در شرایطی که کشور با یک بحران جنگی واقعی و پرتنش مواجه است و بسیاری از شهرها به طور مستقیم در معرض حملات قرار دارند، انتظار طبیعی از نهادهای مدیریتی بهویژه در حوزه آموزش و سلامت این است که تصمیمات خود را با درک دقیق از واقعیتهای میدانی، حفظ امنیت افراد و توجه به شرایط انسانی دانشجویان اتخاذ کنند. با این حال، برخی تصمیمات اخیر در حوزه آموزش پزشکی نه تنها چنین درکی را نشان نمیدهد، بلکه پرسشهای جدی و نگرانیهای عمیقی را در میان دانشجویان ایجاد کرده است که ما واقعا با کدام طرف در جنگ هستیم؟!
اعلام لزوم حضور کامل دانشجویان تمام ردههای بالینی در بیمارستانها با درنظر گرفتن صوری شرایط مهمانی، انتقالی و کلمات زیبای نامهای در شرایطی که نه نشانهای از کاهش تنشهای جنگی دیده میشود و نه هیچ تضمین روشنی برای امنیت و رفاه دانشجویان ارائه شده، تصمیمی است که به دشواری میتوان آن را با منطق مدیریت بحران سازگار دانست. واقعیت این است که در بسیاری از مناطق، وضعیت نه تنها عادی نشده بلکه نشانههایی از تشدید ناامنی نیز دیده میشود. در چنین فضایی، اصرار بر بازگرداندن روند آموزش به شکل کاملا عادی، بیش از آنکه نشانهای از مدیریت مسئولانه باشد، شبیه نادیده گرفتن آشکار شرایط واقعی جامعه و زندگی دانشجویان است.
از سوی دیگر، مسئله امکانات رفاهی و زیرساختهای لازم برای حضور دانشجویان در بیمارستانها همچنان مبهم و در بسیاری موارد ناکافی است. دانشجویانی که قرار است در چنین شرایط پرتنشی در محیطهای درمانی حضور داشته باشند، حق دارند حداقل از امکانات اقامتی مناسب، شرایط ایمنی قابل قبول و برنامهریزی روشن برخوردار باشند. با این حال، در عمل نه تنها این زیرساختها بهطور جدی فراهم نشده، بلکه توضیح شفافی نیز درباره آن ارائه نشده است.
نکته مهمتر این است که حتی در ماه اسفند، زمانی که کارورزان با حداقل تعداد نفرات در بیمارستانها حضور داشتند، بخش قابل توجهی از امور درمانی بدون مشکل جدی پیش رفت. این تجربه عملی نشان میدهد که امکان مدیریت فعالیتها با حضور محدودتر نیروها وجود داشته است. بنابراین اصرار ناگهانی بر حضور گسترده دانشجویان، آن هم در اوج بحران امنیتی، تصمیمی است که نیازمند توضیحی بسیار قانعکنندهتر از آن چیزی است که تاکنون به بهانه ساده و فریبنده گردش چرخ آموزش ارائه شده است.
از سوی دیگر، اگر قرار است از کارورزان انتظار ایستادگی و حضور در شرایط دشوار وجود داشته باشد، بدیهی است که حداقل الزامات حمایتی نیز باید فراهم شده باشد. نمیتوان از دانشجویان انتظار داشت «فاز مقاومت» بگیرند و همه چیز را عادی تلقی کنند، در حالی که بسیاری از ابتداییترین حمایتها حتی در شرایط عادی نیز بهدرستی انجام نشده است. هنوز مطالبات مالی بسیاری از آنها پرداخت نشده، کارانه شیفتها با تأخیر یا ابهام مواجه است، و حتی در مناسبتهای سادهای مانند عید نیز حداقل توجه و حمایت نمادین از این گروه از دانشجویان دیده نشده است. در چنین شرایطی، دعوت به تحمل و مقاومت بدون فراهم کردن حداقل پشتوانههای مادی و رفاهی، بیشتر شبیه مطالبه یکطرفه است تا مدیریت مسئولانه.
آنچه بیش از همه باعث نگرانی و نارضایتی شده، رویکردی است که تلاش میکند شرایط را به شکلی غیرواقعی عادی جلوه دهد. گویی با وجود تهدیدهای امنیتی، مشکلات رفتوآمد، فشارهای روانی و کمبود امکانات، تنها راهحل این است که همه چیز بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کند. چنین رویکردی نه تنها با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد، بلکه این احساس را تقویت میکند که صدای دانشجویان و دغدغههای آنان در فرآیند تصمیمگیری نه تنها جدی گرفته نمیشود بلکه به عنوان ابزاری برای احیای چرخ مالی بیمارستانها استفاده میشوند.
