ترامپِ بالینی؛ ترامپِ اجتماعی:
میخواهم اسمش را بگذارم خطای بالین انگاری. منظورم این است که خودشیفته بودن ترامپ تقریبا مورد اتفاق متخصصین است. اما این تشخیص چگونه میتواند به دشمن کمک کند؟
1. وقتی ترامپ به عنوان شخص و نه محصول یک تاریخ و اجتماع دیده شود، نظام سرمایه داری و تاریخ استعمار، در پشت تشخيص بالینی مخفی میشود. این همان حقه ای است که خیلی ها آن را باور کردند و فکر کردند اوباما فردی مودب و مسلمان زاده و امضای کِری هم ضمانت است! و چیزی به نام نظام سرمایه داری که با ما مشکل ذاتی دارد، وجود ندارد.
2. میتوانیم بپرسیم که شخصیت خودشیفته چرا اینقدر در نظام سرمایه داری خوب پرورش پیدا میکند و چرا اینقدر این شخصیت میتواند به این نظامِ زورگو کمک کند؟ سکوت در برابر این سوال، همه کاسه و کوزه ها را بر سر اشخاص و نه ساختاری که به آنها شکل میدهد خراب میکند و با پاک جلوه دادن خودش، اشخاص را متهم میکند.
3. وقتی به جای تاریخ سرمایه داری، افراد ملاک باشند، آن وقت تجویزهای فردیِ اشتباه داده میشود. برای مثال میشنویم برخی میگویند ترامپ خودشیفته است و اگر مثلا در زمان برجام به او امتیازی میدادیم که بتواند به آن افتخار کند، این چالش ها پیش نمی آمد!!
4. فرد دیدن ترامپ، امتداد تاریخی خودمان را هم گم میکند و نمیگذارد بفهمیم ما نیز اکنون اشخاصی نیستیم که توانسته ایم جلوی آمریکا بایستیم. نمیگذارد امتداد تاریخی خودمان را ببینیم که اگر روزی مولانا گفته «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» صدها سال برای پیدا شدنش خون دل خورده و سرها از تن ها جدا شده است. این شجاعت، استقامت و حال عجیب مردم، محصول انباشت و رشد در تلاقی اسلام و ایران است و نمیتواند در چند صفت شخصیتی تبیین شود.
در هر حال یکی از انتقادات به نگاه بالینیِ محض، نادیده گرفتن ابعاد سیاسی، اجتماعی و تاریخی است و شاید این بینش ها فرصتی برای روانشناسی ایران باشد تا بتواند نقشی جدید برای نظم جدید جهانی ایفا کند.
@sokut_seda
میخواهم اسمش را بگذارم خطای بالین انگاری. منظورم این است که خودشیفته بودن ترامپ تقریبا مورد اتفاق متخصصین است. اما این تشخیص چگونه میتواند به دشمن کمک کند؟
1. وقتی ترامپ به عنوان شخص و نه محصول یک تاریخ و اجتماع دیده شود، نظام سرمایه داری و تاریخ استعمار، در پشت تشخيص بالینی مخفی میشود. این همان حقه ای است که خیلی ها آن را باور کردند و فکر کردند اوباما فردی مودب و مسلمان زاده و امضای کِری هم ضمانت است! و چیزی به نام نظام سرمایه داری که با ما مشکل ذاتی دارد، وجود ندارد.
2. میتوانیم بپرسیم که شخصیت خودشیفته چرا اینقدر در نظام سرمایه داری خوب پرورش پیدا میکند و چرا اینقدر این شخصیت میتواند به این نظامِ زورگو کمک کند؟ سکوت در برابر این سوال، همه کاسه و کوزه ها را بر سر اشخاص و نه ساختاری که به آنها شکل میدهد خراب میکند و با پاک جلوه دادن خودش، اشخاص را متهم میکند.
3. وقتی به جای تاریخ سرمایه داری، افراد ملاک باشند، آن وقت تجویزهای فردیِ اشتباه داده میشود. برای مثال میشنویم برخی میگویند ترامپ خودشیفته است و اگر مثلا در زمان برجام به او امتیازی میدادیم که بتواند به آن افتخار کند، این چالش ها پیش نمی آمد!!
