سلام، این هم سخنرانی امروز
۱۱:۰۸
ساق الامه، ساقی او است و بر بالین ما است. جذاذ، دست امام خود را پس نزنیم. او ساقی است و مرتب به خود ما خورش را معرفی و نزدیک می کند. حتی اگر من در باز نکنم مانع مراجع مکرر او نمی شود.یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین. تمام معجزات به دست ایشان تحقق پیدا می کند.او ما را از دنیای مادیات عبور می دهد.خدا نکند سطح درخواستها محدود و نامناسب. اجعل لنا آله...مثل یوسف ما را از قحطی نجات داده،،جمال ارایه ما را از روزمرکی می رهاند. کشتی نوح و نمی گذارد غرقه معصیت و رذایل شویم .خدا نکند معجزه ببینیم و جزو مرتابین و ناکثین شویم. کسانی که حق ظهور کرد ولی آن هادر شک خود ماندند. آقا جان اجازه می دهید ما حاضر باشیم. شاگردی که غیبت فراوان و غیر قابل توجیه و نباید اذن حضور به او داد. ولی ایشان عاداتکم الاحسان و سجیتکم الکرم و....صدق و رفقتازه واردها را بیشتر تحویل می گیرند و با آغوش گرمتر. کشت دنیا و آخرت ، من کان یرید حرث الدنیا.....حرث الآخره نزد له فیهاامام : کشت آخرت معرفه الائمه است و رویش تمام کمالات، محصول صادرات و شفاعت و ..نزد له فیها= در دولت حقه به او سهمیه داده می شود، در دعای افتتاح، ما نقش افرین و جلودار،،نزد له فیهامحبوب فی الخلایق ، کمیت و کیفیت اظهار محبت در اوج صدق و صفا تا به چشم آید، چون خلایق دوستش دارند.نام ما محب المهدی.عج است ولی آداب محبت مطرح است. خود شیرینی برای معصومین .ع لازم است. حکایت اظهار محبت ما همان کلاف پیرزن مصری برای خرید یوسف.ع است، یا روستایی بدون آب شیرین که از برکه آب شیرین دار برای سلطان آب برد.مدعی خواست آمد به تماشاگه راز، دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد. ما دلمان می خواهد، بدون هیچ ادعایی، ( مدعی خواست بیاید به تماشاگه راز، دست عیب آمد و بر سینه نامحرم زد) دوستتان داشته باشیم، قول، فکر ، نیت، فعلمان بر لبان مطهر شما لبخند رضایت جاری کند. حین مگو ما را بر آن در بار نیست، با کریمان کارها دشوار نیست.آخر صفیم، شاید مقدم شدیم و از آخر صف انتخاب کردند. شما قرآن ناطق و لا یمسسه الا المطهرون، همان قرآنی ، و ننزل ...ظالمین خسارا.برای نزدیک شدن به قرآن طهارت لازم است. نجس و آلوده کجا برود. شما بر خود واجب کردید( آلوده را با آب وجود خود) ما را تطهیر کنید و فاصله ها را بردارید. بعد مدتها دوری در ایام ولادت حرف یک عمر را با پدرش دارد. دلش می خواهد کائنات بیایند کمک او. صل اللهم بیننا و بینه وصله تودی علی مرافقه سلفه ( دعای ندبه) واسطه بین ما و امام، خود خدا باشد. خدایا تو ما را وصل کن، و به بقیه ائمه و معصومین.ع و اجداد طیبین وصل شویم. ما گاهی می گوییم چه می شد فضه بیت فاطمی می شدیم. به گوهر شاد غبطه می خوردم، ولی شاه کلید آخر دعای ندبه لست. ( معمولا امام واسطه ما با خدا) سعد الخیر که امام صادق.ع گفته، منا اهل البیت، دیگر به سلمان منا اهل البیت غبطه نمی خوریم، در بیت همه معصومین.ع ، کد منا اهل البیت می خوریم و محرمی است که محرم می شویم.شما کی هستید؟ اللهم و نحن عبیدک التائقون ..... شیفته ولی عصر.عجمن که نادیده خریدار توام ، نه خریدار نه که بیدار توام.دل از من برد و .....اولین لیله قدر ما می شود امشب. به مجرد شناختن او ، خود را پیدا کردم و خود را با دنیا، مقام، منصب و ثروت نمی فروشیم.مولی خرید. ان الله یشتری من المومنین اموالکم و انفسکم بان لهم الجنه. در خواست وصال و ملحق شدن، هر روز در مناجات شعبانیه، الهی و الحقنی بنور عزک الابهج و اکون لک عارفا ....... و منک خائفا مرافقا.زبان فطرت همه این است ( که او صیاد خوب شکار می کند. چه خوب صید دلم کردی بنازم چشم مستت را، که کس آهوی وحشی .... را از این بهتر نمی گیرد.الحقنی به نور عزک الابهج، همه شادی و سرور و مستی با این الحاق است، که عارف باللهچ، معرفت امام پیدا می کنیم و بعد معرفت خدا را. خدایا تو را دارم پس چه کم دارن، پس چه غم دارم.من بیگانه که باشم که خریدار تو باشم......چون، داد حق را قابلیت شرط نیست، بلکه شرط قابلیت داد او است. کشکول فرق، صل تعطه، اعلام کن، امام را کم دارم. این وصال و ایصال کار تو است. السلام علی نضره الایام، وجوه یومئذ ناضره، توجه به امام علت آن است. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه نیستهر چه آید به سر ما همه از دوری تو است، محبت تو دو وجه دارد.اللهم انفعنا بحبه، خدایا محبت حضرت را نافع نصیب ما کن. دارو بخرم و مصرف نکنم که نافع نخواهد بود. محبت حقیقی مرا موحد می کند و اعتقادات درست و مرگ اندیش و دوری از رذایل و آراسته به فضایل با دعای او و زندگی اجتماعی مناسب. حب نافع. یفتح الحصون الضلاله و قلوبا الغلفیقلعه های گمراهی خود و فرزندان هستیم. حصن محکم و نفوذناپذیر ولی یک نگاه ایشان منهدم می کند. سندی ابن شاهک، از فرزندان او از درز زندان چشمش به موسی ابن جعفر افتاد و آن فرزند و نسلش خوب شدند.گریه
۱۱:۰۸
بودم خنده شدم....دولت عشق امد و دولت پاینده شدم.متی تری و نراکیک نگاه ولی همه چیز را درست می کند. قلوب در غلاف چه سعه صدری خواهد داد.اللهم عرفنی حجتک ....ضللت عن دینیاقای بهجت: دلم برای امام تنگ شده، برو قرآن بخوان. قرآن صامت است. اقراء ورقعاگر ۵۰ آیه نخوانی، کتب فی الغافلینکار، درس، خانواده، شغل کثرات ما را گیر می اندازد.روز و شب با تو بودنم هوس است.یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین. انا ولی وحید، بابا ما گم شدیم، شما که آدزس ما را دارید، همه جلو افتادند، عقب افتادم. در آل یس، در محضر ما غریبه بازی در نیاوری، انا ولی لکانا ولی وحید، در بیابان شلوغ دنیا، دوست تنها را یا خودش سر و سامان می دهد یا می سپرد به کسی. به والله، بالله، تالله، قرارمان نبود قرآن شما خاک بخورد. قرارمان نبود شما را از زندگی دور کنیم. شکایت رسول الله: و قال الرسول یا ربی اتخذوا هذا قومی القران مهجورا. یا ابن رسول الله، کار فقط با دعای شما درست می شود. ظهور فردی، شخصی می خواهیم. آقا خرابه دلمان را آذین بندان کنید.رواق منطر چشم من آشیانه تو است، کرم نما و فرود آ که خانه خانه تو است. اجداد تو هم به خرابه نشین ها سر می زدند. خیلی عیدی می خواهیم. قرار ما این بود که بر عهدی که بستیم پایدار بمانیم.رضیت لک یا مولای ...اماما و هادیا.......ولا اغتاب و لا ..لامد غیره ....لطول الغیبهقرارم براین که سرگردان و غایب نشوم و همانطور که تو حاضری من هم حاضر شوم. اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا.شما را به مادرتان قسم و پرونده خطایای ما صفر کن.خداوندا به حق هشت و چهارت ، ز ما بگذر، شتر دیدی ندیدیدلمان پرونده مقبول دوشنبه و پنج شنبه نزد شما می خواهیم. سرم پایین و مولی عیدی می دهد خیلی زیاد.