🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَي رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ (38) و هيچ جنبنده اى در زمين و هيچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مى كند، نيست مگر اينكه آنها هم اُمّت هايى چون شمايند. ما در اين كتاب (قرآن يا لوح محفوظ) هيچ چيز را فرو گذار نكرديم، سپس همه نزد پروردگارشان گرد مى آيند. 





نکته: قرآن توجّه خاصّى به زندگى حيوانات دارد و از يادآورى خلقت، شعور و صفات آنها در راه هدايت مردم استفاده مى كند. «و فى خلقكم و ما يبثّ من دابّة آيات لقوم يوقنون» (310) در روايات وتجارب انسانى هم نمونه هاى فراوانى درباره ى شعور و درك حيوانات به چشم مى خورد و براى يافتن شباهت ها و آشنايى با زندگى حيوانات، بايد انديشه و دقّت داشت. (311) «امم أمثالكم» مراد از «كتاب» در آيه، يا قرآن است يا «لوح محفوظ» كه در واقع كتاب خلقت است. در آيات ديگر هم تعبيراتى چون: «تبياناً لكلّ شى ء» (312) ، «كلٌّ فى كتاب مبين» (313) آمده كه نشانه ى كامل بودن قرآن است. امام باقر عليه السلام فرمود: نشان كمال قرآن اين است كه ريشه و سرچشمه ى همه سخنان رسول اللّه و ائمّه عليهم السلام است، پس هر گاه حديثى گفتيم، سند قرآنى آن را از ما بخواهيد. در حديثى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از قيل و قال و فساد مال و سؤالات پى در پى، نهى مى كند. از امام باقر عليه السلام سند قرآنى آن را پرسيدند، فرمود: سند نهى از قيل و قال، آيه «لا خيرَ فى كَثير مِن نَجواهم الاّ مَن أمَرَ بِصدقةٍ أو مَعروفٍ أو اصلاح بَينَ النّاس» (314) است. سند فساد مال، آيه «و لاتؤتوا السفهاء أموالكم الّتى جعل اللَّه لكم قياماً» (315) و سند سؤال نابجا اين آيه است: «لاتسألوا عن أشياء اِن تبد لكم تسؤكم» (316) شعور حيوانات: از آيات و روايات و تجارب برمى آيد كه شعور، ويژه انسان نيست. به نمونه هايى توجّه كنيد: - حضرت سليما همراه با سپاهيانش از منطقه اى عبور مى كردند، مورچه اى به ساير مورچگان گفت: فورى به خانه هايتان برويد، تا زير پاى ارتش سليمان له نشويد. (317) شناخت دشمن، جزو غريزه ى مورچه است، ولى اينكه نامش سليمان و همراهانش ارتش اويند، اين بالاتر از غريزه است. - هدهد در آسمان از شرك مردم زمينى مطلع شده و نزد سليمان گزارش مى دهد كه مردم منطقه ى سبأ، خداپرست نيستند. آنگاه مأموريّت ويژه اى مى يابد. شناخت توحيد و شرك و زشتى شرك و ضرورت گزارش به سليمان پيامبر و مأموريّت ويژه ى پيام رسانى، مسأله اى بالاتر از غريزه است. (318) - اين كه هدهد در جواب بازخواست حضرت سليمان از علّت غايب بودنش، عذرى موجّه و دليلى مقبول مى آورد، نشانه شعورى بالاتر از غريزه است. (319) - اينكه قرآن مى گويد: همه موجودات، تسبيح گوى خدايند ولى شما نمى فهميد، (320) تسبيح تكوينى نيست، زيرا آن را ما مى فهميم، پس قرآن تسبيح ديگرى را مى گويد. - در آيات قرآن، سجده براى خدا، به همه موجودات نسبت داده شده است. «وللَّه يسجد ما فى السموات و ما فى الارض...» (321) - پرندگان در مانور حضرت سليمان شركت داشتند. «وحشر لسليمان جنوده من الجن و الانس والطير» (322) - حرف زدن پرندگان با يكديگر و افتخار سليمان به اينكه خداوند، زبان پرندگان را به او آموخته است. «علّمنا منطق الطير» (323) - آيه ى «واذا الوُحوشُ حُشِرَت» (324) ، محشور شدن حيوانات را در قيامت مطرح مى كند. - آيه ى «والطّير صافّات كلٌّ قد عَلِم صلاته و تسبيحه» (325) ، نشانه ى شعور و عباد آگاهانه ى حيوانات است. - وجود وفا در برخى حيوانات، از جمله سگ نسبت به صاحبخانه وفرزندانش. - تعليم سگ شكارى و سگ پليس براى كشف قاچاق، يا خريد جنس، نشانه ى آگاهى خاصّ آن حيوان است. - اسلام از ذبح حيوان در برابر چشم حيوان ديگر، نهى كرده است كه اين نشانه ى شعور حيوان نسبت به ذبح و كشتن است. -------------------------------------------------------------------- 310) جاثيه، 4. 311) تفسير مراغى. 312) نحل، 89. 313) هود، 6. 314) نساء، 114. 315) نساء، 5. 316) مائده، 101 ؛ تفسير نورالثقلين. 317) نمل، 18. 318) نمل، 22. 319) نمل، 22 تا 26. 320) اسراء، 44. 321) نحل، 49. 322) نمل، 17. 323) نمل، 16. 324) تكوير، 5. 325) نور، 41. 





پیام: - قدرت الهى در آفرينش و هدف دارى خلقت، نسبت به همه ى موجودات يكسان است. «من دابّة... ولا طائر ...» - نظم و زندگى اجتماعى، مخصوص انسان ها نيست، بلكه در زندگى حيوانات هم مشاهده مى شود. «اُمم أمثالكم» - انسان ها و حيوانات، همه نياز به تدبير الهى دارند. خداوند، طبق مصلحت به آنها شعور مى دهد، و همه داراى نظم و نظامى هستند. «اُمم أمثالكم» - قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (39)
و كسانى كه آيات مارا تكذيب كردند، كر و لال هايى هستند در تاريكى ها. خداوند، هركه را بخواهد (و مستحق باشد) گمراهش كند و هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) بر راه راست قرارش مى دهد.






نکته:گرچه هدايت و ضلالت به دست خداست، ولى خداوند براى انسان نيز اراده و اختيار قرار داده است و كار خدا بر اساس حكمت است. مثلاً جهادِ انسان در راه خدا، زمينه ى هدايت الهى نسبت به او است: «و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سُبلنا» (327) همان گونه كه ستم به انسان ها سبب گمراهى است: «يضلّ اللَّه الظالمين» (328) تكذيب آيات الهى سبب اراده خداوند به گمراه كردن انسان مى شود. «كذّبوا... يضلله»---------------------------------------------------------------------327) عنكبوت، 69.328) ابراهيم، 27.





پیام:
- كفر و عناد، تاريكى و ظلمتى است كه سبب محروم شدن انسان از بهره گيرى از ابزار شناخت مى شود.«كذّبوا... صمّ و بكمٌ فى الظلمات»
- تكذيب و كتمانِ حقّ، «گنگى» و نشنيدن حقّ، «كرى» است. «و الّذين كذّبوا...صمٌ و بكمٌ»
- نتيجه ى تكذيب آيات الهى، اضلال و قهر الهى است. «كذّبوا... يضلله»
- حركت در راه مستقيم، گوش شنوا و زبان حقگو و روشنايى درون مى خواهد. «يجعله على صراط مستقيم»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (39)
و كسانى كه آيات مارا تكذيب كردند، كر و لال هايى هستند در تاريكى ها. خداوند، هركه را بخواهد (و مستحق باشد) گمراهش كند و هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) بر راه راست قرارش مى دهد.
- كفر و عناد، تاريكى و ظلمتى است كه سبب محروم شدن انسان از بهره گيرى از ابزار شناخت مى شود.«كذّبوا... صمّ و بكمٌ فى الظلمات»
- تكذيب و كتمانِ حقّ، «گنگى» و نشنيدن حقّ، «كرى» است. «و الّذين كذّبوا...صمٌ و بكمٌ»
- نتيجه ى تكذيب آيات الهى، اضلال و قهر الهى است. «كذّبوا... يضلله»
- حركت در راه مستقيم، گوش شنوا و زبان حقگو و روشنايى درون مى خواهد. «يجعله على صراط مستقيم»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۵:۴۸
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (39) و كسانى كه آيات مارا تكذيب كردند، كر و لال هايى هستند در تاريكى ها. خداوند، هركه را بخواهد (و مستحق باشد) گمراهش كند و هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) بر راه راست قرارش مى دهد. 





نکته: گرچه هدايت و ضلالت به دست خداست، ولى خداوند براى انسان نيز اراده و اختيار قرار داده است و كار خدا بر اساس حكمت است. مثلاً جهادِ انسان در راه خدا، زمينه ى هدايت الهى نسبت به او است: «و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سُبلنا» (327) همان گونه كه ستم به انسان ها سبب گمراهى است: «يضلّ اللَّه الظالمين» (328) تكذيب آيات الهى سبب اراده خداوند به گمراه كردن انسان مى شود. «كذّبوا... يضلله» --------------------------------------------------------------------- 327) عنكبوت، 69. 328) ابراهيم، 27. 





