگاه جزمی صفر – یکی در این شرایط و سلبی و صلب اندیشی در این مقطع، حسرتهای فراوان محتمل را ببار خواهد آورد. همانها که مشابهش در انتخابات 1392 و 1396 اتفاق افتاد و تجربه تلخ و گزنده اش هنوز از خاطرمان نرفته است.4- فراموش نکنیم که ملت ما با خون شهید #حاج قاسم سلیمانی و رییس جمهور شهید پیمان بسته اند که مسیر خدمت، مردمی بودن، روح ایثار و جهاد و تلاش برای رفع مشکلات محرومین تا پای جان مرام رییس جمهور منتخب باشد و باید که براین پایه از منافع اصیل نظام پاسداری کنیم. لذا در وفاداری به این مضامین، حتما بایستی فردی را انتخاب کنیم که این عزیزان و مکتب و نحله فکری ایشان را باور دارد و تفکر جهادی و انقلابیگیری را در رفتار و سوابق و لواحق مدیریتی خود عملیاتی ساخته است. ادامه دارد....

۴:۴۷

شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربی :شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربی :بسمه تعالیاین‌همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد اینجا سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد گفت آن یار کزاو گشت سرِ دار بلند جُرمش این بودکه اسرارهویدا می‌کرد
جریان شناسی جریانی ناشناخته(جنبش مسلمانان مبارز یا امتی ها) درتعارض با منافع ملی و بازیگری درانتخابات چهاردهم ریاست جمهوری محمدصادق فتح اللهی(دکترای جامعه شناسی توسعه اجتماعی)
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، جریانات سیاسی مختلفی در سطح جامعه و ایضا در فضای دانشگاهی مشغول فعالیت بودند که طبعا گرایشات ایدئولوژیک متفاوتی داشتند. سلایق و باورهایی از جنس مذهبی و دینی تا گرایشاتی از جنس چپ و مارکسیستی و یا بعضا جریانهایی با محتوایی اندیشه مارکس و مائو و هگل با روکشی از اسلام بویژه نهج البلاغه علی علیه السلام(التقاط چپ) و... اما اینان گذشته از مشی و مرام متفاوت و با وجود رقابتهای پیدا و پنهان با یکدیگر، در اقیانوس خروشان انقلاب شناور بودند تا اینکه پیروزی در 22بهمن 57 واقع شد. تقریبا از فردای پیروزی انقلاب اسلامی برخی احزاب و جریانات سعی کردند تا با نمایان کردن و تبلیغ مرام و عقاید خود، به یارگیری و گسترش شبکه نفوذ در بین مردم بویژه نسل جوان دانشجو و دانش آموز همت گمارند و در این مسیر بشدت با یکدیگر به رقابت پرداختند که درپی این رقابتهای جدی که اندک اندک بدل به سهم خواهی در قدرت هم میشد، آرام آرام برخی از گروهها سلاحهای بجا مانده از مبارزات انقلابی را بسوی همسنگران دیروز و رقبای امروز نشانه رفتند و مردم بیگناه را آماج خوی قدرت طلبانه خود نمودند و نشان دادند که مبارزان منحرف دیروز، براحتی میتوانند بدل به سربازان مسلح استکبار شوند و رودر روی انقلاب مردم بایستند. از این قبیل میتوان گروهکهای منحله منافقین و کومله و دمکرات و شاخه اقلیت چریکهای فدایی و تعدادی دیگر