#چکه_پاره_هادوستانی که علاقهمند مطالعه در امور آخرالزمان و پیشبینیهان، مدام میپرسن که: «آیا کتاب کاملی داریم که دقیق، همهچیز رو پیشبینی کرده باشه؟».بله داریم. تا جایی که در یاد بندهس، فقط یه کتاب داریم که نویسندهش، موفق به سفر در زمان شده و همهچیز رو دیده... و حتی تصویر چهرهٔ آدمهای اصلی رو هم نقاشی کرده... شبیه عکس... که البته و متأسفانه عنوان کتاب و اسم نویسندهش یادم نیست.@smhsadatakhavi
۶:۵۳
گیر از کجا شروع شد؟قرار شد آدمها، کنار هم باشند... به هم برسند و زخمه به تارِ احساس «خودشان» بزنند تا صداها درهم گره بخورند و ترکیبی از زندگی متولد بشود.
قرار بود قضیهٔ هابیل و قابیل گسترده نشود...پیامبرکشی، رایج نشود...باید آدمها، از پیشامدها عبرت میگرفتند... اما نشد... نخواستند... و ۷۰ پیامبر در یک روز، کشته شدند!
رسیدیم به قرن پیشرفت ما. همین دو قرن که ما در دومی، گرفتار تنگناهای پیشرفتیم... و بهزودی و براساس پیشبینیهای نظریهپردازان، بشر، بردهٔ ساختههای خودش خواهد شد!
حالا و در میان اینهمه دستساخته و «خودکرده!»، خودمان هم دهها لبهٔ تیز داریم که شبیه پایهٔ مبل(!) یا دستگیرهٔ در، به انگشت کوچک پای «رفتن»... یا آستینِ تصمیم ما گیر میکنند و میشوند مایهٔ آزار خودمان و دیگران.
«نه»گفتنهای پیدرپی به همهٔ پیشنهادهای ربانیِ خدا، گیردادنها به دیگران، خلاف مسیر همه رفتن (فقط برای خودنمایی)، شهوتِ دیوانهوار شُهرت و دیدهشدن، عوضکردن ناگهانی مسیر زندگی خودمان (فقط برای این که دیگران فکر کنند «آدمی متفاوت» شدهایم)، برخوردنهای پیدرپی و توقع محبتِ بیپایان از دیگران... و حتی انتخاب معلم، استاد و مرشد عجیبوغریب برای مسیر آموختن (با هدف پُزدادن یا نشاندادن سطح بالای درک)... همهٔ اینها لبههای تیز روحاند که پیش از قلب دیگران، جان خودمان را مجروح میکنند.
آدمهای «نرم»، با مسیرشان، پیشامدهای ربانی (که نشانههایی الهی دارند در خودشان) و آموختههای بزرگان، همراه میشوند... ابتدا، سرگذشت بزرگان معنوی را میخوانند... و پس از همهٔ اینها، تازه با تردید، توکل به خدا و توسل به اهلبیت(ع) تصمیم میگیرند. بهخاطر همین هم اشتباههایشان کمتر و توان تصمیمگیریشان، بیشتر است.حالشان هم بهتر است!۱۴۰۵/۲/۲۰@smhsadatakhavi#سید_محمد_سادات_اخوی #سادات_اخوی
قرار بود قضیهٔ هابیل و قابیل گسترده نشود...پیامبرکشی، رایج نشود...باید آدمها، از پیشامدها عبرت میگرفتند... اما نشد... نخواستند... و ۷۰ پیامبر در یک روز، کشته شدند!
رسیدیم به قرن پیشرفت ما. همین دو قرن که ما در دومی، گرفتار تنگناهای پیشرفتیم... و بهزودی و براساس پیشبینیهای نظریهپردازان، بشر، بردهٔ ساختههای خودش خواهد شد!
حالا و در میان اینهمه دستساخته و «خودکرده!»، خودمان هم دهها لبهٔ تیز داریم که شبیه پایهٔ مبل(!) یا دستگیرهٔ در، به انگشت کوچک پای «رفتن»... یا آستینِ تصمیم ما گیر میکنند و میشوند مایهٔ آزار خودمان و دیگران.