پیام: - كفر و عناد، تاريكى و ظلمتى است كه سبب محروم شدن انسان از بهره گيرى از ابزار شناخت مى شود. «كذّبوا... صمّ و بكمٌ فى الظلمات» - تكذيب و كتمانِ حقّ، «گنگى» و نشنيدن حقّ، «كرى» است. «و الّذين كذّبوا...صمٌ و بكمٌ» - نتيجه ى تكذيب آيات الهى، اضلال و قهر الهى است. «كذّبوا... يضلله» - حركت در راه مستقيم، گوش شنوا و زبان حقگو و روشنايى درون مى خواهد. «يجعله على صراط مستقيم» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (40)
بگو: اگر راست مى گوييد چه خواهيد كرد آنگاه كه عذاب خدا در دنيا بيايد يا قيامت فرا رسد، آيا غير خدا را مى خوانيد؟






نکته:
انسان در حال رفاه و زندگى عادّى معمولاً غافل است، ولى هنگام برخورد با سختى ها پرده ى غفلت كنار رفته و فطرت خداجويى و يكتاپرستى انسان ظاهر مى شود.






پیام:
- يكى از شيوه هاى تبليغ و تربيت، پرسش از مخاطب است.«قل أرايتكم...»
- تجربه نشان مى دهد كه در همه ى انسان ها (گرچه به ظاهر كفر ورزند،) فطرت خداجويى هست و به هنگام حوادث در انسان جلوه مى كند و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مأمور است مردم را به اين فطرت خفته توجّه دهد.«قل أرايتكم...»
- هنگام حوادث وسختى ها، پرده ها كنار رفته وانسان فقط به خدا توجّه مى كند و توجّه نكردن به معبودهاى ديگر، نشانه ى پوچى آنهاست.«أغير اللَّه تدعون»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (40)
بگو: اگر راست مى گوييد چه خواهيد كرد آنگاه كه عذاب خدا در دنيا بيايد يا قيامت فرا رسد، آيا غير خدا را مى خوانيد؟
انسان در حال رفاه و زندگى عادّى معمولاً غافل است، ولى هنگام برخورد با سختى ها پرده ى غفلت كنار رفته و فطرت خداجويى و يكتاپرستى انسان ظاهر مى شود.
- يكى از شيوه هاى تبليغ و تربيت، پرسش از مخاطب است.«قل أرايتكم...»
- تجربه نشان مى دهد كه در همه ى انسان ها (گرچه به ظاهر كفر ورزند،) فطرت خداجويى هست و به هنگام حوادث در انسان جلوه مى كند و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مأمور است مردم را به اين فطرت خفته توجّه دهد.«قل أرايتكم...»
- هنگام حوادث وسختى ها، پرده ها كنار رفته وانسان فقط به خدا توجّه مى كند و توجّه نكردن به معبودهاى ديگر، نشانه ى پوچى آنهاست.«أغير اللَّه تدعون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۵:۲۲
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (40) بگو: اگر راست مى گوييد چه خواهيد كرد آنگاه كه عذاب خدا در دنيا بيايد يا قيامت فرا رسد، آيا غير خدا را مى خوانيد؟ 





نکته: انسان در حال رفاه و زندگى عادّى معمولاً غافل است، ولى هنگام برخورد با سختى ها پرده ى غفلت كنار رفته و فطرت خداجويى و يكتاپرستى انسان ظاهر مى شود. 





پیام: - يكى از شيوه هاى تبليغ و تربيت، پرسش از مخاطب است. «قل أرايتكم...» - تجربه نشان مى دهد كه در همه ى انسان ها (گرچه به ظاهر كفر ورزند،) فطرت خداجويى هست و به هنگام حوادث در انسان جلوه مى كند و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مأمور است مردم را به اين فطرت خفته توجّه دهد. «قل أرايتكم...» - هنگام حوادث وسختى ها، پرده ها كنار رفته وانسان فقط به خدا توجّه مى كند و توجّه نكردن به معبودهاى ديگر، نشانه ى پوچى آنهاست. «أغير اللَّه تدعون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ (41)
بلكه (در هنگامه هاى خطر) فقط او را مى خوانيد، پس اگر بخواهد آن رنجى كه خدا را به خاطر آن مى خوانيد بر طرف مى كند، و آنچه را براى خداوند شريك مى پنداشتيد (در روز قيامت) فراموش مى كنيد.






نکته:
برداشتن عذاب، يا براى اتمام حجّت است، يا به خاطر تغيير حالات قوم. چنانكه در آيه 98 سوره ى يونس مى فرمايد: «لمّا آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى» چون ايمان آوردند، عذاب خوارى و ذلّت را از آنان برداشتيم.






پیام:
- همه معبودهاى خيالى به هنگام برخورد انسان با حوادث فراموش مى شوند. «بل ايّاه تدعون... و تنسون ما تشركون» آنان نه تنها فراموش، بلكه انكار مى شوند. چنانكه در آيه ى ديگر مى خوانيم:«واللَّه ربّنا ما كنّا مشركين» (329)مشركان در قيامت با سوگند شرك خود را انكار مى كنند.
- دعاى خالصانه، همراه استجابت است. «بل ايّاه تدعون فيكشف»
- يأس از غير خدا، سبب سرعت در استجابت دعاست.(حرف «فاء» در كلمه ى «فيكشف»)
- استجابت دعا، در اراده و مشيّت حكيمانه ى خداوند است.«فكيشف....ان شاء»---------------------------------------------------------------------329) انعام، 23.






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ (41)
بلكه (در هنگامه هاى خطر) فقط او را مى خوانيد، پس اگر بخواهد آن رنجى كه خدا را به خاطر آن مى خوانيد بر طرف مى كند، و آنچه را براى خداوند شريك مى پنداشتيد (در روز قيامت) فراموش مى كنيد.
برداشتن عذاب، يا براى اتمام حجّت است، يا به خاطر تغيير حالات قوم. چنانكه در آيه 98 سوره ى يونس مى فرمايد: «لمّا آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى» چون ايمان آوردند، عذاب خوارى و ذلّت را از آنان برداشتيم.
- همه معبودهاى خيالى به هنگام برخورد انسان با حوادث فراموش مى شوند. «بل ايّاه تدعون... و تنسون ما تشركون» آنان نه تنها فراموش، بلكه انكار مى شوند. چنانكه در آيه ى ديگر مى خوانيم:«واللَّه ربّنا ما كنّا مشركين» (329)مشركان در قيامت با سوگند شرك خود را انكار مى كنند.
- دعاى خالصانه، همراه استجابت است. «بل ايّاه تدعون فيكشف»
- يأس از غير خدا، سبب سرعت در استجابت دعاست.(حرف «فاء» در كلمه ى «فيكشف»)
- استجابت دعا، در اراده و مشيّت حكيمانه ى خداوند است.«فكيشف....ان شاء»---------------------------------------------------------------------329) انعام، 23.
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۳۹
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ (41) بلكه (در هنگامه هاى خطر) فقط او را مى خوانيد، پس اگر بخواهد آن رنجى كه خدا را به خاطر آن مى خوانيد بر طرف مى كند، و آنچه را براى خداوند شريك مى پنداشتيد (در روز قيامت) فراموش مى كنيد. 





نکته: برداشتن عذاب، يا براى اتمام حجّت است، يا به خاطر تغيير حالات قوم. چنانكه در آيه 98 سوره ى يونس مى فرمايد: «لمّا آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى» چون ايمان آوردند، عذاب خوارى و ذلّت را از آنان برداشتيم. 





پیام: - همه معبودهاى خيالى به هنگام برخورد انسان با حوادث فراموش مى شوند. «بل ايّاه تدعون... و تنسون ما تشركون» آنان نه تنها فراموش، بلكه انكار مى شوند. چنانكه در آيه ى ديگر مى خوانيم: «واللَّه ربّنا ما كنّا مشركين» (329) مشركان در قيامت با سوگند شرك خود را انكار مى كنند. - دعاى خالصانه، همراه استجابت است. «بل ايّاه تدعون فيكشف» - يأس از غير خدا، سبب سرعت در استجابت دعاست. (حرف «فاء» در كلمه ى «فيكشف») - استجابت دعا، در اراده و مشيّت حكيمانه ى خداوند است. «فكيشف....ان شاء» --------------------------------------------------------------------- 329) انعام، 23. 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَي أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ (42)
و همانا به سوى امّت هاى پيش از تو (نيز پيامبرانى) فرستاديم، (و چون سرپيچى كردند) آنان را به تنگدستى وبيمارى گرفتار كرديم. باشد كه تضرّع كنند.






نکته:
«بأساء» به معناى جنگ، فقر، قحطى، سيل، زلزله وامراض مُسرىو «ضرّاء» به معناى غم، غصّه، آبروريزى، جهل و ورشكستگى است.
حضرت على عليه السلام فرمود: اگر هنگام ناگوارى ها مردم صادقانه به درگاه خدا ناله كنند، مورد لطف خدا قرار مى گيرند. (330)
مولوى در ترسيم اين حقيقت مى گويد:
پيش حقّ يك ناله از روى نياز به كه عمرى در سجود و در نماز
زور را بگذار و زارى را بگير رحم سوى زارى آيد اى فقير-------------------------------------------------------------------330) تفاسير صافى و نورالثقلين.





