[نام] جواد سمیعیطب اسلامی [اطلاعات کار]0917 336 6040 [تلفن همراه]طلاب حوزه [دوست]
۵:۰۹
طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات »شمارهٔ ۴۵ - نوایی
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری آسان بر آرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند
پی ناقهاش رفتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند؟
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری آسان بر آرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند
پی ناقهاش رفتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند؟
۹:۰۴
عوالم خمسه: لاهوت، جبروت، ملكوت، مُلك و ناسوت
عالَم مَلَکوت عالم بدون اجسام با امکان تصور شکل و صورت است. این جهان، بهعنوان یکی از عوالم چهارگانه، در مرتبهای بالاتر از عالم ناسوت و پایینتر از عوالم جبروت و لاهوت قرار دارد.
حکمای مسلمان مرگ را نقطه اتصال به ملکوت معرفی کرده و جایگاه انسان پس از مرگ را در این جهان دانستهاند؛ همچنانکه عدهای این عالم را عالم فرشتگان نیز ذکر کردهاند که با مجاهدت، ریاضت و تزکیه نفس میتوان قبل از مرگ این جهان را مشاهده کرد؛ هرچند برخی این جهان را جایگاه ندیدنیهایی دانستهاند که جز پیامبران و معصومان، کسی قادر به دیدن آن نیست و حتی درک این عالم از شروط معصوم قلمداد شده است.
لفظ ملکوت در قرآن چهار بار ذکر شده است. قرآن حضرت ابراهیم(ع) را بهعنوان یکی از افراد اهل یقین، از کسانی میداند که عالم ملکوت را مشاهده کرده است.
عالَم مَلَکوت عالم بدون اجسام با امکان تصور شکل و صورت است. این جهان، بهعنوان یکی از عوالم چهارگانه، در مرتبهای بالاتر از عالم ناسوت و پایینتر از عوالم جبروت و لاهوت قرار دارد.
حکمای مسلمان مرگ را نقطه اتصال به ملکوت معرفی کرده و جایگاه انسان پس از مرگ را در این جهان دانستهاند؛ همچنانکه عدهای این عالم را عالم فرشتگان نیز ذکر کردهاند که با مجاهدت، ریاضت و تزکیه نفس میتوان قبل از مرگ این جهان را مشاهده کرد؛ هرچند برخی این جهان را جایگاه ندیدنیهایی دانستهاند که جز پیامبران و معصومان، کسی قادر به دیدن آن نیست و حتی درک این عالم از شروط معصوم قلمداد شده است.
لفظ ملکوت در قرآن چهار بار ذکر شده است. قرآن حضرت ابراهیم(ع) را بهعنوان یکی از افراد اهل یقین، از کسانی میداند که عالم ملکوت را مشاهده کرده است.
۱:۰۲
امام على عليه السلام:
تَولَّوْا مِن أنفسِكُم تأديبَها، واعدِلُوا بها عَن ضَراوةِ عاداتِها؛
به تأديب و تربيت نفسهاى خود بپردازيد و آنها را از شيفتگى به عادتهايشان بازداريد.
تَولَّوْا مِن أنفسِكُم تأديبَها، واعدِلُوا بها عَن ضَراوةِ عاداتِها؛
به تأديب و تربيت نفسهاى خود بپردازيد و آنها را از شيفتگى به عادتهايشان بازداريد.
۱:۰۲
فَقالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : مَا الدُّنيا فِي الآخِرَةِ إلاّ كَما يَمشي أحَدُكُم إلَى اليَمِّ فَأَدخَلَ إصبَعَهُ فيهِ ؛ فَما خَرَجَ مِنهُ فَهِيَ الدُّنيا . المستدرك على الصحيحين، كنز العمّال
پيامبر خدا فرمود : « نیست دنيا در برابر آخرت ، جز به مانند اين كه فردى از شما به كنار دريا برود و انگشتش را در آن فرو برد . آنچه از [نَم] دريا [با انگشتش [بيرون مى آيد ، همان دنياست» .
پيامبر خدا فرمود : « نیست دنيا در برابر آخرت ، جز به مانند اين كه فردى از شما به كنار دريا برود و انگشتش را در آن فرو برد . آنچه از [نَم] دريا [با انگشتش [بيرون مى آيد ، همان دنياست» .