4. فرد دیدن ترامپ، امتداد تاریخی خودمان را هم گم میکند و نمیگذارد بفهمیم ما نیز اکنون اشخاصی نیستیم که توانسته ایم جلوی آمریکا بایستیم. نمیگذارد امتداد تاریخی خودمان را ببینیم که اگر روزی مولانا گفته «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» صدها سال برای پیدا شدنش خون دل خورده و سرها از تن ها جدا شده است. این شجاعت، استقامت و حال عجیب مردم، محصول انباشت و رشد در تلاقی اسلام و ایران است و نمیتواند در چند صفت شخصیتی تبیین شود.
در هر حال یکی از انتقادات به نگاه بالینیِ محض، نادیده گرفتن ابعاد سیاسی، اجتماعی و تاریخی است و شاید این بینش ها فرصتی برای روانشناسی ایران باشد تا بتواند نقشی جدید برای نظم جدید جهانی ایفا کند.
@sokut_seda
۱۳:۳۰
چرا از ترامپ فرار میکنید؟! (قسمت اول)
الفاظ رکیک، اظهارات متناقض، بی رحمی، خودرأیی و چیزهایی مانندش باعث شده حتی خیلی از مردم آمریکا مرزی بین خودشان و رئیس جمهورشان بکشند.
این در حالی است که ترامپ اگر کمی مودب تر و دیپلمات تر بود، به عنوان:فردی موفقمولف کتاب های موفقیتبا اعتماد به نفسبا جسارتعملگراآزادانتخابگرفعالبرون گراهدفمندتاب آورشناخته میشد.
.وحشتها از ترامپ نه به خاطر ویژگی های شخصیتی او بلکه به خاطر عریان بودن این ویژگی هاست.ترامپ نماد کاملی از یک خط تاریخی است که نظام سرمایه داری آن را ادامه داده.
حالا دیگر چیزی توسط سازمانهای بشر دوستانه و رفتارهای دیپلماتیک پوشیده نمیشود و زشتی سرمایه داری پیدا شده.
امروز یک آمریکایی، خودِ عریانش را در ترامپ میبیند و مانند کسی که بعد از آگاهی از امیال ناهشیارش وحشت میکند، از دیدن خودش خواب زده شده است.او برای اینکه روانش را از این کثیفی و وحشت نجات دهد، خودش را سالم، و ترامپ را فردی با اختلال های روانی معرفی میکند.
اما بین فرعون مصر و فرعون کراوات زده تفاوتی نیست و این برچسب ها ما را از فرعونیتی که همواره در ما بوده و اکنون غلبه پیدا کرده رها نمیکند.
قرآن میگوید: ﻣﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻱ ﻛﻪ شاهد ﺷﻤﺎﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺘﺎﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻓﺮﻋﻮﻥ ، ﺭﺳﻮﻟﻲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ (مزمل، ١٥)
عجب! مگر ما مثل فرعونیم که میگویی مانند فرعون برایتان پیامبر فرستادیم؟ میبینیم که قرآن هم میگوید بیایید به جای انکار فرعونیت خودتان، آن را ببینید و برای علاجش کاری کنید؟
حالا اگر تاریخ چند صد ساله اخیر ما همه اش بر اساس این فرعونیت باشد، آیا ما نه از نظر شخصیتی که از نظر تاریخی و اجتماعی، در فرعونیت نیستیم؟
اگر متوجه شویم که نه فقط آن انسان آمریکایی، که همه افرادی که در تاریخ تجدد زندگی میکنند، در آب و هوای فرعونی رشد کرده اند، داستان کمی ترسناک نمیشود؟
اگر آنچه با آن روبرو هستیم، چیزی فراتر از یک شخص باشد، آیا راهی برای خروج از یک تاریخ وجود دارد؟
@sokut_seda
الفاظ رکیک، اظهارات متناقض، بی رحمی، خودرأیی و چیزهایی مانندش باعث شده حتی خیلی از مردم آمریکا مرزی بین خودشان و رئیس جمهورشان بکشند.
این در حالی است که ترامپ اگر کمی مودب تر و دیپلمات تر بود، به عنوان:فردی موفقمولف کتاب های موفقیتبا اعتماد به نفسبا جسارتعملگراآزادانتخابگرفعالبرون گراهدفمندتاب آورشناخته میشد.
.وحشتها از ترامپ نه به خاطر ویژگی های شخصیتی او بلکه به خاطر عریان بودن این ویژگی هاست.ترامپ نماد کاملی از یک خط تاریخی است که نظام سرمایه داری آن را ادامه داده.
