عکس پروفایل شکوه زندگی ش
۶۹۱ عضو

شکوه زندگی

کارگروه شکوه زندگی نهضت مادری
thumbnail
undefined #نه_به_آشفتگی | #قسمت_چهارمundefined گام دوم مامان مریم: لباس‌ها از این تلنبار نجات پیدا می‌کنن!-

مریم داشت کم‌کم از مرتب شدن میز کوچکش لذت می‌برد؛ اما هنوز یه گوشه از اتاق بود که هر بار چشمش بهش می‌افتاد، آه می‌کشید! undefined

همون صندلی معروفی که قرار بود روش بشینه، ولی حالا زیر کوهی از لباس‌ها گم شده بود!

یه سری لباس تمیز که تا نشده بودن، چندتا لباس که بچه‌ها عوض کرده بودن و چند تکه لباسی که معلوم نبود تمیزن یا باید شسته بشن!

مریم با خودش گفت:
«من که دیروز اینجا رو جمع کرده بودم! پس چرا دوباره همه‌چی ریخته به‌هم؟!»

اول دلش خواست همه‌ی لباس‌ها رو یک‌جا جمع کنه و بذاره کنار؛ اما یادش افتاد که قرار نیست همه‌چیز رو یک‌روزه درست کنه.

پس تصمیم گرفت این بار فقط به سراغ همین لباس‌ها بره.

undefined
گام دوم: برای لباس‌ها یه روال ساده بساز!*

مریم لباس‌ها رو سه دسته کرد:
🧺 لباس‌های کثیف؛ مستقیم داخل سبد لباس چرک.
undefined لباس‌های تمیز؛ تا کرد و گذاشت سر جای خودشون.
undefined لباس‌هایی که معلوم نبود تمیزن یا کثیف؛ جدا بررسی‌ شون کرد تا دوباره با هم قاطی نشن.
بعد با خودش قرار گذاشت از این به بعد، هر شب فقط پنج دقیقه وقت بذاره و لباس‌های روی صندلی رو تعیین تکلیف کنه.
نه لازم بود همه‌ی کمد رو زیرورو کنه، نه لازم بود همون شب کل خونه رو مرتب کنه!
مریم کم‌کم داشت می‌فهمید نظم یعنی کاری کنیم وسایل دوباره روی هم تلنبار نشن؛ نه اینکه هر روز مجبور باشیم از اول همه‌چیز رو جمع کنیم. undefined
undefined مامان جان، یه سؤال!
تو خونه‌ی شما هم یه صندلی یا گوشه‌ی اتاق هست که همیشه لباس‌ها روش جمع می‌شن؟ undefined
راستی، به نظرت سخت‌ترین قسمت کار کدومه؟ تا کردن لباس‌ها یا اینکه دوباره سر جای خودشون بذاریمشون؟
#نه_به_آشفتگی #مامان_مریم #نظم_در_خانه#زندگی_با_فرزند_شیرینه@shokouhezenfegi
undefined۱۳
undefined۵

۱.۲K

۲۰:۱۱