متاع الدنیا قلیل.عیدی، اگر از بزرگ کم و بی ارزش بخواهیم بی ادبی است.سید بحر العلوم و هم مباحثه میرزای قمی، آقای قمی : آنموقع که خبری نبود!عازم نجف و می رود سراغ سید بحر العلوم و ما هم درس و من بهتر، عنوان را که داده است.یک شب در مسجد سهله حضرت عج خود را به سینه نورانی خود چسباندند. انما انت بحر العوم. نزدیک بودن با شما را می خواهیم، ما را به سینه خود بچسبانید که لذت آن تا قیامت بماند.چه مستی است که رو بما آورد، که بود ساقی و .....چهل سلام روزانه را خود اجازه دادید. الطاف خاص را بیش از پیش. برای شاکر شدن همه ما خیلی دعا کنید.هر دمش با من دلسوخته لطف دگر است، این گدا بین که شایسته انعام افتادالتجلی لایتکررپرده را از روی خویش بالا می زند.....یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه ....متصدقینبیچاره تر از همیشه، گوشه دلمان کمی محبت خالص است. اوفینا الکیل.نکند ظرف درست نبریم. کاری کنید من کم نگیرم. یک قطره ما گدایان خیل سلطانیم.، شهروند هوای جانانیم، بنده را نام خویشتن ننهد، هر چه ما را لقب دهند آنیم، ره به جای دیگر نمی رانیم. ما صدقه می خواهیم. ایران ما محتاج نگاه شما است. ایران شیعه خانه شما است، سربلندتر از همیشه در عالم. .....دعای ویژه برای امام و تایید موافقین نظام و قلب مخالفین را هم با نگاه اهل بصیرت کن.شب نیمه، اولین شب قدر، سه یس با نیتهای خاص. توفیق شرکت در جشن ظهور و نصرت خالصانه .....قربانی فراوانی کردند.امام حسن عسگری.ع به آشنا۶ا نشانتان دادند.قسم به فراق شما و مادرتان ( شما را سریع ملایک به بالا بردند)، به فراق ما پایان دهد. بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین.تکیه به دیوار کعبه و سوره نصر خواندنتان آرزو است.اللهم عجل لولیک الفرجکتاب نشانی از دریا، شرح دیگری از آل یس
۱۱:۰۸
۸:۲۶
اللهم عجل لولیک الفرجسلام علیکم.ادامه آیه ۳۶ سوره مبارکه حججوادی: خدا یاد داد می خواهی قربانی کنی، بدن، شتر فربه قربانی کن. ما نعمت زیاد می دهین اما آزمایشی. ما نعمت زیاد به شما می دهیم. شتری که قرار است قربانی شود محترم و مقدس است ولی برلی یک هدف بالاتر خرجش کنید. در آیه ۳۲ خواندیم، و من یعظم شعایر الله و ان الله من تقوی القلوب. این انجام شعایر الهی حکایت از تقوای قلب او است. از جهت انتساب به ما، شعایر الله. اینجا گفته شد، لکم فیها خیر، شتر در مالکیت شما ، به عنوان قربانی حج ذبح می کنید هم خیریت دنیا دارد و هم آخرت. خیر مطلق بیان شده است. امتثال امر حاجی دست و دلبازانه، با سعه صدر، گوسفند و گاو نه، گوشت قربانی به طیف وسیعی میرسد. خیرش در دنیا و آخرت به خودتان بر می گردد. هر گلی زدی به سر خودت زدی. با رعایت احترام و ادب قربانی کردی. خیر، نکره، خودتان هم نمی دانید چه منافع دنیوی و اخری. وقتی میخواهید شتر راقربانی دکنید، وقتی ایستاده، با ادب و آداب، قصد قربت، بسم الله الرحمن الرحیم را بگو، اسم خدا دلت را ببرد و کارت به چشمت نیاید. هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن. خشت اول را درست بگذار. خشت اول چو بگداشت معمار کج، تا ثریا رود دیدار کج!عجب، غرور، کبر و ریا ممنوع. فقط لطف او است. وقتی به پهلو افتاد، اذا وجبت...، راسته شتر خاص است، اول خودت بخور، چشمت دنبال آن نباشد، بعد به بقیه بده. اصلا ثلثش مال خودت. فقط عقیقه را پدر و مادر کراهت دارد بخورند. یک ران قابله، بقیه ذوالقربیرستورانی که ۱۱.۵ ناهار کارگرش می دهد. اطعموا، بعضی گفتند مستحب است خوردن از قربانی، سلامت نفسانی و اخلاقی مهم است، تا چشمت دنبالش نباشد. هنییا مرئیا باشد. بیماری، چند بار قربانی شتر،،هر بار کلی بیماری ام سبک شده.شتر فداء، ۵۷ قسمت، هر بسته دو میلیون و سیصد می شود. دعا می کنند. ابن ادریس هندی: واجب است از قربانی حج بخورند. قانع، اصلا درخواست نمی کند . ظاهر مرتب، این در اولویت است. جایزه صبریاش اولویت اول باشد. معتر: مانند سر کچل که دیده می شود، اعلام می کند، فقر در معرض دید قرار می دهد. اینکه حیوان را ملک شما، شمارا مسلط بر آن، از دارایی دل بکنید و مصرف صحیح کردید. همه اش کار مابوده است. شتر ۴۰۰ کیلیویی، ذابح ۷۰ کیلو، دلبکنسد، ظاهرا مباشر، ذلک سخرنا....، ما تسخیراین امور کردیم، این نعمت و خیلی نعمت های دیگر، شاید شاکر خدا باشید.بدن، مرکب وجود و نفس من، منت خدارا بکشم که این مرکب بدن را رکوع و سجود وهشیار کنم، آمد خوابش می آید، بی حوصله ووو، مرکب بدن رام نیست، مارامش کردیم. پس شاکر باشید. قانع به عطای الهی راضی است و قلبا خشمگین نیست. لذا در اولویت است.معتر می آید که چیزی بگیرد، گذارش بی طمع نیست. بدن جعلنا لهم، جسم شما هم در اختیار شما، با شمشیر خشیت ذبحش کنید، مرا می پذیرد ، نکند مراعات ادب نکردم. از ترس نهایت خضوع. هر شتری،،من شعائر الله نیست، شتر برای قربانی. هر جسمی هم اینگونه است، من به او توفیق دادم. جای پا در سجاده مقدس است. ولی امر مشتبه نشود. خدا توفیق داده و شاکر باشید.ایه ۹ طه: خلع نعل در مکان مقدس، هم ما از زمین و هم زمین از ما انرژی بگیرد. مومن ازقدم مومن کسب انرژی می کند. بدن، نماد همه کارهای خیر بزرگ است. اما از اول تا آخر بسم الله الرحمان الرحیم، خدا را بیاورید وسط، من در کار نباشد. پسر کوچک بلد است شتررا بخاند. من هم به شما یاد می دهم، چگونه کار خیر انجام دهید. شتر، نفس قانع و صبور در بیابان لست. شما هم گاهی ریاضت. پاداش حیای افراد راباید بدهید، با حیاء را باید زودتر نزد داد. بدن، شتر نفس ما، قرار بود سوار شوم و سیر کنم حالا که به حج، کعبه دل سیر می کنی، از نفس بگذر، با چاقوی صدق، در رولیت صدق سکین است،،بندگی صادقانه، گدیا نفسم را قربانی کردم. هیچ انگیزه دنیوی نداشته باشم. از خدا دنیا یا آخرت نخواهید. توجه به او نه به غیر او.گاهی خدا منت گذاشته و نفسمان رام شده، به آن برس. آقای ابوترابی، چپق و انگور. تکلیف، سختی دادن به نفس. اگر با شما راه امد گاهی او را به بازار ببرید. از نفس دبح شده استفاده کنید. دستاورد آن را به دیگران هم بدهید. شکر دارد، خیلی ها نفسشان ۵دقیقه نماز هم با آنها راه نمی آید. اگر نفس با شما ساخته شکر کنید. نفس را خیلی اذیت کنید، مثل بچه ها لج می کند. کمی به او برسید، حال خوب وسیله ایجاد شد، نعمتی که بابت آن شاکر باشید. کدلک سخرنا لهم، رام شدن نفس نعمت بزرگ و کار شما نبوده است. سر حالی، انبساط و توفیقات کار خدا است. وگرنه الان چرتی و زیر پتو خواب. نعمت عظیم است که در کوهستان به من سواری می دهد. از آن شکایت نکن و شکرش کنم. شکر موقت نمی خواهم، شاکر شدن دائم شما، فعل مصارع، ریل است، لان شکرتم لازیدنکم، در مدار برکت افتادید و چرخه افزایش. ولی از اول تا آخر ما را ببینید.
