عکس پروفایل سوره سروس

سوره سرو

۷۵۱ عضو
عکس پروفایل سوره سروس
۷۵۱ عضو

سوره سرو

این کانال متعلق به «دانشگاه بین‌المللی سوره» می باشد.
بفرمایید غزل...ارتباط با ادمین:
@adminsarv
«جنگ روایت ها»
تاریخ را خواندیم... تکرار حکایت هاستجنگ است؛ اما بیش از آن، جنگ روایت هاست!
جنگ روایت چیست؟ در یک جمله این حرف استکذب است اما ظاهرش صادق ترین حرف است
جنگ روایت پنجه ها را دست یاری خواندبا رنگ هایش زاغ را جای قناری خواند
ابلیس ها با روی انسان جلوه میکردندآب دهان بودند و باران جلوه میکردند
اشک یتیم است اینکه شیطان جای آب اورددر تشنگی ها استکان های سراب آورد
در زندگی هر کس که حق را دید و حاشا کردبا عینک دشمن جهانش را تماشا کرد!
دشمن به دشمن مافیا، هرجای این شهر است جامی که دستت داده اند این بار هم زهر است!
گفتی شراب اند استکانهایی که نوشیدیاما بدان خون است آن هایی که نوشیدی!
تاریخ را خواندیم، تکرار حکایت هاستجنگ است،اما بیش از آن جنگ روایت هاست
::
در چشم ما شب را به جای روز جا میزدابلیس بود و خویش را دلسوز جا میزد
افسوس عمر آدم و حوّا به غم طی شدنام هوس های پس از آن، گندم ری شد
جنگ روایت کینه ها نسبت به هابیل استجنگ روایت وسوسه در گوش قابیل است
تحریف باعث شد حقیقت بی اثر باشدفرزند نوح از هرچه حیوان پست تر باشد
تحریف، ابراهیم را در شعله می انداختبا دست مردم کوهی از هیزم بنا می‌ساخت
تحریف ها خشکی و دریا را عوض میکرددر چشم ها فرعون و موسی را عوض میکرد
پیغمبر مارا همین تحریف، ساحر خواندیک روز ساحر خواند و روز بعد شاعر خواند!
تاریخ را خواندیم... تکرار حکایت هاستجنگ است؛ اما بیش از آن، جنگ روایت هاست!
::
دینْ خوب، وقتی قطره ای از سیلشان باشددینْ خوب، تا آنجا که باب میلشان باشد!
جنگ روایت چیست؟ حقی بین باطل گم!وقتی سرابی دیده شد جای غدیر خم
دزدیده شد این حق سرِ دنیای فانی... آهآه از فلانی و فلانی و فلانی... آه...
اسلام را گفتند از اسلام خارج بود!جنگ روایت، حاصلش جنگ خوارج بود
ای گل! کلامت را خَسی پاسخ نخواهد داد...دیگر سلامت را کسی پاسخ نخواهد داد
دیگر نمازت را کسی باور نخواهد کرد!پرواز تو چشم کسی را تر نخواهد کرد!
جنگ روایت چیست؟ آن جنگی که وجدان باخت وقتی برای فاطمه مرگی طبیعی ساخت!
جنگ روایت بر حقیقت خاک میریزددرهم به پای شاعر هتاک میریزد!
عالم به فرمانِ معز المومنین بوده استاما سپاهش مارها در آستین بوده است
تحریف ها از دوست، از دشمن عیان میشدتحریف ها هم زخم، هم زخم زبان میشد
جنگ روایت بود... تنها بود... تنها بود...سهمش فقط خون جگر از مال دنیا بود
قرآن سرِ نیزه ست وای از این مسلمانی! وقتی سری قرآن به لب آمد به مهمانی...
جنگ مسلمانان و او جنگ روایت بودجنگ روایت کشتنِ با قصد قربت بود!
جنگ روایت از الف تا قامتِ دال استجنگ روایت هلهله در بین گودال است
تاریخ را خواندیم... تکرار حکایت هاستجنگ است؛ اما بیش از آن، جنگ روایت هاست!::
جنگ روایت فتنه در فتنه پی جنگ استآیینه ی من! سنگ شو تا دشمنت سنگ است!
دشمن ته خط است و این را خوب می‌دانداو باخته اما تو را مغلوب می‌خواند
دشمن که ممکن نیست دامش بی طمع باشدحاشا اگر گرگی سلامش بی طمع باشد
دشمن برایت صبح فردا را نمی‌بیندجنگ روایت قدرت ما را نمی‌بیند!
چوپان گله، گرگ های در کمین هستنداین ناجیان، آن جانیانِ اِپْسْتین هستند
هرکس به ایران دست برد، از زندگی سیر استدنیا بداند! لقمه ی ایران گلوگیر است!
این شعر ها آیینی اند و راوی فتح اندمردم همه آوینی اند و راوی فتح اند
هرچند از کوچ عزیزان غم فراوان بودرفتند و باران بود و باران بود و باران بود
ایران من همواره خونخواه سیاوُش بادما را بخوان! این شاهنامه آخرش خوش باد!
محکم قدم بردار! فتح قله نزدیک است«انا فتحنا» را بخوان، هنگام شلیک است
تاریخ را خواندیم... تکرار حکایت هاستجنگ است؛ اما بیش از آن، جنگ روایت هاست!
undefinedراضیه مظفری#سرو_مقاومت
undefined@sooreh_sarv

۷۷۹

۱:۴۴