ضرورت حفظ حافظه تاریخی در کنار آزادسازی حریم قلعه
در روزهای اخیر، بحث آزادسازی حریم قلعه فلکالافلاک و انتقال پادگان امام حسین(ع) به مکانی دیگر، به یکی از موضوعات مطرح در محافل و فضای مجازی تبدیل شده است. ممکن است این تصور ایجاد شود که مخالفت با حذف پادگان، مخالفت با آزادسازی حریم قلعه یا حتی دفاع از رویکردی جنگطلبانه است؛ در حالی که مسئله چیز دیگری است.
ما نهتنها با آزادسازی حریم قلعه مخالف نیستیم، بلکه آن را خواستهای دیرینه و گامی ضروری برای ساماندهی این محدوده میدانیم. نگرانی از جایی آغاز میشود که آزادسازی یک مکان به معنای پاک کردن تاریخ آن باشد؛ اینکه ساختمان و نشانههای پادگان از میان برود و همراه آن، خاطرات، هویت و روایت اتفاقاتی که در این زمین گذشته نیز فراموش شود.
پادگان امام حسین(ع) سالها محل استقرار و رفتوآمد رزمندگان لرستان، اعزام نیرو، تشییع و شستوشوی پیکر خونین شهدا، برگزاری جلسات و دیدار با مقامات کشوری و بخشی از خاطرات جنگ این مردم بوده است. همچنین این مکان شبهای احیاء ماه رمضان محل برگزاری مراسم و دعا و مناجات تعداد زیادی از مردم در سالهای پس از جنگ بوده است. حتی اگر انتقال پادگان از مدتها قبل در برنامه بوده باشد، از بین رفتن ساختمان آن نباید به معنای از بین رفتن روایت تاریخی آن باشد.
این مسئله پس از حمله ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ اهمیت بیشتری پیدا میکند. این محوطه مورد اصابت موشکهای رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفت و ضمن آسیب به عرصه و محوطه قلعه، تعدادی از هموطنانمان، از جمله سید ابراهیم موسویان و یک مادر و دختر، به شهادت رسیدند. این اتفاق، لایه تازهای به تاریخ این مکان اضافه کرده است و نباید با اجرای یک پروژه عمرانی از روایت آینده آن حذف شود.
بحث حفظ روایت تاریخی مکان است. اگر قرار است پادگان تخریب و فضای جدیدی ساخته شود، میتوان با یک یادمان، المان، موزه یا تابلوهای روایتگر نشان داد که اینجا چه بوده، چه کسانی در آن حضور داشتهاند و چه اتفاقاتی در آن رخ داده است. حمله دشمن و قربانیان آن نیز میتوانند بخشی از این روایت باشند. این کار نه مخالفت با توسعه است و نه جنگطلبی. حفظ خاطرات جنگ و ثبت جنایت دشمن، به معنای دعوت به جنگ نیست؛ یک جامعه تاریخ خود را حفظ میکند تا بداند چه بر سرش آمده و نسلهای بعد گذشته خود را بشناسند.
اینجا یک تناقض مهم هم وجود دارد. خود قلعه فلکالافلاک در دورههای مختلف تاریخی، کارکرد نظامی و حکومتی داشته و امروز به دلیل ارزش تاریخیاش حفظ میشود. پس چرا وقتی به تاریخ معاصر همان سرزمین میرسیم، خاطرات پادگان و نقش رزمندگان لرستان را بهراحتی کنار بگذاریم؟ تاریخ یک مکان فقط به چند صد سال پیش آن محدود نمیشود. قلعه، حضور رزمندگان و شهدا و حمله اخیر، هر کدام لایهای از تاریخ این سرزمیناند و حفظ یکی نباید به قیمت حذف دیگری باشد.
تجربه پادگان شهید شفیعخانی در جنوب کشور، هشدار مهمی برای امروز ماست. این پادگان که به «دوکوهه لرستان» معروف بود، محل آموزش، استقرار و استراحت رزمندگان لرستان در دوران جنگ هشتساله بود. ردپای بسیاری از شهدای لرستان و آثار و دستخطهای آنان در آنجا باقی مانده بود و میتوانست با حفظ بخشی از فضا یا ایجاد یک یادمان، در مسیر راهیان نور به محلی برای روایت حضور رزمندگان لرستان تبدیل شود؛ اما تخریب شد و همراه آن، بخشی از یک حافظه عینی و تاریخی هم از دست رفت. نباید اجازه دهیم همان تجربه دوباره تکرار شود.