۱:۰۲
قال رسولُ اللهِ صلىاللهعليهوآلهوسلم:
«مَا الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا كَخَاتَمٍ أُلْقِيَ فِي فَلَاةٍ.»
ترجمه:
دنیا در برابر آخرت نیست مگر همچون انگشتری است که در بیابانی افکنده شده باشد.
منبع:
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۷، ص ۱۹۳نیز به مضمون در نهجالفصاحه آمده است.این حدیث اشاره دارد به ناچیز بودن جهان مادّی در برابر عالم غیب و بقاء اخروی.
«مَا الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا كَخَاتَمٍ أُلْقِيَ فِي فَلَاةٍ.»
ترجمه:
دنیا در برابر آخرت نیست مگر همچون انگشتری است که در بیابانی افکنده شده باشد.
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۷، ص ۱۹۳نیز به مضمون در نهجالفصاحه آمده است.این حدیث اشاره دارد به ناچیز بودن جهان مادّی در برابر عالم غیب و بقاء اخروی.
۱:۰۳
توضیح «مراتب هستی» و «وسعت عوالم»
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«ما السَّمواتُ السَّبعُ و الأرضونَ السَّبعُ فی المَلَکوتِ إلّا کَخاتمٍ مُلقیٍ فی فَلاةٍ»
یعنی: «هفت آسمان و هفت زمین در برابر ملکوت چیزی نیست جز چون انگشتری کوچکی که در بیابانی پهناور افتاده باشد.»
ملکوت، حقیقت باطنی عالم است که وسعت وجودیاش بسیار بیش از ظاهر و مُلک این عالم است. همانگونه که آن انگشتر در صحرا گم میشود و در برابر عظمت بیپایان آن به چشم نمیآید، عالم طبیعت نیز در برابر عرصه ملکوت و جبروت ناچیز است.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«ما السَّمواتُ السَّبعُ و الأرضونَ السَّبعُ فی المَلَکوتِ إلّا کَخاتمٍ مُلقیٍ فی فَلاةٍ»
یعنی: «هفت آسمان و هفت زمین در برابر ملکوت چیزی نیست جز چون انگشتری کوچکی که در بیابانی پهناور افتاده باشد.»
ملکوت، حقیقت باطنی عالم است که وسعت وجودیاش بسیار بیش از ظاهر و مُلک این عالم است. همانگونه که آن انگشتر در صحرا گم میشود و در برابر عظمت بیپایان آن به چشم نمیآید، عالم طبیعت نیز در برابر عرصه ملکوت و جبروت ناچیز است.
۱:۰۳
خاکیان بیبهرهاند از جرعهٔ کاس الکرام
این تطاوُل بین که با عشّاق مسکین کردهاند
لسان الغیب، حافظ شیرازی علیه الرحمة
این تطاوُل بین که با عشّاق مسکین کردهاند
لسان الغیب، حافظ شیرازی علیه الرحمة
۱:۰۳
این بیت از لسانالغیب حافظ شیرازی از آن دسته ابیات است که لایههای معنایی بسیار دارد، هم عرفانی، هم ادبی، هم قرآنی و حدیثی.
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا انسان - 5همانا نیکوکاران همواره از جامی می نوشند که نوشیدنی اش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. انسان - 5
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا انسان - 5همانا نیکوکاران همواره از جامی می نوشند که نوشیدنی اش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. انسان - 5
۱:۰۳
۱:۰۴
انسانهای خاکی (که به دنیا آمیختهاند) از نوشیدنِ حتی جرعهای از جامِ بادهی بزرگانِ درگاه الهی بیبهرهاند؛ در عرفان حافظ، «کأس الکرام» جامی است که مخلصان و واصلان به حق از آن مینوشند — یعنی جامِ تجلّی و عشقِ الهی.
وقتی میگوید خاکیان بیبهرهاند از جرعهٔ کأس الکرام، منظورش این است که انسانهای گرفتار در مادیت و «خاک»، از لذت معرفت و عشق راستین بینصیب ماندهاند.
در حالی که «کرام» (بزرگان، در اصطلاح عرفا یعنی اولیاء الله، یا مقربان درگاه حق) از آن جام نوشیدهاند و در حالت مستی معنویاند.
در حالی که «کرام» (بزرگان، در اصطلاح عرفا یعنی اولیاء الله، یا مقربان درگاه حق) از آن جام نوشیدهاند و در حالت مستی معنویاند.
