رنجور عشق به نشود جز به بوی یارور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست
> سعدی
> سعدی
۱۲:۱۹
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنییا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منی
>
سعدی- شیرازی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منی
>
۱۴:۲۷
تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز
مولانا
تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز
مولانا
۶:۵۴
dang.show.dang.show(128).mp3
۰۶:۵۳-۶.۵۷ مگابایت
۷:۰۲
سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل، ولیمهر رفت و ماهِ آبان نیز آرامم نکرد...
اینو امروز یجایی خوندم، جالب بود ولی هیچوقت ندیدم سعدی اینجوری بگه
حضرت سعدی میفرمایند:
ای که گفتی دل بشوی از مهر یار مهربانمن دل از مهرش نمیشویم تو دست از من بشوی
یا:به وفای تو که گر خشت زنند از گل منهمچنان در دل من مهر و وفای تو بود🥺
حضرت سعدی میفرمایند:
ای که گفتی دل بشوی از مهر یار مهربانمن دل از مهرش نمیشویم تو دست از من بشوی
یا:به وفای تو که گر خشت زنند از گل منهمچنان در دل من مهر و وفای تو بود🥺
۷:۴۷
من ترک مهر ایشان در خود نمیشناسم...

> -سعدی شیرازی
> -سعدی شیرازی
۳:۴۶
آنچه در غیبتت ای دوست به من میگذردنتوانم که حکایت کنم الّا به حضور
> حضرت_سعــــدی
ینی چکارش داشته؟!
> حضرت_سعــــدی
ینی چکارش داشته؟!
۳:۴۷
چنان به موی تو آشفته ام ،به بوی تو مست ،که نیستم خبر، از هرچه در دو عالم هست
• سعدی
• سعدی
۳:۴۹
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کسماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
>
سعدی -شیرازی
>
۳:۵۵
عمری دگر بباید بعد از وفات ما راکاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
>
سعدی- شیرازی
>
۱۳:۵۰
1660249027 [baratomusic.ir].mp3
۰۳:۰۶-۲.۸۶ مگابایت
با بوسه میخم کنبیخ این دیوارکه سفرناکم...


۱۰:۳۵
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتمهمه بر سر زبانند و تو در میان جانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیریعوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
> حضرت سعدی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیریعوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
> حضرت سعدی
۱۰:۵۱
گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهمنتوانم که به هر جا بروم در نظری
خفتگان را خبر از محنت بیداران نیستتا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری
جناب سعدی
خفتگان را خبر از محنت بیداران نیستتا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری
جناب سعدی
۱۰:۵۲
*با لشکرت چه حاجت، رفتن به جنگ دشمن؟*تو خود به چشم وابرو بر هم زنی سپاهی
>
سعدی-شيرازى
>
۱۸:۱۲
هر که بپرسد «ای فلان! حال دلت چگونه شد؟»خون شد و دم به دم همی از مژه میچکانمش
جناب سعدی
۱۸:۲۱
مرغی شکسته بالم، راهی به آسمان کو؟ در روز بیکسی ها یاران مهربان کو؟
گر بر زمین نهم سر، کو گوشۀ فراغی؟ ور بر فلک گریزم اسباب و نردبان کو؟
بر خوان زندگانی مهمان اشک و خونیم کس نیست تا بپرسد احسان میزبان کو؟
این حرفهای بیجان، این لفظهای مُرده در شرح عشق گنگ اند، جز اشک ترجمان کو؟
هم روز تیره گردید، هم شام تیره تر شد گمگشتۀ زمینیم، انوار آسمان کو؟
نیم شب است و یادش آتش زده به جانم قربان چشم ساقی آتش نشان جان کو؟
در شهر ناشناسان با هم درخت واریمصد شکوه ماند در دل تا سر کنم زبان کو
#شاعر #استاد #خلیلالله #خلیلی
گر بر زمین نهم سر، کو گوشۀ فراغی؟ ور بر فلک گریزم اسباب و نردبان کو؟
بر خوان زندگانی مهمان اشک و خونیم کس نیست تا بپرسد احسان میزبان کو؟
این حرفهای بیجان، این لفظهای مُرده در شرح عشق گنگ اند، جز اشک ترجمان کو؟
هم روز تیره گردید، هم شام تیره تر شد گمگشتۀ زمینیم، انوار آسمان کو؟
نیم شب است و یادش آتش زده به جانم قربان چشم ساقی آتش نشان جان کو؟
در شهر ناشناسان با هم درخت واریمصد شکوه ماند در دل تا سر کنم زبان کو
#شاعر #استاد #خلیلالله #خلیلی
۶:۵۶
یکی را که در بند بینی مَخَندمبادا که ناگه دَرافتی به بند...
> سعدی- جان
> سعدی- جان
۱۷:۳۱
04 Vatan.mp3
۰۴:۰۷-۹.۵۴ مگابایت
۱۷:۳۷
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت؟تو حالِ تشنه ندانی که بر کناره جویی
>
سعدی-شیرازی
>
۱۷:۴۱
حتی در تاریکترین شبها، شعلهها یادمان میآورند که روشنایی بازخواهد گشت.امیدوارم این آتش، نیرویی در دلهایمان، شجاعتی در جانهایمان و امیدی برای صلح در سرزمینمان بیافریند.
۱۶:۲۳