بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
امروز غم انگیز ترین روز عمرم بود با اینکه هر روز خانومای باردار زیادی بهم مراجعه میکردن ولی امروز یه مورد عجیب داشتم .آخر وقت زنی حدودا سیساله با حال نزار آمد تو. ششماهه باردار بود. دو روز پیش درِ آهنی افتاده بود روی پسر پنجسالهاش و طفلک فوت كرده بود. حالا آمده بود چون جنین تکان نمیخورد. گفت: «سر خاک بچهم بودم که احساس کردم بچهی توی شکمم تکون نمیخوره. »خیلی دلم براش سوخت گفتم بخواب ببینمت...خوشبختانه یه صدای ضعیفی از قلب بچه رو حس کردم اما یه دفه دیدم ازچشمای اون زن ....


ble.ir/join/8tYhtBsBQdچقدر صبر داری خدا
²²
ble.ir/join/8tYhtBsBQdچقدر صبر داری خدا
۱
۵:۳۳