دانشجویان پزشکی همواره نشان دادهاند که در شرایط سخت کنار نظام سلامت کشور میایستند و مسئولیت حرفهای خود را جدی میگیرند. اما مسئولیتپذیری نمیتواند یکطرفه باشد. انتظار حداقلی این است که مدیران و تصمیمگیران نیز با همان میزان مسئولیت، شجاعت، عقلانیت و شرافت نسبت به امنیت، رفاه و شرایط انسانی دانشجویان حساس باشند
مدیریت در شرایط بحران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند واقعبینی، صداقت و شنیدن صدای کسانی است که بار اصلی این تصمیمات را بر دوش میکشند.
در یک کلام، آموزش در شرایط بحران در برابر جان هیچ اهمیتی ندارد، اگر به عقلانیت رجوع نمیکنید به وجدانتان رجوع کنید.
۱۶:۳۳
اینترنت طبقاتی؛ خون مقالات ما رنگینتر از هزاران کسبوکار ورشکستشده نیست!
اعطای اینترنت بدون فیلتر به اساتید و پژوهشگران در بیمارستانها و دانشگاهها، امتیاز نیست که برای آن خبر دستاوردگونه منتشر کنید، بلکه رسمیت بخشیدن به یک تبعیض آشکار و توهین به ساحت مقدس دانش است. وقتی چرخهای اقتصاد دیجیتال زیر پای فیلترینگ خرد شد، کسی به فکر تسهیلات نبود؛ حالا که نوبت به ویترینهای همایشی رسیده، آقایان به یاد اهمیت پژوهش و فناوری افتادهاند؟.
دانشی که برای مردم نباشد، کاغذپارهای بیش نیست. پژوهشی که در آزمایشگاههای ایزوله و با اینترنت اختصاصی تولید شود، اما جامعه به دلیل انسداد فضای مجازی حتی توان دیدن نتایج آن یا استفاده از دستاوردهایش را نداشته باشد، چه ارزشی دارد؟ تولید علم برای بایگانی در کتابخانههای خاکگرفته، توسعه نیست؛ انزوای خودخواسته است. پژوهشگر نمیتواند در جزیرهای امن بنشیند و برای مردمی که در بنبست ارتباطی هستند، نسخه پیشرفت بپیچد.
تبعیض میان استاد و دانشجو؛ شکاف عمیق در دانشگاه است. چرا باید میان استاد و دانشجو دیوار دیجیتال کشید؟ آیا موتور محرک پژوهش، دانشجویان و دستیارانی نیستند که شبانهروز در مراکز تحقیقاتی، بیمارستانها و آزمایشگاهها تلاش میکنند؟ ایجاد طبقه برگزیدگان اینترنتی (اعطای اینترنت به اساتید سامانه علمسنجی) تنها باعث ترویج رانت علمی و سرخوردگی نسلی میشود که قرار است آینده این مرز و بوم را بسازد. اینترنت طبقاتی، دانشگاه را از نهاد مدنی به یک پادگان اداری تبدیل میکند که در آن دسترسی به اطلاعات، حق نیست، بلکه یک سهمیه است.
واقعیت تلخ این است که خون مقالات و فعالیتهای ما از هزاران کسبوکار اینترنتی ورشکست شده رنگینتر نیست. چگونه میتوان با افتخار از دسترسی ویژه به پایگاههای علمی سخن گفت و خبر منتشر کرد در حالی که معیشت میلیونها نفر که زندگیشان به همین شبکه جهانی گره خورده بود، در سکوت فروپاشیده است؟ اعتبار یک مقاله علمی در برابر کمرهای خم شده زیر بار بیکاری ناشی از قطع اینترنت، پشیزی ارزش ندارد.
اکنون که ضربات جبرانناپذیر قطع اینترنت بر پیکره اقتصاد، آموزش و پژوهش بر همگان عیان شده، ارائه اینترنت طبقاتی بیشتر شبیه به یک فرار رو به جلوست تا حل مسئله. این اقدام، اعتراف غیرمستقیم به این واقعیت است که فیلترینگ مانع پیشرفت است؛ اما راهکار آن، باز کردن راه برای گروهی خاص نیست، بلکه احترام به حق دسترسی آزاد برای تمام آحاد جامعه است.
سخن آخر: علم بدون عدالت، تنها ابزاری برای فخرفروشی است. ما اینترنت طبقاتی را ضربه جدیدی بر عدالت اجتماعی میدانیم.ما دانشجویان پژوهشگر علوم پزشکی استفاده از این رانت توهینآمیز را همدستی در عادیسازی تبعیض میدانیم و تا زمانی که اینترنت برای همه مردم، از دانشجو تا کاسب خرد، به وضعیت عادی بازنگردد، هرگونه دسترسی اختصاصی را لکهای بر دامن استقلال و شرافت دانشگاه و شغلمان میشماریم.