«نه»گفتنهای پیدرپی به همهٔ پیشنهادهای ربانیِ خدا، گیردادنها به دیگران، خلاف مسیر همه رفتن (فقط برای خودنمایی)، شهوتِ دیوانهوار شُهرت و دیدهشدن، عوضکردن ناگهانی مسیر زندگی خودمان (فقط برای این که دیگران فکر کنند «آدمی متفاوت» شدهایم)، برخوردنهای پیدرپی و توقع محبتِ بیپایان از دیگران... و حتی انتخاب معلم، استاد و مرشد عجیبوغریب برای مسیر آموختن (با هدف پُزدادن یا نشاندادن سطح بالای درک)... همهٔ اینها لبههای تیز روحاند که پیش از قلب دیگران، جان خودمان را مجروح میکنند.
آدمهای «نرم»، با مسیرشان، پیشامدهای ربانی (که نشانههایی الهی دارند در خودشان) و آموختههای بزرگان، همراه میشوند... ابتدا، سرگذشت بزرگان معنوی را میخوانند... و پس از همهٔ اینها، تازه با تردید، توکل به خدا و توسل به اهلبیت(ع) تصمیم میگیرند. بهخاطر همین هم اشتباههایشان کمتر و توان تصمیمگیریشان، بیشتر است.حالشان هم بهتر است!۱۴۰۵/۲/۲۰@smhsadatakhavi#سید_محمد_سادات_اخوی #سادات_اخوی
۶:۵۳
#چکه_پاره_ها #امام_رضا(ع)مدیونِ دوستداریِ «شما»یم!
اگر نبود محبت شما...بیکسیهایم، بیمعنی میشدند...دوستیهایم بیمعنی میشدند...به «همه» دل میدادم و بیش از اینها، دلشکسته میشدم...و کسی «شبیه خودم» نمیشدم... غریبهای میشدم پوچ... پوک... و نارَس!۱۴۰۵/۲/۲۱@smhsadatakhavi
اگر نبود محبت شما...بیکسیهایم، بیمعنی میشدند...دوستیهایم بیمعنی میشدند...به «همه» دل میدادم و بیش از اینها، دلشکسته میشدم...و کسی «شبیه خودم» نمیشدم... غریبهای میشدم پوچ... پوک... و نارَس!۱۴۰۵/۲/۲۱@smhsadatakhavi
۰:۲۲
#چکه_پاره_ها #امام_رضا(ع)بهاندازهای که «عاشق» کسی باشی، شبیهش میشوی.
... من که ندیدهام کسی امامرضایی باشد و جگرسوخته نباشد...
غریب نمانَد...
*فروکاسته از قدر و... شأن و... مرتبهٔ رسایش نباشد.۱۴۰۵/۲/۲۱@smhsadatakhavi
... من که ندیدهام کسی امامرضایی باشد و جگرسوخته نباشد...
غریب نمانَد...
*فروکاسته از قدر و... شأن و... مرتبهٔ رسایش نباشد.۱۴۰۵/۲/۲۱@smhsadatakhavi
۰:۲۳
#بایگانی_شخصیبهشوق خشنودی حضرت #فاطمه_معصومه(س)
واگویهخوانی* از زبان حضرت زینب(س)اجرای استاد حاج سید علیمحمد #سادات_رضوی
خردادماه ۱۴۰۴ خورشیدی. حسینیهٔ یزدیهای تهران. خیابان شهید کلاهدوززحمت تصویر: آقاهادی #ملا_باقر انتشار: کانال ارجمند پیرغلامان@smhsadatakhaviچهلمین روز سفر مادرم به عالم مهر
واگویهخوانی* از زبان حضرت زینب(س)اجرای استاد حاج سید علیمحمد #سادات_رضوی
خردادماه ۱۴۰۴ خورشیدی. حسینیهٔ یزدیهای تهران. خیابان شهید کلاهدوززحمت تصویر: آقاهادی #ملا_باقر انتشار: کانال ارجمند پیرغلامان@smhsadatakhaviچهلمین روز سفر مادرم به عالم مهر
۰:۳۷
امروز، بیستوسوم ذیقعدهس...