پیام:
- بعثت انبيا در ميان مردم، يكى از سنّت هاى الهى در طول تاريخ بوده است.«لقد ارسلنا الى اُمَم من قبلك»
- تاريخ گذشتگان، عبرت آيندگان است.«قبلك»
- در تربيت و ارشاد، گاهى فشار وسخت گيرى هم لازم است.«اخذناهم بالبأساء و الضرّاء»
- مشكلات، راهى براى بيدارى فطرت وتوجّه به خداوند است.«يتضرّعون»
- هر رفاهى لطف نيست و هر رنجى قهر نيست.«لعلّهم يتضرّعون»
- همه ى افراد لجوج، با فشار و در تنگا و سختى قرار گرفتن هم رام نمى شوند. «لعلّهم يتضرّعون»






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَي أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ (42)
و همانا به سوى امّت هاى پيش از تو (نيز پيامبرانى) فرستاديم، (و چون سرپيچى كردند) آنان را به تنگدستى وبيمارى گرفتار كرديم. باشد كه تضرّع كنند.
«بأساء» به معناى جنگ، فقر، قحطى، سيل، زلزله وامراض مُسرىو «ضرّاء» به معناى غم، غصّه، آبروريزى، جهل و ورشكستگى است.
حضرت على عليه السلام فرمود: اگر هنگام ناگوارى ها مردم صادقانه به درگاه خدا ناله كنند، مورد لطف خدا قرار مى گيرند. (330)
مولوى در ترسيم اين حقيقت مى گويد:
پيش حقّ يك ناله از روى نياز به كه عمرى در سجود و در نماز
زور را بگذار و زارى را بگير رحم سوى زارى آيد اى فقير-------------------------------------------------------------------330) تفاسير صافى و نورالثقلين.
- بعثت انبيا در ميان مردم، يكى از سنّت هاى الهى در طول تاريخ بوده است.«لقد ارسلنا الى اُمَم من قبلك»
- تاريخ گذشتگان، عبرت آيندگان است.«قبلك»
- در تربيت و ارشاد، گاهى فشار وسخت گيرى هم لازم است.«اخذناهم بالبأساء و الضرّاء»
- مشكلات، راهى براى بيدارى فطرت وتوجّه به خداوند است.«يتضرّعون»
- هر رفاهى لطف نيست و هر رنجى قهر نيست.«لعلّهم يتضرّعون»
- همه ى افراد لجوج، با فشار و در تنگا و سختى قرار گرفتن هم رام نمى شوند. «لعلّهم يتضرّعون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۰۷
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَي أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ (42) و همانا به سوى امّت هاى پيش از تو (نيز پيامبرانى) فرستاديم، (و چون سرپيچى كردند) آنان را به تنگدستى وبيمارى گرفتار كرديم. باشد كه تضرّع كنند. 





نکته: «بأساء» به معناى جنگ، فقر، قحطى، سيل، زلزله وامراض مُسرى و «ضرّاء» به معناى غم، غصّه، آبروريزى، جهل و ورشكستگى است. حضرت على عليه السلام فرمود: اگر هنگام ناگوارى ها مردم صادقانه به درگاه خدا ناله كنند، مورد لطف خدا قرار مى گيرند. (330) مولوى در ترسيم اين حقيقت مى گويد: پيش حقّ يك ناله از روى نياز به كه عمرى در سجود و در نماز زور را بگذار و زارى را بگير رحم سوى زارى آيد اى فقير ------------------------------------------------------------------- 330) تفاسير صافى و نورالثقلين. 





پیام: - بعثت انبيا در ميان مردم، يكى از سنّت هاى الهى در طول تاريخ بوده است. «لقد ارسلنا الى اُمَم من قبلك» - تاريخ گذشتگان، عبرت آيندگان است. «قبلك» - در تربيت و ارشاد، گاهى فشار وسخت گيرى هم لازم است. «اخذناهم بالبأساء و الضرّاء» - مشكلات، راهى براى بيدارى فطرت وتوجّه به خداوند است. «يتضرّعون» - هر رفاهى لطف نيست و هر رنجى قهر نيست. «لعلّهم يتضرّعون» - همه ى افراد لجوج، با فشار و در تنگا و سختى قرار گرفتن هم رام نمى شوند. «لعلّهم يتضرّعون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (43)
پس چرا هنگامى كه ناگوارى هاى ما به آنان رسيد، توبه و زارى نكردند؟ آرى (حقيقت آن است كه) دل هاى آنان سنگ و سخت شده و شيطان كارهايى را كه مى كردند، برايشان زيبا جلوه داده است.





نکته:-------------------------------------------------------------------





پیام:
- تضرّع به درگاه خداوند، سبب رشد و قرب به او و ترك آن نشانه ى سنگدلى و فريفتگى است.«فلولا... تضرّعوا»
- انسان فطرتاً زيبايى را دوست دارد تا آنجا كه شيطان نيز از همين غريزه، او را اغفال مى كند.«زيّن لهم الشيطان»
- براى لجوجان، نه تبليغ مؤثّر است، نه تنبيه.«قست قلوبهم»
- ريشه ى غرور و ترك تضرّع، مفتون شدن به تزيينات شيطانى است.«فلولا... تضرّعوا... زيّن لهم الشيطان»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (43)
پس چرا هنگامى كه ناگوارى هاى ما به آنان رسيد، توبه و زارى نكردند؟ آرى (حقيقت آن است كه) دل هاى آنان سنگ و سخت شده و شيطان كارهايى را كه مى كردند، برايشان زيبا جلوه داده است.
- تضرّع به درگاه خداوند، سبب رشد و قرب به او و ترك آن نشانه ى سنگدلى و فريفتگى است.«فلولا... تضرّعوا»
- انسان فطرتاً زيبايى را دوست دارد تا آنجا كه شيطان نيز از همين غريزه، او را اغفال مى كند.«زيّن لهم الشيطان»
- براى لجوجان، نه تبليغ مؤثّر است، نه تنبيه.«قست قلوبهم»
- ريشه ى غرور و ترك تضرّع، مفتون شدن به تزيينات شيطانى است.«فلولا... تضرّعوا... زيّن لهم الشيطان»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۴۱
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (43) پس چرا هنگامى كه ناگوارى هاى ما به آنان رسيد، توبه و زارى نكردند؟ آرى (حقيقت آن است كه) دل هاى آنان سنگ و سخت شده و شيطان كارهايى را كه مى كردند، برايشان زيبا جلوه داده است. 





نکته: ------------------------------------------------------------------- 





پیام: - تضرّع به درگاه خداوند، سبب رشد و قرب به او و ترك آن نشانه ى سنگدلى و فريفتگى است. «فلولا... تضرّعوا» - انسان فطرتاً زيبايى را دوست دارد تا آنجا كه شيطان نيز از همين غريزه، او را اغفال مى كند. «زيّن لهم الشيطان» - براى لجوجان، نه تبليغ مؤثّر است، نه تنبيه. «قست قلوبهم» - ريشه ى غرور و ترك تضرّع، مفتون شدن به تزيينات شيطانى است. «فلولا... تضرّعوا... زيّن لهم الشيطان» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّي إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ (44)
پس چون اندرزهايى را كه به آنان داده شده بود فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رويشان گشوديم (و در رفاه و ماديات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتيم پس يكباره محزون و نوميد گرديدند.






نکته:«مبلسون» از «ابلاس»، به معناى حزن و اندوه همراه با يأس است. حالتى كه مجرمان، هنگام پاسخ نيافتن در دادگاه پيدا مى كنند. (331)در دو آيه ى قبل فرمود: ما افرادى را گرفتار مى كنيم تا تضرّع كنند، در اين آيه مى فرمايد: برخى در لحظه هاى گرفتارى هم خدا را فراموش مى كنند. «نَسوا ما ذُكّروا...»در قرآن مى خوانيم: «و عسى اَن تحبّوا شياً وهو شرّ لكم» (332) ، چه بسا چيزى را دوست داريد، در حالى كه براى شما شرّ است و حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «اذا رأيت سبحانه يتابع عليك نعمه و أنت تعصيه فاحذره» (333) اگر ديدى خداوند نعمت هايش را بر تو مدام مى دهد، ولى تو گناه مى كنى، پس به هوش باش، چه بسا اين لطفها عاقبت خوشى ندارد.دنيا وبهره هايش، هم مى تواند براى انسان نعمت باشد، هم نقمت. در آيه مورد بحث، دنيا نقمت به حساب آمده است. امّا ايمان وتقوى، بركات آسمان وزمين را براى اهلش به دنبال دارد، چنانكه در آيه 96 سوره اعراف آمده است: «ولو أنّ أهل القُرى آمنوا واتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض»، بنابراين غفلت، درهاى خير را بر روى انسان مى بندد.پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: »اذا رأيت اللّه يعطى على المعاصى فان ذلك استدراج منه«، اگر مشاهده كردى كه دنيا به كام گنهكاران است خوشحال مباش، زيرا اين استدراج الهى و به تدريج هلاكت كردن اوست. (334) و آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند.
امام باقر عليه السلام در تأويل آيه فرمودند: چون مردم ولايت على بن ابى طالب عليهما السلام را ترك كردند و حال آنكه به آن امر شده بودند،«فلمّا نسوا...»،دولت آنان را در دنيا بسط داديم،«فتحنا عليهم...»تا حضرت قائم عليه السلام قيام كند،«حتّى... أخذناهم بغتة». (335)-------------------------------------------------------------------331) تفسير الميزان.332) بقره، 216.333) نهج البلاغه، حكمت 25.334) تفسير مجمع البيان.335) تفسير عيّاشى.