رانام برد که حتی نهایتا در خدمت دژخیمی چون صدام تکریتی قرارگرفتند وبه کیان وطن و ملت خیانت کردند. اما یکی از افراد باسابقه در این میان شخص دکترحبیب اله پیمان است. او یک دندانپزشک و دارای تحصیلات جامعه شناسی است. وی فعال سیاسی چپ‌گرای مذهبی و سوسیالیست و عضو کمیته رهبری شورای فعالان ملی مذهبی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و از اعضای مؤسس و دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز است. نهضت خداپرستان سوسیالیست و همراهی با محمد نخشب و حسین راضی(از فعالان سوسیال دمکرات دهه 1330)، عضویت در حزب مردم ایران و همگامی در نهضت ملی به رهبری دکترمحمد مصدق، برجسته‌ترین مقاطع شروع زندگی سیاسی دکترپیمان است. او با تجربه بالای خود از کودتای 28مرداد و نقش نهادهای نظامی در قدرت، بدون هیاهو در تلاش بود تا از آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بدون عیان نمودن زوایای انحراف و التقاط فکری خود و پیروانش، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جدید التاسیس نفوذ کند. با آغاز جنگ تحمیلی و کارشکنی این افراد از عدم حضور در جبهه های جنگ و ممانعت از اعزام داوطلبین و رودررویی علنی با اندیشه های متعالی امام خمینی و اشاعه افکارشان در نشریه امت متعلق به شخص دکتر پیمان؛ با شناختی که شهید بزرگوار آیت اله محلاتی نماینده وقت امام (ره) از این جریان داشت، مانع از ادامه حضور ایشان در سپاه شد و تقریبا تمامی افراد وابسته به این جریان را از سپاه اخراج نمود.(نمونه آن اخراج جمع امتی های سپاه ارومیه همچنان آویزان از آبروی پرآوازه شهیدان آقامهدی و حمیدباکری). اما این جریان ساکت ننشستند و توانستند با حمایت برخی افراد ذینفوذ همچون میرحسین موسوی و بهزادنبوی و بعدها امثال سعیدحجاریان، به دستگاههای حاکمیتی و حتی امنیتی و بعضا اقتصادی ورود کنند و افکار و مرامشان را پیگیری نمایند و با استفاده از جایگاه قدرتمندی که بدست آورده بودند؛ به گسترش شبکه و جذب و سازماندهی نیروهای جوان و تحصیلکرده مبادرت کنند که حقا در این کار بسیار خبره و توانمند عمل کرده و سازماندهی خوبی داشته و دارند. ایشان که با مرام سوسیالیسم و روکشی از برخی ایده های برگرفته از نهج البلاغه فعالیت کرده بودند، دولت میرحسین موسوی را با اشتهار اقتصاد کوپنی و دولتی(شبیه اقتصاد سوسیالیستی)مواجه ساختند. اما در کوران دفاع مقدس هیچیک از ایشان حتی یکروز پایشان به جبهه ها بازنشد(علیرغم شعارهای عوامفریبانه رفاقت کذایی با شهیدان مهدی و حمید باکری) ودریغ از یک بارحضور واعزام! همچنان مشغول ثروت اندوزی با دلارهای 7 تومانی و گسترش دامنه نفوذ در کانونهای قدرت و مراکز اقتصادی و تجاری بودند و اندک اندک تبدیل به یک طبقه اقتصادی و سیاسی قدرتمند و نوظهور شدند.
جنگ که به پایان رسید ، این جریان با چرخش در ش