امید قیسوندی، عضو شورای سیاستگذاری کمیته کشوری تحقیقات و فناوری دانشجویی
اعطای اینترنت بدون فیلتر به اساتید و پژوهشگران در بیمارستانها و دانشگاهها، امتیاز نیست که برای آن خبر دستاوردگونه منتشر کنید، بلکه رسمیت بخشیدن به یک تبعیض آشکار و توهین به ساحت مقدس دانش است. وقتی چرخهای اقتصاد دیجیتال زیر پای فیلترینگ خرد شد، کسی به فکر تسهیلات نبود؛ حالا که نوبت به ویترینهای همایشی رسیده، آقایان به یاد اهمیت پژوهش و فناوری افتادهاند؟.
دانشی که برای مردم نباشد، کاغذپارهای بیش نیست. پژوهشی که در آزمایشگاههای ایزوله و با اینترنت اختصاصی تولید شود، اما جامعه به دلیل انسداد فضای مجازی حتی توان دیدن نتایج آن یا استفاده از دستاوردهایش را نداشته باشد، چه ارزشی دارد؟ تولید علم برای بایگانی در کتابخانههای خاکگرفته، توسعه نیست؛ انزوای خودخواسته است. پژوهشگر نمیتواند در جزیرهای امن بنشیند و برای مردمی که در بنبست ارتباطی هستند، نسخه پیشرفت بپیچد.
تبعیض میان استاد و دانشجو؛ شکاف عمیق در دانشگاه است. چرا باید میان استاد و دانشجو دیوار دیجیتال کشید؟ آیا موتور محرک پژوهش، دانشجویان و دستیارانی نیستند که شبانهروز در مراکز تحقیقاتی، بیمارستانها و آزمایشگاهها تلاش میکنند؟ ایجاد طبقه برگزیدگان اینترنتی (اعطای اینترنت به اساتید سامانه علمسنجی) تنها باعث ترویج رانت علمی و سرخوردگی نسلی میشود که قرار است آینده این مرز و بوم را بسازد. اینترنت طبقاتی، دانشگاه را از نهاد مدنی به یک پادگان اداری تبدیل میکند که در آن دسترسی به اطلاعات، حق نیست، بلکه یک سهمیه است.
واقعیت تلخ این است که خون مقالات و فعالیتهای ما از هزاران کسبوکار اینترنتی ورشکست شده رنگینتر نیست. چگونه میتوان با افتخار از دسترسی ویژه به پایگاههای علمی سخن گفت و خبر منتشر کرد در حالی که معیشت میلیونها نفر که زندگیشان به همین شبکه جهانی گره خورده بود، در سکوت فروپاشیده است؟ اعتبار یک مقاله علمی در برابر کمرهای خم شده زیر بار بیکاری ناشی از قطع اینترنت، پشیزی ارزش ندارد.
اکنون که ضربات جبرانناپذیر قطع اینترنت بر پیکره اقتصاد، آموزش و پژوهش بر همگان عیان شده، ارائه اینترنت طبقاتی بیشتر شبیه به یک فرار رو به جلوست تا حل مسئله. این اقدام، اعتراف غیرمستقیم به این واقعیت است که فیلترینگ مانع پیشرفت است؛ اما راهکار آن، باز کردن راه برای گروهی خاص نیست، بلکه احترام به حق دسترسی آزاد برای تمام آحاد جامعه است.
سخن آخر: علم بدون عدالت، تنها ابزاری برای فخرفروشی است. ما اینترنت طبقاتی را ضربه جدیدی بر عدالت اجتماعی میدانیم.ما دانشجویان پژوهشگر علوم پزشکی استفاده از این رانت توهینآمیز را همدستی در عادیسازی تبعیض میدانیم و تا زمانی که اینترنت برای همه مردم، از دانشجو تا کاسب خرد، به وضعیت عادی بازنگردد، هرگونه دسترسی اختصاصی را لکهای بر دامن استقلال و شرافت دانشگاه و شغلمان میشماریم.
۱۳:۴۷
بازارسال شده از z.sarkoohi
دانشجویان گرامی،
جهت پیگیری لحظهایی، اخبار و دریافت سریع اطلاعیههای مربوط به " ۲۷ ـمین کنگره ملی و ۱۳ ـمین کنگره بین المللی سالیانه دانشجویی علومپزشکی کشور- کرمان" دعوت میکنیم در کانال رسمی ما در پیامرسان «بله» عضو شوید.
