عکس پروفایل شمس الدین شریعتیش
۶۴ عضو

شمس الدین شریعتی

شمس الدین شریعتی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی
وبسات:shamspolitics.com
undefinedتوافقی که می‌دانیم می‌میرد؛ چرا باز هم می‌تواند عاقلانه باشد؟
تفاهمی که همه از پیش می‌دانند موقت است، چگونه می‌تواند یک انتخاب عقلانی باشد؟این پارادوکس، هستهٔ معمایی است که این روزها بر سر میز تصمیم‌گیران ایرانی قرار دارد. تفاهم‌نامه‌ای که احتمالاً امضا می‌شود، نه صلح می‌آورد و نه پایان جنگ است؛ اعتبار رسمی‌اش شصت روز اعلام شده، اما متغیری که عمر واقعی آن را تعیین می‌کند جای دیگری است: تقویم انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در آبان‌ماه.
پرسش این یادداشت اما درست‌ـ‌و‌غلطِ توافق نیست. مسئله این نیست که این تفاهم‌نامه ایده‌آل است یا نه — آشکارا نیست. مسئله این است که هزینه-فایدۀ گزینهٔ جایگزینش، یعنی ادامهٔ فشار حداکثری، چیست؟بنابراین مسئلۀ توافق یک محاسبهٔ هزینه‌ـ‌فایده میان مسیرهای متفاوت است.
undefinedدو مسیر، یک انتخاب
تهران در عمل میان دو مسیر رقیب ایستاده است.
مسیر نخست: ادامهٔ فشار حداکثری و حفظ اهرم بستن تنگهٔ هرمز. منطقش ساده است — الان وقت رها کردن اهرم نیست و باید هزینۀ بیشتری به امریکا تحمیل شود.
مسیر دوم: تثبیت دستاوردهای کنونی و بهره‌برداری از پنجرهٔ سیاسیِ محدودی که در واشنگتن باز شده و احتمالاً پس از انتخابات بسته می‌شود.
ادعای این نوشته این است که در محاسبهٔ سرد هزینه و فایده، مسیر دوم منطقی‌تر است. برای بررسی آن، سه منطق را باید کنار هم گذاشت: منطق زمان، منطق میدان، و منطق اقتصاد.
undefinedمنطق زمان: کالایی که تاریخ انقضا دارد
انعطاف سیاسی آمریکا در قبال ایران یک کالای فاسدشدنی است؛ تاریخ مصرف دارد، و آن تاریخ، انتخابات میان‌دوره‌ای است.
چرا اکنون؟ پاسخ را باید نه در دیپلماسی، که در پمپ بنزین جست. ترامپ پیش از انتخابات بیش از هر چیز به مهار قیمت انرژی نیازمند است؛ قیمت بنزین یک واقعیت انتخاباتی بی‌واسطه است، چیزی که رأی‌دهندهٔ آمریکایی هر روز در جیب خود لمس می‌کند.
به همین دلیل، ترامپ فعلاً تمایل شدیدی دارد به‌سمت آرامش و کاهش تنش برود تا قیمت انرژی پایین بماند. و همین تمایل است که برای ایران پنجرۀ فرصتی می‌گشاید تا از واشنگتن امتیاز بگیرد.
و چرا این پنجره بسته می‌شود؟ زیرا پس از انتخابات، چشم‌انداز سیاسی دگرگون می‌شود. با پشت‌سر گذاشتن انتخابات آبان، ترامپ تا آغاز رقابت‌های ریاست‌جمهوری بعدی نزدیک یک سال فاصله دارد؛ یک سالِ تمام که در آن، عملاً هیچ فشاری برای امتیازدهی به ایران بر او وارد نیست — برعکس، همهٔ فشارها در جهت امتیاز ندادن خواهد بود.
و اگر در این میان دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست بگیرند — که احتمالش بالاست — با ابزارهایی چون اهرم بودجه، قدرت احضار و حتی تهدید استیضاح، دست دولت را برای هر گشایش تازه با ایران می‌بندند و ترامپ را بابت هر امتیاز مؤاخذه می‌کنند.
به بیان دیگر، فاصلهٔ کنونی تا آبان، مهم‌ترین مقطعی است که دولت آمریکا هم‌زمان سرمایهٔ سیاسی، فضای تنفس قانون‌گذاری، و انگیزهٔ لازم برای یک توافق جدی و امتیاز دهی به ایران را در اختیار دارد.
این منطق به شخص ترامپ گره نخورده است؛ هر دولتِ آمریکایی در آستانهٔ انتخابات کم‌وبیش همین رفتار را نشان می‌دهد.
undefinedمنطق میدان: نه جدایی، که فاصله
مهم‌ترین دستاورد میدانیِ یک توافق موقت، صلح نیست؛ بیرون ماندن آمریکا از معادلهٔ دفاعی اسرائیل است.اینجا باید دقیق سخن گفت: ادعا «جدایی کامل» واشنگتن و تل‌آویو نیست — چنین چیزی دست‌کم فعلاً ناممکن است — بلکه «افزایش فاصله» میان آن دو است؛ چیزی که شواهد رفتاری اخیر آن را تأیید می‌کند.
این شواهد کم نیستند:undefined تماس‌های پرتنش میان ترامپ و نتانیاهو که ترامپ صحت آن‌ها را تایید کرد.undefined هشدار علنی ترامپ در شبکهٔ ۱۲ تلویزیون اسرائیل مبنی بر اینکه اگر نتانیاهو دوباره وارد جنگ شود باید تنها بجنگد؛undefined غیبت پدافند آمریکایی در رهگیری موشک‌های اخیر ایران در پاسخ به بمباران بیروت؛undefined بی‌میلی واشنگتن به مصرف بیشتر رهگیرهای تاد، با توجه به این که بین شصت تا هشتاد درصد کل موجودی این سامانه تاکنون مصرف شده است.
در سطح داخلی نیز مخالفت بخشی از هم‌حزبی‌های ترامپ با ادامهٔ درگیری به این تصویر افزوده می‌شود، در کنار نظرسنجی‌هایی که نشان می‌دهد بدنهٔ رأی‌دهندهٔ جمهوری‌خواه هم خواهان پایان آن است. بنابراین ترامپ اکنون انگیزۀ زیادی دارد که اسرائیل را در برابر ایران تنها بگذارد که این را در عمل هم نشان داد.

ادامه در فرستۀ بعدundefined
undefined۳

۲۲۸

۲۱:۲۹