۱۲:۵۴
لکم فیها خیر، شتر نفس تحت تاثیرشما ، اینکه نفس خود راذبح کنید از موانع دنیویه بهتر است. منافع دنیویه نفس اماره تقویت می شود. ولی نفس قربانیشد، نفس مطمئنه تقویت می شود و نفس ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. وقتی نفس تقویت شد، منفعت اصلی برای خودت، کلوا منها. روایت: اگر دستم تنگ است نتوانم پرداخت داشتهباشم وقتیدستم باز بود نمیتوانم پرداخت داشته باشم. چون عادت کردی به پرداخت نکردن. پس وقتی فقیری صدقه بده.تاجر الله بالصدقه. شما شاکر بشوید، نه فقط شاکر تسخیر نفس، بلکه نعمتهای دیگر هم. قربانی منیت و نفسانیت ، بابت تروک مشروب نمی خوریم، قمار نمی کنیم، زنا نمی کنیم، جایزه ندارد!!!هم شاکر نعمت مصرف صحیح خودم و هم همه نعمات، کلید آن چگونه زده می شود. باذبح نفس و گذر از منیت، خودم را نبینم و نفس خودم را قربانی کنم ، اگر می خواهیم بقیه نعمتها را همیشه ببینیم و حالمان خوب باشد، چشم نعمت بین و استفاده بهینه از،نعمتها .حفظ نفس و گذر از منیت، هر که از تن بگذرد جانش دهم. چیزی که به خودتان می چسبد با بقیه به اشتراک بگذارید، از مصادیق شکر است. از سفر سوغاتی بیاورید. تنها خوری و تک روی نوعی ناشکری است. ذکری، دانشی ، دعایی با کسی که اهلیت دارد( آیه ۷۳ ال عمران) در میان بگذار.این نیز از مصادیق شکر است. خدایا چیزهایی که یافتیم و یاد گرفتیم مصرف بهینه داشته باشیم. بُدن در جامعه شما خوبان شما هستند و ارزش و اهمیت دارند و برای استفاده شما و انواع سعادت اخروی و دنیوی از طریق خوبان است صفات خود را در صفات آنها فانی کنید، صواف، متعهد به قیود شریعت هستند، اگر مقتول در راه خدا، یا فنا فی الله، یا امتحنک ...حضرت زهرا.ع...، از امتیازات انها استفاده کنید. بایداگر می خواهید شاکر شوید نفس این بزرگان به شما بخورد، شاید شاکر شوید. اللهم عجل لولیک و الفرج
۱۲:۵۴
سلام علیکمآیه ۱۴سوره فاطرإِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ [14] و اگر آنها را بخوانيد، صدايتان را نمىشنوند و اگر بشنوند، پاسختان نگويند. و در روز قيامت شركآوردنتان را انكار كنند. و كس همانند خداى آگاه خبردارت نسازد. (14)آخر آیه ۱۳ خواندیم، هر که را به جز خدا بخوانید در حد قطمیر، پوسته نازک روی خرما هم مالک نیست. آنهایی که می رود سراغشان اگر صدا بزنید در خواست شما را نمی شنوند و روز قیامت شاکی و قبول ندارند آنها را شریک خدا قرار دادید، پیامبر.ص این امر را جز پیامبر.ص خبیر نمی تواند خبر دهد، عالم به دقایق امور است. فقط بت سنگی مطرح نیست، آدم هایی که سمع قبول ندارند، پول، قدرت ، مدرک، مقام ، منسب ووو همه اینها ممکن بت باشد.اصلا قبول ندارند، و می گویند بیخود روی ما حساب کردی. شکنجه روانی، حمایت نمی شوید و شکایت اینکه چرا روی من پول حساب کردید. خبرهای باطنی و اسرار را خدای سبحان به ما می دهد. یک کمک شاید اولین کمک، گوش شنوای او باشیم. غیر خدا این کمک اولیه را نمی کند. معمولا ما حوصله شنیدن درد دل را نداریم. نهایت در حد سنگ صبور بشنود، کاری از او نمی آید. مهارت حل مشکل ندارد. ببخش وقت توی شنونده را گرفتم!!از خود معبود سرزنش می شنوم. بچه در خانواده های ناسالم، که گفته مرا بدنیا آورید!! بچه به جای شاکر بودن از والدین شاکی هستند! معبودها: شما هیچ وقت بندگی ما نمی کردید. اطلاعات خدا، عمیق، دقیق، لایه های پنهان، گذشته و آینده و صادق در خبر دادن است. تنها مطلع و مخبر صادق او است. در نگرش توحیدی ما باور داریم کسی می شنود خدا به او اجازه شنیدن داده است. معصومین و اولیاء الهی ، با اذن خدا می شنوند. سر خود از مقام خود استفاده نمی کنند. مثلا من می روم حرم امام رضا.ع ، ولی و مظهر اسم سمیع خدا، اگر شاکر اذن لحظه به لحظه خدا که سمیع مطلق است، چه و که را بشنود یا نشنود. خدا اجازه شنیدن مشرک و ناشکر را نمی دهد.ما سمیع و بصیر و هشیم، با شما نامحرمان ما خامشیمخدای بالاصاله مجیب، اذن مجیب بودن می دهد. مشرکین: ما بت را می پرستیم که مقرب ما به خدای سبحان است!!!اذ تبرا الذین تبعوا من الذین اتبعوا. اعلام برائت در قیامت.من خدا خبر رسان، از اسرار مطلع و هر خبر صدق محض است. عرض حاجت نزد خیر خدا بی فایده محض است. یا نمی شنود یا می داند ولی کاری از او بر نمی اید. برای چه آمدی. سیر: صدا بزنی، جواب نمی دهند. بشنوند کاری از آنها نمی اید، قیامت هم برائت از شما. حالا چرا یک عمر اینگونه رفتار کنیم. سالی که نکو است از بهارش پیدا است.برو سراغ خدا و اولیایش، وجیها فی الدنیا و الآخره.
۱۱:۵۱
آیه ۱۵ سوره فاطريَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ [15] اى مردم، همه شما به خدا نيازمنديد. اوست بىنياز و ستودنى. (15)توده مردم شما لحظه لحظه محتاج خدا هستید. خدا همیشه غنی و محمود است، خودش حامد خودش است. چرا ایها الخلایق گفته نشده، فقط مامردم؟ فقر دیگرا از طریق ما اظهار می شود. خلق الانسان ضعیفا. انسان ضعف خاص دارد. بقیه فقر خود حس می کنند. شما فراموشکار هستید. پلک افتاده. دندانپزشکی، آمپول به دختر خودش به نحوی تا ۴ ماه آب دهان روان!در هر آن بقا و وجود ما به او محتاجیم. فقیر من خدا سبب تعظیم است و نه تحقیر. اینکه آخر ایه کلمه حمید آورد، چون بی نیازی خدا از خلق جلوه گر است. لحظه به لحظه محتاج ایجاد و افاضه فیض و رحمت و باقی ماندن هستید.چند نوع فقر: فقر دینی که مذموم است، باید بروم یاد بگیرم. اللهم لا تجعل فقرنا فی دیننا.فقر یقین مذموم است. فقر مالی اگر قناعت داشتم و راضی محمود است و گرنه مذموم. فقر اینکه فقط محتاج خدا و غنی و بی نیاز از غیر خدا . اسئلک الفقر و الغنی منک. وصف بنده فقر، وصف خدا غنی، اگر تو با تمام وجود احساس نیاز به من کنی ، من تو را متصف به صفت غنی می کنم. فقیر الی الله ( عالی)فقیر به سوی چیزی که آن از طرف خدا می آید. محتاج آب و نوشیدم، شربت بیاورند نمی توانم بخورم. انگار وقتی به آن چیز که از خدا رسیدم، فتیله توقع پایین و به خدای منعم کاری ندارم. انتم الفقرا، برلی عالم تکبر خیلی بد لست. برای فقیر هم طمطراق و غر و نق بد است. سرت را بیندازی زمین، می زنند زمین هوا می رود، نمی دانی تا کجا می روی. فقیر مالک هیچ چیز نیست، محتاج او، الی، سیر به او مطرح است. در فطرت فقیر، فقر جذبه الهی و کشیدن به سوی او است. بنده اگر احساس غنی کند، می گوید برو ته صف، سجده بهترین حالت بنده چون جز خدا نبیند. حتی یک غذا می پزی و خودت را محتاج طعم دهندگی او نبینی!خانمی نزد ولی، رابطه من با همسرم گرم و گل کرده مثل قبل نیست، مزمل را شما به شیرینی بخوانید. دوباره درست شد. لحظه به لحظه محتاج. لیز خوردن در حمام! لحظه لحظه فقر به او، سیر سریعتر و غنی می دهد و آبادمان می کند. لا حول و لا قوه الا بالله. خدایا این طاعت را انجام دادم به لطف تو و اگر ترک معصیت کردم به لطف تو. احتیاج در ذات مخلوقات است، انسان اشرف مخلوقات و بیشترین نیاز را دارد. فقر مخلوقات که تمام می شود. فقری که قرار است وصف ما باشد.فقیر و خسته به درگاهت آمدم ، یا مغنی و یا مقنی، ای خدایی که بی نیاز کننده هستی ، ای خدایی که سرمایه دهنده هستی، خودت را به من دهی. خدایا تو را دارم، پس چه کم دارم، پس آبرو و مال و..... همه را تو می دهی.اظهار فقر و احتیاج فقط به خدا. این را ادراک کردی او فقط قابل بندگی است. یک جایی می خواهید ارتباط بگیرید، محل نمی کند، ولش کن.حالا خدای بی نیاز به ما، تواب است و به ما رجوع می کند. واجب الشکر است. آنقدر بی نیاز که خلائی نبینی. انتم الفقرا لا لمثلکم، فقط الی الله، محتاج همدیگر نیستید..همه را دوست دارم چون خلق خدا هستند بی توقع. یک خرما می دهیم فاتحه بخوان! تو اصلا برای من خدا نمی توانی کاری کنی. هر نفس که فرو رود ممد حیات و چون بر آید مفرح ذات، پس بر هر نفس دو شکر لازم. من غنی همه چیزت می دهم، که گرفتی و بعد آن، برای حفظ و شکر و اضافه کردن و ... عارفی : ترک الشکوی علامت فقر صادق است و اخفی اثر البلوی، اثر پای گرفتاری ها را به جز خدا به کسی نشان نده. خدایا ما را اسم غنی و مغنی خدا قرار بده.