برای عضویت روی لینک زیر کلیک کنید:
۱۵:۰۶
بازارسال شده از کمیته مرکزی تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
سرکار خانم مژگان صبحیکارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کارشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
۸:۱۴
۱۳:۲۳
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
۶:۰۴
بازارسال شده از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده علوم پزشکی شوشتر
همایش ایده های نوآورانه دانشکده علوم پزشکی شوشتر
اولین رویداد ملی ایده های نوآورانه فکرینو۲
تاریخ برگزاری رویداد:چهارشنبه ۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ساعت ۹ صبح به صورت مجازی در بستر اسکایروم
لینک برگزاری رویداد:http://skyroom.online/ch/shums/pazhooheshii
––––––┄┄┄┅┅┅❅
کانال بله کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده علوم پزشکی شوشترhttps://ble.ir/src_shums
۲:۲۸
بازارسال شده از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی علوم پزشکی قزوین
۸:۱۶
بازارسال شده از 27th . ARCIMS . KERMAN
دبیرخانه ۲۷ـمین کنگره ملی و ۱۳ـمین کنگره بینالمللی پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور – کرمان از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند به همکاری در فرایند داوری این کنگره دعوت میکند رزومه داوری خود را ارسال نمایند.
۹:۰۹
بازارسال شده از 27th . ARCIMS . KERMAN
به منظور تسهیل فرآیند ثبتنام داوری در۲۷ـمین کنگره ملی و ۱۳ـمین کنگره بینالمللی پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور – کرمان،
۹:۰۹
بازارسال شده از 27th . ARCIMS . KERMAN
🧪 پذیرش: مقالات پژوهشی
توجه
دبیرخانه: ۰۳۴۳۱۳۲۵۲۲۳
۹:۴۰
بازارسال شده از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده علوم پزشکی ساوه 🩺📚
۱. مقالات اصیل پژوهشی (Original Research Articles)
۲. مقالات مروری (Review Articles)
۳. گزارشهای موردی (Case Reports)
۴. مقالات متاآنالیز (Meta-Analysis)
۵. خلاصههای سیاستی (Policy Briefs)
۶. نامه به سردبیر (Letter to the Editor)
۱۰:۱۰
دروغی به نام امید
از دل برآمده؛ ۷ اردیبهشت ۴۰۵، درست در میانه زندگیای که سخت میگذرد...
امید قیسوندی
سالهاست که میان سکوت تحمیلی کلمات زندگی میکنیم؛ با غمی قد کشیدیم که متعلق به ما نبود، اما سهم جغرافیا و جوانیمان شد. در تمام این سالها، در لایهلایهی کتابها و رویاهایمان، پی روزنهای گشتیم تا به خودمان ثابت کنیم آنقدرها هم جای تیرهوتاری نیستیم؛ شاید خورشیدی که از آن دم میزنند، روزی هم برای ما طلوع کند.
اما حقیقت، گزندهتر از این حرفها بود. آنچه این روزها و ماهها بر ما میگذرد، واقعا اندوه ساده نیست، یک تمام شدن تدریجی دستهجمعی است. مدام از بهشتهای پوشالی و روایتهای روتوششده میگویند؛ از قلههایی که گویا فتح شده و از فردایی که به کام است. اما در پس این ویترینهای مصلحتی، ریشه هزاران جوان را در بیعدالتی خشک کردهاند.
واقعیت تلخ این است که ما تناقض زنده این تاریخیم. نسلی که نامش بوی بهار میدهد، اما ریشههایش در یخ گیر کرده است. ما امیدهایی هستیم که در آینه، چیزی جز چشمان بیفروغ و خستگی مفرط نمیبینیم. گویا ناممان، یک شوخی تلخ و فراموششده است؛ رویایی که پدرانمان در خواب دیدند و ما در بیداری، تعبیر وارونهاش را زندگی میکنیم.
دیگر زمان آن گذشته که با سیلی، صورت این واقعیت تکیده را سرخ نگه دارید. حقیقتی که از تریبونها و فضای مضحک رسانهای پنهان میکنید، در استخوانهای ما تیر میکشد؛ این ساختار عظیم، با تمام ادعاهایش، سالهاست که بر شانههایی تکیه کرده که خود، مصلوب بیمهری همین سیستم بودهاند. اما هشدار که هیچ بنایی بر پایههای درهمشکسته استوار نمیماند. دیگر روی استخوانهای خردشده ما نمیچرخند. نمیتوان از جوان دم زد و همزمان، نبض انگیزه را در رگهای یک نسل برید.
دیگر نه فریادی برای رهایی مانده و نه اشکی برای سوگواری. ما فقط تماشاچیان مسخشده ویرانی خویشیم. فردا کلمهایست که معنایش را در عبور از این خاک غمزده گم کردهایم. نام ما امید بود، اما سرنوشتمان، خط سیاهی شد که هیچ نوری جرات عبور از آن را ندارد. ما در نقطهای از تاریخ ایستادهایم که تاریکی، تنها حقیقت موجود است.
