یکی از اساتید هر ساله قبل از اربعین چندین بلا و مریضی برش عارض میشد. تعبیر خودش این بود که آقا داره رسش رو میکشه تا با ضمیر پاکتر و مظلومتر بره متحمل رنج و سختیهای پیادهروی بشه. واقعا هم اینطور بود یعنی من در جریان بودم که یا مریض میشد و بستری یا بیپول میشد یا هر چی.
من از سفر قم که برگشتم از قبل سرفه داشتم، شب تشییع تا ظهر هم که تو گرد و غبار جمکران قم بودم، برگشتم وضعیتم حاد شد. تجویز دکتر هم چند قلم دارو و اسپری تنفسی بود. به قدری وضعم خراب بود که برای حرف زدن هم نفس کم میآوردم. از قبل نیت نداشتم برم ولی وقتش که میشه دل دلیل و منطق نمیشناسه. با خودم هم گفتم خوبه دیگه لابد مثل فلانی اینجوری داره رسم رو میکشه. دیروز رفتم بیرون برای چند ساعت و وقتی برگشتم تا چند ساعت متاثر از گرد و غبار و بوی غذا و محصولات توی خیابون حالم بد شده بود. امروز آخرین کسی که میشد باهاش برم راهی شد و جا موندم. نتیجه اینکه پوستم کنده شد، چون نیت کرده بودم بمونم توفیق نشد برم و اون کاری هم که قرار بود در ایام نرفتن انجام بدم رو هوا مونده فعلا.
من از سفر قم که برگشتم از قبل سرفه داشتم، شب تشییع تا ظهر هم که تو گرد و غبار جمکران قم بودم، برگشتم وضعیتم حاد شد. تجویز دکتر هم چند قلم دارو و اسپری تنفسی بود. به قدری وضعم خراب بود که برای حرف زدن هم نفس کم میآوردم. از قبل نیت نداشتم برم ولی وقتش که میشه دل دلیل و منطق نمیشناسه. با خودم هم گفتم خوبه دیگه لابد مثل فلانی اینجوری داره رسم رو میکشه. دیروز رفتم بیرون برای چند ساعت و وقتی برگشتم تا چند ساعت متاثر از گرد و غبار و بوی غذا و محصولات توی خیابون حالم بد شده بود. امروز آخرین کسی که میشد باهاش برم راهی شد و جا موندم. نتیجه اینکه پوستم کنده شد، چون نیت کرده بودم بمونم توفیق نشد برم و اون کاری هم که قرار بود در ایام نرفتن انجام بدم رو هوا مونده فعلا.
۷۸
۱۱:۱۸