۹:۱۱

عارهای اقتصادی متمایل به تمرکز دولتی، به استقبال شعارهای لیبرالی دولت سازندگی رفتند و لیکن هیچ صحبتی
از آزادیهای اجتماعی مخالف مشی رییس جمهور سازندگی نداشتند وتقریبا تبعیت محض از دیکتاتوری قوه مجریه کردند تا اینکه دوره 8 ساله سازندگی بسر رسید. حال نوبت چرخش از سیاستهای لیبرالی در اقتصاد و سیاست به سمت ایده های مشارکتی دولت اصلاحات بود که اتفاقا برخی همفکرانشان در برپایی آن نقش ویژه داشتند. افرادی چون عباس عبدی و بهزاد نبوی وعطریانفر و تاج زاده و کرباسچی و ... که حاضر بودند برای رسیدن به مطامع سیاسی در قدرت، ولینعمت خود را با بدترین توهینها(عالیجناب سرخپوش و عالیجناب خاکستری) بنوازند!! حال فرصت آن بود که اندک اندک ماهیت خودرا عیان کنند چرا که هم درمصادر امنیتی و حاکمیتی حضور داشتند و هم قدرت سیاسی در ید اختیارشان بود و هم مواهب اقتصادی از نفت و پتروشیمی وفولاد و خودرو سازی و... بقدر کفایت در چنگ. بحران آفرینی کوی دانشگاه در 1378 یکی از نمایش قدرت ایشان برای به عقب راندن نظام بود که به سرانگشت تدبیر ولایت امام خامنه ای و حضور مردم به نتیجه نرسید. تا اینکه نوبت به دولت بهار رسید. به سرانگشت طراحی اسفندیار رحیم مشاعی(مشاور نزدیک احمدی نژاد) کلیت این جریان درتمامی 8 سال دولت بهار! در عین فحاشی به رییس جمهور منتخب، در کانونهای قدرت اقتصادی باقیماندند... جهانگیری در فولاد و نعمت زاده در پتروشیمی و زنگنه در هلدینگ نفتی و عبدالعلی زاده در هلدینگ ساختمانی و... و با وجودیکه بیش از هر قشری از پول پاشی این دولت ثروتمند شدند، در میانه راه، بحران 1388 ( بخوانیدفتنه88) را رقم زدند و از درون دولت احمدی نژاد نیز یارغار ایشان یعنی جریان مشاعی نقش بنزین بر آتش را اداره و بازی میکرد. در دولت روحانی که دیگر فصل بهره برداری از اندوخته های 4 دهه ای ایشان بود، چهره ها کم کم عیان گردید و با طیب خاطر اقتصاد و سیاست را بدست گرفتند و نظام و انقلاب را از درون با چالشهای اساسی(بحران بنزین و دلار و طلا و...) مواجه کرده و مشکلات عدیده امنیتی سیاسی و اقتصادی را بر ملت تحمیل کردند تا جاییکه دولت روحانی به بهشت جاسوسان دو تابعیتی بدل شدکه ذکر آن از حوصله این مقال خارج است. در ادامه نوبت به دولت شهید رییسی رسید. اینان که در انتخابات ناکام مانده بودند از همان روزهای نخست عزم تخریب و هتک و ناراستی داشتند و هر اقدامی را با موج سنگین رسانه ای تخریب و ناسزا مواجه میکردند و بزرگترین شکایت و گلایه این جریان از شهیدجمهور ناشی از شناخت عمیق شخص آیت اله رییسی از عقبه فکری و عمق انحراف فکری و عملکرد فسادزای ایشان در اقتصاد و مدیریت بود که متاسفانه دست اجل مهلت مواجهه مبنایی را از ملت و دولت سیزدهم گرفت. حال که به ایستگاه چهاردهم رسیده ایم؛ سوال اساسی اینست که پیروان و طرفداران دکتر پیمان واین جریان آلوده و منحرف از راس ستاد انتخاباتی تا اجزای برنامه ریز و عملیاتی، چه سنخیتی با شخص آقای دکتر پزشکیان و همفکران ایشان که بعضا از نسل رزمندگان و ایثارگرانند، دارند؟ او که اشتهار به پاکدستی و ساده زیستی دارد، چه صنمی در گذشته و یا خدای ناکرده چه تضمینی برای آینده با این جریان داشته و دارد؟ این طبقه بد پیشینه با برخورداری از شبکه وسیع نفوذ و در اختیار داشتن ابزارهای پردامنه رسانه ای(اعم از مکتوب ومجازی) و بهره مندیهای اقتصادی عظیم، چه نسبتی با شعارهای عدالت طلبانه و فسادستیزانه دکترپزشکیان دارند؟ آیا آقای دکترپزشکیان خواهدتوانست ایده های محروم پسند خودرا از چنگال آلوده این جریان پرحاشیه برهاند؟ حافظه تاریخی ملت مملو از تجارب تلخ دولت موسوی و هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد وروحانی از بازیگردانی این جریان برخلاف و علیه منافع ملی است و شوربختانه حاکی از آن که رفقا و هم مسلکان جنبش مسلمانان مبارز(امتی ها) ستاد دکترپزشکیان، متخصص آویزان شدن از قدرت و مکیدن خون ملت در نفت و پتروشیمی وگاز و فولاد هستند و رهایی از چنگال ایشان به این سادگی میسر نیست. امیدکه دکترپزشکیان راهی برای برون رفت از چنگال این بدسابقه های سیاسی بیابد و برای اطمینان خاطر دوستداران و رقبا اظهار نماید.مگر اینکه داستان دیگری درپس این همراهی شک برانگیز مستور باشد. ادامه دارد...