حالا دیگر چیزی توسط سازمانهای بشر دوستانه و رفتارهای دیپلماتیک پوشیده نمیشود و زشتی سرمایه داری پیدا شده.
امروز یک آمریکایی، خودِ عریانش را در ترامپ میبیند و مانند کسی که بعد از آگاهی از امیال ناهشیارش وحشت میکند، از دیدن خودش خواب زده شده است.او برای اینکه روانش را از این کثیفی و وحشت نجات دهد، خودش را سالم، و ترامپ را فردی با اختلال های روانی معرفی میکند.
اما بین فرعون مصر و فرعون کراوات زده تفاوتی نیست و این برچسب ها ما را از فرعونیتی که همواره در ما بوده و اکنون غلبه پیدا کرده رها نمیکند.
قرآن میگوید: ﻣﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻱ ﻛﻪ شاهد ﺷﻤﺎﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺘﺎﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻓﺮﻋﻮﻥ ، ﺭﺳﻮﻟﻲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ (مزمل، ١٥)
عجب! مگر ما مثل فرعونیم که میگویی مانند فرعون برایتان پیامبر فرستادیم؟ میبینیم که قرآن هم میگوید بیایید به جای انکار فرعونیت خودتان، آن را ببینید و برای علاجش کاری کنید؟
حالا اگر تاریخ چند صد ساله اخیر ما همه اش بر اساس این فرعونیت باشد، آیا ما نه از نظر شخصیتی که از نظر تاریخی و اجتماعی، در فرعونیت نیستیم؟
اگر متوجه شویم که نه فقط آن انسان آمریکایی، که همه افرادی که در تاریخ تجدد زندگی میکنند، در آب و هوای فرعونی رشد کرده اند، داستان کمی ترسناک نمیشود؟
اگر آنچه با آن روبرو هستیم، چیزی فراتر از یک شخص باشد، آیا راهی برای خروج از یک تاریخ وجود دارد؟
@sokut_seda
۱۳:۳۲
چرا از ترامپ فرار میکنید؟! (قسمت دوم)
اگر کسی به ما بگوید بخشی از وجودمان شیطانی است، اینقدر به ما بر نمیخورد که کسی بگوید: بخشی از وجود و هویت تو ترامپی است!
شاید راست بگوید زیرا ما در تاریخی هستیم که زندگی ها بر اساس موفقیت، رقابت و برتری جویی شکل گرفته و ساختارها و نظام های اجتماعی و اقتصادی ربطی به الله ندارد.
بله ما آلوده شده ایم.
روح حاکم بر تاریخ تجدد که شدت یافته خطی است که فرعون را با آن میشناسیم، برتری جویی و سلطه گری است.
اما خیلی جالب است که نقطه مقابل این تاریخ، تاریخی است که خودش را با مقاومت معرفی میکند.
فروید، کلمه مقاومت را تلاشی ناهشیار برای جلوگیری از ورود به ناهشیار تعریف میکرد که با مکانیسمهای دفاعی، کارش را پیش میبرد. ناهشیاری که بسیار تحت تأثیر گذشته است.
اما حالا انگار مقاومت تلاشی است که فقط بر اساس یک هشیاری از تاریخ جدید و امید به آینده شکل میگیرد و به جای کتمان، به استقبال حوادث میرود.
اگر فروید به درستی رانه مرگ را در تخریب گری دید، مقاومت، بودنش را در ایستادن و ساختن میبیند. برای همین است که تمام قد جلوی یک ابرقدرت راست قامت میماند و با تهدید زیرساخت هایش باز هم ادامه میدهد.
فروید، چشم بینای تاریخی بود که آن را به خوبی توصیف کرد و با نشان دادن برخی تقابل های فرهنگ مقاومت با دیدگاه فروید، میخواهم به شروع تاریخی جدید اشاره کنم.
ترامپیسم یک بیماری تاریخی و نه فردی است و تنها در همراهی با تاریخی که مقاومت در حال شکل دادنش است میتوانیم کتاب تاریخ را ورق بزنیم.
@sokut_seda
اگر کسی به ما بگوید بخشی از وجودمان شیطانی است، اینقدر به ما بر نمیخورد که کسی بگوید: بخشی از وجود و هویت تو ترامپی است!
شاید راست بگوید زیرا ما در تاریخی هستیم که زندگی ها بر اساس موفقیت، رقابت و برتری جویی شکل گرفته و ساختارها و نظام های اجتماعی و اقتصادی ربطی به الله ندارد.