«سفارششدهترین عبادت امروز»، رفتن به زیارت امامرضا(ع) است.
... و ما، از دور و در حسرت دیدار، سلامی هدیه میکنیم.
@smhsadatakhavi
«سفارششدهترین عبادت امروز»، رفتن به زیارت امامرضا(ع) است.
... و ما، از دور و در حسرت دیدار، سلامی هدیه میکنیم.
۰:۳۸
خاطر
اگرچه اجابت نکرده دعا را...نگهداشتم ریسمان وفا را
گلو بسته شد رو به گفتن... سرودن!به «زنجیر آه»ی سپردم صدا را
شکایت نمیکردم از تلخ و شیرین!...مبادا که رد کرده باشم عطا را
مگر سینهام جای «دُرِّ نجف» نیست؟!...گرفتند از چشم گریان، بها را
خدا، خوب از حال و روزم خبر داشتصبورانه دیده منِ مبتلا را
اگر درد داده، حکیمانه داده!شِفا داده گاهی و... گاهی شَفا را
شکسته دل... اما گلایه ندارد!که مانده امیدی و... دارد «خدا» را!
خدا خواسته خاطرم را که داده...به قلبم «علیبنموسیالرضا(ع)» را!@smhsadatakhavi
اگرچه اجابت نکرده دعا را...نگهداشتم ریسمان وفا را
گلو بسته شد رو به گفتن... سرودن!به «زنجیر آه»ی سپردم صدا را
شکایت نمیکردم از تلخ و شیرین!...مبادا که رد کرده باشم عطا را
مگر سینهام جای «دُرِّ نجف» نیست؟!...گرفتند از چشم گریان، بها را
خدا، خوب از حال و روزم خبر داشتصبورانه دیده منِ مبتلا را
اگر درد داده، حکیمانه داده!شِفا داده گاهی و... گاهی شَفا را
شکسته دل... اما گلایه ندارد!که مانده امیدی و... دارد «خدا» را!
خدا خواسته خاطرم را که داده...به قلبم «علیبنموسیالرضا(ع)» را!@smhsadatakhavi
۰:۵۰
بازارسال شده از گروه نویسندگی مشقله
۲:۵۹
گوشهنشین
@smhsadatakhavi
بیش از دو دهه پیش، در کتاب رنج آدمشدن نوشته بودم.خواهر ارجمندم خانم روستایی، یادآوری کردن.
۱۱:۰۱
#چکه_پاره_ها
و دنیای بی ظهور امام زمان(ع)...یعنی نمونهای از دنیای بی«علی(ع)».
پس...امشب و فرداها...با همهٔ وجود...جوری که باور کرده باشیم بیپناهیم...
جوری که باور کرده باشیم کار دنیا...از دست آدمها و تدبیرهاشون بیرون رفته...بگیم:میخواهیمش!@smhsadatakhavi
و دنیای بی ظهور امام زمان(ع)...یعنی نمونهای از دنیای بی«علی(ع)».
پس...امشب و فرداها...با همهٔ وجود...جوری که باور کرده باشیم بیپناهیم...
جوری که باور کرده باشیم کار دنیا...از دست آدمها و تدبیرهاشون بیرون رفته...بگیم:میخواهیمش!@smhsadatakhavi
۱۲:۳۸
#چکه_پاره_ها
یه روز میرسه...که فقط یه جفت دمپایی ازش مونده...
یه روسری...
یه گردنبندِ ارزون... که پلاک طلا نداره و فقط یه زنجیره.
... و یه اسم که تا در ذهنت تکرار میشه... قطرههای اشکت بیاختیار میشن و میبارن روی گونههات... «مادر»
تازه یادت میافته که نیست... رفته...@smhsadatakhaviو باز یادت میافته که چقدر کلمههای «نبود»... برای توصیفِ فِراق، کم... کوتاه... و نارسان.

