عکس پروفایل 🪽 آرامِ جان 🪽🪽
۶.۵ هزار عضو

🪽 آرامِ جان 🪽

“بـه‌نـام‌او”
به هر کرانه‌ای سر می‌کشم تویی!undefined
- رٌمــآنّ آنلایݩ: آرام جان undefined

انتقادات و پیشنهادات undefined
ble.ir/mediasenderbot?start=lGq3CTH6miNaHhnsZmavqdZZX
تبلیغاتundefined
ble.ir/join/FLLkApGt3D
• شـنل قــــرمزى؛ 🫢undefined•

#PART34


لقمه رو مجبوری گرفتم ازش و شروع کردم به خوردنش..
نمی‌خواستم بهانه بدم دستش !

پوزخندی زدم
+چیشد عجله داشتی که؟

_تو چیزی که بهت مربوط نمیشه دخالت نکن! من رانندت نیستم که ببرمت دانشگاه بیارمت، اینم از سر لطفه.

+راننده نیستی ولی شوهرم که هستی!

یهو از دهنم پرید
سریع لبمو گاز گرفتم
یادم رفته بود اون فقط به شکل نمایشی شوهرمه و واقعی نیست

ولی نمیدونم چرا خوشش اومد
که لبخند رو لبش ظاهر شد

شایدم از روی تمسخر بهم می‌خندید
نمیدونم
اه کاش لال بشم ، این چیزا چیه میگم..

الان میگه تو توهم زندگی میکنه..

لقمه که تموم شد اونم آخرین جرعه از نسکافشو خورد و گفت
+خب بلند شو بریم

سری تکون دادم
بی حوصله از جام بلند شدم

کیفم سنگین بود
اومدم بردارمش که زودتر از من روهام این کار و کرد

کیف منو برداشت و گفت
+میارمش بریم!

عجیب بود
خیلی مهربون شده بود
نمیشد همش سر بچه باشه

اون جذاب بود
با هرکسی میتونست باشه و ازش بچه دار بشه
حالا این بچه ناخواسته نمیدونم چرا آنقدر براش عزیز شده بود

شونه ای بالا انداختم
سوار ماشین شدم و سرمو تکیه دادم به پنجره و چشمامو بستم

خیلی زود خوابم‌برد..

کپی بدون ذکر منبع حرام است undefinedundefined
‌
undefined🩹 @sore_man ᯓ
undefined۲۹

۱.۳K

۱۰:۲۵