۱۱:۵۱
سلام علیکمآیه ۵۱ سوره القصص
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ [51] برايشان سخن در سخن پيوستيم، باشد كه پندپذير گردند. (51)وصلنا= ابلغنا، قران را قابل ادراک و فهم کردیم، تا از غفلت خارج شوند ( غفلت# ذکر)وصلنا= بیننا، اشکار و تبیین کردیم قران را شاید حقیقت خود و هستی یادشان بیاید .وصلنا= وصل، جزء جزء جدا است، ما وصل می کنیم. قرآن موعظه های جدا جدا است، ما در یک هدف و درریک راستا قرار دادیم.از طریق امید، نهی، ذکر امم پیشین. بینشان فاصله است ما وصل کردیم. تیر باران مواعظ نباید داشته باشیم، خیلی هم فاصله نباشد که یادش رود. جداگانه و هماهنگ و منسجم. وصلنا= همانطور که ما جملات ظاهری را رساندیم، پشت پرده بواطن است و ما همه را می رسانیم. قرآن هفت بطن و دررهر بطن هفتاد بطن. از لایه لفظ تا ورود به قوی ترین معانی. ما متوجه شویم اینها کی هستند، اینجا کجاست و کجا بروند. عبور از لایه ها و سبب متذکر شدن افراد. القول= معجزه های پی در پی، قران هم معجزه است. معلوم است در کثرت و زیاد شدن تعداد فایده است. باب تفعیل ، پشت سر هم و به تدریج معجزه می اوریم. القول= پیامبر و کتابی و دلیلی پشت سر هم، فاصله های طولانی سبب خواب ماندن است. ما می خواهیم افراد بیدار و هشیار باشند. چرا ۱۷ رکعت را پراکنده در روز می خوانیم تا استقرار بیشتر صورت گیرد. القول= خدا با وعده، وعید، امید، ..متنبه می خواهد کند.تذکر میثاق، عهدی با خدا بستمعهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا.بلی گفتند موقع تعهد یادشان آید. سابقه بلی گویی.شیخ بهایی: در عهد الست بلی گفتی، امروز به بستر لا خفتی.لهم= پیوستگی ها به نفع شما است. لام منفعت است. من با یک حرف متنبه نمی شوم و باید تفهیم مطلب شود. القول= معرفه، پیشنهادات پشت هم از قبل شناخته شده بود. خبر دادیم خوبان عاقبت این شد، اهل ذکر، اهل معصیت، فساق عاقبت این شد، فقط باید یادتان بیاید.توصیل= یک چیزی واضح شد بعد چیز دیگر آوردیم.ما جاءنا بشیر و نذیر= ما پشت سر می آوریم تا جایی برای انکار نباشد.ظهور قدرت خدا، نمایش خلق اسمان، دادن رزق، ادبیات مختلف یادآوری حقیقت. در مسائل تربیتی هم باید پی در پی گفت. در قالب های مختلف، در قالب امر، دعا، داستان ، باید خستگی ناپذیر بود. هنر گوینده باید داشت. امر، داستان، عبرت تاریخی، دعا تا اطرافیان متوجه و بیدار و آگاه شوند و امیدوار باشند. ( نه : من که می دانم درست نمی شود اما می گویم! ) ، دارم سر آرد غصه را .در تبلیغ امیدوار باید بود. برنامه مستند فراز ، با لباس بلوچ در دوره ریاست جمهوری می روند انجا، سیل آمد و همه چیز را برد، نامه نگاری و چیز خواستم. ساواک می گفت شماشیعه و آنها سنی و مانع ارتباط با آنها می شد. ولی ایشان با آنها دنبال تحول و پیگیر.نگذارید سرد شوند و پشتشان باد بخورد. وصلنا= انسان در همه مقاطعزندگیراهنما دارد. از طریق قول پیامبر.ص، قرآن، نور عقل تا در سیاهچالمادیات فرو نرود.ثم ارسلنا رسلنا تترا. هر زمان رسولل می فرستادیم، تکذبوا، ولی من خدا پیگیر و باز رسول می فرستادم. شما هم اگر عبد من پیگیر باشید.آقای جوادی: وصل اقوال به وصل اعمال، وصل اخلاق تا انسجام در قول و عمل و خلق و یکپارچگی و جذاب لست.نور کلام، نور افعال، نور صفات و تجلی در جلوه های مختلف، لعلهم یتدکرون.
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ [51] برايشان سخن در سخن پيوستيم، باشد كه پندپذير گردند. (51)وصلنا= ابلغنا، قران را قابل ادراک و فهم کردیم، تا از غفلت خارج شوند ( غفلت# ذکر)وصلنا= بیننا، اشکار و تبیین کردیم قران را شاید حقیقت خود و هستی یادشان بیاید .وصلنا= وصل، جزء جزء جدا است، ما وصل می کنیم. قرآن موعظه های جدا جدا است، ما در یک هدف و درریک راستا قرار دادیم.از طریق امید، نهی، ذکر امم پیشین. بینشان فاصله است ما وصل کردیم. تیر باران مواعظ نباید داشته باشیم، خیلی هم فاصله نباشد که یادش رود. جداگانه و هماهنگ و منسجم. وصلنا= همانطور که ما جملات ظاهری را رساندیم، پشت پرده بواطن است و ما همه را می رسانیم. قرآن هفت بطن و دررهر بطن هفتاد بطن. از لایه لفظ تا ورود به قوی ترین معانی. ما متوجه شویم اینها کی هستند، اینجا کجاست و کجا بروند. عبور از لایه ها و سبب متذکر شدن افراد. القول= معجزه های پی در پی، قران هم معجزه است. معلوم است در کثرت و زیاد شدن تعداد فایده است. باب تفعیل ، پشت سر هم و به تدریج معجزه می اوریم. القول= پیامبر و کتابی و دلیلی پشت سر هم، فاصله های طولانی سبب خواب ماندن است. ما می خواهیم افراد بیدار و هشیار باشند. چرا ۱۷ رکعت را پراکنده در روز می خوانیم تا استقرار بیشتر صورت گیرد. القول= خدا با وعده، وعید، امید، ..متنبه می خواهد کند.تذکر میثاق، عهدی با خدا بستمعهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا.بلی گفتند موقع تعهد یادشان آید. سابقه بلی گویی.شیخ بهایی: در عهد الست بلی گفتی، امروز به بستر لا خفتی.لهم= پیوستگی ها به نفع شما است. لام منفعت است. من با یک حرف متنبه نمی شوم و باید تفهیم مطلب شود. القول= معرفه، پیشنهادات پشت هم از قبل شناخته شده بود. خبر دادیم خوبان عاقبت این شد، اهل ذکر، اهل معصیت، فساق عاقبت این شد، فقط باید یادتان بیاید.توصیل= یک چیزی واضح شد بعد چیز دیگر آوردیم.ما جاءنا بشیر و نذیر= ما پشت سر می آوریم تا جایی برای انکار نباشد.ظهور قدرت خدا، نمایش خلق اسمان، دادن رزق، ادبیات مختلف یادآوری حقیقت. در مسائل تربیتی هم باید پی در پی گفت. در قالب های مختلف، در قالب امر، دعا، داستان ، باید خستگی ناپذیر بود. هنر گوینده باید داشت. امر، داستان، عبرت تاریخی، دعا تا اطرافیان متوجه و بیدار و آگاه شوند و امیدوار باشند. ( نه : من که می دانم درست نمی شود اما می گویم! ) ، دارم سر آرد غصه را .در تبلیغ امیدوار باید بود. برنامه مستند فراز ، با لباس بلوچ در دوره ریاست جمهوری می روند انجا، سیل آمد و همه چیز را برد، نامه نگاری و چیز خواستم. ساواک می گفت شماشیعه و آنها سنی و مانع ارتباط با آنها می شد. ولی ایشان با آنها دنبال تحول و پیگیر.نگذارید سرد شوند و پشتشان باد بخورد. وصلنا= انسان در همه مقاطعزندگیراهنما دارد. از طریق قول پیامبر.ص، قرآن، نور عقل تا در سیاهچالمادیات فرو نرود.ثم ارسلنا رسلنا تترا. هر زمان رسولل می فرستادیم، تکذبوا، ولی من خدا پیگیر و باز رسول می فرستادم. شما هم اگر عبد من پیگیر باشید.آقای جوادی: وصل اقوال به وصل اعمال، وصل اخلاق تا انسجام در قول و عمل و خلق و یکپارچگی و جذاب لست.نور کلام، نور افعال، نور صفات و تجلی در جلوه های مختلف، لعلهم یتدکرون.