۱:۰۴
عن الصادق عليه السلام : مَن تَعَلَّمَ العِلمَ و عَمِلَ بِهِ و عَلَّمَ للّه ِِ ، دُعِيَ في مَلَكوتِ السَّماواتِ عَظيما ، فقيلَ : تَعَلَّمَ للّه ِِ ، و عَمِلَ للّه ِِ ، و عَلَّمَ للّه ِِ ! .[الكافي : 1/35/6.]امام صادق عليه السلام : هر كه براى خدا علم بياموزد و به آن عمل كند و به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها به بزرگى ياد شود و گفته شود براى خدا آموخت، براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد!
۱:۰۸
«ارتد الناس بعد النبي الا سبعه»امامصادق (ع) فرمود: «المؤمن ملجم»؛ مؤمن لگام دارد. هر حرفی نمی زند.
۲:۵۲
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند، میرانند
سرشکِ گوشهگیران را چو دریابند، دُر یابند
رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند
سرشکِ گوشهگیران را چو دریابند، دُر یابند
رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند
۳:۴۲
جامیشمارهٔ ۵۶۴
کل ما فی الکون وهم او خیالاو عکوس فی مرایا او ظلاللاح فی ظل السوی شمس الهدیلاتکن حیران فی تیه الضلالکیست آدم عکس نور لم یزلچیست عالم موج بحر لایزالعکس را کی باشد از نور انقطاعموج را چون باشد از بحر انفصالعین نور و بحر دان این عکس و موجچون دویی اینجا محال آمد محالرهروان عشق را بنگر که چونهر یکی را بر دگرگونه ست حالآن یکی در جمله ذرات جهاندیده تابان آفتابی بی زوالوان دگر ز آیینه هستی عیاندیده مستورات اعیان را جمالوان دگر در هر یکی آن دیگریدیده من غیر احتجاب واختلالخرم آن عاشق که با سلطان عشقمی خرامد در نهایات الوصالکلمینی یا حمیرا کرده وردبا لب میگون آن شیرین مقالوز ملال زلف پر آشوب اوگفته با خالش ارحنی یا بلاللب ندانم جز لب بحری که کردگوهر از قعرش سوی لب انتقالظلمت کونم غرض باشد ز زلفنقطه ذاتم مراد آمد ز خالگفت و گو تا چند جامی لب ببندحال می باید چه سود از قیل و قالگر درون سینه داری گوهریچون صدف در قعر بنشین گنگ و لال
کل ما فی الکون وهم او خیالاو عکوس فی مرایا او ظلاللاح فی ظل السوی شمس الهدیلاتکن حیران فی تیه الضلالکیست آدم عکس نور لم یزلچیست عالم موج بحر لایزالعکس را کی باشد از نور انقطاعموج را چون باشد از بحر انفصالعین نور و بحر دان این عکس و موجچون دویی اینجا محال آمد محالرهروان عشق را بنگر که چونهر یکی را بر دگرگونه ست حالآن یکی در جمله ذرات جهاندیده تابان آفتابی بی زوالوان دگر ز آیینه هستی عیاندیده مستورات اعیان را جمالوان دگر در هر یکی آن دیگریدیده من غیر احتجاب واختلالخرم آن عاشق که با سلطان عشقمی خرامد در نهایات الوصالکلمینی یا حمیرا کرده وردبا لب میگون آن شیرین مقالوز ملال زلف پر آشوب اوگفته با خالش ارحنی یا بلاللب ندانم جز لب بحری که کردگوهر از قعرش سوی لب انتقالظلمت کونم غرض باشد ز زلفنقطه ذاتم مراد آمد ز خالگفت و گو تا چند جامی لب ببندحال می باید چه سود از قیل و قالگر درون سینه داری گوهریچون صدف در قعر بنشین گنگ و لال
۲۳:۱۸
نازپروردِ تَنَعُّم نبَرَد راه به دوست
عاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد
غمِ دنیای دَنی چند خوری؟ باده بخور
حیف باشد دلِ دانا که مُشَوَّش باشد
دلق و سجادهٔ حافظ ببَرَد بادهفروش
گر شرابش ز کفِ ساقی مَهوَش باشد
غزلیات حافظ شیرازی علیه الرحمة
عاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد
غمِ دنیای دَنی چند خوری؟ باده بخور
حیف باشد دلِ دانا که مُشَوَّش باشد
دلق و سجادهٔ حافظ ببَرَد بادهفروش
گر شرابش ز کفِ ساقی مَهوَش باشد
غزلیات حافظ شیرازی علیه الرحمة
۲۳:۲۴
قصیده یا ایها المختار
صلوات الله و سلامه علیک یا سیدی یا رسول الله یا خیر خلق الله یا رحمةً مهداه
یـا أیّهـا المختـار مـن خیـر الــورىخُلُـقـاً وخَـلْـقـاً بالـکـمـال تـوحــدا
مــاذا أقـول لمـدحـه والله صـانمـن سـفـاح الجاهـلـیـة أحـمــدا