یه روز میرسه...که فقط یه جفت دمپایی ازش مونده...
یه روسری...
یه گردنبندِ ارزون... که پلاک طلا نداره و فقط یه زنجیره.
... و یه اسم که تا در ذهنت تکرار میشه... قطرههای اشکت بیاختیار میشن و میبارن روی گونههات... «مادر»
تازه یادت میافته که نیست... رفته...@smhsadatakhaviو باز یادت میافته که چقدر کلمههای «نبود»... برای توصیفِ فِراق، کم... کوتاه... و نارسان.
۱۲:۵۱
حالا باید چه کنیم؟
" />
تحلیل اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا حتی معنوی، کار «من» نیست... اما در دههٔ پنجم زندگی، بهاندازهای «دیده» و «شنیده»ام که متوجه دور و بر روزگارم باشم.
🥴 برگردید به سالهای گذشته... دور یا نزدیک. میبینید؟!... چقدر همهچیز عوض شده؟!... چقدر بزرگان معنوی از دنیا رفتهاند؟... اگر بنشینیم و بشمریم، آنقدر زیادند که آدمی مانند مرا به وحشت میاندازد تعدادشان. میشود بگوییم: «قرار است بزرگشان امام زمان(ع) ظاهر شوند»... انشاءالله!... اما میشود بگوییم: «خدا آنان را از ما گرفته است».
چقدر همه به جان هم افتادیم... از مدرسه آغاز کنید و بیایید تا بحرانهای اجتماعی.
وسط پیشامدهایی مانند کرونا، جنگ، تحریمها و شبیه اینها، «ما (که همهٔ دنیا در رفتارشناسیمان «ماندهاند!»)، هم تغییر کردیم. رحم ما کم شد... مشکل خودمان را بهانهٔ نرسیدن به نزدیکان و دوستان کردیم... و از کرونا تا حالا، بسیاری از احوال معنوی و توسلهایمان کم یا بیرنگ شدند... در همهچیز و همهجا ریا ریشه دواند وکاری نکردیم.
همهچیز را به گردن اینوآن انداختیم و یادمان رفت که بالاخره آخر کار، در قبر خودمان خواهیم خوابید... و در آنجاست که تکتک ما باید پاسخ «نکردههای خودش» را بدهد... مدرک تحصیلی و عنوان هم بهکار نخواهد آمد. مؤمنمان مغرور به «نجات» شد و غیرمؤمنمان هم بیخیال آخرت، به درشتکردن دنیایش رسید.
حالا، همهچیز درهم گره خورده است. به ناامیدان حق میدهم اما دلم نمیآمد این نوشته را ننویسم... و در یاد خودم سهیمتان نکنم... یادم آمد که بزرگترهای ما در سال زندهبودنِ دنیاییشان، این روزها را بهطور کلی، پیشبینی کرده بودند.
آنان، پشت همهٔ پیشبینیهایشان، لبخند امید میزدند و تأکید میکردند: - اگر به آن روزهای «چه کنم... چه کنم؟» رسیدید، یادتان نرود که دوران کار گروهی گذشته... تکتکتان متوسل به امام زمان(ع) بشوید!... خسته هم نشوید!... یادتان باشد که اگر توانستید و چندتایی دور هم جمع شدید هم بهتر!... اما برای صداکردن امام زمان(ع) و خواهش نجات، روضهخوانی بر امامحسین(ع) را «وسیله» کنید!... مبادا منتظر هم بمانید!... مبادا فکر کنید ابزارها و ترفندها کارگر خواهند شد... مبادا اختلاف، جای همدلی در توسل را بگیرد!... مبادا هیئتهای اصیل و کوچک و روضههای خانگی را تعطیل کنید!