پیام:
- هميشه رفاه زندگى، علامت رحمت نيست، گاهى زمينه ى عقوبت است.«نسوا - فتحنا»
- مهلت دادن به مجرمان و سرگرم شدن خلافكاران، يكى از سنّت هاى الهى است.«فلمّا نَسُوا...فتحنا»
- قهر خداوند بعد از اتمام حجّت است.«نَسوا ما ذكّروا...اخذناهم»
- تنگناها و گشايش ها به دست خداست.«اخذنا... فتحنا»
- مرگ و قهر الهى، ناگهانى مى آيد، پس بايد هميشه آماده بود.«بغتة»
- شادى عيّاشان، ناگهان به ناله ى مأيوسانه تبديل خواهد شد.«فرحوا - مبلسون»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۲__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّي إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ (44)
پس چون اندرزهايى را كه به آنان داده شده بود فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رويشان گشوديم (و در رفاه و ماديات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتيم پس يكباره محزون و نوميد گرديدند.
امام باقر عليه السلام در تأويل آيه فرمودند: چون مردم ولايت على بن ابى طالب عليهما السلام را ترك كردند و حال آنكه به آن امر شده بودند،«فلمّا نسوا...»،دولت آنان را در دنيا بسط داديم،«فتحنا عليهم...»تا حضرت قائم عليه السلام قيام كند،«حتّى... أخذناهم بغتة». (335)-------------------------------------------------------------------331) تفسير الميزان.332) بقره، 216.333) نهج البلاغه، حكمت 25.334) تفسير مجمع البيان.335) تفسير عيّاشى.
- هميشه رفاه زندگى، علامت رحمت نيست، گاهى زمينه ى عقوبت است.«نسوا - فتحنا»
- مهلت دادن به مجرمان و سرگرم شدن خلافكاران، يكى از سنّت هاى الهى است.«فلمّا نَسُوا...فتحنا»
- قهر خداوند بعد از اتمام حجّت است.«نَسوا ما ذكّروا...اخذناهم»
- تنگناها و گشايش ها به دست خداست.«اخذنا... فتحنا»
- مرگ و قهر الهى، ناگهانى مى آيد، پس بايد هميشه آماده بود.«بغتة»
- شادى عيّاشان، ناگهان به ناله ى مأيوسانه تبديل خواهد شد.«فرحوا - مبلسون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۵:۵۲
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۲ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّي إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ (44) پس چون اندرزهايى را كه به آنان داده شده بود فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رويشان گشوديم (و در رفاه و ماديات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتيم پس يكباره محزون و نوميد گرديدند. 





نکته: «مبلسون» از «ابلاس»، به معناى حزن و اندوه همراه با يأس است. حالتى كه مجرمان، هنگام پاسخ نيافتن در دادگاه پيدا مى كنند. (331) در دو آيه ى قبل فرمود: ما افرادى را گرفتار مى كنيم تا تضرّع كنند، در اين آيه مى فرمايد: برخى در لحظه هاى گرفتارى هم خدا را فراموش مى كنند. «نَسوا ما ذُكّروا...» در قرآن مى خوانيم: «و عسى اَن تحبّوا شياً وهو شرّ لكم» (332) ، چه بسا چيزى را دوست داريد، در حالى كه براى شما شرّ است و حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «اذا رأيت سبحانه يتابع عليك نعمه و أنت تعصيه فاحذره» (333) اگر ديدى خداوند نعمت هايش را بر تو مدام مى دهد، ولى تو گناه مى كنى، پس به هوش باش، چه بسا اين لطفها عاقبت خوشى ندارد. دنيا وبهره هايش، هم مى تواند براى انسان نعمت باشد، هم نقمت. در آيه مورد بحث، دنيا نقمت به حساب آمده است. امّا ايمان وتقوى، بركات آسمان وزمين را براى اهلش به دنبال دارد، چنانكه در آيه 96 سوره اعراف آمده است: «ولو أنّ أهل القُرى آمنوا واتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض»، بنابراين غفلت، درهاى خير را بر روى انسان مى بندد. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: »اذا رأيت اللّه يعطى على المعاصى فان ذلك استدراج منه«، اگر مشاهده كردى كه دنيا به كام گنهكاران است خوشحال مباش، زيرا اين استدراج الهى و به تدريج هلاكت كردن اوست. (334) و آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند. امام باقر عليه السلام در تأويل آيه فرمودند: چون مردم ولايت على بن ابى طالب عليهما السلام را ترك كردند و حال آنكه به آن امر شده بودند، «فلمّا نسوا...»، دولت آنان را در دنيا بسط داديم، «فتحنا عليهم...» تا حضرت قائم عليه السلام قيام كند، «حتّى... أخذناهم بغتة». (335) ------------------------------------------------------------------- 331) تفسير الميزان. 332) بقره، 216. 333) نهج البلاغه، حكمت 25. 334) تفسير مجمع البيان. 335) تفسير عيّاشى. 





پیام: - هميشه رفاه زندگى، علامت رحمت نيست، گاهى زمينه ى عقوبت است. «نسوا - فتحنا» - مهلت دادن به مجرمان و سرگرم شدن خلافكاران، يكى از سنّت هاى الهى است. «فلمّا نَسُوا...فتحنا» - قهر خداوند بعد از اتمام حجّت است. «نَسوا ما ذكّروا...اخذناهم» - تنگناها و گشايش ها به دست خداست. «اخذنا... فتحنا» - مرگ و قهر الهى، ناگهانى مى آيد، پس بايد هميشه آماده بود. «بغتة» - شادى عيّاشان، ناگهان به ناله ى مأيوسانه تبديل خواهد شد. «فرحوا - مبلسون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (45)
پس ريشه ى گروه ستمكاران بريده شد و سپاس، مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.






نکته:
امام صادق عليه السلام فرمود:كسى كه دوست داشته باشد ظالم باقى باشد، در واقع دوست دارد كه خداوند معصيت و نافرمانى شود، همانا خداوند خويشتن را به جهت هلاك كردن ظالمان ستوده است. «فقطع... و الحمدللّه» (336)----------------------------------------------------------------336) معانى الاخبار، ص 252.





پیام:
- ستم، ماندنى نيست.«قطع»
- ظلم، در نسل هم مؤثر است.«دابر»
- انقراض ونابودى ستمگران، حتمى است.(ظلم تمدّن ها را ريشه كن مى كند)«فقطع دابر» چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد:«فهل ترى لهم من باقية» (337)
- بى توجّهى به هشدار انبيا ظلم است.«نسوا ما ذكروا... الّذين ظلموا»
- گاهى رفاه فراوان، زمينه ى ظلم است.«فتحنا عليهم ابواب كلّ شى ء... الّذين ظلموا»
- در تاريخ اقوامى بوده اند كه هيچ اثرى از آنان نيست.«فقطع دابر»
- نابود كردن ستمكار، كارى پسنديده است.«والحمدللَّه»
- هنگام نابودى ستمگران، بايد خدا را شكر كرد.«فقطع ... والحمدللَّه»
- هلاكت ظالمان، عامل تربيت ديگران است.«ربّ العالمين»---------------------------------------------------------------------337) حاقّه، 8 .






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (45)
پس ريشه ى گروه ستمكاران بريده شد و سپاس، مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.
امام صادق عليه السلام فرمود:كسى كه دوست داشته باشد ظالم باقى باشد، در واقع دوست دارد كه خداوند معصيت و نافرمانى شود، همانا خداوند خويشتن را به جهت هلاك كردن ظالمان ستوده است. «فقطع... و الحمدللّه» (336)----------------------------------------------------------------336) معانى الاخبار، ص 252.
- ستم، ماندنى نيست.«قطع»
- ظلم، در نسل هم مؤثر است.«دابر»
- انقراض ونابودى ستمگران، حتمى است.(ظلم تمدّن ها را ريشه كن مى كند)«فقطع دابر» چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد:«فهل ترى لهم من باقية» (337)
- بى توجّهى به هشدار انبيا ظلم است.«نسوا ما ذكروا... الّذين ظلموا»
- گاهى رفاه فراوان، زمينه ى ظلم است.«فتحنا عليهم ابواب كلّ شى ء... الّذين ظلموا»
- در تاريخ اقوامى بوده اند كه هيچ اثرى از آنان نيست.«فقطع دابر»
- نابود كردن ستمكار، كارى پسنديده است.«والحمدللَّه»
- هنگام نابودى ستمگران، بايد خدا را شكر كرد.«فقطع ... والحمدللَّه»
- هلاكت ظالمان، عامل تربيت ديگران است.«ربّ العالمين»---------------------------------------------------------------------337) حاقّه، 8 .
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۲۳
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (45) پس ريشه ى گروه ستمكاران بريده شد و سپاس، مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. 





نکته: امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه دوست داشته باشد ظالم باقى باشد، در واقع دوست دارد كه خداوند معصيت و نافرمانى شود، همانا خداوند خويشتن را به جهت هلاك كردن ظالمان ستوده است. «فقطع... و الحمدللّه» (336) ---------------------------------------------------------------- 336) معانى الاخبار، ص 252. 





