اگر بپذیریم که جنگ ما با دشمن در محور عبری - عربی - غربی به مرحلهای رسیده که دیگر قابل بازگشت به پیش از آن نیست(یعنی جنگ موجودیتی) و دو طرف این جبهه میدانند که در نهایت(که باید زود هم باشد) تنها یکی از دو طرف میتواند باقی بماند و طرف دیگر(مشخصا اسراییل هدف اصلیست) باید نابود شود، پس باید قبول کنیم که هیچ راهی جز نبرد و مبارزه برای هیچ طرفی باقی نمانده و اتفاقاتی مثل مذاکره، توافق، زد و خورد محدود و...، صرفا مکملهای موقت و گذرای این نبرد هستند و در نهایت یک جنگ تمام عیار و چند بعدی رخ خواهد داد..
با این وصف، میشود با ضریب بالایی از احتمال، منتظر وقوع دوباره یک جنگ گسترده در روزهای پیشرو(در همین شهریورماه یا در حوالی اواسط پاییز به بعد) باشیم. اما جنگی که اینبار، صرفاً دیگر توان رزم هوایی دشمن خارجی طرف مقابل مبارزه ما نیست و هستههای عملیاتی وابسته به دشمن در قالب مزدوران و گروهکها نیز در میدان نبرد و روی زمین حضور خواهند داشت..
برای این منظور، دشمن چارهای جز اینکه زمینه داخلی در ایران را برای بروز التهابات عمیق فراهم کند ندارد تا با پیوست آن، بتواند عملیات نظامی خود را آغاز کند. اما قرائنی هست که نشان میدهد که اجرای یک عملیات گسترده، در حال حاضر برای دشمن ممکن نیست و به دلایل نظامی و سیاسی و اقتصادی، این حمله باید در بازهی پیشبینیشدهی دوم یعنی نیمه پاییز به بعد اجرا شود و بر همین اساس، یک طرح عملیات اغتشاش و شورش گسترده نیز باید در همان بازه زمانی در ایران اجرا شود..
با این وجود، از آنجا که اجرای طرح آشوب نیازمند زمینهسازی پیشینیست، بهنظر میرسد که دشمن یک طرح پیچیده برای استارتزدن موجی از التهاب در کشور در همین روزهای پیشرو(تا اواخر شهریور) تدارک دیده است تا با تأمین خوراک لازم برای فعالیتهای هنجارشکن و ساختارشکن در محیط دانشگاهها و مدارس در آغاز سال تحصیلی، حفظ و تثبیت و توسعه جو ملتهب تا رسیدن به نقطه صفر آشوب اصلی را در این محیطها دنبال کند تا در فرصت مناسب آن را دوباره و با قدرت و شدت اصلی به خیابان بازگرداند..
بهطور خلاصه، بهنظر میرسد که آنچه این روزها در حوزههای مختلف اقتصادی مثل افزایش عجیب قیمت ارز یا حتی برخی تحرکات فرهنگی هنجارشکن در حال رخ دادن است، در واقع تأمین سوخت موردنیاز برای همین التهابات زمینهساز پیشروست..
@sp_hos
۲K
۱۱:۰۱