بله | کانال شعر های باران خورده
عکس پروفایل شعر های باران خوردهش

شعر های باران خورده

۴.۷ هزار عضو
thumbnail
پنجره را می‌پوشانم
تا عریانی‌ات
ماه را از راه به در نکند
در را می‌بندم
تا کفش‌های غریبه‌ای
از سرزمین خانه‌ی تو نگذرند
از آینه دل پری دارم
سرباز وظیفه‌ است انگار
تصویر جعلی تو را تکثیر می‌کند
چشم‌هایت را بی‌اعتبار می‌کند
من
به سی و دو حرف فارسی مشکوکم
که از زبانت می‌گذرند
تاب می‌خورند میان لب‌هایت
و سرخ و تازه
از میان گوش‌های حریص می‌گذرند
و ضربان قلب مرا بالا می‌برند

من به بلند بالای تنت
مؤمنم
و از ناخن‌های سرخ که پوستت را شکار می‌کنند
می‌ترسم
این فاصله را
عشق نمی‌تواند پر کند
درد چاره‌ی این دوری‌ست
دردی که
در دویست و شش استخوان تنم
می‌پیچد
وقتی زنی
به بوی عطر تو
خانه‌ات را هدف می‌گیرد

تو یوسف زمانه‌ای
و من کوچه به کوچه
زن‌های زیبا را
از شهر بیرون می‌کنم
من
شب‌ها
چیزهایی را که ندارم از تو
در خوابم می‌دزدم
و صبح
با عذابِ مالکیت
بیدار می‌شوم

بی‌عدالتی‌ست
وقتی خنده‌ات را جای دیگری خرج می‌کنی
اشک‌هایت را روی شانه‌های من نمی‌ریزی
دست‌هایت
دو ماهی لغزان
و من رودخانه‌ای که
اگر به دریا نرسد
شهر را غرق می‌کند

#روشنک_آرامشundefined@sherebarankhordee

۱۳:۵۴

thumbnail
نه چیزی می شناسم
نه به چیزی تعلق دارم
این نادانی را دوست دارم
زیرا می توانم با آن تو را بشناسم
چون طفلی که از مادرش می آموزد
و تا همیشه یاد می گیرد
من با شناختن تو
از آن تو هستم

#آدونیسundefined@sherebarankhordee

۱۳:۵۶

Ebi Sedaam Kardi Sedaam Kardi nago na.mp3

۰۴:۲۹-۱۰.۴۲ مگابایت
صدام کردی _ اِبیترانه : استاد ایرج جنتی عطائی

۱۴:۱۷

thumbnail
تو از متن کدوم رویا رسیدی
که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از رنگ صدات دریا شکفت و
نگاه من پر از رنگین کمون شد
تو از خاموشی دلگیر رویا
صدام کردی صدام کردی دوباره
صدا کردی منو از بغض مهتاب
از اندوه گل و اشک ستاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گمشدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط آخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز
به اوج حس سبز با تو بودن
صدام کردی که رو خاموشی من
یه دامن یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق
توی آغوش جان من رها شی

استاد #ایرج_جنتی_عطائیundefined@sherebarankhordee

۱۴:۲۲

thumbnail
عاشقانه ترین شعرم را
روزی در آغوش تو خواهم سرود
آنروز که طبیعت
به احترام ما سکوت خواهد کرد
و تو دوستت دارم را
به لهجه ی باران
و عشق را
به زبان بوسه
بر بند ، بند تنم
جاری می کنی
من فریاد زنان این راز را
به جهانیان خواهم گفت :
اگر چشم های تو نبود
تمام شعر های عاشقانه
دروغی بیش نبود ...

#محمد_شیرین_زادهundefined@sherebarankhordee

۱۴:۴۵

thumbnail
هوا پُر از سلّولهای صداست
تا در کنار هم
شکلِ کلماتِ کلام تو را
کامل کنند !
گوشی های گرسنه
نانِِِِِ گرمِ صدایت را حریصانه می بلعند
اما تلفنی که روزها وشبها
گوش به زنگِ توست
در رخوتِ نمناکِ لحظه ها
زنگ می زند !
طیفی بنفش
روی حباب های هوا
سایه می شود
و رودِ صدای تو
به نبضِ ساکتِ روحم نمی رسد!
راستی !
بی حس ناب صدایت
چگونه می توان زیست ؟
گرچه
بعد از تو
هیچ چیز مهم نیست...

دکتر #یدالله_گودرزیundefined@sherebarankhordee

۱۷:۰۹

thumbnail
تا به‌ حال کسی را
به‌ اندازه‌ ای دوست داشته‌ ای
که نخواهی
خوابش را بیاشوبی
با صدای نفس؟

#عباس_معروفیundefined@sherebarankhordee

۱۹:۲۸

thumbnail
میان خورشیدهای همیشه 
زیبایی تو 
لنگری‌ست ــ 
خورشیدی که 
از سپیده‌دم همه ستارگان 
بی‌نیازم می‌کند. 

نگاهت 
شکست ستمگری‌ست ــ 
نگاهی که عریانی روح مرا 
از مهر 
جامه‌یی کرد 
بدانسان که کنونم 
شب بی‌روزن هرگز 
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است. 