ذو رأفة بالمؤمنین ورحمة سمّاکربّــــک فــــی الــقــرآن مـحـمــدا
نــادت بک الرسـل الکـرام فبـشـرتومـلائـک الرحمـن خلـفـک سـجّـدا
لا یحصـی فضلـک نـاثـر أو کـاتـب عـدداً ولا الشعـراء یاغـوث النـدى
طـه صــلاة الله مـنّـا ســرمـدا ثمّ السلام علیک یا نجم الهـدى
یا رب هب لی من لدنه شفاعة واجعل کتابک حجة لی شاهدا
صلوات الله و سلامه علیک یا سیدی یا رسول الله یا خیر خلق الله یا رحمةً مهداه
یـا أیّهـا المختـار مـن خیـر الــورىخُلُـقـاً وخَـلْـقـاً بالـکـمـال تـوحــدا
مــاذا أقـول لمـدحـه والله صـانمـن سـفـاح الجاهـلـیـة أحـمــدا
ذو رأفة بالمؤمنین ورحمة سمّاکربّــــک فــــی الــقــرآن مـحـمــدا
نــادت بک الرسـل الکـرام فبـشـرتومـلائـک الرحمـن خلـفـک سـجّـدا
لا یحصـی فضلـک نـاثـر أو کـاتـب عـدداً ولا الشعـراء یاغـوث النـدى
طـه صــلاة الله مـنّـا ســرمـدا ثمّ السلام علیک یا نجم الهـدى
یا رب هب لی من لدنه شفاعة واجعل کتابک حجة لی شاهدا
۱:۴۸
أَلاَ أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقِّ اَلْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ اَلنَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اَللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اَللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ اَلْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكُّرٌ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لاَ فِقْهَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي نُسُكٍ لاَ وَرَعَ فِيهِ .امير المومنين عليه السلام فرمود: آيا از آنكه بحقيقت فقيه است بشما خبر ندهم؟ او كسي است كه مردم را از رحمت خدا نااميد نكند و از عذاب خدا ايمن نسازد و بآنها رخصت گناه ندهد و قرآن را ترك نكند از روي اعراض و بچيز ديگر متوجه شود. همانا در علمي كه فهم نباشد خيري نباشد همانا در خواندني كه تدبر نباشد خيري نباشد همانا در عبادتي كه تفكر نباشد خيري نباشد. و در روايت ديگريست: همانا در علمي كه فهم نباشد خيري نيست همانا در خواندني كه تدبر نباشد خيري نيست همانا در خداپرستي كه فقه نباشد خيري نيست همانا در عبادتي كه در آن پرهيزكاري نباشد خيري نيست.
۳:۰۵
امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ اَلْقَمَّاطِ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقِّ اَلْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ اَلنَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اَللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اَللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ اَلْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكُّرٌ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لاَ فِقْهَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي نُسُكٍ لاَ وَرَعَ فِيهِ .
۳:۰۶
بازارسال شده از بعثه مقام معظم رهبری در عراق
اللّـهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامی هذا وَفی کُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنی فی یُسْرٍ مِنْکَ وَعافِیَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِنی مِنْ تِلْکَ الْمواقِفِ الْکَریمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ، وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَفی جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ فَکُنْ لی، اَللّـهُمَّ اِنّی اَساَلُکَ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی، وَتُؤدِّی عَنّی اَمانَتی وَدَیْنی آمینَ رَبَّ الْعالَمین
حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد
حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد
۱۴:۴۹