پیام: - ستم، ماندنى نيست. «قطع» - ظلم، در نسل هم مؤثر است. «دابر» - انقراض ونابودى ستمگران، حتمى است. (ظلم تمدّن ها را ريشه كن مى كند) «فقطع دابر» چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: «فهل ترى لهم من باقية» (337) - بى توجّهى به هشدار انبيا ظلم است. «نسوا ما ذكروا... الّذين ظلموا» - گاهى رفاه فراوان، زمينه ى ظلم است. «فتحنا عليهم ابواب كلّ شى ء... الّذين ظلموا» - در تاريخ اقوامى بوده اند كه هيچ اثرى از آنان نيست. «فقطع دابر» - نابود كردن ستمكار، كارى پسنديده است. «والحمدللَّه» - هنگام نابودى ستمگران، بايد خدا را شكر كرد. «فقطع ... والحمدللَّه» - هلاكت ظالمان، عامل تربيت ديگران است. «ربّ العالمين» --------------------------------------------------------------------- 337) حاقّه، 8 . 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَي قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ (46)
بگو: چه فكر مى كنيد، اگر خداوند، شنوايى و بينايى شما را بگيرد و بر دل هاى شما مهر بزند، جز خداوند، كدام معبودى است كه آنها را به شما باز دهد؟ ببين كه ما چگونه آيات را به گونه هاى مختلف بيان مى كنيم، امّا آنان (به جاى ايمان و تسليم) روى بر مى گردانند.






نکته:
از ابتداى سوره تا اينجا حدود ده بار خداوند با طرح سؤال، مخالفان را دعوت به تفكّر كرده است. زيرا تفكّر در نعمت ها و تصوّر وفرضِ تغيير و تحوّل آنها، زمينه ى خداشناسى است.
اگر درختان سبز نشوند، «لو نشاء لجعلناه حطاماً» (338)
اگر آبها تلخ و شور شوند، «لو نشاء جعلناه اُجاجاً» (339)
اگر آبها به زمين فرو روند، «إن أصبح ماءكم غوراً» (340)
اگر شب يا روز، هميشگى باشد، «إن جعل اللَّه عليكم الليل سرمداً... ان جعل اللَّه عليكم النّهار سرمداً» (341)
و اگر چشم و گوش و عقل انسان از كار بيفتد، «إن اخذ اللَّه سمعكم و ابصاركم و...» (342)
امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خداوند هدايت شما را بگيرد، كيست كه دوباره شما را هدايت كند؟ و سپس اين آيه را تلاوت فرمود. (343)---------------------------------------------------------------------338) واقعه، 65.339) واقعه، 70.340) ملك، 30.341) قصص، 71 تا 72.342) انعام، 46.343) تفسير نورالثقلين.





پیام:
- يكى از روشهاى تبليغى و تربيتى قرآن، سؤال از وجدان هاست.«أرأيتم ان اخذ اللَّه... مَن اله»
- براى خداوند، پس گرفتن نعمت هايى كه داده آسان است، پس بهوش باشيم.«أخذ اللَّه سمعكم...»
- هم آفرينش از آنِ خداوند است، هم كارآيى لحظه به لحظه ى آنها نعمت پروردگار است.«أخذ اللَّه سمعكم»
- گوش وچشم و عقل، ابزار شناخت انسان و از مهم ترين نعمت هاى الهى است.«سمعكم و ابصاركم... قلوبكم»
- معبودهاى خيالى، نه توان آفريدن و نه توان برگرداندن نعمت هاى از دست رفته را دارند.«من اله غير اللَّه يأتيكم»(آرى، كسى لايق پرسش است كه هم بتواند نعمتى را بدهد و هم بتواند بازستاند)
- با آن همه تنوّع در استدلال، توجّه مشركان به غير خداوند، شگفت آور است.«اُنظر كيف...»
- براى انسان هاى لجوج، هرنوع بيانى بى اثر است.«نُصرّف الآيات ثمّ هم يصدفون»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَي قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ (46)
بگو: چه فكر مى كنيد، اگر خداوند، شنوايى و بينايى شما را بگيرد و بر دل هاى شما مهر بزند، جز خداوند، كدام معبودى است كه آنها را به شما باز دهد؟ ببين كه ما چگونه آيات را به گونه هاى مختلف بيان مى كنيم، امّا آنان (به جاى ايمان و تسليم) روى بر مى گردانند.
از ابتداى سوره تا اينجا حدود ده بار خداوند با طرح سؤال، مخالفان را دعوت به تفكّر كرده است. زيرا تفكّر در نعمت ها و تصوّر وفرضِ تغيير و تحوّل آنها، زمينه ى خداشناسى است.
اگر درختان سبز نشوند، «لو نشاء لجعلناه حطاماً» (338)
اگر آبها تلخ و شور شوند، «لو نشاء جعلناه اُجاجاً» (339)
اگر آبها به زمين فرو روند، «إن أصبح ماءكم غوراً» (340)
اگر شب يا روز، هميشگى باشد، «إن جعل اللَّه عليكم الليل سرمداً... ان جعل اللَّه عليكم النّهار سرمداً» (341)
و اگر چشم و گوش و عقل انسان از كار بيفتد، «إن اخذ اللَّه سمعكم و ابصاركم و...» (342)
امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خداوند هدايت شما را بگيرد، كيست كه دوباره شما را هدايت كند؟ و سپس اين آيه را تلاوت فرمود. (343)---------------------------------------------------------------------338) واقعه، 65.339) واقعه، 70.340) ملك، 30.341) قصص، 71 تا 72.342) انعام، 46.343) تفسير نورالثقلين.
- يكى از روشهاى تبليغى و تربيتى قرآن، سؤال از وجدان هاست.«أرأيتم ان اخذ اللَّه... مَن اله»
- براى خداوند، پس گرفتن نعمت هايى كه داده آسان است، پس بهوش باشيم.«أخذ اللَّه سمعكم...»
- هم آفرينش از آنِ خداوند است، هم كارآيى لحظه به لحظه ى آنها نعمت پروردگار است.«أخذ اللَّه سمعكم»
- گوش وچشم و عقل، ابزار شناخت انسان و از مهم ترين نعمت هاى الهى است.«سمعكم و ابصاركم... قلوبكم»
- معبودهاى خيالى، نه توان آفريدن و نه توان برگرداندن نعمت هاى از دست رفته را دارند.«من اله غير اللَّه يأتيكم»(آرى، كسى لايق پرسش است كه هم بتواند نعمتى را بدهد و هم بتواند بازستاند)
- با آن همه تنوّع در استدلال، توجّه مشركان به غير خداوند، شگفت آور است.«اُنظر كيف...»
- براى انسان هاى لجوج، هرنوع بيانى بى اثر است.«نُصرّف الآيات ثمّ هم يصدفون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۴۵
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَي قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ (46) بگو: چه فكر مى كنيد، اگر خداوند، شنوايى و بينايى شما را بگيرد و بر دل هاى شما مهر بزند، جز خداوند، كدام معبودى است كه آنها را به شما باز دهد؟ ببين كه ما چگونه آيات را به گونه هاى مختلف بيان مى كنيم، امّا آنان (به جاى ايمان و تسليم) روى بر مى گردانند. 





نکته: از ابتداى سوره تا اينجا حدود ده بار خداوند با طرح سؤال، مخالفان را دعوت به تفكّر كرده است. زيرا تفكّر در نعمت ها و تصوّر وفرضِ تغيير و تحوّل آنها، زمينه ى خداشناسى است. اگر درختان سبز نشوند، «لو نشاء لجعلناه حطاماً» (338) اگر آبها تلخ و شور شوند، «لو نشاء جعلناه اُجاجاً» (339) اگر آبها به زمين فرو روند، «إن أصبح ماءكم غوراً» (340) اگر شب يا روز، هميشگى باشد، «إن جعل اللَّه عليكم الليل سرمداً... ان جعل اللَّه عليكم النّهار سرمداً» (341) و اگر چشم و گوش و عقل انسان از كار بيفتد، «إن اخذ اللَّه سمعكم و ابصاركم و...» (342) امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خداوند هدايت شما را بگيرد، كيست كه دوباره شما را هدايت كند؟ و سپس اين آيه را تلاوت فرمود. (343) --------------------------------------------------------------------- 338) واقعه، 65. 339) واقعه، 70. 340) ملك، 30. 341) قصص، 71 تا 72. 342) انعام، 46. 343) تفسير نورالثقلين. 