حال، اگر کسی از راه برسد و با برچسب ترویج ناامیدی، این مرثیه را نقد کند، تنها باید از او پرسید که با آنها که سرشار از امید بودند چه کردید؟ با آن همه انگیزه و استعدادی که در پیشگاه تصمیمات غلط شما تلف شد، چه کردید؟ احمقانه است که چشم بر ویرانهها ببندید و از ما بخواهید در این تاریکی غلیظ، ادای دیدن نور را در بیاوریم. این متن، ترویج ناامیدی نیست؛ این صدای آوار شدن تمام دیوارهایی است که بر سر جوانان امیدوار و نخبه این خاک خراب کردید. پیش از آنکه نگران کلمات ما باشید، نگاهی به دستهای خودتان بیندازید؛ شما خیلی وقت پیش، امید را در واقعیت زندگی آنان با خاک یکسان کردید.
از دل برآمده؛ ۷ اردیبهشت ۴۰۵، درست در میانه زندگیای که سخت میگذرد...
سالهاست که میان سکوت تحمیلی کلمات زندگی میکنیم؛ با غمی قد کشیدیم که متعلق به ما نبود، اما سهم جغرافیا و جوانیمان شد. در تمام این سالها، در لایهلایهی کتابها و رویاهایمان، پی روزنهای گشتیم تا به خودمان ثابت کنیم آنقدرها هم جای تیرهوتاری نیستیم؛ شاید خورشیدی که از آن دم میزنند، روزی هم برای ما طلوع کند.
اما حقیقت، گزندهتر از این حرفها بود. آنچه این روزها و ماهها بر ما میگذرد، واقعا اندوه ساده نیست، یک تمام شدن تدریجی دستهجمعی است. مدام از بهشتهای پوشالی و روایتهای روتوششده میگویند؛ از قلههایی که گویا فتح شده و از فردایی که به کام است. اما در پس این ویترینهای مصلحتی، ریشه هزاران جوان را در بیعدالتی خشک کردهاند.
واقعیت تلخ این است که ما تناقض زنده این تاریخیم. نسلی که نامش بوی بهار میدهد، اما ریشههایش در یخ گیر کرده است. ما امیدهایی هستیم که در آینه، چیزی جز چشمان بیفروغ و خستگی مفرط نمیبینیم. گویا ناممان، یک شوخی تلخ و فراموششده است؛ رویایی که پدرانمان در خواب دیدند و ما در بیداری، تعبیر وارونهاش را زندگی میکنیم.
دیگر زمان آن گذشته که با سیلی، صورت این واقعیت تکیده را سرخ نگه دارید. حقیقتی که از تریبونها و فضای مضحک رسانهای پنهان میکنید، در استخوانهای ما تیر میکشد؛ این ساختار عظیم، با تمام ادعاهایش، سالهاست که بر شانههایی تکیه کرده که خود، مصلوب بیمهری همین سیستم بودهاند. اما هشدار که هیچ بنایی بر پایههای درهمشکسته استوار نمیماند. دیگر روی استخوانهای خردشده ما نمیچرخند. نمیتوان از جوان دم زد و همزمان، نبض انگیزه را در رگهای یک نسل برید.
دیگر نه فریادی برای رهایی مانده و نه اشکی برای سوگواری. ما فقط تماشاچیان مسخشده ویرانی خویشیم. فردا کلمهایست که معنایش را در عبور از این خاک غمزده گم کردهایم. نام ما امید بود، اما سرنوشتمان، خط سیاهی شد که هیچ نوری جرات عبور از آن را ندارد. ما در نقطهای از تاریخ ایستادهایم که تاریکی، تنها حقیقت موجود است.
حال، اگر کسی از راه برسد و با برچسب ترویج ناامیدی، این مرثیه را نقد کند، تنها باید از او پرسید که با آنها که سرشار از امید بودند چه کردید؟ با آن همه انگیزه و استعدادی که در پیشگاه تصمیمات غلط شما تلف شد، چه کردید؟ احمقانه است که چشم بر ویرانهها ببندید و از ما بخواهید در این تاریکی غلیظ، ادای دیدن نور را در بیاوریم. این متن، ترویج ناامیدی نیست؛ این صدای آوار شدن تمام دیوارهایی است که بر سر جوانان امیدوار و نخبه این خاک خراب کردید. پیش از آنکه نگران کلمات ما باشید، نگاهی به دستهای خودتان بیندازید؛ شما خیلی وقت پیش، امید را در واقعیت زندگی آنان با خاک یکسان کردید.
