در سناریوی نخست، یعنی امضای توافق عدمتخاصم، فضای اقتصاد بهطور محسوسی آرام میشود. این سناریو ممکن است مثبت باشد؛ زیرا حتی بدون رفع کامل محدودیتها، کاهش ریسک سیاسی بهتنهایی موتور انتظارات را تغییر میدهد. بازار مسکن در این حالت بهتدریج از انجماد خارج میشود، معاملات افزایش مییابد و اعتماد به بازار بازمیگردد. این بازگشت اعتماد، خود به تحریک عرضه و شروع پروژههای جدید منجر میشود.
در سناریوی دوم، یعنی تحقق صلح پایدار و برقراری روابط تجاری گسترده با جهان، چشمانداز اقتصاد ایران بهطور اساسی دگرگون میشود. با توجه به سطح پایین فعلی درآمد ناخالص ملی، سالها سرمایهگذاری ناکافی -که نشان داده شد در دورههای اخیر از میزان استهلاک نیز کمتر بوده- و نیز فاصله قابلتوجه فناوری کشور با استانداردهای جهانی، اقتصاد ایران از ظرفیت بالایی برای جهش برخوردار است. در صورت رفع محدودیتها و اتصال دوباره به اقتصاد جهانی، میتوان انتظار داشت که در سالهای نخست، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی به سطوح بالای تکرقمی یا حتی دورقمی برسد.اثر این رشد سریع، پیش از بسیاری رشتهها در بازار مسکن نمایان خواهد شد. افزایش نسبی درآمد خانوار، تقویت حتی محدود نظام اعتباری و ورود سرمایه داخلی و خارجی توسعهگران به این بخش اقتصادی، موجب گسترش ساختوساز و توسعه پروژههای جدید میشود. بهاینترتیب، بخش مسکن به یکی از نخستین بخشهایی تبدیل خواهد شد که از این بازگشت به رشد بهرهمند میشود و خود نیز تاحدی بهعنوان موتور محرک اقتصاد عمل خواهد کرد. در این سناریو، بازار مسکن نهتنها از رکود خارج میشود، بلکه وارد دورهای از توسعه میشود. پروژههای نیمهتمام تکمیل شده، سرمایه عمده وارد بخش ساختوساز شده و شهرها دچار تحول کالبدی میشوند. البته این رشد باید مدیریت شود تا به حباب قیمتی جدید منجر نشود؛ در مجموع، این سناریو فرصتی مهم برای بهبود وضعیت بازار مسکن است.
در سناریوی سوم، یعنی تداوم و تشدید تنش جاری و استقرار شرایط تعلیق اقتصادی، بازار مسکن در همین وضعیت رکود تورمی باقی میماند. قیمتها بالا میمانند؛ اما معاملات محدود خواهد بود و ساختوساز کاهش مییابد. در چنین شرایطی نیز نمیتوان انتظار داشت که رشد قیمتها بهطور پایدار تورم را پوشش دهد (مشابه چند ماه اخیر) و بهاحتمال زیاد در افق میانمدت، رشد قیمتها کمتر از نرخ تورم خواهد بود.
در نهایت، باید بازار مسکن را نه صرفا از زاویه قیمت، بلکه بهعنوان بخشی از ساختار کلان اقتصاد دید. این بازار امروز بیش از هر زمان دیگری به انتظارات وابسته است و در معرض شوکهای بیرونی قرار دارد. آنچه تعیینکننده است، نه صرفا خود جنگ، بلکه نحوه مدیریت فضای نااطمینانی است. اگر این نااطمینانی کاهش یابد، حتی بدون تغییرات بنیادین، بازار به حرکت بازمیگردد. اما اگر ادامه یابد، بازار در وضعیت تعلیق باقی خواهد ماند. مدیریت این وضعیت، بیش از هر چیز، نیازمند بازگرداندن افق پیشبینیپذیر به اقتصاد است.