پیام: - يكى از روشهاى تبليغى و تربيتى قرآن، سؤال از وجدان هاست. «أرأيتم ان اخذ اللَّه... مَن اله» - براى خداوند، پس گرفتن نعمت هايى كه داده آسان است، پس بهوش باشيم. «أخذ اللَّه سمعكم...» - هم آفرينش از آنِ خداوند است، هم كارآيى لحظه به لحظه ى آنها نعمت پروردگار است. «أخذ اللَّه سمعكم» - گوش وچشم و عقل، ابزار شناخت انسان و از مهم ترين نعمت هاى الهى است. «سمعكم و ابصاركم... قلوبكم» - معبودهاى خيالى، نه توان آفريدن و نه توان برگرداندن نعمت هاى از دست رفته را دارند. «من اله غير اللَّه يأتيكم» (آرى، كسى لايق پرسش است كه هم بتواند نعمتى را بدهد و هم بتواند بازستاند) - با آن همه تنوّع در استدلال، توجّه مشركان به غير خداوند، شگفت آور است. «اُنظر كيف...» - براى انسان هاى لجوج، هرنوع بيانى بى اثر است. «نُصرّف الآيات ثمّ هم يصدفون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ (47)
بگو: چه خواهيد كرد اگر عذاب خداوند، به طور پنهان و ناگهانى يا آشكارا به سراغ شما آيد، آيا جز گروه ستمگران هلاك خواهند شد؟






نکته:شايد مراد از «بغتة» به هنگام خواب در شب و مراد از «جهرة» به هنگام كار در روز باشد. مثل آيه ى «أتاها أمرنا ليلاً أونهاراً» (344) ، شايد مراد از «بغتة»، عذاب هاى بى مقدّمه باشد و مقصوداز «جهرة»، عذاب هايى كه آثارش از روز اوّل آشكار شود، مثل ابرهاى خطرناك كه بر سر قوم عاد فرود آمد. چنانكه در جاى ديگر مى خوانيم: «قالوا هذا عارض ممطرنا بل هو ما استعجلتم به ريح فيها عذاب أليم» (345)سؤال: اين آيه مى گويد: تنها ظالمين از عذاب الهى هلاك مى شوند، در آيه اى ديگر «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة» (346) فراگيرى فتنه و شعله هاى عذاب نسبت به همه بيان شده و هشدار داده شده است، چگونه مفهوم اين دو آيه قابل جمع است؟پاسخ: در تفسير كبير فخررازى و مجمع البيان آمده است: هر فتنه اى هلاك نيست. در حوادث تلخ، آنچه به ظالمان مى رسد هلاكت و قهر است، و آنچه به مؤمنان مى رسد، آزمايش و رشد است.-------------------------------------------------------------------344) يونس، 24 ؛ تفسير روح المعانى.345) احقاف، 24 ؛ تفسير اطيب البيان.346) انفال، 25.





پیام:- پيامبر براى بيدارى وجدان ها، مأمور به سؤال وپرسش از آنان است. «قل أرايتكم»- از سركشى خود و مهلت الهى مغرور نشويد، شايد عذاب خدا ناگهانى فرارسد. «بغتة»- وقتى عذاب خدا آيد، هلاكت قطعى است، نه خودشان و نه ديگران قدرت دفاع ندارند. «عذاب اللَّه - يهلك»- كيفرهاى الهى، به خاطر ظلم مردم و عادلانه است. «يهلك... الظالمون»- اعراض از دعوت انبيا، ظلم است. «هم يصدفون - الظالمون»






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ (47)
بگو: چه خواهيد كرد اگر عذاب خداوند، به طور پنهان و ناگهانى يا آشكارا به سراغ شما آيد، آيا جز گروه ستمگران هلاك خواهند شد؟
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۱۸
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ (47) بگو: چه خواهيد كرد اگر عذاب خداوند، به طور پنهان و ناگهانى يا آشكارا به سراغ شما آيد، آيا جز گروه ستمگران هلاك خواهند شد؟ 





نکته: شايد مراد از «بغتة» به هنگام خواب در شب و مراد از «جهرة» به هنگام كار در روز باشد. مثل آيه ى «أتاها أمرنا ليلاً أونهاراً» (344) ، شايد مراد از «بغتة»، عذاب هاى بى مقدّمه باشد و مقصوداز «جهرة»، عذاب هايى كه آثارش از روز اوّل آشكار شود، مثل ابرهاى خطرناك كه بر سر قوم عاد فرود آمد. چنانكه در جاى ديگر مى خوانيم: «قالوا هذا عارض ممطرنا بل هو ما استعجلتم به ريح فيها عذاب أليم» (345) سؤال: اين آيه مى گويد: تنها ظالمين از عذاب الهى هلاك مى شوند، در آيه اى ديگر «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة» (346) فراگيرى فتنه و شعله هاى عذاب نسبت به همه بيان شده و هشدار داده شده است، چگونه مفهوم اين دو آيه قابل جمع است؟ پاسخ: در تفسير كبير فخررازى و مجمع البيان آمده است: هر فتنه اى هلاك نيست. در حوادث تلخ، آنچه به ظالمان مى رسد هلاكت و قهر است، و آنچه به مؤمنان مى رسد، آزمايش و رشد است. ------------------------------------------------------------------- 344) يونس، 24 ؛ تفسير روح المعانى. 345) احقاف، 24 ؛ تفسير اطيب البيان. 346) انفال، 25. 





پیام: - پيامبر براى بيدارى وجدان ها، مأمور به سؤال وپرسش از آنان است. «قل أرايتكم» - از سركشى خود و مهلت الهى مغرور نشويد، شايد عذاب خدا ناگهانى فرارسد. «بغتة» - وقتى عذاب خدا آيد، هلاكت قطعى است، نه خودشان و نه ديگران قدرت دفاع ندارند. «عذاب اللَّه - يهلك» - كيفرهاى الهى، به خاطر ظلم مردم و عادلانه است. «يهلك... الظالمون» - اعراض از دعوت انبيا، ظلم است. «هم يصدفون - الظالمون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (48)وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ (49)
و ما پيامبران را جز به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده نمى فرستيم، پس كسانى كه ايمان آورند و (كار خود را) اصلاح كنند، پس بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نمى شوند.و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، عذاب الهى به خاطر فسق و گناهشان، دامنگير آنان مى شود.






نکته:
سؤال: با اينكه در آيات متعددى نسبت به اولياى الهى آمده است كه ترسى بر آنان نيست، «لا خوف عليهم» پس چرا از ويژگى هاى اولياى الهى، بيم از خدا مطرح شده است، «انّا نخاف من ربّنا...»؟پاسخ: اوّلاً گاهى بيمار، از عمل جراحى و مداوا مى ترسد، ولى پزشك به او اطمينان مى دهد كه جاى نگرانى و ترس نيست. جاى نگرانى نبودن، منافاتى با دلهره ى خود بيمار ندارد.ثانياً: معناى «لاخوف عليهم» آن است كه ترس بر آنان حاكم نمى شود. (حرف «عَلى » به معناى استعلا و غلبه است) نه اينكه اصلاً ترسى ندارند و «يحزنون» يعنى اندوه دائم ندارند (فعل مضارع رمز تداوم است) نه اينكه براى لحظه اى هم نگران نيستند.





پیام:
- محدوده ى كار انبيا را تنها خدا تعيين مى كند.«و ما نرسل...الاّ مبشّرين...»
- مسئوليّت انبيا، بشارت و هشدار است، نه اجبار مردم.«الاّ مبشرين و منذرين»
- شيوه ى كلّى كار انبيا، يكسان بوده است.«مبشّرين و منذرين»
- ارشاد و تربيت، بر دو پايه ى بيم و اميد و كيفر و پاداش استوار است.«مبشّرين و منذرين»
- ايمان و عمل صالح، جداى از هم نيستند و عمل منهاى ايمان هم كارساز نيست. «آمن و اصلح»
- كارهاى مؤمن، هميشه بايد در جهت اصلاح باشد.«آمن و اصلح»
- صالح بودن كافى نيست، مصلح بودن لازم است. «أصلح»
- ايمان وعمل، انسان را از بيمارى هاى روحى چون ترس و اندوه بيمه مى كند. «آمن و اصلح فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون»(بهداشت روان، در سايه ى ايمان و عمل صالح است)
- دستاورد جامعه ى نبوى، نظامى متعادل و آرام و با امنيّت است.«فمن آمن و اصلح فلاخوف...»
- انسان فطرتاً خواهان آرامش و امنيّت است.«فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
- مداومت بر فسق، زمينه ساز عذاب الهى است.«يمسّهم العذاب بما كانوا يفسقون»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (48)وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ (49)
و ما پيامبران را جز به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده نمى فرستيم، پس كسانى كه ايمان آورند و (كار خود را) اصلاح كنند، پس بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نمى شوند.و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، عذاب الهى به خاطر فسق و گناهشان، دامنگير آنان مى شود.
سؤال: با اينكه در آيات متعددى نسبت به اولياى الهى آمده است كه ترسى بر آنان نيست، «لا خوف عليهم» پس چرا از ويژگى هاى اولياى الهى، بيم از خدا مطرح شده است، «انّا نخاف من ربّنا...»؟پاسخ: اوّلاً گاهى بيمار، از عمل جراحى و مداوا مى ترسد، ولى پزشك به او اطمينان مى دهد كه جاى نگرانى و ترس نيست. جاى نگرانى نبودن، منافاتى با دلهره ى خود بيمار ندارد.ثانياً: معناى «لاخوف عليهم» آن است كه ترس بر آنان حاكم نمى شود. (حرف «عَلى » به معناى استعلا و غلبه است) نه اينكه اصلاً ترسى ندارند و «يحزنون» يعنى اندوه دائم ندارند (فعل مضارع رمز تداوم است) نه اينكه براى لحظه اى هم نگران نيستند.
- محدوده ى كار انبيا را تنها خدا تعيين مى كند.«و ما نرسل...الاّ مبشّرين...»
- مسئوليّت انبيا، بشارت و هشدار است، نه اجبار مردم.«الاّ مبشرين و منذرين»
- شيوه ى كلّى كار انبيا، يكسان بوده است.«مبشّرين و منذرين»
- ارشاد و تربيت، بر دو پايه ى بيم و اميد و كيفر و پاداش استوار است.«مبشّرين و منذرين»
- ايمان و عمل صالح، جداى از هم نيستند و عمل منهاى ايمان هم كارساز نيست. «آمن و اصلح»
- كارهاى مؤمن، هميشه بايد در جهت اصلاح باشد.«آمن و اصلح»
- صالح بودن كافى نيست، مصلح بودن لازم است. «أصلح»
- ايمان وعمل، انسان را از بيمارى هاى روحى چون ترس و اندوه بيمه مى كند. «آمن و اصلح فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون»(بهداشت روان، در سايه ى ايمان و عمل صالح است)
- دستاورد جامعه ى نبوى، نظامى متعادل و آرام و با امنيّت است.«فمن آمن و اصلح فلاخوف...»
- انسان فطرتاً خواهان آرامش و امنيّت است.«فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
- مداومت بر فسق، زمينه ساز عذاب الهى است.«يمسّهم العذاب بما كانوا يفسقون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۲۳
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (48) وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ (49) و ما پيامبران را جز به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده نمى فرستيم، پس كسانى كه ايمان آورند و (كار خود را) اصلاح كنند، پس بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نمى شوند. و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، عذاب الهى به خاطر فسق و گناهشان، دامنگير آنان مى شود. 