۲۰:۰۸
#نیم_سال_جبرانی
مقامات ذیصلاح محترم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکیروئسای محترم دانشگاههای علوم پزشکی و دانشکدههای تابع
*با سلام و احترام*با عنایت به شرایط ویژه و ناگوار ناشی از وضعیت جنگی تحمیل شده، فرآیند آموزش و انجام پژوهشهای مرتبط با طرحهای مصوّب و پایاننامههای دانشجویان عملاً متوقف گردیده است. اگرچه تمامی دانشجویان و پژوهشگران با آمادگی کامل برای حضور در دانشکدهها اهتمام داشتند، اما بهناچار و بر اثر موانع پیشآمده و صلاحدید مقامات ذیصلاح محترم وزارت بهداشت و دانشگاهها امکان حضور میسر نشده است.
با تأسف بسیار، در روزگاری که خون دانشمندان پژوهشی بر زمین میریزد، گویی پیام آن فداکاری بزرگ در اذهان کمرنگ شده است. اگر ترور اندیشمندان و پژوهشگران این مرزوبوم نشانی از اهمیت حیاتی علم دارد، پس تعطیلی کرسیهای تحقیق و توقف طرحهای پایاننامهای و تحقیقاتی، بیتردید هتک حرمت آن مجاهدتهاست. پژوهش، نه یک «فعالیت جانبی»، که رکنِ بقای ملی، امنیت پایدار و استقلال فکری یک ملت در میدان نبرد ناهمتراز امروز است.
در شرایطی که سنگر درمان با همه توان، بیوقفه و با افتخار پابرجاست و پزشکان و پرستاران دلاور ما اجازه ندادند چراغ سلامت خاموش شود، مگر میتوان پذیرفت که سنگر چراغ علم، دانش و فناوری- که همانا روشناییبخش راه آن درمانگران و زیربنای هر پیشرفتی در جنگ و صلح است - به تعطیلی کشیده شود؟ سنگر درمان، حافظ جانهای فردی است؛ اما سنگر پژوهش، تضمینکننده آینده یک تمدن.
کشوری که در شرایط جنگی، پژوهش را «هزینه» تلقی کند، ناگزیر در آیندهای نزدیک بهای گزاف «جهالت راهبردی» را خواهد پرداخت. اما کشوری که پژوهش را «خط مقدم دفاع نرم» میداند، حتی زیر بمباران نیز طرحهای تحقیقاتی را تعطیل نمیکند، بلکه آنها را به مسئلههای روز جنگ پیوند میزند. بیایید از پزشکِ میدان نبرد نپرسیم «چرا در حال جراحی است؟» و از پژوهشگرِ بحران نپرسیم «چرا پایاننامه مینویسد؟»؛ زیرا پاسخ یکی «نجات زندگی اکنون» و پاسخ دیگری «نجات زندگی در فردا»ست.
لذا تأکید میشود: سنگر درمان پابرجاست. سنگر چراغ علم و دانش و فناوری نیز نه تنها تعطیل نخواهد شد، بلکه باید با قوت بیشتر، متناسب با نیازهای لحظهای جنگ، بازتعریف و پشتیبانی شود.
از سوی دیگر، دانشجویان نیاز مبرم به حمایت مالی و حقوق ماهیانه دارند. بسیاری از ایشان بر اساس دریافتیها، هزینه اجاره مسکن یا اقساط ماهیانه خود را تأمین میکنند و امکان مرخصی یا قطع این حقوق برایشان وجود ندارد. شایان ذکر است که بسیاری از کارکنان، چه بهصورت حضور ناقص و چه بهشیوه دورکاری کامل، حقوق خود را دریافت میدارند؛ حال آنکه به دانشجویان صرفاً مرخصی اجباری پیشنهاد شده است - رویهای که با توجه به استدلالهای یادشده، نه تنها غیرمنصفانه بلکه مغایر با عدالت آموزشی، رفاهی و راهبردی به شمار میآید.
دانشجویان و محققان دانشگاه با صبر و شکیبایی در انتظار بهبود اوضاع و بازگشت هرچه سریعتر به جریان عادی فعالیتها هستند تا بتوانند زمان ازدسترفته را جبران کرده، پروژههای خود را به نقطه پیشرفت پیشین بازگردانند و مسیر ادامه را از سر گیرند. با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن مدت زمان این بحران ناشی از جنگ ناجوانمردانهای که از سوی کشورهای متخاصم بر پیکره کشور عزیزمان ایران تحمیل شده است، دانشجویان و پژوهشگران ناچار در وضعیت انتظار به سر میبرند.