۱۳:۵۴
اقتصاد و جنگ
سمیه توحیدلو:
در روزهای آخر بمباران و قبل از آتشبس، گفتگویی با «آتیه آنلاین» درباره آثار اقتصادی جنگ داشتم. از گفتگو و انتشار آن زیاد میگذرد؛ اما روز به روز بر ماهیت این بحران افزوده شده است.
در این گفتگو بر این موضوع تأکید کردم که فقر را نباید صرفاً در قالب آمارهای ارقامی و شکاف درآمدی محدود کرد؛ چرا که فقر پیش از هر چیز، فرساینده کرامت انسانی و تخریبگر «بهزیستی اجتماعی» است. وقتی تورم و بیثباتی مزمن بر معیشت سایه میاندازد، جامعه دچار نوعی «اقتصاد ترس» میشود. در این وضعیت، پهنای باند شناختی افراد به جای خلاقیت و برنامهریزی برای آینده، صرفاً درگیر حل بحرانهای آنی بقا میگردد که نتیجهای جز تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی و تضعیف مشارکتهای مدنی نخواهد داشت.
بخش مهمی از این چالش به حذف اجباری هزینههای غیرمعیشتی از سبد خانوار بازمیگردد. زمانی که خانوادهها برای جبران هزینههای اولیه درمان و تغذیه، ناچار به حذف هزینههای فرهنگی، آموزشی و تفریحی میشوند، در واقع در حال پرداخت هزینهای سنگینتر در حوزه سلامت روان هستند. این فرآیند منجر به انزوای اجتماعی و افزایش خشونتهای پنهان شده و نشاط جمعی را به نفع نوعی افسردگی ساختاری مصادره میکند. در واقع، فقر در اینجا نه فقط به معنای نداشتن پول، بلکه به معنای محرومیت از فرصتهای رشد روانی و اجتماعی تعریف میشود.
در نهایت، بازخوانی وضعیت فعلی نشان میدهد که سلامت روان جامعه به شدت با ثبات سیاستگذاریهای اقتصادی گره خورده است. سیاستهای حمایتی نباید تنها بر جنبههای صدقهای و کوتاهمدت متمرکز باشند، بلکه باید با هدف بازگرداندن "عقلانیت و پیشبینیپذیری" به زندگی روزمره طراحی شوند. شکستن تله فقر نیازمند بازسازی پیوندهای اجتماعی و ایجاد بستری است که در آن فرد احساس نکند برای بقا ناچار به تکروی یا عبور از اصول اخلاقی است.
متن کامل این گفتگو و جزئیات تحلیلهای ارائه شده را میتوانید از طریق لینک زیر در سایت آتیه آنلاین مطالعه کنید
️به کانال سخن معلم بپیوندید.
https://ble.ir/sokhanmoallem
ارسال پیام:
@admin_iranto
سمیه توحیدلو:
در روزهای آخر بمباران و قبل از آتشبس، گفتگویی با «آتیه آنلاین» درباره آثار اقتصادی جنگ داشتم. از گفتگو و انتشار آن زیاد میگذرد؛ اما روز به روز بر ماهیت این بحران افزوده شده است.
در این گفتگو بر این موضوع تأکید کردم که فقر را نباید صرفاً در قالب آمارهای ارقامی و شکاف درآمدی محدود کرد؛ چرا که فقر پیش از هر چیز، فرساینده کرامت انسانی و تخریبگر «بهزیستی اجتماعی» است. وقتی تورم و بیثباتی مزمن بر معیشت سایه میاندازد، جامعه دچار نوعی «اقتصاد ترس» میشود. در این وضعیت، پهنای باند شناختی افراد به جای خلاقیت و برنامهریزی برای آینده، صرفاً درگیر حل بحرانهای آنی بقا میگردد که نتیجهای جز تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی و تضعیف مشارکتهای مدنی نخواهد داشت.