بله ما آلوده شده ایم.
روح حاکم بر تاریخ تجدد که شدت یافته خطی است که فرعون را با آن میشناسیم، برتری جویی و سلطه گری است.
اما خیلی جالب است که نقطه مقابل این تاریخ، تاریخی است که خودش را با مقاومت معرفی میکند.
فروید، کلمه مقاومت را تلاشی ناهشیار برای جلوگیری از ورود به ناهشیار تعریف میکرد که با مکانیسمهای دفاعی، کارش را پیش میبرد. ناهشیاری که بسیار تحت تأثیر گذشته است.
اما حالا انگار مقاومت تلاشی است که فقط بر اساس یک هشیاری از تاریخ جدید و امید به آینده شکل میگیرد و به جای کتمان، به استقبال حوادث میرود.
اگر فروید به درستی رانه مرگ را در تخریب گری دید، مقاومت، بودنش را در ایستادن و ساختن میبیند. برای همین است که تمام قد جلوی یک ابرقدرت راست قامت میماند و با تهدید زیرساخت هایش باز هم ادامه میدهد.
فروید، چشم بینای تاریخی بود که آن را به خوبی توصیف کرد و با نشان دادن برخی تقابل های فرهنگ مقاومت با دیدگاه فروید، میخواهم به شروع تاریخی جدید اشاره کنم.
ترامپیسم یک بیماری تاریخی و نه فردی است و تنها در همراهی با تاریخی که مقاومت در حال شکل دادنش است میتوانیم کتاب تاریخ را ورق بزنیم.
@sokut_seda
۱۳:۳۲
موشک ها از زمین به آسمان می روند و سپس به زمین برمی گردند. موشک ها زمین را به آسمان می دوزند و این همان کاری است که جمهوری اسلامی می کند. انسان آسمانی، دشمنی ندارد اما اگر انسانی زمینی بود و خواست آسمان را به زمین بدوزد، دشمن خواهد داشت. فاطمه سلام الله علیها اگر بخواهد زن مقدسی باشد هیچ دشمنی ندارد اما اگر اسمی از فدک ببرد، دیگر قابل تحمل نخواهد بود. حج اگر زمینی شد و تکبیر و برائت داشت ابراهیمی می شود وگرنه حج آسمانی را دوستانِ شیطان بزرگ هم به جا می آورند. می گویند مشکل بشر امروز فراموش کردن آسمان است اما جمهوری اسلامی نشان داد مشکل در فراموش کردن حضور آسمان در زمین است و همه دعواها بر سر زمین و زمینی بودن در حالِ آسمانی بودن است. خدا ملائکه را در آسمان داشت ولی خواست تا در زمین جانشین داشته باشد و هنر انقلاب اسلامی، توجه به امر قدسی در دنیای خاکی است. دنیای غرب با هیج انسان آسمانی دشمنی ندارد و حتی انسان آسمان را هم دوست دارد.قرآن می گوید: رزق شما و آنچه به آن وعده داده می شوید در آسمان است و پیامبر می گوید: خانه ای که در آن قرآن می خوانند برای اهل آسمان مانند ستاره ای که برای زمینی ها می درخشد، درخشش دارد. چه در هم تنیدگی زیبایی بین آسمان و زمین وجود دارد. زمین با قرآن، قرآنی که علی علیه السلام بخواند آسمانی می شود ولی علی علیه السلام، قرآن زمینی می خواند و خوارج، قرآن آسمانی را. اصلا علی است که پدر خاک است و علی است که مانند درختی است که ریشه اش در زمین استوار و شاخه هایش در آسمان است و همواره رزق می دهد؛ همان رزقی که قرآن گفته بود رزق شما در آسمان است و همان آسمانی که با زمین گره خورده.حالا اگر بخواهیم با این معنا، نگاهی به زندگی داشته باشیم، می بینیم سبک زندگی ایرانی اسلامی بیش از آنکه آداب و رفتارهایی خاص باشد، سوالی است که از نسبت آسمان و زمین در زندگی پرسیده می شود و پس از پاسخ به این سوال است که رفتارها و آداب در راستای یک ولایت الهی در زمین قرار می گیرند یا در راستای یک ولایت غیر الهی در زمین یا در آسمان...
@sokut_seda
@sokut_seda
۱۲:۴۳