۱۲:۵۲
آیه ۵۲ سوره القصصالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ [52] كسانى كه پيش از اين كتاب، كتابشان داده بوديم بدان ايمان مىآورند. (52)خدا هم صحبت از فجار و هم اتقیاء می کند. ما به یهودی و مسیحی ها کتاب دادیم و آشنا بودند، الان هم قرآن را باور دارند و ایمان می آورند. کتب اسمانی در طول یکدیگر هستند.به= صمیرش به پیامبر.ص بر می گردد، چون وصف او در کتب آسمانی قبلی بوده است. کتاب= دانشی، گاهی خدا آن را چماق می کند و بر سر ما می زند، گاهی خدا می گوید چون دانش دارید بهتر می فهمید. .آتیناه، ما را دیدند. کسی گفت: این همه ذکر و دعا چرا بدبختم. عالمی: چون بی معلم کار می کنی! آتیناهم= ما را دیدند در دادن کتاب، به باطن قرآن ( ضمیر غیب است) ایمان آوردتد.آیه از سه نگاه۱- حصرت بیایند من قول می دهم حرفش را گوش دهم، الان از ولی فقیه چقدر اطاعت می کنم. دین و حقیقت یکی است.امام زمان که دین جدید نمی آورد. مثلا ربا و حرام خوری ازاد!حلال محمد.ص حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه.اصل دین تسلیم است. ان الدین عند الله الاسلام. زمان هر پیغمبری به یک شکل. گروهی علمشان حجاب نیست و موجب رسیدن به نور است. عالم به تورات و انجیل و الان عالم به قرآن و می فهمند جنس کلام الهی است. یومنون، مضارع ، قرارشان داشتن باورهای سالم است. تداوم باورهای درست او. علم نافع من را حق پذیر می کند و باور دائم به حقیقت. تداوم باورهای درست آنها. مانند پیرزن قدیمی ها. خدا به او معرفت داده لذا گوهر حقیقت را می شناسد و دلداه ان. ما از قبل به شما قران را دادیم. با قرآن آشنایید.
زیباترین شنود، پدربزرگ در گوش بچه در امریکا بدنیا آمده ادان گفت.
الرحمان، علم القرآن و بعد خلق الانسان.
قبل خلقت مادی، در حد ذره، قرآن را یادم داده است. الان هر چه می شنویم ذکر است. با قرآن بودن خاطره ها داریم لذا دلداه می شویم و در صفحه دل نقش می بندد.
هم به یومنون، خدا چشم مومنها را از قبل سرمه کشیده با نور بصیرت خودش و جلوه نام یا بصیر است. عنایتی کرد از کلان به متکلم برسیم.کتاب خدا کلام خدا است. نهج البلاغه: فقد تجلی الله لخلقه فی کتابه، پرده برداری خدا در کتاب خودش.به= بالله، بالکتاب، به پیامبر.صقدیم قدیمهای ما هر چه داشتیم.ربنا اننا سمعنا منادیا....ما همه مستانه می بودیم، ساکنان مسکن وی بوده ایم، ناف ما بر مهر او ببریده اند، ....همه از آخر کار می ترسند من از اول کار، که اگر درست باشد آخرش درست می شود.قرآن راباور دارند چون ذکر لست یادم می اندلزد و چشمم را باز می کند. از همینجا معلوم می شود انسان احتیاج به تدکر دارد. آدم هایی که تذکر را قبول دارند در هر مرحله تذکر پذیر هستند. آیه بعد، چون باور دارند بی درنگ اعلام آمادگی می کنند. چون از قبل می شناسد، در کتاب فطرت مرور کرده. کلام خدا هر چند در قالبهای مختلف. هر آدم خوب را باید رزومه او را نگاه کرد. یکی او خوب بوده است. خانوادگی قرآن پدیر بودن مهم است، برای آیندگان کار کنیم. در تاریخ اثر می گذاریم. به یومنون و به یکفرون در نسل جریان دارد. مقدسات سر و ته یک کرباس هستند. مومن به تورات تحریف نشده، الان هم قرآن می پذیرد. کسی الان درست، قبلا هم درست. استثناء، از موتی زنده در می اید.احترام به مقدسات مهم است، توهین به مقدسات یعنی نان خود و نسلش را میبرد. با امام حسن.ع می رویم دم خانه امام حسبن.ع ، لباسهایمان برای ورود به ماه رمضان آماده نیست. کریم مدینه به لباسهای پاره پاره حسین.ع قسم، لباسی که می خولست با امامش بماند، نگذار عریان وارد ماه رمصان شویم و نگدار بدون لباس تقوا وارد رمضان شویم.و لباس التقوی هو الخیر.خدایا قسم به زمانی که باد با خاک حسین.ع را می پوشاند، نگذار با لباس نامناسب و پاره وارد رمضان شویم السلام من نکس علی العراء، به دادمان برسید. یا ابن رسول الله خودتان بزرگتری کن.مانند بچه ندرسه ای بدون روپوش روز اول مهر. برلی همراهی با خوبان عالم خودتان وساطت کنید.اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره ووالمستشهدین بین یدیه
زیباترین شنود، پدربزرگ در گوش بچه در امریکا بدنیا آمده ادان گفت.
الرحمان، علم القرآن و بعد خلق الانسان.
قبل خلقت مادی، در حد ذره، قرآن را یادم داده است. الان هر چه می شنویم ذکر است. با قرآن بودن خاطره ها داریم لذا دلداه می شویم و در صفحه دل نقش می بندد.
هم به یومنون، خدا چشم مومنها را از قبل سرمه کشیده با نور بصیرت خودش و جلوه نام یا بصیر است. عنایتی کرد از کلان به متکلم برسیم.کتاب خدا کلام خدا است. نهج البلاغه: فقد تجلی الله لخلقه فی کتابه، پرده برداری خدا در کتاب خودش.به= بالله، بالکتاب، به پیامبر.صقدیم قدیمهای ما هر چه داشتیم.ربنا اننا سمعنا منادیا....ما همه مستانه می بودیم، ساکنان مسکن وی بوده ایم، ناف ما بر مهر او ببریده اند، ....همه از آخر کار می ترسند من از اول کار، که اگر درست باشد آخرش درست می شود.قرآن راباور دارند چون ذکر لست یادم می اندلزد و چشمم را باز می کند. از همینجا معلوم می شود انسان احتیاج به تدکر دارد. آدم هایی که تذکر را قبول دارند در هر مرحله تذکر پذیر هستند. آیه بعد، چون باور دارند بی درنگ اعلام آمادگی می کنند. چون از قبل می شناسد، در کتاب فطرت مرور کرده. کلام خدا هر چند در قالبهای مختلف. هر آدم خوب را باید رزومه او را نگاه کرد. یکی او خوب بوده است. خانوادگی قرآن پدیر بودن مهم است، برای آیندگان کار کنیم. در تاریخ اثر می گذاریم. به یومنون و به یکفرون در نسل جریان دارد. مقدسات سر و ته یک کرباس هستند. مومن به تورات تحریف نشده، الان هم قرآن می پذیرد. کسی الان درست، قبلا هم درست. استثناء، از موتی زنده در می اید.احترام به مقدسات مهم است، توهین به مقدسات یعنی نان خود و نسلش را میبرد. با امام حسن.ع می رویم دم خانه امام حسبن.ع ، لباسهایمان برای ورود به ماه رمضان آماده نیست. کریم مدینه به لباسهای پاره پاره حسین.ع قسم، لباسی که می خولست با امامش بماند، نگذار عریان وارد ماه رمصان شویم و نگدار بدون لباس تقوا وارد رمضان شویم.و لباس التقوی هو الخیر.خدایا قسم به زمانی که باد با خاک حسین.ع را می پوشاند، نگذار با لباس نامناسب و پاره وارد رمضان شویم السلام من نکس علی العراء، به دادمان برسید. یا ابن رسول الله خودتان بزرگتری کن.مانند بچه ندرسه ای بدون روپوش روز اول مهر. برلی همراهی با خوبان عالم خودتان وساطت کنید.اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره ووالمستشهدین بین یدیه
۱۲:۵۳
بازارسال شده از Zahra Tadayon
در شب اول دعای جوشن کبیر هم وارد شده است
۱۲:۱۰
سلام، ماه مبارک رمضان را گرامی می داریم. علی القاعده فردا شب ( آخر روز چهار شنبه) ، شب اول رمضان است.
