بله | کانال [شَطْحيّــــــآت]
عکس پروفایل [شَطْحيّــــــآت][

[شَطْحيّــــــآت]

۵۴عضو
thumbnail

۱۲:۰۲

[شَطْحيّــــــآت]
undefined تصویر
undefinedundefinedسلآم ~مدت ها بود که دنبآل ِ بهآنه ای بودیم برای نوشتن…برای معرفی کردن ِ خود ِ مآن …و حالا این بهآنه دستمان آمد,تا بنویسیم از خودمان,الآن که مینویسیم برای ِ تان,نشسته ایم میآن ِ هزآر ها هزآر جلد کتاب ِ فلسفه (:بوی ِ کاغذ کآهی می آید و صدای خش خش ِ کتابخانه های چوب گردویی ….- شما که هستید?۱۰ نفر از دانشجویان فلسفه دانشگاه امام صادق که دغدغه ها و سوال های بزرگ داریم و میخواهیم آنها را با شما هم به اشتراک بگذاریم. همچنین حتی دعوت میکنیم از شما که به جمع ما بپیوندید. (:.- ما جرا از چه قرار است?ما جرا نشریه ی مآست,شطحیات (:که قرار است چاپ بشود و کنارش هم قرار است برای شما رفقای مجازی مان,به اشتراک گذاشته شود.- شطحیات چیست?یک نشریه ست,که در آن قرار است حرف بزنیم از فلسفه,فلسفه را برای همه ی اقشار جامعه باز کنیم,ما در جست و جوی حقیقت ایم و در این راه هم هیچ پیش فرضی نداریم,قضاوتی نمیکنیم,و از شما هم همین را میخواهیم (:.- اصلا شطحیات به چه معناست?برای شنیدن ِ جواب ِ این سوال,منتظر ِ پست بعدی مان باشید ((:.- حالا کی قراره این تحفه تونو بخونیم?باید بگوییم کمی صبر داشته باشید (:تمام تلاش ما این است که اولین شماره ی ما نیمه ی اسفند ماه رونمایی بشود,تا آن موقع هم منتظر حمایت هاتون و همراهی هاتون هستیم undefined.همتت بدرقه ی راه کن ای طایر ِ قدسکه دراز است ره ِ مقصد و من نوسفرم …undefined
@shat_hyat_isuw

۱۲:۰۳

thumbnail

۱۱:۴۸

[شَطْحيّــــــآت]
undefined تصویر
[هوالحكيـــــم]
undefinedتا به حال به فكر كردن فكر كرده ايد؟ به اينكه چطور بايد فكر كنيم و اصلا چرا بايد فكر كنيم؟آيا اين كاري كه هر روز؛ بلكه هر لحظه انجام ميديم، همون فكر كردنه؟ undefined
undefinedفكر كردن يكي از كارهاييه كه از همون ابتداي خلفت بدجوري آدم رو توي دردسر انداخت! همين كه آدم ابوالبشر فكر كرد كه بالاخره از اون ميوه ممنوعه بخوره يا نخوره؟ اينكه اگه بخوره چي ميشه؟#آخرش_كه_چي؟يعني آدم از همون اول تو دام عقل افتاد. خب! پس اگه شما نميخوايد تو اين دام بيفتيد، اگه دوست داريد حالاحالاها به زندگي آروم خودتون ادامه بديد، خوندن ادامه اين مطلب رو به شما پيشنهاد نميكنيم؛ چون فكر كردن خطرناكه! undefinedundefined
undefinedفكر كردن به خودي خود خطرناكه؛ اما يچيزي هست كه اوضاع رو بدتر هم ميكنه و اون هنر خوب فكر كردنه؛ يعني #عقلاني_انديشيدن؛ به عبارت ديگه قوز بالا قوز!اصلا انديشه خودش چي هست كه عقلاني بودنش چي باشه؟!
undefinedانديشه همان چيزي است كه ما به آن قلقلك مغزي ميگوييم، و منظور از عقلاني بودن، خب، عقلاني انديشيدن يك مهارت است كه بايد آن را قدم به قدم بياموزيد؛ اما توجه كنيد! انديشه شما هرگز عقلاني نخواهد شد مگر آنكه خطر كنيد! پس درب ها را براي عقل بگشاييد و به خود جرأت دهيد تا فكر كنيد!
undefined#نشريه _دانشجويي_انجمن_فلسفه دانشگاه امام صادق (ع) پرديس خواهران، اينجاست تا در گام به گامِ اين راه پر خطر، شما را همراهي كند؛ پس در هر شماره از اين نشريه از شما پرسشي خواهيم داشت. اين بار ميخواهيم بپرسيم: طبيعت از ما يا از ما؟ طبيعت از ماست يا براي ما؟ ما حكمراناني مسلط بر طبيعتيم و يا مخلوقي در كنارِ او؟ به اين پرسش بينديشيد و منتظر انديشه هاي فيلسوفانه ما نيز باشيد.undefined@shat_hyat_isuw

۱۲:۲۴

thumbnail
[اولین شماره ی شطحیات ] زمستان ۹۷

۱۹:۳۹

thumbnail
undefinedگزارشِ تصويرىِ توزيعِ اولين شماره ىِ [شطحيّات]undefinedدوشنبه ١٣اسفند١٣٩٧@shat_hyat_isuw