۹:۱۱

شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آذربایجان غربی :: بسمه تعالیمناظرات کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و کلی گویی و بی توجهی محض نسبت به تیپ شناسی اجتماعی مخاطبان(اشتباه در انتخاب گفتمان عوامانه با گفتمان مقبول عام!) محمدصادق فتح اللهی – دکترای جامعه شناسی توسعه اجتماعی
چند روزی است که از گفتگوهای داوطلبان انتخابات در اشکال مختلف می گذرد و مناظرات نیز آغازشده و فرصت چندانی تا روز انتخاب نمانده است. اما باید اذعان کرد که متاسفانه هیچیک از نامزدهای محترم به تیپ شناسی مخاطبان و گفتمان مورد توجه و قابل ادراک ایشان توجهی ندارند و گوییا برای هوادارانشان در داخل ستاد سخرانی می کنند و از این حیث است که مردم از دل این گفتگوها نمیتوانند کاندیدای مورد نظرشان را انتخاب کنند و تمیزی میان ایشان قایل شوند. پژوهشهای وسیعی که طی چندین ساله اخیر از سوی جمع قابل احترامی از پژوهشگران مسایل اجتماعی صورت گرفته و مرتبا از منظر نگرش سنجی و مطالعات افکار و مرجعیت اجتماعی و گرایش و رویکرد مطالعه شوندگان، بازبینی و تکمیل می شود؛ حاکی از اینست که 4 گروه اصلی اجتماعی(با حدود 28 تیپ اجتماعی) منبعث از وجوه مطالعه شده، در جامعه زندگی می کنند: اولین گروه جریان سنتی ملتزم به چارچوبهای نظام هستند که بیشترین جمعیت نظام اجتماعی را در بر می‌گیرد(حدود 11 تیپ) با جمعیتی حدود 42درصد . این گروه گرایش سیاسی به معنای جناحی آن ندارند و در هر زمانی بسته به شرایط عام جامعه به یکی از جناحها رای داده و یا در برابر همه جناحها سکوت کرده و به هیچیک رای نداده اند. این گروه بزرگ در واقع تعیین کننده ترین بخش جامعه بوده و اصولا می بایست همه ستادهای انتخاباتی و داوطلبان برای رسیدن به گفتمان مشترک با ایشان تلاش کنند در حالیکه عموم داوطلبان و ستادهایشان، از این موضوع غفلت نموده و گفتمان مشترک با این جمعیت بزرگ را با عوامانه صحبت کردن اشتباه گرفته اند و در واقع حرفهای کلی غیرقابل ادراک، این مخاطبان ویژه را بعکس بگویش عامیانه ترجمه می کنند که این خطای مضاعف است و توهین به شعور عمومی! و انتظار اینست که در مناظرات بعدی در این خصوص تجدید نظر اساسی صورت پذیرد. گروه دوم مطالعه شده با 7 تیپ اجتماعی جمعیتی حدود 28 درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند که میتوان آنها را ملتزمین به اصول نظام و آشنا به فضای رسانه های مدرن نامید. این گروه اجتماعی در قالب چهارچوبهای عقیدتی و سیاسی نظام فکر می کنند و واکنشهای سیاسی ایشان در قالب این اصول پذیرفته شده، تعریف میشود. گروه سوم نیز با حدود 7 تیپ و جمعیتی تقریبی 28 درصد جامعه را تحت قالب غیرملتزمین به چارچوبهای عقیدتی و سیاسی نظام و آشنا به فضای رسانه ای مدرن میتوان نامگذاری کرد. جالب اینکه این جمعیت نسبتا قابل توجه، حدود 70 درصد فضای مجازی را در ید قدرت خود دارند و قدرتمندترین کنشگران فضای غیرمکتوب و توانمندی سکوهای غیرداخلی محسوب میگردند. این گروه که عمدتا از سنخ ورزشکاران و هنرمندان و اصطلاحا سلبریتی ها هستند، قدرت اثرگذاری بسیاربالایی در افکار عمومی دارند و حتی تجارب مکرر نشان داده که براحتی میتوانند نخبگان جامعه را تا حد عوام پایین بکشند و دنبال خود راه بیندازند! این جمعیت اگرچه بلحاظ فیزیکی در داخل کشور زیست می کنند، اما در حوزه اندیشه در فضای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی آنسوی مرزها ذوب و هضم شده اند و خارج از چارچوبهای منافع ملی و دیدگاههای نظام و انقلاب اسلامی کنشگری دارند. گروه چهارم که بلحاظ جمعیتی حدود 2درصد جامعه هستند و ازحیث تیپ شناسی در 3 تیپ خلاصه میشوند، بدلیل ارتباطات دامنه دار و گسترده با محافل سلطنت طلب و ضد انقلاب و احزاب منحله و... سر و صدای بیشتری به نسبت حجم و جمعیت شان دارند و چون خود را زخم خوردگان انقلاب میدانند، از هیچ گونه کینه ورزی و نفرت پراکنی نسبت به نظام و افراد و سیاسیون از هر جناحی که باشد، ابا ندارند و اصولا نبایستی برای همراه کردن ایشان امید داشت. اینان همه 98 درصد جامعه را در یک قطب و خود را درقطب مخالف معرفی می کنند و دایما بر شیپور قطبی شدن جامعه میدمند و باید حق داد که با استفاده از شبکه های تلویزیونی متعدد در 30 تا 40 سال گذشته و حمایت رسانه ای غرب تاحدودی موفق بوده اند! حال تکلیف داوطلبان با این تیپ شناسی و گروههای اجتماعی 4 گانه چیست؟ گروه دوم یعنی ملتزمین مدرن، به شکل تکلیفی در انتخاب شرکت می کنند و با شناخت از گرایشات سیاسی به کاندیداها در داخل نظام و بر مبنای اصول شناخته شده خود، اغلب به یکی از سه نفر( پزشکیان وقالیباف یا جلیلی) رای میدهند. اما گروه سوم یعنی غیر ملتزمین مدرن، بدلیل گرایشات آنورآبی خود براحتی هرکاندیدایی را مورد پذیرش قرار نمیدهند و کاندیدای مورد نظر ایشان باید بتواند دیدگاههای ساختارشکنانه و هیجانی ارایه دهد تا مطلوب ایشان شود که در این انتخابات با توجه ب