گمانم اوضاع، خوب نیست. قربانتان بروم، من هم آدمی یکلاقبایم شبیه خودتان، اجارهنشینم و کارم هم گهگاه است... و بسیار غمگینم از داغ نزدیکان و معلمانم. رنج دیگران هم بار دلم شده... اما خواهش میکنم ناامید نشوید از این که همهٔ ما پدری مهربان مانند امام زمان(ع) داریم... و محال است پاسخ صداکردنهای ما را ندهند... تا دیر نشده به دیگران هم بگوییم و تکتک، دست التجا و التماس به قبای مطهرشان بزنیم!🥺۱۴۰۵/۲/۲۱#سید_محمد_سادات_اخوی #سادات_اخوی@smhsadatakhavi
🥴 برگردید به سالهای گذشته... دور یا نزدیک. میبینید؟!... چقدر همهچیز عوض شده؟!... چقدر بزرگان معنوی از دنیا رفتهاند؟... اگر بنشینیم و بشمریم، آنقدر زیادند که آدمی مانند مرا به وحشت میاندازد تعدادشان. میشود بگوییم: «قرار است بزرگشان امام زمان(ع) ظاهر شوند»... انشاءالله!... اما میشود بگوییم: «خدا آنان را از ما گرفته است».
۱۷:۲۶
گوشهنشین
حالا باید چه کنیم؟
" />
تحلیل اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا حتی معنوی، کار «من» نیست... اما در دههٔ پنجم زندگی، بهاندازهای «دیده» و «شنیده»ام که متوجه دور و بر روزگارم باشم. 🥴 برگردید به سالهای گذشته... دور یا نزدیک. میبینید؟!... چقدر همهچیز عوض شده؟!... چقدر بزرگان معنوی از دنیا رفتهاند؟... اگر بنشینیم و بشمریم، آنقدر زیادند که آدمی مانند مرا به وحشت میاندازد تعدادشان. میشود بگوییم: «قرار است بزرگشان امام زمان(ع) ظاهر شوند»... انشاءالله!... اما میشود بگوییم: «خدا آنان را از ما گرفته است».
چقدر همه به جان هم افتادیم... از مدرسه آغاز کنید و بیایید تا بحرانهای اجتماعی.
وسط پیشامدهایی مانند کرونا، جنگ، تحریمها و شبیه اینها، «ما (که همهٔ دنیا در رفتارشناسیمان «ماندهاند!»)، هم تغییر کردیم. رحم ما کم شد... مشکل خودمان را بهانهٔ نرسیدن به نزدیکان و دوستان کردیم... و از کرونا تا حالا، بسیاری از احوال معنوی و توسلهایمان کم یا بیرنگ شدند... در همهچیز و همهجا ریا ریشه دواند وکاری نکردیم.
همهچیز را به گردن اینوآن انداختیم و یادمان رفت که بالاخره آخر کار، در قبر خودمان خواهیم خوابید... و در آنجاست که تکتک ما باید پاسخ «نکردههای خودش» را بدهد... مدرک تحصیلی و عنوان هم بهکار نخواهد آمد. مؤمنمان مغرور به «نجات» شد و غیرمؤمنمان هم بیخیال آخرت، به درشتکردن دنیایش رسید.
حالا، همهچیز درهم گره خورده است. به ناامیدان حق میدهم اما دلم نمیآمد این نوشته را ننویسم... و در یاد خودم سهیمتان نکنم... یادم آمد که بزرگترهای ما در سال زندهبودنِ دنیاییشان، این روزها را بهطور کلی، پیشبینی کرده بودند.
آنان، پشت همهٔ پیشبینیهایشان، لبخند امید میزدند و تأکید میکردند: - اگر به آن روزهای «چه کنم... چه کنم؟» رسیدید، یادتان نرود که دوران کار گروهی گذشته... تکتکتان متوسل به امام زمان(ع) بشوید!... خسته هم نشوید!... یادتان باشد که اگر توانستید و چندتایی دور هم جمع شدید هم بهتر!... اما برای صداکردن امام زمان(ع) و خواهش نجات، روضهخوانی بر امامحسین(ع) را «وسیله» کنید!... مبادا منتظر هم بمانید!... مبادا فکر کنید ابزارها و ترفندها کارگر خواهند شد... مبادا اختلاف، جای همدلی در توسل را بگیرد!... مبادا هیئتهای اصیل و کوچک و روضههای خانگی را تعطیل کنید!