بخش مهمی از این چالش به حذف اجباری هزینههای غیرمعیشتی از سبد خانوار بازمیگردد. زمانی که خانوادهها برای جبران هزینههای اولیه درمان و تغذیه، ناچار به حذف هزینههای فرهنگی، آموزشی و تفریحی میشوند، در واقع در حال پرداخت هزینهای سنگینتر در حوزه سلامت روان هستند. این فرآیند منجر به انزوای اجتماعی و افزایش خشونتهای پنهان شده و نشاط جمعی را به نفع نوعی افسردگی ساختاری مصادره میکند. در واقع، فقر در اینجا نه فقط به معنای نداشتن پول، بلکه به معنای محرومیت از فرصتهای رشد روانی و اجتماعی تعریف میشود.
در نهایت، بازخوانی وضعیت فعلی نشان میدهد که سلامت روان جامعه به شدت با ثبات سیاستگذاریهای اقتصادی گره خورده است. سیاستهای حمایتی نباید تنها بر جنبههای صدقهای و کوتاهمدت متمرکز باشند، بلکه باید با هدف بازگرداندن "عقلانیت و پیشبینیپذیری" به زندگی روزمره طراحی شوند. شکستن تله فقر نیازمند بازسازی پیوندهای اجتماعی و ایجاد بستری است که در آن فرد احساس نکند برای بقا ناچار به تکروی یا عبور از اصول اخلاقی است.
متن کامل این گفتگو و جزئیات تحلیلهای ارائه شده را میتوانید از طریق لینک زیر در سایت آتیه آنلاین مطالعه کنید
۱۳:۵۸
۱۵:۲۶
بازگشایی مدارس؛ ضرورتی تربیتی در فرایند رشد اجتماعی
در جهان امروز که فناوری مرزهای دسترسی به دانش را درنوردیده است، «آموزش» دیگر امری وابسته به مکان و زمان نیست. هر دانشآموز با کمترین امکانات میتواند به انبوهی از محتواهای آموزشی معتبر و با کیفیت دست یابد. در چنین شرایطی، کارکرد اصلی مدرسه بیش از آنکه انتقال دانش باشد، ایفای نقش در حوزهی پرورش و رشد اجتماعی است.یافتههای روانشناسی رشد و علوم تربیتی نشان میدهد که بخش عمدهای از مهارتهای حیاتی انسان—از جمله مهارت ارتباطی، حل مسئله در روابط انسانی، همدلی، مدیریت تعارض و سازگاری اجتماعی—تنها از طریق تعاملات واقعی و تجربههای مشترک در محیطهای جمعی شکل میگیرد. مدرسه یکی از مهمترین الگوهای این محیطهای اجتماعی است؛ جایی که دانشآموز یاد میگیرد چگونه بخشی از یک جمع باشد، چگونه با تفاوتها کنار بیاید و چگونه هویت فردی و اجتماعی خود را همزمان شکل دهد.دورماندن طولانیمدت دانشآموزان از مدرسه، گرچه ممکن است در بُعد آموزشی با ابزارهای دیجیتال جبران شود، اما در بعد پرورشی پیامدهایی به همراه دارد که جایگزینی برای آن وجود ندارد؛ از افت تعاملات اجتماعی و کاهش تجربههای مشترک گرفته تا اختلال در روند تدریجی رشد هیجانی و اجتماعی.از این رو، بازگشایی مدارس بیش و پیش از آنکه ضرورتی آموزشی باشد، ضرورتی تربیتی و اجتماعی است؛ ضرورتی برای حفظ پیوستگی رشد روانی-اجتماعی نسل جوان و تضمین کیفیت سرمایه انسانی آینده.
امید خطابی/مشهد
️به کانال سخن معلم بپیوندید.
https://ble.ir/sokhanmoallem
ارسال پیام:
@admin_iranto
۱۵:۳۰
ژاپنیها هنر زیبایی به نام «کینتسوگی» (Kintsugi) دارند؛ هنری که در آن وقتی ظرفی سفالی میشکند، تکههای آن را دور نمیاندازند و حتی سعی نمیکنند ترکهایش را پنهان کنند. در عوض، شکستگیها را با پودر طلا به هم بند میزنند.
🟡 آنها معتقدند ظرفی که شکسته و دوباره ترمیم شده، نه تنها بیارزش نیست، بلکه به خاطر تاریخچهای که از سر گذرانده و مقاومت در برابر درهمشکستن، از روز اولش هم زیباتر و ارزشمندتر است.