۱۳:۰۶

ه روحیات و شناختی که از این 6 داوطلب داریم
: گفتگو و مناظرات و پایبندی نسبی به اخلاقیات در عموم داوطلبان، از این گروه اجتماعی خاص تعداد معدودی در انتخابات مشارکت خواهند کرد و این انتخابات به مزاج غالب ایشان خوشایند نیست! اما جنس گرایشات و مطالبات و نوع کنشهای اجتماعی گروه اول یعنی سنتی های ملتزم(بزرگترین جمعیت) با بقیه اندکی متفاوت است.آنها اگرچه اعتقادات زمینه ای در حوزه منافع ملی و دین و باورهای فرهنگی دارند، اما کاندیداها را براساس شاخصه های سیاسی و جناحی ارزیابی نمی کنند و برای ایشان مفاهیم کلی و اصطلاحات گرد و قلمبه معنای خاصی ندارد. برای آنها اصلا مفاهیم کلی چون بهبود مناسبات بازتوزیع ثروت و گسترش عدالت، اصلاح نظام بانکی و پولی، اصلاح مناسبات مبتنی بر بهره مندی، اصلاح و هوشمندسازی مناسبات حقوقی فضای کسب و کار، اصلاح چارچوبهای مدیریت منابع مالی ارزی و ریالی و دهها مفهوم مورد استدلال داوطلبان محترم معنا دار نیست. آنها میدانند که حرفهای درشت و مفاهیم کلی در طول 4 سالی که مثل برق و باد میگذرد قابل حصول و وصول نیست. مردم بعنوان اصلی ترین مخاطبان تبلیغات انتخاباتی انتظار دارند بجای وعده ها و شعارهای کلی، بدانند که تحریم را چگونه بی اثر می کنند؟ اگر تحریمی که از سوی سازمان ملل در دهه 90 وضع شد و موجب 3 برابر شدن قیمت دلار شد؛ اما وقتی ترامپ دیوانه برجام را پاره کرد، دلار ده برابر شد! حال داوطلب محترم ریاست جمهوری با کدام برنامه مشخص و چه سازوکاری میخواهد تحریم های فلج کننده را برچیند؟ اروپایی هایی که همه گرفتنی هارا گرفتند و هیچ چیزی ندادند و حتی چنددلار را جابجا نکردند، حال با چه برنامه ای در سرمایه گذاری 200 میلیارد دلاری مشارکت خواهند کرد؟ این سرمایه با چه مکانیسم مشخصی وارد کشور خواهد شد؟ چه تعهدی بیش از تعهدات عمل شده دولت حسن روحانی باید بدهیم که نداده ایم؟ بعد از هسته ای نوبت کدام دادنی است؟ مبادا تله ای طراحی کنند و حال که تازه از قید تله های گذشته درآمده ایم، در تله جدیدی بیندازندمان؟ مقدمه کتاب هنرتحریمها نوشته ریچارد نفیو تاکید دارد که بایستی در 4 حوزه جمهوری اسلامی ایران را مجبور به تغییر رفتار کنیم. هسته ای، موشکی ،مقاومت منطقه ای و حقوق بشر! مبادا با ندانم کاری در فضای انتخابات وارد این مسیر شویم. کاندیداهای محترم لازمست تا دیدگاههای خود را بزبان مخاطبان و بسیار دقیق و قابل فهم و اندازه گیری توسط مخاطب بیان کنند تا بتوانند همراهی و همدلی ایجاد کنند تا با جلب مشارکت گسترده تر انتخابات قابل افتخاری برگزار شود. آنچه در ارزیابی های فعلی مشهود است مشارکت عمومی در حدود 47 تا 50 درصدی است که با این سیاق گفتگوهای کلی و بیگانه با گفتمان عمومی راه بجایی نخواهیم برد. ادامه دارد...

