thumbnail
از آباژور تا حریر؛ تکنولوژی در خدمت استانداردسازی زنان
١. سال‌ها قبل استفاده‌ی تلویزیون از آباژور برای سانسور پوشش زنان در فیلم‌های غیرایرانی به یک لطیفه‌ی ژورنالی تبدیل شده بود. کیفیت پایین این سانسورهای دیجیتالی با گلدان و آباژورهایی که با حرکت بازیگر زن تکان می‌خوردند، موضوع خوبی برای خندیدن بود. هر چه زمان گذشت و تکنولوژی پیشرفت کرد، سانسور هم حرفه‌ای‌تر و مترقی‌تر شد! دیگر مجری (یا همان سانسورچی) می‌توانست بافت‌های گوناگون پارچه را در طرح‌ها و رنگ‌های مختلف به‌کار ببرد و اگر خوش‌ذوق بود، جوری قسمت‌های ناپنهان بدن بازیگر زن را بپوشاند که هیچ‌جور نفهمی که این شخصیت در نسخه‌ی اصلی به جای کت و دامن، یک دکلته‌ی بالای زانو پوشیده!
٢. درباره‌ی فیلم‌های غیرایرانی این سانسور موجه بود چون سبک پوشش عمومی زنان با آن‌چه عرف جامعه‌ی ایرانی مجاز می‌دانست، تفاوت جدی داشت. حد سانسور البته هیچ‌وقت یکسان نبود. در شبکه‌های پربیننده آستین تا میانه‌ی بازو پوشانده می‌شد و پایین لباس تا بالای مچ پا. در شبکه‌ی چهار و نمایش خانگی کمی منعطف‌تر بود و پوشاندن شانه و ران تا زانو کفایت می‌کرد. این اواخر لباس دیجیتالی‌ای که برای قسمت قفسه‌ی سینه به‌کار می‌رفت هم کوتاه‌تر شده بود تا گردن‌بند احتمالی زیر لباس پنهان نشود. البته بود مواردی که فرد اصلاح‌کننده (سانسورچی) به سلیقه‌ی خودش یک گردن‌بند جدید به گردن بازیگر می‌انداخت!
٣. این رویه مدتی به فیلم‌های ایرانی هم رسید. تلویزیون برای سال‌ها فیلم‌های سینمایی خودمان را به دلیل عدم رعایت کامل حجاب پخش نمی‌کرد. معدود فیلم‌هایی بود که به دلیل محتوای آن، می‌شد از خیر خط‌موی آشکار بازیگران زن گذشت و آن را پخش کرد. اما مشخص نیست کدام مدیر خلّاقی به این نتیجه رسید که از تکنولوژی آباژوری برای فیلم‌های ایرانی استفاده شود. نتیجه این شد که نیم‌وجب موهایی که از زیر روسری آشکار بود، با پارچه‌های دیجیتالی پنهان شد و تصاویر غریبی ایجاد کرد. موهای چتری یا فِر روی پیشانی علناً نمی‌توانست با روسری پوشانده شود و در حرکات بازیگران تکان می‌خورد و پارچه‌های دیجیتالی هم به رقص می‌آمدند. بعدها در شبکه‌ی نمایش خانگی، این نوع حجاب‌گذاری برای بازیگران زن سریال عاشقانه منجر به جنجال‌های بسیاری شد و یکی از بازیگران به طنز از مدیران به‌خاطر استخدام افراد حرفه‌ای و با ذوق‌ برای این کار تشکر کرد.
۴. با پیشرفت تکنولوژی‌، حالا این استانداردسازی بسیار ساده‌تر از گذشته شده و ابزارهای هوش مصنوعی جور بی‌سلیقگی ناظران و مجریان را هم می‌کشد. اما نکته‌ی قابل تامل آن‌جاست که با پیشرفت ابزار و امکان دخل و تصرف بیش‌تر، مرزهای پوشش استاندارد هم سختگیرانه‌تر می‌شود. نمونه‌ی حال حاضر را در سریال رویای نیمه شب شاهد هستیم که چند سالی توقیف بود و این شب‌ها به مدد هوش مصنوعی و تکنولوژی از محاق توقیف خارج شده. در این اثر تاریخی برای باورپذیری طراحی چهره، زنان دربار از گیسوان مصنوعی زیر سربند و تاج استفاده کرده‌اند. این نوع گریم در تلویزیون ایران سابقه داشته اما مجریان استانداردسازی (همان سانسورچی) تاب نیاوردند و بازیگران زن را به دست تکنولوژی سپردند تا پارچه‌های حریر جای آباژور را بگیرد و خدای نکرده نمایش یک وجب موی مصنوعی دختر حاکم ظالم حلّه در عهد مغول، بدآموزی نداشته باشد!
۵. مورد عجیب‌تر این‌که بازیگر زن عرب سریال هم از این استانداردسازی مستثنی نشده و گیسوان او هم با پارچه‌های اعلای زربافت پوشیده شده است. احتمالا اگر گروه سازنده می‌دانست که تکنولوژی به ناظران امکان می‌دهد چنین تصرفی در نسخه‌ی نهایی اثر داشته باشند، هیچ‌گاه زحمت اجرای ظریف آن گریم‌ها و استفاده از بازیگر غیر ایرانی را متحمل نمی‌شد. چه‌بسا بازیگران نیز حاضر نمی‌شدند در نقشی بازی کنند که گریمش هیچ باورپذیر نیست.
۶. فارغ از حق معنوی گروه تولید، پرسش و محل تأمل آن‌جاست که چه در ذهن ناظران می‌گذرد که تصویر پیش‌تر پذیرفته شده را تاب نمی‌آورند و به خود اجازه می‌دهند آن را تغییر دهند؟ اگر نمایش گیسوان زنان غیرایرانی یا گیسوان مصنوعی زنان ایرانی در آثار تاریخی مجاز نیست، چرا برای سال‌ها این تصویر از تلویزیون نمایش داده شده و هم‌چنان نیز بازپخش می‌شود؟ اگر برای نمونه در زمان ساخت سریال یوسف پیامبر هم تکنولوژی اجازه می‌داد، زنان دربار مصر محجبه می‌شدند؟ و اساساً آیا این توهین به شعور مخاطب نیست که چون امکانش را داریم، باید در تصویر زنان دست ببریم و همه را استاندارد کنیم؟ چون متولی رسانه‌ایم، می‌توانیم بر سر اشراف‌زاده‌ی مغول و ریاضیدان برجسته‌ی مقیم خارج و زن معمولی ایرانی، به یک شکل حجاب بگذاریم؟ چه‌کسی بناست به این پرسش پاسخ دهد؟

undefined روح الله طالبی توتیپژوهش‌گر مطالعات جنسیت و زنان

#حجاب #رویای_نیمه_شب #زنان
@tadaeeat
undefined۷
undefined۱

۴۳

۱۴:۳۴