🟡 در روزهای سخت و پرابهامی که گذشت، روان بسیاری از ما زیر بار اضطراب، اخبار و سایه بحران ترک برداشت. خستگیهای تلنبار شده و استرسهای پنهان، دقیقاً مثل همان ضربههایی بود که به ظرف وجودمان وارد شد.
🟡 اما فلسفه کینتسوگی (یا همان رشد پس از سانحه) امروز به ما یادآوری میکند که نیازی نیست این خستگیها و ترکهای روانی را پنهان کنیم یا بابتشان خودمان را سرزنش کنیم. این ترکها نشانه ضعف ما نیستند؛ بلکه جای زخمهای شجاعت و تابآوری ما در برابر روزهای سختاند.
🟡 حالا که در دوران ترمیم هستیم، زمان آن است که ترکهای روان خود و جامعهمان را با «طلای مهربانی با خود، همبستگی محلی و امید سازنده» بند بزنیم.
🟡 ما از دل این روزهای ملتهب عبور کردهایم و حالا، شاید دقیقاً همان آدمهای قبل از بحران نباشیم، اما با درسهایی که آموختهایم و مهارتهایی که به دست آوردهایم، قطعاً انسانهای قویتر، آگاهتر و ارزشمندتری شدهایم.
🟡 به شکستگیهای وجودت احترام بگذار؛ آنها مسیر عبور نور هستند.
#پاینده_ایران
۱۶:۲۲
پایگاه خبری انتخاب نوشت نام هفت نماینده شامل «محمود نبویان، محمود نبویان، مرتضی آقاتهرانی، امیرحسین ثابتی، حمید رسایی، روح الله ایزدخواه و میثم ظهوریان» نامشان در لیستی که خبرگزاری خانه ملت منتشر کرده، دیده نمیشود.
#پاینده_ایران
۱۷:۰۸
خبرها و گزارشهای نگرانکنندهای از ازدحام زندانها، بلاتکلیفی طولانی مدت بازداشتشدگان، و وضعیت حقوق انسانی و رعایت تشریفات قانونی به گوش میرسد.مطابق اخبار رسانه های رسمی، تعداد بازداشتشدگان امنیتی با اتهاماتی چون، همکاری با اسرائیل یا جاسوسی، فراوان است و آمارهای منتشرشده گاه چنان است که نمیتواند برای هیچ نظامی مایه افتخار باشد. در عین حال که اگر همکاری یک شخص با دشمن متجاوز قطعی بود باید با او برخورد کرد ولی یک پرسش آسیب شناسانه جدی هم مطرح میشود که چرا چنین شماری از جوانان با نظام زاویه پیدا کرده و بعضاً به سمت همکاری با دشمنی با این سابقه سیاه متمایل شدهاند؟در حکومت های امروز تلاش می گردد تعداد مخالفان و زندانیان امنیتی را اندک جلوه داده و چنین القا نمایند که این افراد اساساً در تقابل با نظام نیستند ولی اینکه پیوسته با صراحت و با افتخار از دستگیری صدها نفر به اتهامات امنیتی خبر داده میشود، شاید این رفتار به تصور بازدارندگی و مرعوب کردن عوامل دشمن است ولی ضمن لزوم برخورد با عوامل دشمن، اصل اساسی برای حاکمیت در شرایط بحرانی باید قانون و تقویت اعتماد عمومی و جلب مشارکت مردم باشد.بزرگترین آموزه اتفاقات تلخ سال های اخیر این است که تنها سرمایه و پشتوانه قابل اتکا برای کشور، مردماند و اگر نظام آنان را از دست بدهد، در مقابل دشمنان قدرتمند آسیب پذیر می شود.