۱۳:۰۶

thumbnail

۱۳:۰۶

thumbnail

۱۲:۴۹

thumbnail

۱۲:۴۹

بسمه تعالیبزرگی، سراسر به گفتار نیستدوصدگفته، چون نیم کردار نیستنقدی بر رفتار برخی کاندیداهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (محمدصادق فتح اللهی-دکترای جامعه شناسی توسعه اجتماعی) با نگاهی ژرف بر تحولات روزهایی که جامعه آماده انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری چهاردهم میشود، شاهد اتفاقاتی هستیم که هریک در نوع خود درخور توجه و مطالعه هستند که به تفکیک به عرض خوانندگان میرسد:1- شاید از دیدگاه بسیاری از بزرگان کشور و محترمین و اصحاب اندیشه، مطالب کلی و عدیده‌ای مانند تحریم های ناجوانمردانه، نرخ ارز و بی سامانی تورم و تضعیف شعایر دینی خاصه در امر حجاب و یا مسایلی در باب تولید و صادرات و اشتغال و یا کفایت یا عدم کفایت برخی مسئولان یا فساد اداری خاصه در شرکتهای دولتی فاقد نظارت محاسباتی و امثال اینها در سطوح استانی و ملی مطرح باشد که انصافا هم نیازمند غور و مداقه و توجه وتبیین بزبان مردم وقابل فهم برای عموم هستند. اما یکی از مهمترین موضوعات بر زمین مانده در کشور، مسایل مرتبط با "حوزه اجتماعی" ( نظیر اعتیاد، زندگی تجردی بدوراز خانواده، کودکان کار، زنان خیابانی، گورخواب و کارتن خوابها و...) است. امری که با صد اسف باید گفت که اگر چه آثار شوم این رها شدگی موضوع، گریبانگیر همه اعم از مسئولان و مردم شده اما گوش شنوایی برای چاره اندیشی نمی یابد و بگونه شایسته و بایسته و با دید مسلح و کاربست علمی بدان توجه نمی‌شود. شاید یکی از دلایل این رهاشدگی و عدم تقارن نگاههای تئوریک و تجارب اجرایی و ناهمسویی، اظهارات ضد دینی و گاه ضد حکومتی اساتید دگراندیش حوزه اجتماعی و جامعه شناسی است که بدلیل عدم تطابق با نیازهای انقلاب اسلامی و ماهیت غربی اش، خاصه طی بحرانهای سیاسی 30 سال اخیر، مسئولان را آزرده و با عدم جذابیت تبیینی موضوع، نتوانسته گفتمان مدیریتی غالبی برای مواجهه با انبوهی از مباحث و مسایل اجتماعی برزمین مانده بسازد. اما چه باید کرد که هجوم سیل آسای این موضوعات که اندک اندک شکل تهدید بخود می گیرد، این انتظار را دامن می زند که برای این حوزه چاره اندیشی بایسته و جدی صورت دهیم. امری که متاسفانه کمتر توجهی از سوی اغلب داوطلبان به این حوزه دیده نمیشود. امید که حداقل در مناظره سوم با موضوع فرهنگ و جامعه به این مهم پرداخته شود.2- چند روز قبل رفتاری از سوی یکی از مشاوران آقای دکترپزشکیان بروز کرد که جامعه و مخاطبین را بهت زده کرد. قهر و پرخاش و ایراد خسارت به تجهیزات و میکروفون و پرتاب آن به سمت جایگاه کاندیدای مورد حمایت و عدم توجه به درخواستهای مکرر ایشان و بعد هم انتشار توئیت غیرمودبانه و.. این رفتار غیر مودبانه ( مسبوق به سابقه در رفتار شهردارهفت تیرکش اصلاحات، برخورد وزیرمسکن دولت روحانی باخبرنگاران در حیاط پاستور و...)بیش از آنکه نشانه پایین بودن آستانه تحمل طرفداران گفتمان اجتماعی و شعاردهندگان «زنده باد مخالف من» باشد، حاکی از گردهم آمدن جمعی از پیچیده ترین طراحان عملیات روانی دریک ستاد مشخص است. اینان به سبک ماکیاول قدرت توجیه بالایی در اینگونه موارد و بدترازاین رادارند.کسانی که بیش از 30 سال است در تلاش گسترش سکولاریسم و تقدس زدایی از باورهای مردم هستند، بلافاصله این رفتار غیراخلاقی و مذموم و توییت توهین آمیز بعداز آن را، «خشم مقدس» نامیدند!؟! (فراموش نکرده ایم شهردار هفت تیرکش وهمسرکش اصلاحات و یا برخورد غیراخلاقی وزیرمسکن دولت روحانی با خبرنگاران در حیاط پاستور). یادآور میشود درنوشته های قبلی ذکر شده بود افرادی که قادربودند از کروبی و خاتمی و موسوی با آنهمه سوابق انقلابی و ارادت به رهبری، یک مخالف و معاند بسازند، قطعا برای ادامه کار با دکترپزشکیان با اختصاصات روحی و خلقی خاص، حتما برنامه‌های ویژه دارند. اینان احتمالا بیش از توجه به اصل انتخابات، بدنبال پیاده کردن پرده های ناتمام سناریوی شوم 88 و انتقام از ملت باشند. این رویکرد بدسابقه‌های ضد امنیتی ناخودآگاه بیاد می آورد زمانی را «انتخابات بهانه بود و اصل نظام نشانه بود»!!3- چند دوره ای است که در اثنای انتخابات، برخی سیاست پیشگان، عوامل و عناصر نزدیک بخود را بطور وسیعی در ستادهای مختلف و گاه حتی در ستادهای غیرهمسو بکار می‌گمارند که این معنایی جز فرصت طلبی و سالوس بازی ندارد و مانند این است که مرغ کرچ هرجا که می رسد تخم می گذارد به این امید که جوجه هایش در محلهای مختلف از تعرض مصون بمانند و بموقع ثمرده شوند! اتفاقا این افراد برای رد گم کردن، خودشان را طرفدار دو آتشه هم جا می زنند و زمانیکه کاندیداهای همسو نیازمند اجماع باشند، نقش تخریبی و ضد وحدت بازی می کنند که لازم است هم مردم و هم گردانندگان ستادها از این افرادفرصت طلب دوری کنندو مراقبت و پرهیز نمایند. ادامه دارد...

