شرح مثنوی معنوی برای جوانان و نوجوانان جلسه صد و پنجاه و یکم
آدرس شعر:مثنوی معنوی، دفتر اولابیات ۲۶۸۴ الی ۲۷۰۲ نام حکایت:«خلیفه که در کرم در زمان خود از حاتم طایی گذشته بود.» نام بخش: «تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او.» بیان شعر:«گفت زن یک آفتابی تافته است، عالمی زو روشنایی یافته است..»
موضوعات:
هنر آفتاب بودن: نور الهی همواره بر بندگان میتابد و انسان باید از این فرصت استفاده کند و خود را در پرتو نور الهی قرار دهد. حکم حق بر زمین:انسان کامل صاحب اسماء الهی است و میتواند دروازهی ورود به عالم ملکوت برای بندگان باشد. شانس جهان هستی:همنشینی با انسانهای خوش اقبال و خوش روزی میتواند انسان را در مسیر شانس و خوش اقبالی قرار دهد. سلوک واقعی:حرکت واقعی انسان زمانی است که هیچ اسباب و امکاناتی در اختیار نداشته باشد؛ زیرا این امکانات خود میتوانند بندهایی برای حرکت او شوند. جام خالی:باارزشترین چیزی که میتوان به انسان کامل پیشکش کرد، بی چیزی و تهی بودن جام خود در مقابل پروردگار است. ۱۴۰۴/ ۰۴/ ۱۰ #علی_مقدم#شرح_مثنوی#مولاناسایر جلسات شرح مثنوی ble.ir/join/7gjRhcTxzH