و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست ــ

آنک چشمانی که خمیرْمایه‌ی مِهر است!
وینک مهر تو:
نبردافزاری
تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم.

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم.
به جز عزیمتِ نا به هنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود.

میان آفتاب‌های همیشه
زیبایی تو
لنگری‌ست ــ
نگاهت
شکست ستم‌گری‌ست ــ
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روزِ دیگری‌ست.

#احمد_شاملوundefined@sherebarankhordee

۵:۱۶

thumbnail
یک مَرد
معمولا برای بدست آوردن است
که می گوید دوستت دارم !
زن ها اما
وقتی می گویند دوستت دارم ،
که دیگر چیزی
برای از دست دادن ندارند

#علیرضا_آدینهundefined@sherebarankhordee

۸:۱۶

thumbnail
‌دلتنگی
آدم را به خیابان می‌کشد؛
دلتنگم و مردم نمی‌فهمند
قدم زدن گاهی
از گریه کردن غم انگیز تر است .

#اهورا_فروزانundefined@sherebarankhordee

۱۰:۰۰

thumbnail
خنده، بخیه است
بوسه، بخیه است
فراموشی، بخیه است
مهربانی، بخیه است

آدم، بی‌بخیه متلاشی می‌شود!
آدم
زخم است...

#طاهره_خنیاundefined@sherebarankhordee

۱۱:۲۲

thumbnail
تو مهم‌ ترین زن دنیایی
نه چون چشم‌ هایت
دو بُستانِ آسیاییِ مهتابی‌ اند،
و نه چون لب‌ هایت
نیمی از محصول شراب فرانسه را
احتکار کرده‌ اند ...
تو مهم‌ ترین زن دنیایی
چون من دوستت دارم ...

#نزار_قبانیundefined@sherebarankhordee

۱۲:۵۴

thumbnail
فکر کن
اگر راست می گفتی
چه می شد
من هنوز هم
به دروغ هایت که
فکر می کنم
عاشق ات می شوم ...

#محمد_شیرین_زادهundefined@sherebarankhordee

۱۳:۵۹

thumbnail
چطور کسی می‌تواند
ناگهان وسط خیابان بایستد
و از خود بپرسد:
آیا این سرنوشت من است؟

#جورجو_آگامبنundefined@sherebarankhordee

۱۶:۴۶

thumbnail
اگر بدانی وقتی نیستی
چقدر بیهوده ام
تلخم
خراب و هیچم
اگر بدانی فقط
هیچوقت نمیروی
زیبای من
حتی به خواب
...

#عباس_معروفیundefined@sherebarankhordee

۲۰:۰۷

thumbnail
ای راز سر به مهر ملاحت
رمز شگفت اشراق !
ای دوست !
آیا کجاوه تو
از کدام دروازه می آید
تا من تمام شب را
رو سوی آن نماز بگزارم
کی ؟
در کدام لحظه ی نایاب؟

تا من دریچه های چشمم را
در انتظار،
باز بگذارم
وقتی تو باز می گردی
کوچکترین ستاره چشمم خورشید است...

#حسین_منزویundefined@sherebarankhordeeلطفا با زدن گزینه undefined در کنار هر پست آن را به مجله بله پیشنهاد دهید.

۵:۳۵

thumbnail
عشق ترا من اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم

پیامهای دروغین
از عشق تو برای خودم فرستادم!

عشق ترا اختراع کردم
چونان کسی که درتاریکی
تنها میخواند،تا نترسد!

#غاده_السمانundefined@sherebarankhordeeلطفا با زدن گزینه undefined در کنار هر پست آن را به مجله بله پیشنهاد بدهید .

۶:۲۲

thumbnail
شانه‌ات دژِ من است،
مأمنِ شب‌های بی‌قرار.
در ترنّمِ نسیم و در بازتابِ چراغ‌های دور،
میانِ خفتگیِ شهر، من بیدارم؛
تکیه‌زده بر صلابتِ تو.

تو مرز را می‌پایی و من، تو را.

در امتدادِ راه‌های ناپیدا،
دستانت درفشِ آرامشِ من است
و بازوانت، سایه‌سارِ امن؛
در عبورِ طوفان‌های سرگردان،
میانِ رقصِ نور و سایه،
و در ژرفایِ شب‌های کش‌آمده...

نگاهت، جغرافیایِ جهان را دگرگون می‌کند؛
من در امتدادِ حضورت،
درفشِ امید افراشته‌ام
و به سویِ سپیده گام برمی‌دارم.

#شیدا_مرادیانundefined@sherebarankhordee

۶:۵۴

thumbnail
الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دست‌های من
برای جست‌و‌جوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست

#شمس_لنگرودیundefined@sherebarankhordeeلطفا با زدن گزینه undefined در کنار هر پست آن را به مجله بله پیشنهاد بدهید .

۹:۰۳

thumbnail
من از شش جهت خودم هستم
اما
از سمتي كه صدايم مي زني
پرنده ام ...

#حسن_آذریundefined@sherebarankhordee

۱۰:۰۱