۱۲:۱۱
جلد ۹۴ بحار الانوارباب دعا ورود به رمضان و دعای روزهصائم مظهر اسم صمد خدا، بی نیازی از غذا و بی نیاز از غیر خدانه خور و شهوت و تکریم و تعظیم دیگران. مظهر نام صمد خداهمه توجه معطوف به میزبان، هب لی کمال الانقطاع الیک در ماه رمضان مستجاب شده است. همه وجودش محتاج خدا، فقطخودش با خدا حرف بزند در قالب نماز و دعا یا خدا با او حرف بزند در قالب قرآن.در آیه شهر رمضان، اخرش می گوید تصوموا.آداب ورود به شهر رمضان، یک سری دعا استعاذه برای رفع موانع سلوکیک سری دعا استغفار که پوشش خاصی از اذکار که با ان زیبا بروز کنم و نقایصم بروز نکندیک سری دعاها اعتراف است، در ضیافت خدا ذره ای مجوز کذب داده نمی شود، ولی در دعای ورود اجازه بیان عاشقی داده می شود، لابد منم، من فطری که زبان گشوده. این همه عاشقی و شیرین زبانی در محضر باریتعالی!یک سری دعا که مجموع درخلستها به یک درخواست منتهی بشود، که خدایا مرا بپسند، رضاک یا رب، کاش آخر کار نداریم. از روز اول، سالی که نکوست از ب۶ارش پیدااستما به این در نه پی حشمت و جاه آمدیم، از بد حادثه اینجا به پناه آمدیم. ۵۰ درصد خواست من حل است، خدایا توهم بخواه.حال و هوای ما از امروز با بقیه سال فرق دارد.ص ۳۳۸ ، عند دخول شهر رمضان:سیدی انا من حبک ..... سیدی انا من حبک لا یروی.... یا شوقاه....یا حبیب......یاقره عین..... قد تری من الآدمیین و وحشتیسیدی انا من حبک لا اشبع الجائع= خدای من از حب تو سیر نمیشومانا من حبک لا اروی ... من از حب تو سیراب نمیشوم.مانند موسی.ع که در کوه طور آب و غذا نمی خورد.واشوقاه .... چقدر مشتاقم به اویی که مرا می بیند وومن او را نمی بینم. ماه رمضان به سکوت نمی گذرد. برای لحظه لحظه دعا دارد. ممکن است یکی بگوید جمع کن! تو اینکاره نیستی!یا حبیب من تحبب الی، ای دوستی که او هم مرا دوست دارد. ماه رمضان را به عنوان یک تکلیف نگاه نمی کنیم بلکه اینگونه در اوج کثرت وحدت، افطاری بده و برو ، ولی دائم نرا ببین....ای کسی که به تو پناهنده شد، چشمش روشن است. شراب وصل، نزل بدو ورود است. میبینی نگران خلقت حجاب شوند ، ادمیین،هستم ، آنس وحشتی،در زیارت امام زمان.عج انا ولی وحید، من دوستی هستم که کسی با من دوست نمی شود،،امام زمان.عج می گوید خودم دوست می شوم. اعلام عاشقی لاف و لعو و گزاف نیست،،لسان فطرت است که در اهل لست بلی گفت به مجرد در ماه رمضان قرار رفتن، لظهار عاشقی می کند، برای رتبه و مقام نیامدم، بلکه برای رضای تو، وقتی بپسندد وادخلی جنتی. ص ۳۳۴،رضاک......رضاک یا رب قبل لقائک ،خدایا قبل از رسیدن و مردن و آتش ۴راقت و دستم به گردنم بسته شود، صدایت کنم جوابی داده نشود،،مرا بپسندی. روز و شب با تو بودنم هوس است....ص ۳۳۰:دعای روز اول: احسن معونتی فی الجد و الاجتهاد ...احسن...فی الفرح....معونه من را احسن ( نه اکثر) حسن تو دیده شود، زیبا، در جد و اجتهاد، کمکم کن. کمکم کن تلاشگر باشم. نه اینکه چون رمضان است همه را کنار می گذارمو المسارعه ما تحب و ترضی= هر چه تو دوستداری و می پسندی سرعت بده. مثل در زیارتها.ماه رمضان ماه مسارعه است. از طرف خدا سرعت رحمت، از طرف من سرعت محبت. انکه تو دوست دداری سریع انجام شود.والنشلط،و الفرح و الصحه، سرحال تر و خوش تر و سالم تر از همه سال.تا خدایا از من راضی شوی، وقتی از من من نماند. خدا خود پسند است، اگر شبیه او شوم مرا می پسندد. منیت از من نماند. و ما توفیقی الا بالله.* موانعی سر راهوجود دارد. میزبان نمی گذارد آب در دل ما تکان بخورد. معرفی مانع ها، به خودم پتاهنده شوید، مستور می کنم، درقالب استعاذه و استغفارص ۳۲۷و ۳۲۸دعای امام صادق.ع موقع ورود ماه رمضان.اللهم انی اعوذ بک ان ...عن اسائه منیظرفیت نداشته باشم و بگویم حقم بود. و پر رو بازی.اللهم انی اعوذ بک ...فیما بینی و بین الناس و افسده فی ما بینهم و بینک.مانع دیگر، روابط مردمی ام را خوب کنم، ولی به تو که می رسم،با من کردم، منیت خراب کنم. فاعلیت خود ببینم. مثلا دیدی از،بنده هایت گدشتماللهم انی اعوذ بک ..قلیلا او کثیرا ..ارید به احدا غیرکطاعت کم یا زیاد انجام دهم برای غیر تو، اللهم انی اعوذ بک ان یحعل شیئا من شکری فی ما انعمت علک بغیره و اطلب به رضا عیرهپناه می برم که یک ذره از شکرهای من برای دیگری باشد استقلالا، تشکر و روابط خوبم به خاطر غیر خدا. شکر حاجب!اللهم انی اعوذ بک عن اتعدی حد من حدود پک ولی اتزین به ....دنیا و مردم برایم مهم است.موانع زیاد است.....استغفار، همین دعا در ادامه استغفارهای عجیب و غریباولی بابت حقاللهم انی استغفرک من کثیر المظالم العبادک عندی، به مال و آبرو و عرض. .... خدایا تو مردم را از مت راضی کن. نمی خواهم با حق الناس وارد ماه شوم. از طیره، فالبد زدن، مهمان آمده ظرف شکسته!در ضیافت نوری یک چیزهایی که قبلعیب نمیدانستم عیب محسوب میشود. دخول بیت بغیر
۱۱:۳۶
اذنه ، بی دعدت آمدن. والفخر، برای خودم خساب باز می کنم.ما راه بصری و ..... و بسطته الی.....و باطره جلدی و حدثت بهی نفسی ما هو معصیه، ( از خاصیت زیارت امام رضاع و جرم شناسی با توجه به استغفار هایدعای بعد نماز ان)اینجا هم چشمم نباید می دیده و دیده ، دست و پا و پدست.... و حتی حدیث نفس و ته آن اعتراض به خدا یا نا امیدی. مثلا من به مقام مقربین نمیرسم!جلوه ای از خودت که بدی من نبینند. مرحوم علامه مجلسی: هر مهمانی باید یک حامی داشته باشد و بعد اعمال و دعا، برای حامی دعا کند، لتکمیل عمله من النقصان و....عملم که می خواهد تسلیم خدا شود تو بیابگیر. حامی که خلیفه الله هست، تک تک تازه وارد هستیم،( در تشییع شهید رییسی) ، امام زمانی داریم که جدا جدا قیم نیاز ما است. آن حامی هم قیم و هم داعی، وظیفه عبد هر شبیک دعای خاص برای ان حانی، آخر ص۳۴۸، در هر دعای مذکور ذکر حامی داشته باشد. وقتی کار سخت است، دلت را ببر کربلا، انکسار قلب، انافتحنا فتحا قریبا. خداحافظ از شعبان و ورود به رمضان. آبزنید راه را وین که نگار می رسد، مژده دهید باغ را.وداع آخر کربلا ایتونی بثوب القدیم. علیکن من السلام. خدا می داند این خداحافظی با دل بانوان حرم چه کرد.بعد اسب با زین برگشته، اسب گریان،..... تیر و نیزه زیاد ، بیایید ببرمتان گودال قتلگاه. یاوجیها عندالله اشفعلنا عنداللهو لا حول و لا قوه الاباللهالعلی العطیماللهم عجل لولیک الفرج.....