گمانم اوضاع، خوب نیست. قربانتان بروم، من هم آدمی یکلاقبایم شبیه خودتان، اجارهنشینم و کارم هم گهگاه است... و بسیار غمگینم از داغ نزدیکان و معلمانم. رنج دیگران هم بار دلم شده... اما خواهش میکنم ناامید نشوید از این که همهٔ ما پدری مهربان مانند امام زمان(ع) داریم... و محال است پاسخ صداکردنهای ما را ندهند... تا دیر نشده به دیگران هم بگوییم و تکتک، دست التجا و التماس به قبای مطهرشان بزنیم!🥺 ۱۴۰۵/۲/۲۱ #سید_محمد_سادات_اخوی #سادات_اخوی @smhsadatakhavi
همینجا یادآوری کنم که بنده به گروه، دسته یا شبیه اینها کاری ندارم.
دم از آقایی میزنم که حتی میان کسانی مانند من هم غریب است.
دلم به این خوش است که شاید کسی با این نوشتهها، برای ظهور مولا دعا کند و دعایش اجابت بشود... اسم من هم کنار او در حساب دوستان، نوشته شود. والسلام!... ول کنیم حاشیهها را.
@smhsadatakhavi
دم از آقایی میزنم که حتی میان کسانی مانند من هم غریب است.
دلم به این خوش است که شاید کسی با این نوشتهها، برای ظهور مولا دعا کند و دعایش اجابت بشود... اسم من هم کنار او در حساب دوستان، نوشته شود. والسلام!... ول کنیم حاشیهها را.
۱۷:۳۷
گوشهنشین
پویشِ «مختصرِ حسینی»
سلام به عزیزان!... تا جایی که در یاد ماست، در همهٔ رنجها، گرفتاریها، تنگناها و دشواریهای تکی و گروهی (مانند مواجهه با زلزله، سیل یا حتی بیماری «کرونا»)، متوسل به حضرت سیدالشهدا اباعبداللهالحسین(ع) شدهایم... و «جواب» هم گرفتهایم.
راه توسلمان هم روضههای خانگی بودند... که خب، در این اوضاع و التهاب جنگی، برای همه ممکن نیست محفلی برپا کنند...
براساس این پویش ساده، سراغ مداحان پیشکسوت، کهنسال و «صاحبنَفَس» میرویم که سالهاست در خانهاند و مانند گذشته، حالی مساعدِ حضور در خانهها و هیئتها را ندارند. از آنان خواهیم خواست که در خانهٔ خودشان، به گُلِ روی حضرت ولیاللهالاعظم «#امام_زمان(ع)» یک روضهٔ کوتاه دربارهٔ حضرت امامحسین(ع)، خاندان و یارانشان بخوانند.
هدیه و صِلِهٔ شاهانهای هم در نظر نگرفتهایم تا همه بتوانند سهیم بشوند... بهاحترام کهنسالی و مصیبتخوانی، تکسهم عزیزان: مبلغ دویستهزار تومان.
آغازگر این پویش (*با ۳۹۳ سهم*)، نویسندگان و شاعران عضو گروه ادبی #مشقله مشق کلمه بودهاند اما از همه دعوت میکنیم به این طرح مختصر که در دلش، ترویج یاد و محفل سیدالشهدا(ع)ست بپیوندند و نوری هدیه شود به گذشتگانمان.