لذا با استدعای موکد، خواهشمند است ترتیبی اتخاذ فرمایید که نیمسال تحصیلی مجاز(بدون احتساب در دوره مجاز) به طول دوره تحصیلی دانشجویان متأثر از این شرایط اضافه گردد تا امکان جبران نیمسال ازدسترفته در شرایط جنگ فراهم آید. شایان یادآوری است که در دوره پاندمی کرونا نیز به استناد شرایط مشابه، با افزودن نیمسال اضافی و عادی موافقت به عمل آمده است.
در پایان، از زحمات بیدریغ شما عزیزان در اعتلای علمی کشور عزیزمان ایران و حمایت صبورانه از دانشجویان در تمامی مسائل، صمیمانه سپاسگزاریم و از عمق جان برایتان آرزوی تندرستی و سربلندی داریم.
امضا دانشجویان phd دانشگاههای وزارت بهداشت سراسر کشور در لینک زیرhttps://www.karzar.net/300661
@stud_res
مقامات ذیصلاح محترم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکیروئسای محترم دانشگاههای علوم پزشکی و دانشکدههای تابع
*با سلام و احترام*با عنایت به شرایط ویژه و ناگوار ناشی از وضعیت جنگی تحمیل شده، فرآیند آموزش و انجام پژوهشهای مرتبط با طرحهای مصوّب و پایاننامههای دانشجویان عملاً متوقف گردیده است. اگرچه تمامی دانشجویان و پژوهشگران با آمادگی کامل برای حضور در دانشکدهها اهتمام داشتند، اما بهناچار و بر اثر موانع پیشآمده و صلاحدید مقامات ذیصلاح محترم وزارت بهداشت و دانشگاهها امکان حضور میسر نشده است.
با تأسف بسیار، در روزگاری که خون دانشمندان پژوهشی بر زمین میریزد، گویی پیام آن فداکاری بزرگ در اذهان کمرنگ شده است. اگر ترور اندیشمندان و پژوهشگران این مرزوبوم نشانی از اهمیت حیاتی علم دارد، پس تعطیلی کرسیهای تحقیق و توقف طرحهای پایاننامهای و تحقیقاتی، بیتردید هتک حرمت آن مجاهدتهاست. پژوهش، نه یک «فعالیت جانبی»، که رکنِ بقای ملی، امنیت پایدار و استقلال فکری یک ملت در میدان نبرد ناهمتراز امروز است.
در شرایطی که سنگر درمان با همه توان، بیوقفه و با افتخار پابرجاست و پزشکان و پرستاران دلاور ما اجازه ندادند چراغ سلامت خاموش شود، مگر میتوان پذیرفت که سنگر چراغ علم، دانش و فناوری- که همانا روشناییبخش راه آن درمانگران و زیربنای هر پیشرفتی در جنگ و صلح است - به تعطیلی کشیده شود؟ سنگر درمان، حافظ جانهای فردی است؛ اما سنگر پژوهش، تضمینکننده آینده یک تمدن.
کشوری که در شرایط جنگی، پژوهش را «هزینه» تلقی کند، ناگزیر در آیندهای نزدیک بهای گزاف «جهالت راهبردی» را خواهد پرداخت. اما کشوری که پژوهش را «خط مقدم دفاع نرم» میداند، حتی زیر بمباران نیز طرحهای تحقیقاتی را تعطیل نمیکند، بلکه آنها را به مسئلههای روز جنگ پیوند میزند. بیایید از پزشکِ میدان نبرد نپرسیم «چرا در حال جراحی است؟» و از پژوهشگرِ بحران نپرسیم «چرا پایاننامه مینویسد؟»؛ زیرا پاسخ یکی «نجات زندگی اکنون» و پاسخ دیگری «نجات زندگی در فردا»ست.
لذا تأکید میشود: سنگر درمان پابرجاست. سنگر چراغ علم و دانش و فناوری نیز نه تنها تعطیل نخواهد شد، بلکه باید با قوت بیشتر، متناسب با نیازهای لحظهای جنگ، بازتعریف و پشتیبانی شود.
از سوی دیگر، دانشجویان نیاز مبرم به حمایت مالی و حقوق ماهیانه دارند. بسیاری از ایشان بر اساس دریافتیها، هزینه اجاره مسکن یا اقساط ماهیانه خود را تأمین میکنند و امکان مرخصی یا قطع این حقوق برایشان وجود ندارد. شایان ذکر است که بسیاری از کارکنان، چه بهصورت حضور ناقص و چه بهشیوه دورکاری کامل، حقوق خود را دریافت میدارند؛ حال آنکه به دانشجویان صرفاً مرخصی اجباری پیشنهاد شده است - رویهای که با توجه به استدلالهای یادشده، نه تنها غیرمنصفانه بلکه مغایر با عدالت آموزشی، رفاهی و راهبردی به شمار میآید.