نکته: سؤال: با اينكه در آيات متعددى نسبت به اولياى الهى آمده است كه ترسى بر آنان نيست، «لا خوف عليهم» پس چرا از ويژگى هاى اولياى الهى، بيم از خدا مطرح شده است، «انّا نخاف من ربّنا...»؟ پاسخ: اوّلاً گاهى بيمار، از عمل جراحى و مداوا مى ترسد، ولى پزشك به او اطمينان مى دهد كه جاى نگرانى و ترس نيست. جاى نگرانى نبودن، منافاتى با دلهره ى خود بيمار ندارد. ثانياً: معناى «لاخوف عليهم» آن است كه ترس بر آنان حاكم نمى شود. (حرف «عَلى » به معناى استعلا و غلبه است) نه اينكه اصلاً ترسى ندارند و «يحزنون» يعنى اندوه دائم ندارند (فعل مضارع رمز تداوم است) نه اينكه براى لحظه اى هم نگران نيستند. 





پیام: - محدوده ى كار انبيا را تنها خدا تعيين مى كند. «و ما نرسل...الاّ مبشّرين...» - مسئوليّت انبيا، بشارت و هشدار است، نه اجبار مردم. «الاّ مبشرين و منذرين» - شيوه ى كلّى كار انبيا، يكسان بوده است. «مبشّرين و منذرين» - ارشاد و تربيت، بر دو پايه ى بيم و اميد و كيفر و پاداش استوار است. «مبشّرين و منذرين» - ايمان و عمل صالح، جداى از هم نيستند و عمل منهاى ايمان هم كارساز نيست. «آمن و اصلح» - كارهاى مؤمن، هميشه بايد در جهت اصلاح باشد. «آمن و اصلح» - صالح بودن كافى نيست، مصلح بودن لازم است. «أصلح» - ايمان وعمل، انسان را از بيمارى هاى روحى چون ترس و اندوه بيمه مى كند. «آمن و اصلح فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون» (بهداشت روان، در سايه ى ايمان و عمل صالح است) - دستاورد جامعه ى نبوى، نظامى متعادل و آرام و با امنيّت است. «فمن آمن و اصلح فلاخوف...» - انسان فطرتاً خواهان آرامش و امنيّت است. «فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون» - مداومت بر فسق، زمينه ساز عذاب الهى است. «يمسّهم العذاب بما كانوا يفسقون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَي إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَي وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ (50)
(اى پيامبر! به مردم) بگو: من ادّعا نمى كنم كه گنجينه هاى خداوند نزد من است و من غيب هم نمى دانم و ادّعا نمى كنم كه من فرشته ام، من جز آنچه را به من وحى مى شود پيروى نمى كنم. بگو: آيا نابينا و بينا برابرند؟ آيا نمى انديشيد؟






نکته:
گويا مردم بى ايمان خيال مى كردند كسى مى تواند پيامبر باشد كه خزائن الهى در اختيارش باشد، يا انتظار داشتند تمام كارهاى خود را از مسير علم غيب حل كند، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در اين آيه مأمور مى شود با صراحت جلوى توقّعات نابجا و پندارهاى غلط آنان را بگيرد و محدوده ى وظائف خود را بيان كند و بگويد: معجزات من نيز در چهارچوب وحى الهى است، نه تمايلات شما و بدانيد كه هر كجا به من وحى شد معجزه ارائه خواهم داد، نه هر كجا و هرچه شما هوس كنيد.
در اين آيه، غيب دانستن پيامبر به صورت مستقل نفى شده، ولى گاهى آگاهى هايى از غيب به پيامبر عطا شده است. خداوند بارها درباره ى تاريخ حضرت يوسف و مريم و نوح و... به پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله فرموده است: «ذلك من انباءالغيب نوحيه اليك» اين قصه ها، اطلاعات غيبى است كه به تو مى دهيم. در آخر سوره ى جنّ هم فرموده است: خداوند علم غيب دارد و آن را جز به اولياى خويش عطا نمى كند. پس علم غيب مخصوص خداست و اگر بخواهد گوشه اى از آن را در اختيار اولياى خود قرار مى دهد.
برخورد همه ى انبيا با مردم يكسان بوده است. همين سخنان را حضرت نوح هم به مردم خود مى گفت. (347)----------------------------------------------------------------------347) هود، 31.





پیام:
- صداقت انبيا، تا آنجاست كه اگر فاقد قدرتى باشند، به مردم اعلام مى كنند.«قل لا أقول»
- از كارهاى انبيا، مبارزه با خرافه گرايى و شخصيّت سازى كاذب است.«لااقول... لا اعلم»
- از پيامبران، توقعات بيجا نداشته باشيد. «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه»
- زندگى، اهداف و شيوه ى كار رهبر بايد صريح و روشن براى مردم بيان شود.«قل لا اقول...»
- نگذاريد مردم، شمارا بيش از آنچه هستيد بپندارند.(شخصيّت ها اگر القاب كاذب را از خود نفى كنند، جلوى غلوها و انحرافات گرفته مى شود).«لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه...»
- انبيا، با پول و تهديد و تطميع كار نمى كردند، تا ديگران از روى ترس و طمع، دور آنان جمع نشوند و خيال نكنند كه اگر با پيامبر باشند، از علم غيب يا خزانه ى الهى مشكلاتشان حل خواهد شد.«قل لا اقول...»
- پيامبر براى زندگى شخصى يا اداره ى حكومت، همچون ديگران از مسير عادّى اقدام مى كند و از علم غيب و خزانه ى الهى استفاده شخصى نمى كند، گرچه براى اثبات نبوّت لازم است استفاده كند.«لا اعلم الغيب»
- گرچه پيامبر خزائن الهى و علم غيب ندارد، ولى چون به او «وحى» مى شود بايد از او پيروى كرد.«يوحى الىّ»
- كار پيامبر، نه بر اساس خيال و سليقه است، نه بر اساس تمايلات اجتماعى يا محيط زدگى، بلكه تنها براساس پيروى از وحى است.«ان اتّبع الاّ مايوحى الى»
- رفتار و گفتار پيامبران، براى ما حجّت است، چون بر مبناى وحى است.«ان اتّبع الا ما يوحى الى»
- پيروى از انبيا، بصيرت واعراض از آنان، نابينايى است.«قل هل يستوى الاعمى و البصير»
- فكر صحيح، انسان را به پيروى از انبيا وامى دارد و بهانه ها و توقعات را كنار مى گذارد.«أفلا تتفكّرون»