اخبار دریافتی از داخل زندانها (هرچند همه آنها قابل راستیآزمایی نیست) نشان میدهد در دستگیریها که ظاهرا توسط افراد جوان، آموزش ندیده و متاثر از شرایط خاص جنگی، صورت میگیرد، اصول و مقررات قانونی در حین بازداشت و بازجویی، بعضا رعایت نمی شود. همچنین در رسیدگیها در دستگاه قضایی تشریفات آیین دادرسی با دقت کافی ملاحظه نمی گردد که از جمله آنها می توان به عدم حضور وکیل تعیینی در پرونده های حساس اشاره کرد. همچنین برخی احکام دادگاهها تحت تأثیر کامل گزارشهای ضابطین صادر میشود بدون اینکه به دفاعیات متهم و وکیل توجه بایسته صورت گیرد.هرچند واقفیم که ایران عزیز و جمهوری اسلامی با تهدیدهای جدی امنیتی و توطئههای خارجی مواجه است و وظیفه هر نظام سیاسی، حفظ امنیت کشور و مردمش است، اما تجربه نشان داده که توسل به بازداشت و محاکمات شتابزده، یک مُسکن موقتی است که نه تنها امنیت پایدار را فراهم نمیکند، بلکه چالش های حاکمیت و جامعه را افزونتر میسازد.ایران امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند آشتی ملی است. شایسته است که بیش از پیش، گفتوگو، مدارا و بازنگری در رویههای قضایی و مدیریت زندان ها در دستور کار قرار گیرد و آزادی مشروط برای زندانیان غیرخطرناک، اصلاح آیین دادرسی، جلوگیری از بازداشتهای طولانیمدت و برخورد منصفانه با متهمان – حتی متهمان امنیتی – به عنوان گامهای اعتمادآفرین مدنظر قرار گیرد.اکنون زمان آن فرا رسیده که درهای زندانها گشوده شود و فضای کشور به سوی آشتی و تحمل منتقدان قانونگرا حرکت کند. زندان جای افراد شرور، خطرناک، تروریست و جاسوس است. آینده درخشان ایران عزیز در گرو عقلانیت جمعی، رأفت و پرهیز از انتقام و نیز اهتمام فوق العاده به رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است.
#پاینده_ایران
۱۸:۰۵
#پاینده_ایران
۱۹:۵۷
با سلام و احترام به اطلاع متقاضيان ثبتنام در آزمون ورودی پایه هفتم مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) دوره اول متوسطه و پایه دهم مدارس نمونه دولتی و تکمیل ظرفیت مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) دوره دوم متوسطه سال تحصیلی 1406-1405 ميرساند که ثبتنام براي شركت در این آزمون بر اساس اطلاعات دریافتی متقاضیان واجد شرایط از طریق وزارت آموزش و پرورش از روز سهشنبه بهتاريخ 1405/02/08منحصراً از طريق تارنمای اين سازمان به نشاني: www.sanjesh.org آغاز و در روز یکشنبه بهتاريخ 1405/02/13پايان ميپذيرد. به متقاضیان توصیۀ اکید میشود در بازه زمانی تعیین شده نسبت به ثبتنام اقدام نمایند.دفترچۀ راهنماي ثبتنام در اين آزمون از روز دوشنبه 1405/02/07در تارنمای اين سازمان در دسترس خواهد بود.لازم به توضيح است، زمان برگزاري آزمون، به محض فراهم شدن شرایط برگزاری، متعاقباً از طريق تارنمای اين سازمان اطلاعرسانی خواهد شد.
#پاینده_ایران
️به کانال سخن معلم بپیوندید.
https://ble.ir/sokhanmoallem
ارسال پیام:
@admin_iranto
۲۰:۱۳
لارنس کلبرگ، روانشناس معروف، معتقد بود که اخلاق انسان مثل یک نردبان است. پلههای پایینتر برای بقا و ترس است، اما پلههای بالاتر... پلههای بالاتر جایی است که ما «*خودمان*» را پیدا میکنیم.