۱۲:۴۹

‏به گروه واتساپ من ملحق شوید. https://chat.whatsapp.com/HN9RJC7W9RvI1SBC9uLkLw

۱۲:۵۰

بیانیه دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد اظهارات پزشکیان
undefinedجناب آقای دکتر مسعود پزشکیان کاندیدای محترم انتخابات ریاست جمهوری؛ ضمن عرض سلام و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای خدمت و آرزوی سلامتی برای مقام معظم رهبری و تمام خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی؛ اظهارات حضرتعالی در برنامه میزگرد فرهنگی مورخ ۱۴۰۳/۳/۳۰ حاوی نکاتی بود که دانشگاه علوم پزشکی تبریز را بر آن داشت که جهت روشنگری و رفع ابهامات، جوابیه‌ای خدمت مردم شریف ایران ارائه نماید.
undefined۱- حضرتعالی در سخنان خود از بکارگیری افراد تازه کار در مسئولیت‌ها انتقاد نمودید و فرمودید مگر می‌شود یک نفر دانشیار را مسئول استاد قرار داد. بایستی بگوییم، در انتصابات روسای دانشگاهها، قوانین و مقررات شورای عالی انقلاب فرهنگی مراعات می شود و اگر مغایرتی باشد، انتصاب صورت نمی گیرد.
undefinedگفتنی است وقتی در سال ۱۳۷۳ بر مسند ریاست دانشگاه علوم پزشکی تبریز منصوب شدید، یک استادیار ۴۰ ساله تازه کار بودید و حال آنکه در آن زمان، اعضای محترم هیئت علمی، در سابقه و سن و رتبه علمی بالاتر از جنابعالی بودند و در انتصاب های جنابعالی در مسئولیت های سنگین و حساس نیز، سابقه، تجربه و صلاحیت علمی مهم نبودند.
undefined۲- حضرتعالی یکی از اعضای جذب هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بودید و می‌دانید که در این دانشگاه، در طی دولت شهید رئیسی، نهایت دقت برای رعایت قانون در جذب هیئت علمی شده و حتی یک مورد جذب سلیقه ای اتفاق نیفتاده است.
undefinedشایان ذکر است در دوران تصدی ریاست دانشگاه توسط جنابعالی و معاونت آموزش وقت دانشگاه، با گزینش سلیقه‌ای، تعداد زیادی از قبول شدگان در آزمون دستیاری رد صلاحیت شدند و به جای آنها نفرات دیگر با نمرات بسیار پایین که همفکر جنابعالی بودند جایگزین شدند، که این افراد به « قبول شدگان با سهمیه پزشکیان » معروفند.
undefinedآیا این اقدام را در جهت اجرای عدالت انجام دادید؟ یکی از این قبول شدگان از هموطنان ارمنی بود که با وجود چند نوبت قبولی در آزمون دستیاری قربانی گزینش سلیقه‌ای سیستم آموزشی جنابعالی شده و چند سال از ادامه تحصیل بازماند. (افراد مذکور و مستندات، حاضر و آماده ارائه هستند)
undefined۳- فرمودید که رئیس و برخی معاونین دانشگاه علوم پزشکی تبریز فارغ التحصیل دانشگاه آزاد اسلامی هستند و اساتید زمان تحصیل جنابعالی از آمریکا و اروپا آمده بودند. از نظر شما تحصیل در آمریکا خوب است یا بد؟ نوسان های شدید و تندروی های غیرمنطقی در اعلام موضع جنابعالی جای تامل دارد چرا که در مواضع تان در دهه ۷۰ بسیاری از همین اساتید تحصیل کرده در آمریکا و اروپا را ضد انقلاب خطاب کرده و همین جریان افراطی منجر به فرار بخشی از نخبگان از کشور شد.
undefinedآیا منظور شما این است که هر کس در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل نموده حق انتصاب در مسئولیتی را ندارد و یا مشکلی از بابت صلاحیت علمی و یا اخلاقی دارد، در صورتی که دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، امتحان علوم پایه و پرانترنی و آزمون‌های تخصص و فوق تخصص را با دانشجویان دانشگاههای دولتی می‌گذرانند و تعدادی از آنها حائز رتبه‌های برتر در این آزمون‌ها هستند و رئیس و معاونینی که شما از ایشان صحبت به میان آورده اید، فارغ التحصیلان پزشکی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی بوده و مدارج تخصص، فوق تخصص و فلوشیپ خود را در بهترین دانشگاههای وزارت بهداشت سپری نموده اند، که مسئولین و اساتید دانشگاهها شاهد کیفیت تحصیلی و کاری شان می‌باشند.
undefinedآیا این موضوع که شما فارغ التحصیلی از کشورهای آمریکا و اروپا را نشانه ارزش و باسوادی می‌دانید، نشان از خودتحقیری ندارد؟ چرا که بسیاری از متخصصین و اساتید دانشگاه‌های کشور عزیزمان ایران بویژه دانشگاه بزرگی همچون دانشگاه علوم پزشکی تبریز از نظر دانش و رتبه‌ علمی، بالاتر از فارغ التحصیلان کشورهای غربی می‌باشند و این شایستگی خود را در مجامع علمی بین المللی به اثبات رسانده‌اند. بی تردید کسی که می‌خواهد سکان دار نظام مدیرتی کشور شود، باید بیش از همه به استعدادها و بنیه علمی درون کشور اعتماد و اتکا داشته باشد.
undefinedدر پایان، ضمن دعوت خود و همه به تقوای الهی و حق گویی و حق طلبی و تاسی عملی از سیره امیر مومنان حضرت علی (ع)؛ علو درجات روح امام راحل و شهدای جنگ تحمیلی و مدافع حرم، سلامت و امنیت و بهترین روزها را برای ملت شریف ایران از خداوند متعال مسالت می‌نماییم.