امیدواریم نتیجهٔ اینهمه یادکردن از «حضرت امامحسین(ع)»، دعای «امام زمان(ع)» و «دفعِ کاملِ» همهٔ شرها و فتنههای داخلی و بیرونی از کشور عزیزمان، #ایران_امام_زمان(ع) باشد. @smhsadatakhavi اگر بزرگواری را میشناسید، مستقیم مراجعه بفرمایید... وگرنه سرورانم در #خانه_مداحان و کانال ارجمند #پیرغلامان هم راهنمایان خوبی خواهند بود. رابط پویش در گروه مشقله، سرکار خانم «فاطمهٔ مُعَیّا»: 09125883229 شماره کارت: 5041721056534655 بانک رسالت فاطمه معیا انشاءالله و بهزودی، راههای ارتباطی بیشتری هم فراهم و اعلام شود. خادم خادمان سیدالشهدا(ع): سیدمحمد ساداتاخوی ۲۱ فروردینماه ۱۴۰۵ خورشیدی
همچنان تر و تازه است و مشتاق همراهی دوستانیم.
۲۰:۳۲
gooshe neshin. zolfaghaari. hasan. h ali. ghadir. madh. manghebat... 06.37 mp3.mp3
۰۶:۳۸-۶.۰۷ مگابایت
#بایگانی_شخصیبهشوق خشنودی حضرت زینب(س)
مدح امیرمؤمنان مولا #علی(ع)
اجرای کممانند زندهیاد استاد حاج حسن ذوالفقار (مشهور به #ذوالفقاری)در دههٔ ۶۰ خورشیدی.یک روز پیش از جشن غدیر در مشهد مقدس@smhsadatakhaviهیئت قائم آل محمد(ع) - حسینیهٔ نخودبریزها(در آن زمان، مشهور به پَزَندگان ارض اقدس رضوی)
مدح امیرمؤمنان مولا #علی(ع)
اجرای کممانند زندهیاد استاد حاج حسن ذوالفقار (مشهور به #ذوالفقاری)در دههٔ ۶۰ خورشیدی.یک روز پیش از جشن غدیر در مشهد مقدس@smhsadatakhaviهیئت قائم آل محمد(ع) - حسینیهٔ نخودبریزها(در آن زمان، مشهور به پَزَندگان ارض اقدس رضوی)
۲۲:۲۸
گوشهنشین
#بایگانی_شخصی بهشوق خشنودی حضرت زینب(س) مدح امیرمؤمنان مولا #علی(ع) اجرای کممانند زندهیاد استاد حاج حسن ذوالفقار (مشهور به #ذوالفقاری) در دههٔ ۶۰ خورشیدی. یک روز پیش از جشن غدیر در مشهد مقدس @smhsadatakhavi هیئت قائم آل محمد(ع) - حسینیهٔ نخودبریزها (در آن زمان، مشهور به پَزَندگان ارض اقدس رضوی)
مدح امیرمؤمنان مولا #علی(ع)
اجرای کممانند زندهیاد استاد
حاج حسن ذوالفقار (مشهور به #ذوالفقاری)
در دههٔ ۶۰ خورشیدی.
یک روز پیش از جشن غدیر در مشهد مقدس
اجرای کممانند زندهیاد استاد
حاج حسن ذوالفقار (مشهور به #ذوالفقاری)
در دههٔ ۶۰ خورشیدی.
یک روز پیش از جشن غدیر در مشهد مقدس
۲۲:۳۰
#چکه_پاره_ها
از معلم، پاسخ «پرسشها»ت رو بخواه!
از «مربی»، اصلاح اشتباههات رو بخواه!
از استاد (که هم معلمه و هم مربی)، تربیت بخواه!
... اما اگه «مردخدا» رو دیدی که سه ویژگی رو با هم داره فقط سکوت کن و از خدا بخواه که (در باطن خودت)، از راه نفس و نَفَس اون آدم، مَدَدت کنه.@smhsadatakhaviاز کتاب #تجربه_کردم
از معلم، پاسخ «پرسشها»ت رو بخواه!
از «مربی»، اصلاح اشتباههات رو بخواه!
از استاد (که هم معلمه و هم مربی)، تربیت بخواه!
... اما اگه «مردخدا» رو دیدی که سه ویژگی رو با هم داره فقط سکوت کن و از خدا بخواه که (در باطن خودت)، از راه نفس و نَفَس اون آدم، مَدَدت کنه.@smhsadatakhaviاز کتاب #تجربه_کردم
۱۳:۳۸