عکس پروفایل همیشه او/روزشمارجنگه
۲۵۴ عضو

همیشه او/روزشمارجنگ

نامه‌هاي دختري از مقر جنگ، در ميانهٔ روزهاي نبرد، برای "او"ارتباط با من: @ftmhkarimihttps://ble.ir/payamgir_robot?start=pv8_bd2d1be7d563f55cd1b9
دهخدا ميگويد تشييع يعني «خارج شدن با كسي تا او را به منزل رساندن». پايين لغت‌نامه در کنار این کلمه نوشته: «رجوع شود به مشايعت». ديشب توي عراق، مردم آقا را عمود به عمود به سمت كربلا مشايعت كردند. با دويدن. به هروله. و شايد حقيقت تشييع همين بود كه در مشایه اتفاق افتاد: مشايعت سيدعلي تا آن قله‌اي كه هميشه ازش حرف ميزد. تا ابوعلي(ع). تا حسين(ع).
تشييع يعني كسي را تا رسيدن به سرمنزل مقصودش-به قول دهخدا- مشايعت کردن. براي همين است كه ميگويم تشييع، وداع نيست. پايان نيست. اتفاقا ماندن و معيت با آن كسي است كه داري تشييع‌اش ميكني.
و حالا تو اي دوست خوب من نيك بنگر كه لفظ تشييع با واژه‌ي شيعه همانند است. هردو از يك خانواده‌اند. به يك ريشه برميگردند. یک اصل و نسب دارند.
در كلاس‌هاي شيعه‌شناسی استاد ميگفت شيعه بودن از شَيَعَ ميايد. يعني «از كسي پيروي كردن». البته يك معناي ديگر هم دارد؛ «مرام و مسلك او را اشاعه دادن». دهخدا نيز ميگويد يكي از معاني ديگر تشييع، «برافروختن آتش» است. و اكنون اگر اين دو را به يكديگر پيوند زنيم، اين معنا متولد ميشود كه وقتي كسي را تشييع ميكني انگاركن كه شيعهٔ او ميشوي، شيعه‌وار از او تا رسيدن به مرادِ مطلوبش پيروي ميكني، و به هنگامه‌ی طی کردن مسير گویی كه با اشک‌هایت آتشي را به چوبي سرخ از درختي سبز برافروخته‌اي. حالا هركسي كه در تاريكي نشسته باشد نورِ سرخِ مصباحِ توي مشتت چشمش را ميگيرد و او نيز ميفهمد که تو از براي رسيدن به مقصودي عزیز به مشايعتِ خضرِ طريقت‌ات برخاسته‌اي. و اين همان اشاعه دادنِ آيين اويي‌ست كه از پي‌اش به مشايعت و تشييع، قيام كرده‌ای.
حالا عراقي‌ها تشييع را در مسير مشايه با يك تصويرسازيِ ماهرانه نمادين كردند. نماد و سمبلي كه اگر كسي از تو معناي تشييع را پرسيد ميتواني فيلم‌هاي مشايعت عمود به عمودِ پيكر مطهر تا كربلا را نشانش دهي و بگويي تشييع يعني همين افروختن آتشی در دل و از فرط سوختن برخاستن و به دنبال محبوبِ مَشْيوع هروله كردن. يعني شيعه‌آسا قيام كردن و او را تا حسين(ع) همراهي كردن.
حالا نه فقط خداي خامنه‌اي، كه خامنه‌اي خود نيز زنده است و بر ماست او را تا ته دنيا بر منهجِ خلف صالحش پيروي كردن. ما شيعه‌ايم و بر گُرده‌ي ماست مشيِ محبانه‌ي او را در دنيا رواج دادن. سيدعلي عمود به عمود را تا حسين(ع) رفت كه تمام دنيا را به اين طريقِ مشايه بشورانَد. تا دايره در دايره پژواكِ صداي حنجر حسين(ع) را به عالميان برساند. ما شيعه‌وش در مدار حسينيم و بر گردن ماست كه جهان را در طريقتِ تشييع نائبان او مستقر كنيم. و حالا تو خوب ميداني كه تشييع از براي جنازه نيست، كه مخصوصِ مسلكِ هميشه زنده‌ي اوست.
مردم! تشييع هنوز تمام نشده! اين منزل، منزل پايانيِ سيدعلي نيست. حالا هركسي در تشييع او آمده شيعه برگشته. اينك تازه مسير تشييع سيد شهيد ما از ايران و عراق آغاز شده است. بايد اين بار، شانه نه به زير تابوت او كه به زير بارهای بر زمين مانده‌اش ببريم. اينك نوبت ماست كه براي باري دگر ايمان آورده، شيعه شويم و محبت و طريقتِ او را سينه به سينه در جهان بيافروزيم. دهخدا راست گفته بود: تشييع يعني افروختن هيزمي مرده به هيمنه‌ی آتشی پرحیات.@sinceyou
undefined۱۸

۶۹۵

۶:۳۷