۱۹:۲۴

thumbnail
undefined️و اما این ورق پاره ها که به دستتان می رسد شطحیاتی ست به دو معنا:یکی آنکه درونش خواهیم نوشت از وجدهای فلسفی/بهره میبریم از تسلی بخشی های فلسفی/نفس میکشیم در هوای اندیشه/زندگی را طور دیگری قرار است معنا کنیم؛ دیگر آنکه واجب میشود از خود بپرسیم:ما کجایِ سیر و سلوک فلسفیِ حیاتِ خویشیم؟ به مرحله شطح رسیده ایم یا نه؟ خود پرست شده ایم یا عبد؟ سیب را چیدیم و از شیب افتادیم یا نه؟ انار دلمان ترک خورد و به وجد افتاده ایم یا نه؟@shat_hyat_isuw

۲۰:۰۵

thumbnail
undefinedاگر در مقام متعالی فکر کردن قرار بگیریم و در ژست دینداری باشیم، هیچگاه مثلاً نپذیریم که معتقدیم لذت، خودش انگیزه ی انسان ها برای اعمالشان است و انسان ها کمال طلبند و فلان و فلان...اما در مقام عمل اگر بخواهیم از خودمان شروع کنیم، آیا هیچگاه کمالات را بخاطر لذتی که پی کسبشان میبریم نخواسته ایم؟ آیا مثلاً به فقیران به این دلیل کمک میکنیم که کمالی از کمالات انسانی در ما زنده شود یا قدمی به قرب الهی نزدیک شویم؟یا در عمق وجودمان به دنبال احساس لذت قلبی پس از بخشیدن به همنوع هستیم؟@shat_hyat_isuw

۲۰:۰۹

thumbnail
undefinedواقعا خدا را شکر گذاریم که انسان، این آفریده ی برترش، برتری خود را به همگان ثابت کرد. حتی اجازه نداد صحبت پروردگار تمام شود؛ تا شنید( و سخّر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعاً)شتافت تا کاری کند! اصلاً اینقدر خدا محور و گوش به فرمان پروردگار بود که بی هیچ چون و چرا، کلنگ اول را زد که "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"!...@shat_hyat_isuw

۲۰:۱۲

[شَطْحيّــــــآت]
شطحیات
undefinedنظرات،پیشنهادات،انتقادات را با ما در میان بگذارید.@shat_hyat_isuw

۶:۱۴

[شَطْحيّــــــآت]
4_5805610347448501714.pdf
undefinedمتاسفانه فايلِ قبلى براى برخى از اعضا باز نميشد در فايل ارسالىِ جديد،مشكل برطرف شد.
undefinedمنتظر نظرات،پیشنهادات،انتقادات شما هستيمundefined@shat_hyat_isuw

۱۲:۳۵

[شَطْحيّــــــآت]
undefined @shat_hyat_isuw
زهرامرّی
undefinedایشاباش"١"
undefinedیکی بود، یکی نبود! همه چیز قلب بود! قلبها کوچک و بزرگ بودند؛ اما این تفاوتها که اهمیتی نداشت، همه میتپیدند و حیات را از راه سرخرگها به هم هدیه میدادند. همه ی آنچه را از زندگی بهره داشتند، صادقانه و بی ریا با هم تقسیم میکردند. بزرگوارانه میبخشیدند و متواضعانه دریافت میکردند همه ی داراییشان، خون را. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ undefinedیکی از قلبها که کمی از دیگران بزرگتر بود، با خود اندیشید: "مگر نه اینکه من از بقیه بزرگترم و بیش از آنها به خون نیاز دارم؟ سهم من از خون باید بیش از بقیه باشد"! باقی قلبها فکری کردند و تصدیق کردند: "راست میگوید" همّ و غمشان این بود که مبادا قلبی از کار بیفتد. با تمام توان، خون را پمپاژ میکردند تا به قلب بزرگ برسد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ undefinedقلب بزرگ اما روز به روز حریص تر میشد. هرروز خون بیشتری طلب میکرد. قلبهای کوچکتر تلاششان را بیشتر میکردند اما طمع قلب بزرگ تمامی نداشت!قلبها گفتند: "قلب بزرگ! ما نهایت توان خود را به کار بستهایم و تو همچنان ناراضی هستی. گمان میکنیم بعد از این دچار زیان گردیم. بهتر آن نیست به حد نیاز و توان خود طلب کنیم و ببخشاییم؟" قلب بزرگ گوش نمیداد.تنها با تمام قدرت خون را از سرخرگهای قلبهای کوچک بیرون میکشید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ undefinedیک روز قلب بزرگ متوجه شد خون کمتری دریافت میکند. با خود فکر کرد: "حتما قلبها اعتصاب کرده اند." با عصبانیت فریاد کشید: "خون بیشتر! یالا! خون بیشتر!" کسی پاسخی نداد و خونی فرستاده نشد... قلب بزرگ احساس کرد قوایش رو به ضعف میرود. نیرویش را جمع کرد، و با تمام توانش فریادی زد که به آهستگی شنیده میشد: "مرا زنده نگه دارید"! افسوس که از قلبهای مرده کاری ساخته نبود...
"١"-جمله ای به معنای "همه چیز زنده است" از "اوپانیشادها"، از کهنترین متون آیین هندو که به دوره برهمایی باز میگردد.
#سيزده_بدر#روز_طبيعت@shat_hyat_isuw

۱۳:۱۲

thumbnail
undefinedچاپ دوم شطحیات به زودی منتشر خواهد شد.♾منتظر باشیدundefined️@shat_hyat_isuw

۱:۲۱

thumbnail
undefined️شماره دوم شطحیاتundefinedخرداد ماه ۱۳۹۸@shat_hyat_isuw

۱۸:۴۶