#پاینده_ایران
۳:۰۵
#پاینده_ایران
۳:۱۸
بررسی فاجعه مدرسه میناب
با حضور استادان:#علیرضا_کاظمی وزیر آموزش و پروش#حسن_فرطوسیدبیرکل کمیسیون یونسکو در ایران#مختار_ذاکریپدر دو دانش آموز شهید مدرسه میناب#سمانه_کمالیمعلم مدرسه شجره طیبه میناب
دبیر نشست:#علیرضا_صادقیمدیر گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/educational
۳:۳۷
#پاینده_ایران
۳:۵۱
در حالیکه برخی از افراد به مقامات ایرانی برای مذاکره با آمریکا، ناسزا میگویند، ندیم کوتیچ Nadim Koteich روزنامهنگار مشهور لبنانی، تحلیل واقعبینانه و موضعگیری روشنگرانهی محمد باقر قالیباف- رئیس گروه مذاکرهکننده- را تحسین کرده است؛ کوتیچ، سخنان قالیباف را صراحتی تکاندهنده توصیف میکند که میتواند کشور را از افتادن در چاه توهمات ویرانگر نجات دهد.
در واقع، ریاست محترم مجلس از یکسو، با استدلالی متقاعدکننده اثبات میکند که ما در ایستادگی کاملاً موفق بودیم و تسلیم نشدیم، و از سوی دیگر، بهروشنی میگوید ما آنها را نابود نکردیم و موازنه قدرت نظامی و اقتصادی به سود واشنگتن است. روزنامهنگار صاحبنام لبنانی، نگرش انعطافپذیر قالیباف را ستایش میکند و مذاکرهی امروز را از موضع قدرت، بهتر از مذاکرهی آینده از موضع ضعف میداند؛ چرا که آمار، اعداد و منابع دو کشور، گویای همه چیز هستند.
در تقابل ایران و آمریکا، آنچه امروز، هشدار برای مذاکره از موضع قدرت نامیده میشود، برای پرهیز از تکرار اتفاقی است که در جنگ عراق و ایران رخ داد؛ چنانکه میدانیم بسیاری از منتقدان معتقدند اگر ایران پس از فتح خرمشهر، یا حداکثر تصرف شهر کلیدی فاو، صلح را میپذیرفت نه تنها در موقعیت قدرتمندتری بود که از هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیشگیری میکرد؛ واقعیتی انکارنشدنی و تلخ، که بهنظر میآید محمدباقر قالیباف بهخوبی از آن آگاه است و درسی است که او در جوانی، در جایگاه یکی از فرماندهان دفاع مقدس، از آن تجربه تاریخی، آموخته است.
پس از دهها سال، شاید جز عدهای انگشتشمار، تقریباً همهی بازماندگان دفاع مقدس دریافتهاند هر جنگی پیچیدگیهای بسیاری دارد و صرفاً آرمانگرایی و آمادگی برای شهادت برای پیروزی کافی نیست. ازجانگذشتگی برای میهن و ایمان، زیباست اما بیشتر جنگها وقتی به پایان رسیدهاند که واقعیتهای روی زمین، امکان ادامه درگیری را نداده است یا هزینههای نبرد چنان سنگین شده که ممکن بوده به قیمت بقاء یک ممکلت و ملت، تمام شود. به بیان ساده، پایان جنگها نه با انگیزههای آسمانی که اغلب با “اقتصاد جنگ”، رقم خورده است؛ آنچه که برخی از نو-انقلابیها هنوز دریافتهاند.
این یک اصل کلیدی در روابط بینالملل و علوم سیاسی است که میگوید صلح نه فقط از ارادهی خوبِ سیاستمداران که از محاسبهی هزینه-فایده و بنبستهای اقتصادی، پدیدار میشود. در واقع، وقتی هیچ یک از طرفین جنگ نمیتوانند به یک پیروزی قاطع دست پیدا کنند، اقتصاد جنگ هر دو طرف را به فرسایش اقتصادی میکشاند و به سوی ورشکستگی، قحطی، فروپاشی زیرساختها ونارضایتی عمومی میروند و امکان بقاء دشوار خواهد شد و یک خودکشی تدریجیِ سرزمینی، شکل میگیرد و باعث خواهد شد حتی دشمنان قسمخورده نیز ناچار بر سر میز مذاکره بنشینند؛ به این پدیده بازدارندگی بر مبنای فرسایش Deterrence by Attrition میگویند.