۷:۴۳

thumbnail

۲۱:۲۵

با سلام تجمع بزرگ حامیان آقای قالیباف امروز چهارشنبه ساعت ۱۷ ستاد مرکزی واقع درخیابان حسنی روبروی داروخانه قریشی منتظر حضور سبزتان هستیم لطفا اطلاع رسانی فرمایید تشکر

۱۲:۱۰

بیانیه دوم ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر محمدباقر قالیباف در استان آذربایجانعربیبسم الله الرحمن الرحیم انتخابات عرصه سرنوشت سازی است که آینده کشور را در حوزه‌های گوناگون رقم می‌زند.خداوند سبحان را شاکریم که با هدایت رهبر معظم انقلاب اسلامی مد ظله العالی امت سلحشور ایران اسلامی متشکل از همه اقشار ، با شرکت در چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری علی رغم دشمنان قسم خورده ی انقلاب اسلامی حماسه دیگری خلق کردند. اینک که رقابت انتخابات به دور دوم کشیده شد تجربه نشان داده است که وفاق، همدلی و اتحاد ، پشتوانه پیروزی انقلاب و پیشرفت کشور بوده است. از طرفی همواره دشمنان به اختلاف فی مابین و بددلی‌های نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی چشم دوخته و سعی کرده است از این طریق کار خود را پیش ببرد وظیفه ما حفظ انسجام و اتحاد برای حمایت از کاندیدای جبهه انقلاب می باشد .با توجه به اینکه در مقابل یک آزمون دیگری قرار گرفته‌ایم تا بتوانیم در ۱۵ تیر ماه جاری با انتخاب اصلح یعنی کسی که معتقد به مبانی انقلاب اسلامی ، کارآمد ،دارای توانایی کار و جدی در خدمات رسانی به مردم باشد نظام مقدس جمهوری را که دژ مستحکم در مقابل ظالمان غارتگران و مستکبران است تقویت کنیم بدین وسیله ستاد انتخاباتی آقای قالیباف در استان ، ضمن تقدیر از حضور مردم شریف استان آذربایجان غربی در چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و دعوت به مشارکت پرشور در انتخابات مرحله دوم (۱۵ تیر) ، حمایت خود را از کاندیدای جبهه انقلاب جناب آقای دکتر جلیلی اعلام داشته و ظرفیت و امکانات ستادهای آقای دکتر قالیباف در سطح استان را در این خصوص با جدیت تمام به کارگیری خواهد کرد .
ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر محمدباقر قالیباف دراستان آذربایجان غربی

۱۳:۳۵