در این میان، سکوت فرماندهان سابق، رزمندگان و پیشکسوتانی که خودشان بخشی از این تاریخ هستند، سؤالبرانگیز است. انتظار حفظ این خاطرات فقط از سازمانها و نهادهای متولی نیست. کسانی که در این مکان حضور داشتهاند، از آن اعزام شدهاند و شاهد تشییع شهدا بودهاند، بیش از هر کس دیگری میتوانند درباره اهمیت حفظ نشانههای آن سخن بگویند. صدای آنها میتواند مانع تکرار تجربه شفیعخانی شود.
در بسیاری از کشورها، اماکن نظامی و پادگانهایی که با جنگها و تحولات مهم تاریخی پیوند داشتهاند، به جای حذف کامل از حافظه عمومی، به موزه، یادمان یا فضاهای روایتگر تاریخ تبدیل شدهاند. توسعه و حفظ هویت در تقابل با یکدیگر نیستند؛ میتوان فضای قدیمی را تغییر داد و همزمان روایت تاریخی آن را حفظ کرد.
آزادسازی حریم قلعه میتواند فرصتی برای عمران و هویت هر دو باشد؛ به شرط آنکه در طراحی آینده این محدوده، جایی برای تاریخ آن هم در نظر گرفته شود. آنچه نباید تکرار شود، تجربه از دست رفتن پادگان شفیعخانی و خاطراتی است که میشد با هزینهای اندک برای نسلهای بعد حفظ کرد. در پایان پیشنهاد میشود کارگروهی متشکل از نمایندگان میراثفرهنگی، سپاه پاسداران، شهرداری و پیشکسوتان جنگ تشکیل شود تا طرحی برای حفظ روایت تاریخی این محوطه تدوین کند.
در روزهای اخیر، بحث آزادسازی حریم قلعه فلکالافلاک و انتقال پادگان امام حسین(ع) به مکانی دیگر، به یکی از موضوعات مطرح در محافل و فضای مجازی تبدیل شده است. ممکن است این تصور ایجاد شود که مخالفت با حذف پادگان، مخالفت با آزادسازی حریم قلعه یا حتی دفاع از رویکردی جنگطلبانه است؛ در حالی که مسئله چیز دیگری است.
ما نهتنها با آزادسازی حریم قلعه مخالف نیستیم، بلکه آن را خواستهای دیرینه و گامی ضروری برای ساماندهی این محدوده میدانیم. نگرانی از جایی آغاز میشود که آزادسازی یک مکان به معنای پاک کردن تاریخ آن باشد؛ اینکه ساختمان و نشانههای پادگان از میان برود و همراه آن، خاطرات، هویت و روایت اتفاقاتی که در این زمین گذشته نیز فراموش شود.
پادگان امام حسین(ع) سالها محل استقرار و رفتوآمد رزمندگان لرستان، اعزام نیرو، تشییع و شستوشوی پیکر خونین شهدا، برگزاری جلسات و دیدار با مقامات کشوری و بخشی از خاطرات جنگ این مردم بوده است. همچنین این مکان شبهای احیاء ماه رمضان محل برگزاری مراسم و دعا و مناجات تعداد زیادی از مردم در سالهای پس از جنگ بوده است. حتی اگر انتقال پادگان از مدتها قبل در برنامه بوده باشد، از بین رفتن ساختمان آن نباید به معنای از بین رفتن روایت تاریخی آن باشد.
این مسئله پس از حمله ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ اهمیت بیشتری پیدا میکند. این محوطه مورد اصابت موشکهای رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفت و ضمن آسیب به عرصه و محوطه قلعه، تعدادی از هموطنانمان، از جمله سید ابراهیم موسویان و یک مادر و دختر، به شهادت رسیدند. این اتفاق، لایه تازهای به تاریخ این مکان اضافه کرده است و نباید با اجرای یک پروژه عمرانی از روایت آینده آن حذف شود.