دانشجویان و محققان دانشگاه با صبر و شکیبایی در انتظار بهبود اوضاع و بازگشت هرچه سریعتر به جریان عادی فعالیتها هستند تا بتوانند زمان ازدسترفته را جبران کرده، پروژههای خود را به نقطه پیشرفت پیشین بازگردانند و مسیر ادامه را از سر گیرند. با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن مدت زمان این بحران ناشی از جنگ ناجوانمردانهای که از سوی کشورهای متخاصم بر پیکره کشور عزیزمان ایران تحمیل شده است، دانشجویان و پژوهشگران ناچار در وضعیت انتظار به سر میبرند.
لذا با استدعای موکد، خواهشمند است ترتیبی اتخاذ فرمایید که نیمسال تحصیلی مجاز(بدون احتساب در دوره مجاز) به طول دوره تحصیلی دانشجویان متأثر از این شرایط اضافه گردد تا امکان جبران نیمسال ازدسترفته در شرایط جنگ فراهم آید. شایان یادآوری است که در دوره پاندمی کرونا نیز به استناد شرایط مشابه، با افزودن نیمسال اضافی و عادی موافقت به عمل آمده است.
در پایان، از زحمات بیدریغ شما عزیزان در اعتلای علمی کشور عزیزمان ایران و حمایت صبورانه از دانشجویان در تمامی مسائل، صمیمانه سپاسگزاریم و از عمق جان برایتان آرزوی تندرستی و سربلندی داریم.
امضا دانشجویان phd دانشگاههای وزارت بهداشت سراسر کشور در لینک زیرhttps://www.karzar.net/300661
۱۴:۱۵
تبریک به آنها که کلاس درسشان، تمرین شجاعت بود و الفبایشان، ایستادن کنار حق.
روز معلم بر تمام اساتید و آموزگاران آزادهای که شرف را به مصلحت نفروختند و در سیاهترین روزها، پناه امن دانشجو ماندند مبارک...
روز معلم بر تمام اساتید و آموزگاران آزادهای که شرف را به مصلحت نفروختند و در سیاهترین روزها، پناه امن دانشجو ماندند مبارک...
۱۵:۴۱
بازارسال شده از 27th . ARCIMS . KERMAN
دبیرخانه ۲۷ـمین کنگره ملی و ۱۳ـمین کنگره بین المللی پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور با همکاری کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده پرستاری و مامایی رازی برگزار می کند :
کارگاه اصول نگارش خلاصه مقالات ویژه کنگره:
مدرس : سرکار خانم دکتر پروین منگلیان
ـــ دبیر کارگروه تحقیق و توسعه معاونت پرستاری وزارت بهداشتـــ مشاور معاون پرستاری وزارت بهداشت ـــ جزو 10٪ پژوهشگران برتر ـــ دانشیار پرستاری، گروه پرستاری مراقبتهای ویژه، دانشکده پرستاری و مامایی رازی،عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان ـــ از مدیران برجسته پرستاری کشور
لینک ثبت نام https://snm.kmu.ac.ir/fa/formadd/50938/d
لینک برگزاری https://sr.kmu.ac.ir/ch/nursing10
️زمان : سه شنبه 15 اردیبهشت
ساعت برگزاری : 11 الی 12.30
ارتباط با پشتیبان:@arcims27_W
اینستاگرام Arcims27.kmu
کانال تلگرام@Arcims27_KMU
کانال ایتا @Arcims27_kmu
کانال بله @Arcims27_kmu
کانال کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی کرمان @student_research_committeee
تلفن دبیرخانه 03431325223
مدرس : سرکار خانم دکتر پروین منگلیان
ـــ دبیر کارگروه تحقیق و توسعه معاونت پرستاری وزارت بهداشتـــ مشاور معاون پرستاری وزارت بهداشت ـــ جزو 10٪ پژوهشگران برتر ـــ دانشیار پرستاری، گروه پرستاری مراقبتهای ویژه، دانشکده پرستاری و مامایی رازی،عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان ـــ از مدیران برجسته پرستاری کشور
لینک ثبت نام https://snm.kmu.ac.ir/fa/formadd/50938/d
کانال کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی کرمان @student_research_committeee
۹:۳۳
بازارسال شده از YUMS SRC
🧩 سرفصلهای دوره
🛜پیامرسان بله:
۱۵:۲۸
بازارسال شده از 27th . ARCIMS . KERMAN
۲۷ـمین کنگره ملی و ۱۳ـمین کنگره بینالمللی پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور_کرمان
اهدای جوایز نقدی به ۵ تیم برتر• سرمایهگذاری روی ایدههای برگزیده• منتورینگ تخصصی• شبکهسازی با متخصصان، داوران و فعالان فناوری
۶:۳۵