در اقتصاد جنگ، در عمل و بر اساس واقعیتهای میدانی، دیگر تنها نیروهای نظامی نیستند که تصمیم میگیرند، بلکه کشاورزان، بازرگانان، بانکداران و مردم عادی که از تورم و جیرهبندی، و کمبود دارو و درمان، تاب و توان خود را از دست دادهاند نقش لابیهای صلح را بر عهده میگیرند و در دولتمردان، اراده صلح را بوجود میآورند.
توماس شلینگ -برنده نوبل اقتصاد- معتقد است که قدرت واقعی در جنگ، نه فقط در تعداد تانکها، بلکه در مدتزمانی است که یک اقتصاد میتواند زیر بارِ جنگ دوام بیاورد. وقتی هر دو طرف ببینند که اقتصاد به نقطهی شکست نزدیک میشود، صلح نه یک فضیلت اخلاقی، که به یک ضرورت محاسباتی تبدیل میشود. بهبیان دیگر، خردمندی در بازدارندگی حکم میکند که رهبران خردمند همواره در حال محاسبه هزینهها و فایدههای ادامهی جنگ باشند و اگر هزینهها از دستاوردها چنان فراتر بروند که بقاء به خطر بیفتد، حتی دستیابی به پیروزی نظامی چه بسا میتواند از بَرَنده یک بازندهی واقعی بسازد.
متن کامل را در سایت انصاف نیوز بخوانید.@ensafnews
#پاینده_ایران
۴:۱۵
https://www8.sanjesh.org/download/1405/ap/Sampad140502.pdfدفترچه راهنمای ثبت نام و پذیرش پایه هفتم سمپاد
#پاینده_ایران
️به کانال سخن معلم بپیوندید.
https://ble.ir/sokhanmoallem
ارسال پیام:
@admin_iranto
۴:۲۵
https://www8.sanjesh.org/download/1405/ap/meduDolati140502.pdfدفترچه تکمیل ظرفیت پایه دهم سمپاد و آزمون مدارس نمونه دولتی
#پاینده_ایران
️به کانال سخن معلم بپیوندید.
https://ble.ir/sokhanmoallem
ارسال پیام:
@admin_iranto
۴:۲۵
در جنگها میشمارند؛چه ضرباتی زدیم، چقدر کشتیم، چقدر سرنگون کردیم، چقدر تخریب کردیمو همه یادشان میرود در زیر آن دیوار فرو ریخته دختری نشسته بوده؛ لاکهای ناخنش را نگاه میکرده، این رنگ، انگشتان مرا زیباتر نمیکند!؟او هنوز مرا دوست دارد؟ این بار بیشتر نگاهم میکند!پسری نشسته بوده؛ یعنی من هم صاحب خانهای میشوم؟ ماشینم چه رنگی باشد، چطور او را شگفتزده کنم. چطور بگویم دوستش دارم!و ناگهان "بمب"
در جنگ عددها بهکار میآیند، چقدر درآمد، چقدر هزینه، چقدر مهمات چقدر گلوله، چقدر ضرر چقدر سود. چقدر تانک چقدر توپو همه یادشان میرودآن دختر کجاستآن پسر گم شدآرزوهای همهشان رفتزیر تلی از خاک
در جنگ عاطفهها گم میشوندما بیشتر کُشتیم، ما بیشتر خراب کردیمدر جنگ همه یادشان میرودگلها چه مست میکنندگنجشکها چه قشنگ پر میزنندبلبلها چه زیبا میخوانندرودخانهها چه صدای دلپذیری دارندباران، وای خدا!
در جنگ دلها زخمی میشوندآنجا را که کسی نمیبیند!خون از دل که میریزدچکه چکه... کاسه دل، زود پُر میشودکسی که نمیدانم کاسه دلچقدر کوچک است!
در جنگ عشق که میمیردهمه بیحوصله میشوندراست گفتهاند؛ هیچ سربازیاز جنگ سالم به خانه برنمیگرددوای که در جنگهای جدیدفقط سربازها نیستند که جبهه میروندپیر و کودک، جوان و میانسال، دختر و پسرهمه در نبردند... بی آنکه بخواهند!