بحث حفظ روایت تاریخی مکان است. اگر قرار است پادگان تخریب و فضای جدیدی ساخته شود، میتوان با یک یادمان، المان، موزه یا تابلوهای روایتگر نشان داد که اینجا چه بوده، چه کسانی در آن حضور داشتهاند و چه اتفاقاتی در آن رخ داده است. حمله دشمن و قربانیان آن نیز میتوانند بخشی از این روایت باشند. این کار نه مخالفت با توسعه است و نه جنگطلبی. حفظ خاطرات جنگ و ثبت جنایت دشمن، به معنای دعوت به جنگ نیست؛ یک جامعه تاریخ خود را حفظ میکند تا بداند چه بر سرش آمده و نسلهای بعد گذشته خود را بشناسند.
اینجا یک تناقض مهم هم وجود دارد. خود قلعه فلکالافلاک در دورههای مختلف تاریخی، کارکرد نظامی و حکومتی داشته و امروز به دلیل ارزش تاریخیاش حفظ میشود. پس چرا وقتی به تاریخ معاصر همان سرزمین میرسیم، خاطرات پادگان و نقش رزمندگان لرستان را بهراحتی کنار بگذاریم؟ تاریخ یک مکان فقط به چند صد سال پیش آن محدود نمیشود. قلعه، حضور رزمندگان و شهدا و حمله اخیر، هر کدام لایهای از تاریخ این سرزمیناند و حفظ یکی نباید به قیمت حذف دیگری باشد.
تجربه پادگان شهید شفیعخانی در جنوب کشور، هشدار مهمی برای امروز ماست. این پادگان که به «دوکوهه لرستان» معروف بود، محل آموزش، استقرار و استراحت رزمندگان لرستان در دوران جنگ هشتساله بود. ردپای بسیاری از شهدای لرستان و آثار و دستخطهای آنان در آنجا باقی مانده بود و میتوانست با حفظ بخشی از فضا یا ایجاد یک یادمان، در مسیر راهیان نور به محلی برای روایت حضور رزمندگان لرستان تبدیل شود؛ اما تخریب شد و همراه آن، بخشی از یک حافظه عینی و تاریخی هم از دست رفت. نباید اجازه دهیم همان تجربه دوباره تکرار شود.
در این میان، سکوت فرماندهان سابق، رزمندگان و پیشکسوتانی که خودشان بخشی از این تاریخ هستند، سؤالبرانگیز است. انتظار حفظ این خاطرات فقط از سازمانها و نهادهای متولی نیست. کسانی که در این مکان حضور داشتهاند، از آن اعزام شدهاند و شاهد تشییع شهدا بودهاند، بیش از هر کس دیگری میتوانند درباره اهمیت حفظ نشانههای آن سخن بگویند. صدای آنها میتواند مانع تکرار تجربه شفیعخانی شود.
در بسیاری از کشورها، اماکن نظامی و پادگانهایی که با جنگها و تحولات مهم تاریخی پیوند داشتهاند، به جای حذف کامل از حافظه عمومی، به موزه، یادمان یا فضاهای روایتگر تاریخ تبدیل شدهاند. توسعه و حفظ هویت در تقابل با یکدیگر نیستند؛ میتوان فضای قدیمی را تغییر داد و همزمان روایت تاریخی آن را حفظ کرد.
آزادسازی حریم قلعه میتواند فرصتی برای عمران و هویت هر دو باشد؛ به شرط آنکه در طراحی آینده این محدوده، جایی برای تاریخ آن هم در نظر گرفته شود. آنچه نباید تکرار شود، تجربه از دست رفتن پادگان شفیعخانی و خاطراتی است که میشد با هزینهای اندک برای نسلهای بعد حفظ کرد. در پایان پیشنهاد میشود کارگروهی متشکل از نمایندگان میراثفرهنگی، سپاه پاسداران، شهرداری و پیشکسوتان جنگ تشکیل شود تا طرحی برای حفظ روایت تاریخی این محوطه تدوین کند.
۹۶
۱۵:۴۸