۱۱:۳۶
سلام علیکم. توفیق حضور ذاکرانه، عارفانه و عابدانه و عالمانه در ماه رمضان نصیب ما بگردان
۱۱:۳۷
بازارسال شده از فرنگیس کاظمی (طاهری)
روایتی از امام صادق (ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمومنین (ع) اشاره میکنیم:
یا ابا الحسن! ماه رمضان به ما روی آورده است. قبل از افطار دعا کن؛ چراکه جبرئیل نزد من آمد و گفت:«ای محمد! هر کس در ماه رمضان قبل از افطار، این گونه دعا کند، خدای متعال این دعای او را مستجاب و روزه و نمازش را قبول میکند، و 10 دعا [ی دیگر او را نیز] مستجاب میکند، گناه او را میآمرزد، غم و غصهاش را از بین میبرد، گرفتاریهایش را بر طرف و حاجات او را برآورده میکند، او را به مطلوبش میرساند، عملش را همراه با اعمال پیامبران و صدّیقان بالا میبرد و در روز قیامت، چهرهاش از ماه شب چهارده درخشانتر است.
گفتم:«ای جبرئیل! آن دعا چیست؟» گفت:بگو:
یا ابا الحسن! ماه رمضان به ما روی آورده است. قبل از افطار دعا کن؛ چراکه جبرئیل نزد من آمد و گفت:«ای محمد! هر کس در ماه رمضان قبل از افطار، این گونه دعا کند، خدای متعال این دعای او را مستجاب و روزه و نمازش را قبول میکند، و 10 دعا [ی دیگر او را نیز] مستجاب میکند، گناه او را میآمرزد، غم و غصهاش را از بین میبرد، گرفتاریهایش را بر طرف و حاجات او را برآورده میکند، او را به مطلوبش میرساند، عملش را همراه با اعمال پیامبران و صدّیقان بالا میبرد و در روز قیامت، چهرهاش از ماه شب چهارده درخشانتر است.
گفتم:«ای جبرئیل! آن دعا چیست؟» گفت:بگو:
۴:۲۷
بازارسال شده از فرنگیس کاظمی (طاهری)
اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ رَبَّ الشَّفْعِ الْکَبِیرِ، وَ النُّورِ الْعَزِیزِ، وَ رَبَّ التَّوْراةِ وَ الْإنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ، وَ الْفُرْقانِ الْعَظِیمِ.
أَنْتَ إِلهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ إِلهُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا إِلهَ فِیهِما غَیْرُکَ، وَ أَنْتَ جَبَّارُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا جَبَّارَ فِیهِما غَیْرُکَ، أَنْتَ مَلِکُ مَنْ فِی السَّمواتِ، وَ مَلِکُ مَنْ فِی الْأَرْضِ، لا مَلِکَ فِیهِما غَیْرُکَ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْکَبِیرِ، وَ نُورِ وَجْهِکَ الْمُنِیرِ، وَ بِمُلْکِکَ الْقَدِیمِ.
یا حَیُّ یا قَیُّومُ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا حَیُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَ بِهِ کُلُّ شَیْءٍ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَ الْأَرْضُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی صَلُحَ بِهِ الْأَوَّلُونَ، وَ بِهِ یَصْلُحُ الآخِرُونَ.
یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ، وَ یا حَیُّ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی یُسْراً وَ فَرَجاً قَرِیباً، وَ ثَبِّتْنِی عَلی دِینِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلی هُدی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلی سُنَّةٍ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
وَ اجْعَلْ عَمَلِی فِی الْمَرْفُوعِ الْمُتَقَبَّلِ، وَ هَبْ لِی کَما وَهَبْتَ لأَوْلِیائِکَ وَ أَهْلِ طاعَتِکَ، فَانِّی مُؤْمِنٌ بِکَ، وَ مُتَوَکِّلٌ عَلَیْکَ، مُنِیبٌ إِلَیْکَ، مَعَ مَصِیری إِلَیْکَ، وَ تَجْمَعُ لِی وَ لِأَهْلِی وَ لِوَلَدِی الْخَیْرَ کُلَّهُ، وَ تَصْرِفُ عَنِّی وَ عَنْ وَلَدِی وَ أَهْلِی الشَّرَّ کُلَّهُ.
أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ، تُعْطِی الْخَیْرَ مَنْ تَشاءُ، وَ تَصْرِفُهُ عَمَّنْ تَشاءُ، فَامْنُنْ عَلَیَّ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
أَنْتَ إِلهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ إِلهُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا إِلهَ فِیهِما غَیْرُکَ، وَ أَنْتَ جَبَّارُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا جَبَّارَ فِیهِما غَیْرُکَ، أَنْتَ مَلِکُ مَنْ فِی السَّمواتِ، وَ مَلِکُ مَنْ فِی الْأَرْضِ، لا مَلِکَ فِیهِما غَیْرُکَ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْکَبِیرِ، وَ نُورِ وَجْهِکَ الْمُنِیرِ، وَ بِمُلْکِکَ الْقَدِیمِ.
یا حَیُّ یا قَیُّومُ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا حَیُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَ بِهِ کُلُّ شَیْءٍ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَ الْأَرْضُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی صَلُحَ بِهِ الْأَوَّلُونَ، وَ بِهِ یَصْلُحُ الآخِرُونَ.
یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ، وَ یا حَیُّ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی یُسْراً وَ فَرَجاً قَرِیباً، وَ ثَبِّتْنِی عَلی دِینِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلی هُدی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلی سُنَّةٍ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
وَ اجْعَلْ عَمَلِی فِی الْمَرْفُوعِ الْمُتَقَبَّلِ، وَ هَبْ لِی کَما وَهَبْتَ لأَوْلِیائِکَ وَ أَهْلِ طاعَتِکَ، فَانِّی مُؤْمِنٌ بِکَ، وَ مُتَوَکِّلٌ عَلَیْکَ، مُنِیبٌ إِلَیْکَ، مَعَ مَصِیری إِلَیْکَ، وَ تَجْمَعُ لِی وَ لِأَهْلِی وَ لِوَلَدِی الْخَیْرَ کُلَّهُ، وَ تَصْرِفُ عَنِّی وَ عَنْ وَلَدِی وَ أَهْلِی الشَّرَّ کُلَّهُ.
أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ، تُعْطِی الْخَیْرَ مَنْ تَشاءُ، وَ تَصْرِفُهُ عَمَّنْ تَشاءُ، فَامْنُنْ عَلَیَّ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
۴:۲۷
سلام علیکم، رمضان المبارک بر همه گرامی یباشد
۸:۰۴
بسم الله الرحمان الرحیمدر ماه رمضان ما مهمان هستیم. مهمان که کاری نمی کند. میزبان کامل کارش کامل و اوست همه کاری و جلوه گری دارد. ببین این میزبان چه می کند و ازطریق ویترین ما به نمایش می گذارد. جنبه حقانی و الهی ما که نباید مستور نگهداشت. مهمان که نگران چیزی نیست. یک دست شما درد نکند. فقط باید به مهمان خوش بگذرد. سید ابن طاووس در اول ماه رمضان با نماز شکر به استقبال رمضان بروید چون از خطرات سال قبل جستم و موانع مرتفع و مقتضی موجود و حالش را ببریم. جلد اول ص ۶۸ اقبال.میزبان کریم محض و ما مهمان عاشق. در دعاهای امروز هم و حزن وارد ماه نکنیم. خدا سپاری کن. بیشترین استفاده را بکنید و حالش را ببرید!آقای نخودکی: یک چشم زدن از نگاه ان شاه غافل نباشید، شاید نگاهی کند و غافل مباشیددر عرفه مقتضی موجود ولی مانع هست. در مهمانی رمضان شیطان مانع مفقود است. موانع: اذهب عنی فیه النعاس ، والکسل، .....چرتی بودن، بی حوصلگی، ...... در دعای روزهای رمضان جنبنیسیدابن طاووس : بزرگترین مانع سلوک شیطان و او در بند است. پس چرا من حسادت و بخل وووو راددارم. باور کنید در بند است، به خاطر قداست خیلی کارها نتوانید.هر ماه یک شیطان دارد. شیطان ماه رمضان اختصاصی ماه، در بند برای کسانی که مهمانیرا پذیرفتند. شیطانددرون من نفس من است و خودم باید مهار کنم. یا تاسیس امر جدید نیست، ادامه روسیاهی های ماه های قبل است. تغییر دکوراسیون، بهتر به نظر می آید. تبدیل از آن خانه رفتید جای دیگر. جای۶۰ متری می شود ۶۰۰۰!ایه ۱۸ جن، المساجد لله و نگدارید نجس شود. قلب هم مسجدی و حضور قلب، نگدارید نجس شود. در دعای شب آخر شعبان، کلی می گوییم و چیزی که دوست نداری، اسئلک عن تبدلنی مکانا ایمانا بوعدک.....هر چه در خوبی بودید، یک تر به آن اضافه کنید. ولی با توجه به دعا باید چیز دیگر شوید. این من نه منم. ماه رمضان همه اش دعای جوشن است و در لحظه لحظه خدا می نماید. ممنون که خدا تویی. خدا با مهمانهایش چه می کند. مست خودنمایی توام. سحرش، شروع صبح ، روزش، شبش. خلصنا من النار یا رب، خود دیدن نار است.با چشم منی جمال او نتوان دید. دعیت الی ضیافه الله. پولدار انقلابی، جیرفت اول انقلاب. خانم های معترض از زیر چادر نان خشک در می آوردندهر صفتی معرفی می کند. می خواهممستحب است سر سفره کمی از،همه چیز بخورید. جلوی مهمانی بی دندان، شیشلیک که نمی گذارید، چیزی که او بتواند بخورد. مادبه= سفره، ادبستان، مفعله، محل ادب، الهی لا تودبنی بعقوبتک، مرا با مهر ادب کن و دورم نکن. نشاط و فرح را می خواعیم.نشاط= روان باشیم، قبراق و کوک باشم و گیر نباشمفرح= انبساطم باید در ماه رمضان دیده شود. این کار نشد یک کار دیگر، ندارم، یک خرما، یک لیوان آبمرحوم سید ابن طاووس ، اول سال معنوی، با هر معصومی شروع شد با پنج شنبه، کل سال با امام حسن عسگری بگذرانید.آقای مولوی: زیارت امام حسن عسگری.ع ، ابو الامام المنتظر، زیارت سرّ است. توجه در طول سال به ایشان.