راستی کسی میداند چند روز است مدرسهها تعطیلند؟آن گربه کوچولو که در حیاط مدرسهبا بچهها بازی میکرد و الان بزرگتر شدههنوز صبحها میآید حیاط مدرسه؟شاید بچهها برگشته باشند شاید بدوند دنبالشیعنی او را هنوز میشناسند!
جنگ فقط تنها را از بین نمیبردکاش امکان شمارش دلهای مرده هم بودکاش میشد روحهای زخمی را هم شمردعشقهای مجروح رابوسههای فراموش شده راانسانهای بیهدف شده راآیندههای تاریک شده را
کاش هیچوقت جنگی نباشدو زندگی جلوه خودش را پیدا کندآن دو دلداده همبه هم برسند...و بگویند؛چقدر در آن روزهای سختیاد هم بودندچقدر دوست داشتند زودتر آن روزها بگذردتا به هم برسندو باز زندگی...
#پاینده_ایران
۶:۴۷
#پاینده_ایران
۸:۰۷
به گفته رئیس کمیسیون آموزش مجلس، کنکور به دلیل شرایط جنگی در زمان مقرر قبلی برگزار نخواهد شد. زمان برگزاری کنکور سراسری و امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم هنوز قطعی نشده و با توجه به شرایط کشور، احتمال دارد کنکور پس از تیرماه برگزار شود.
در نگاه اول، شاید از دیدگاه یک سیاستمدار، بحث تنشهای نظامی با آمریکا یا آیندهی مذاکرات، موضوعاتی بسیار دور از فضای کلاس درس و کتابهای درسی به نظر برسد. اما برای میلیونها دانشآموز و داوطلب کنکور، این دو دنیای کاملاً جدا، در یک نقطه به هم گره میخورند: «بلاتکلیفی»!
وقتی دانشآموزان میبینند که سیاستهای اقتصادی تحت تأثیر تنشهای خارجی مدام تغییر میکند، دچار یک بحران معنا میشوند. آنها دیگر برای «رشتهی برتر» درس نمیخوانند، بلکه برای «امنیت نامشخص» تلاش میکنند. این تغییر رویکرد، کیفیت آموزش و عمق یادگیری را به شدت کاهش میدهد.
داوطلبان کنکور در حال حاضر باید همزمان با دو جبههی نابرابر بجنگند: «جبهه علمی/آموزشی» (که ذاتاً رقابتی و سخت است) و «جبهه روانی/محیطی» (که شامل بمباران اخبار، نوسانات ارزی و آیندهای مهآلود است). این «بارِ اضافیِ ادراکی» باعث میشود دانشآموزان حتی پیش از آنکه کتاب را باز کنند و مطالعه را آغاز کند، بخش بزرگی از انرژی روانی و قدرت تحلیل خود را صرف پرسشهای بیپاسخ درباره «فردا» کرده باشند. در واقع، سیاست، نه در تریبونها، که گاهی سرسختانهتر، پشت میز مطالعهی یک کنکوری به یک عامل بازدارنده تبدیل میشود.
زمانی که زیرساخت آموزش عالی کشور در مه عدم قطعیت فرو میرود، پیامد آن صرفاً افت تراز آزمونها یا کاهش معدل نیست؛ بلکه تخریب تدریجی «سرمایه انسانی» است.
وقتی نسل جوان، پیوند میان «تلاش درسی مستمر» و «آیندهای روشن و باثبات» را گسسته میبیند، دو واکنشِ ناآگاهانه در او شکل میگیرد: یا سرخوردگی و افت کیفیت یادگیری، یا «مهاجرت ذهنی» (یعنی همینجا درس خواندن، اما تمام توان خود را برای رفتن گذاشتن). این یعنی کشور به جای ساختن آینده بر دوش این نسل، در حال «پیشخوریِ» ظرفیتهای جوان خود است.
۱۴۰۵/۲/۸
#پاینده_ایران
۱۲:۵۲
#پاینده_ایران
۱۳:۴۷