آیه ۶۷ سوره مبارکه سوره البقرةوَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ [67] و به ياد آريد آن هنگام را كه موسى به قوم خود گفت: خدا فرمان مى دهد كه گاوى را بكشيد. گفتند: آيا ما را به ريشخند مىگيرى؟ گفت: به خدا پناه مىبرم اگر از نادانان باشم. (67)مقتولی، میخواهید قاتل را بشناسید، یک گاو بکشید. چهربطیدارد ما را مسخره کردید. پناه می برم به خدا که جزو جاهلین باشم. بقره نفست را ذبح کن، خیلی حقیقت و مجهولات بر تو معلوم و آشکار می شود. نفس حیوانی را ذبح کن.این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های ناب شد. در رمضان ، صائم می شود جلوه نام صمد ( بی نیاز) خدا، پذیرایی لحظه به لحظه. الان خوردن ممنوع، از حیوانیت بگذر. تکریمت کردند، ارزش تو توجه به معنویت و روحانیت است. سنگ ترازوی دیگری مطرح لست. اتتخذنا هزوا، فکر می کردند موسی.ع اینها را تحقیر می کند. اما ما محتاج ذبح حیوانیتها هستیم نه خدا.ان الله یامرکم عن تذبحوا البقره،نفس و دم بزرگ می آید و کار را آسان می کند.کعبه شش گدشه، خودت را به آن برسان، طواف کن، التماس کن، گاهی به باب الحوائج کوچک علی اصغر، بهعلی اکبر.ع، بهاضطرار زینب.ع در تل زینبیه، به زیارتهایشبجمعه مادرش، از چشمهای مجروح ابا عبدالله.ع بخواه دعایت کند.مرده بودم زنده شدم، گریهبودم خنده شدم، دولتعشق آمد و من دولت پاینده شدم. امشب شب زیارتی شمااست، به حرمت......یک نگاه کن که با آن نگاه ادب، عارف و عاشق و عالم شویم.کشکول گدایی نزد ضریح و به حق همهخوبان، دعا میطلبم. اللهم عجل لولیک الفرج
آیه ۶۷ سوره مبارکه سوره البقرةوَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ [67] و به ياد آريد آن هنگام را كه موسى به قوم خود گفت: خدا فرمان مى دهد كه گاوى را بكشيد. گفتند: آيا ما را به ريشخند مىگيرى؟ گفت: به خدا پناه مىبرم اگر از نادانان باشم. (67)مقتولی، میخواهید قاتل را بشناسید، یک گاو بکشید. چهربطیدارد ما را مسخره کردید. پناه می برم به خدا که جزو جاهلین باشم. بقره نفست را ذبح کن، خیلی حقیقت و مجهولات بر تو معلوم و آشکار می شود. نفس حیوانی را ذبح کن.این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های ناب شد. در رمضان ، صائم می شود جلوه نام صمد ( بی نیاز) خدا، پذیرایی لحظه به لحظه. الان خوردن ممنوع، از حیوانیت بگذر. تکریمت کردند، ارزش تو توجه به معنویت و روحانیت است. سنگ ترازوی دیگری مطرح لست. اتتخذنا هزوا، فکر می کردند موسی.ع اینها را تحقیر می کند. اما ما محتاج ذبح حیوانیتها هستیم نه خدا.ان الله یامرکم عن تذبحوا البقره،نفس و دم بزرگ می آید و کار را آسان می کند.کعبه شش گدشه، خودت را به آن برسان، طواف کن، التماس کن، گاهی به باب الحوائج کوچک علی اصغر، بهعلی اکبر.ع، بهاضطرار زینب.ع در تل زینبیه، به زیارتهایشبجمعه مادرش، از چشمهای مجروح ابا عبدالله.ع بخواه دعایت کند.مرده بودم زنده شدم، گریهبودم خنده شدم، دولتعشق آمد و من دولت پاینده شدم. امشب شب زیارتی شمااست، به حرمت......یک نگاه کن که با آن نگاه ادب، عارف و عاشق و عالم شویم.کشکول گدایی نزد ضریح و به حق همهخوبان، دعا میطلبم. اللهم عجل لولیک الفرج
۸:۰۴
سلام علیکموسط جلسهادامه آیه ۲۴ سوره مبارک ابراهیم.علذت موقت را اسلام نمی پسندد.ایمان و معرفت و محبت لذت دائم می آوردتعظیم امر دینی ، محبت به اطرافیان، فرعها فی السماء، جنسش مادی نیست. کل اکلها باذن ربها= و ما توفیقی الا بالله، لحظه به لحظه ترقیات خود و ارتقاء ایمان و هر سیر صعودی در پرونده خود را لطف خالق می بیند. و یضرب الله امثال.....= عالم معنا و عالم عقل را راحت نمی شود ادراک کرد. همه چیز مادی شود که قابل درک شود. خدا تصویر بهشت را چگونه بگوید که برای ما قابل ادراک شود. تصویر معقول به مخسوس، از طریق مثل تقریب به ذهن تا ادراک کنم. طیبه یعنی ایمان، نوحید، معرفت، اسلام.مفسری ، کلمه طیبه، آدم مخلص، نفس، انسانی که از بودن با او لذت می برید. اصلها ثابت، طمانینه دارد، در تلاطم روزگار ثبات اعتقادی دارد، شاخه های او در عالم روح، سماء، متعالی است، روحانیت او نمی دانید چه خبر است. جنبه روحانی به دلیل شدت ارتقاء شناخته نمی شود.توتی اکلها= ثمراتش را به اذن خدای سبحان در اختیار دیگران قرار می دهد.از اثر، دعا، یقین، محبت او دیگران بهره مند می شوند. توتی، یعنی سهل، منتظر درخواست اطرافیان نمی شود. خیلی سهل و راحت. کلمه طیبه، آن خمیره انسانیت انسان است، ماده انسانیت هر فرد است. بسیار لذت بخش چون فطرت و مهر خدا در درون او کاشته شده است. اصلها ثابت= در بحث اسفار اربعه، سفر از عالم ماده به سوی عالم معنا، از عالم معنا از لسمی به اسم دیگر خدای سبحان، بعد بر می گردیم به عالم ماده، سفر چهارم دیگران را می بریم بالا. هر سفری باشد همیشه در حضور است. حضور مدام و دایمی در محضر حق. ثمره بودن در محضر حق مشاهده و مکاشفه است و نتیجه ان را دیگران می بینند.کل حین= اهل قرب کامل است. همه را می دانستید، یادت رفته بود که می شود به انواع کمالات دست پیدا کنی. استعداد را با گرفتار عالم ماده شدن، از دست داده بودی. درخت دائم آبیاری می شود ، ساقی عنایت خدا است و تحت عنایت خدای سبحان، توجه خدا به این درخت موجب رشد و ثابت درخت است. این درخت را خود خدا کاشته، باعبان و زارع خود خدا است و برگهای ان اشتیاق دایمی است که انسان به خدا دهرد و اینکه دایم میوه می دهد یعنی هیچ وقت بی ثمر نیست، بی منت. قلب مومن شجره طیبه، هر چه به فلب مومن نزدیک می شوید، انبساط ما بیشتر و اصافه می شود و یادمان رفته هم خودمان و هم اعتقاداتمان و هم معرفت ما می تواند شجره طیبه شود. در مقابل شجره خبیثه است.
۱۳:۴۵