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَي إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَي وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ (50)
(اى پيامبر! به مردم) بگو: من ادّعا نمى كنم كه گنجينه هاى خداوند نزد من است و من غيب هم نمى دانم و ادّعا نمى كنم كه من فرشته ام، من جز آنچه را به من وحى مى شود پيروى نمى كنم. بگو: آيا نابينا و بينا برابرند؟ آيا نمى انديشيد؟
گويا مردم بى ايمان خيال مى كردند كسى مى تواند پيامبر باشد كه خزائن الهى در اختيارش باشد، يا انتظار داشتند تمام كارهاى خود را از مسير علم غيب حل كند، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در اين آيه مأمور مى شود با صراحت جلوى توقّعات نابجا و پندارهاى غلط آنان را بگيرد و محدوده ى وظائف خود را بيان كند و بگويد: معجزات من نيز در چهارچوب وحى الهى است، نه تمايلات شما و بدانيد كه هر كجا به من وحى شد معجزه ارائه خواهم داد، نه هر كجا و هرچه شما هوس كنيد.
در اين آيه، غيب دانستن پيامبر به صورت مستقل نفى شده، ولى گاهى آگاهى هايى از غيب به پيامبر عطا شده است. خداوند بارها درباره ى تاريخ حضرت يوسف و مريم و نوح و... به پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله فرموده است: «ذلك من انباءالغيب نوحيه اليك» اين قصه ها، اطلاعات غيبى است كه به تو مى دهيم. در آخر سوره ى جنّ هم فرموده است: خداوند علم غيب دارد و آن را جز به اولياى خويش عطا نمى كند. پس علم غيب مخصوص خداست و اگر بخواهد گوشه اى از آن را در اختيار اولياى خود قرار مى دهد.
برخورد همه ى انبيا با مردم يكسان بوده است. همين سخنان را حضرت نوح هم به مردم خود مى گفت. (347)----------------------------------------------------------------------347) هود، 31.
- صداقت انبيا، تا آنجاست كه اگر فاقد قدرتى باشند، به مردم اعلام مى كنند.«قل لا أقول»
- از كارهاى انبيا، مبارزه با خرافه گرايى و شخصيّت سازى كاذب است.«لااقول... لا اعلم»
- از پيامبران، توقعات بيجا نداشته باشيد. «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه»
- زندگى، اهداف و شيوه ى كار رهبر بايد صريح و روشن براى مردم بيان شود.«قل لا اقول...»
- نگذاريد مردم، شمارا بيش از آنچه هستيد بپندارند.(شخصيّت ها اگر القاب كاذب را از خود نفى كنند، جلوى غلوها و انحرافات گرفته مى شود).«لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه...»
- انبيا، با پول و تهديد و تطميع كار نمى كردند، تا ديگران از روى ترس و طمع، دور آنان جمع نشوند و خيال نكنند كه اگر با پيامبر باشند، از علم غيب يا خزانه ى الهى مشكلاتشان حل خواهد شد.«قل لا اقول...»
- پيامبر براى زندگى شخصى يا اداره ى حكومت، همچون ديگران از مسير عادّى اقدام مى كند و از علم غيب و خزانه ى الهى استفاده شخصى نمى كند، گرچه براى اثبات نبوّت لازم است استفاده كند.«لا اعلم الغيب»
- گرچه پيامبر خزائن الهى و علم غيب ندارد، ولى چون به او «وحى» مى شود بايد از او پيروى كرد.«يوحى الىّ»
- كار پيامبر، نه بر اساس خيال و سليقه است، نه بر اساس تمايلات اجتماعى يا محيط زدگى، بلكه تنها براساس پيروى از وحى است.«ان اتّبع الاّ مايوحى الى»
- رفتار و گفتار پيامبران، براى ما حجّت است، چون بر مبناى وحى است.«ان اتّبع الا ما يوحى الى»
- پيروى از انبيا، بصيرت واعراض از آنان، نابينايى است.«قل هل يستوى الاعمى و البصير»
- فكر صحيح، انسان را به پيروى از انبيا وامى دارد و بهانه ها و توقعات را كنار مى گذارد.«أفلا تتفكّرون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۳۹
۴:۱۲
قرآن دوستان سلام
با شروع
امید که همراه باشید و دیگران را همراه کنید و همگام باشیم با قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام
در صلوات شعبانیه میخوانیم:
... اَلمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مٰارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زٰاهِقٌ وَ الّٰازِمُ لَهُمْ لٰاحِقٌ، ...
... پیشافتاده از آنها (از محمد و آل محمد عليهم السلام)، از دين خارج است و عقب مانده از آنها، نابود است و همراه آنان، ملحق به حق است، ...
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۵۳
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَي إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَي وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ (50) (اى پيامبر! به مردم) بگو: من ادّعا نمى كنم كه گنجينه هاى خداوند نزد من است و من غيب هم نمى دانم و ادّعا نمى كنم كه من فرشته ام، من جز آنچه را به من وحى مى شود پيروى نمى كنم. بگو: آيا نابينا و بينا برابرند؟ آيا نمى انديشيد؟ 





نکته: گويا مردم بى ايمان خيال مى كردند كسى مى تواند پيامبر باشد كه خزائن الهى در اختيارش باشد، يا انتظار داشتند تمام كارهاى خود را از مسير علم غيب حل كند، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در اين آيه مأمور مى شود با صراحت جلوى توقّعات نابجا و پندارهاى غلط آنان را بگيرد و محدوده ى وظائف خود را بيان كند و بگويد: معجزات من نيز در چهارچوب وحى الهى است، نه تمايلات شما و بدانيد كه هر كجا به من وحى شد معجزه ارائه خواهم داد، نه هر كجا و هرچه شما هوس كنيد. در اين آيه، غيب دانستن پيامبر به صورت مستقل نفى شده، ولى گاهى آگاهى هايى از غيب به پيامبر عطا شده است. خداوند بارها درباره ى تاريخ حضرت يوسف و مريم و نوح و... به پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله فرموده است: «ذلك من انباءالغيب نوحيه اليك» اين قصه ها، اطلاعات غيبى است كه به تو مى دهيم. در آخر سوره ى جنّ هم فرموده است: خداوند علم غيب دارد و آن را جز به اولياى خويش عطا نمى كند. پس علم غيب مخصوص خداست و اگر بخواهد گوشه اى از آن را در اختيار اولياى خود قرار مى دهد. برخورد همه ى انبيا با مردم يكسان بوده است. همين سخنان را حضرت نوح هم به مردم خود مى گفت. (347) ---------------------------------------------------------------------- 347) هود، 31. 





پیام: - صداقت انبيا، تا آنجاست كه اگر فاقد قدرتى باشند، به مردم اعلام مى كنند. «قل لا أقول» - از كارهاى انبيا، مبارزه با خرافه گرايى و شخصيّت سازى كاذب است. «لااقول... لا اعلم» - از پيامبران، توقعات بيجا نداشته باشيد. «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه» - زندگى، اهداف و شيوه ى كار رهبر بايد صريح و روشن براى مردم بيان شود. «قل لا اقول...» - نگذاريد مردم، شمارا بيش از آنچه هستيد بپندارند. (شخصيّت ها اگر القاب كاذب را از خود نفى كنند، جلوى غلوها و انحرافات گرفته مى شود). «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه...» - انبيا، با پول و تهديد و تطميع كار نمى كردند، تا ديگران از روى ترس و طمع، دور آنان جمع نشوند و خيال نكنند كه اگر با پيامبر باشند، از علم غيب يا خزانه ى الهى مشكلاتشان حل خواهد شد. «قل لا اقول...» - پيامبر براى زندگى شخصى يا اداره ى حكومت، همچون ديگران از مسير عادّى اقدام مى كند و از علم غيب و خزانه ى الهى استفاده شخصى نمى كند، گرچه براى اثبات نبوّت لازم است استفاده كند. «لا اعلم الغيب» - گرچه پيامبر خزائن الهى و علم غيب ندارد، ولى چون به او «وحى» مى شود بايد از او پيروى كرد. «يوحى الىّ» - كار پيامبر، نه بر اساس خيال و سليقه است، نه بر اساس تمايلات اجتماعى يا محيط زدگى، بلكه تنها براساس پيروى از وحى است. «ان اتّبع الاّ مايوحى الى» - رفتار و گفتار پيامبران، براى ما حجّت است، چون بر مبناى وحى است. «ان اتّبع الا ما يوحى الى» - پيروى از انبيا، بصيرت واعراض از آنان، نابينايى است. «قل هل يستوى الاعمى و البصير» - فكر صحيح، انسان را به پيروى از انبيا وامى دارد و بهانه ها و توقعات را كنار مى گذارد. «أفلا تتفكّرون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَي رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)
و به وسيله ى آن (قرآن) كسانى را كه از محشور شدن نزد پروردگارشان بيم دارند هشدار ده (زيرا) غير از خداوند، براى آنان ياور و شفيعى نيست، شايد كه پروا نمايند.






نکته:
در قرآن بارها خداوند به پيامبر صلى الله عليه وآله فرموده است كه هشدار تو تنها در دل خداترسان اثر مى كند، مثل:«انّما تنذر من اتّبع الذّكر و خَشِى الرّحمن» (348)و «انّما تنذر الّذين يخشون ربّهم بالغيب» (349)
--------------------------------------------------------------------348) يس، 11.349) فاطر، 18.





پیام:
- آمادگى افراد، شرط تأثير گذارى هدايت انبيا است. «الّذين يخافون»
- عقيده به معاد، كليد تقوى است. «يخافون ان يحشروا ... لعلّهم يتّقون»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَي رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)
و به وسيله ى آن (قرآن) كسانى را كه از محشور شدن نزد پروردگارشان بيم دارند هشدار ده (زيرا) غير از خداوند، براى آنان ياور و شفيعى نيست، شايد كه پروا نمايند.
در قرآن بارها خداوند به پيامبر صلى الله عليه وآله فرموده است كه هشدار تو تنها در دل خداترسان اثر مى كند، مثل:«انّما تنذر من اتّبع الذّكر و خَشِى الرّحمن» (348)و «انّما تنذر الّذين يخشون ربّهم بالغيب» (349)
--------------------------------------------------------------------348) يس، 11.349) فاطر، 18.
- آمادگى افراد، شرط تأثير گذارى هدايت انبيا است. «الّذين يخافون»
- عقيده به معاد، كليد تقوى است. «يخافون ان يحشروا ... لعلّهم يتّقون»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۵:۰۳
بازارسال شده از رادیو قرآن
۱۹:۰۸
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
با سلام و تحیات؛
حدیث سبک زندگی : کسی که خدا را آنطور که شایسته اوست عبادت کند، خداوند بیش از آنچه آرزو و کفایت اوست به او میدهد(امام حسین ع).
میلاد حضرت سیدالشهداء عليهالسلام حضرت ابالفضلالعباس علیهالسلام، روز پاسدار و جانباز مبارکباد.






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
با سلام و تحیات؛
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۷:۳۳
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَي رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51) و به وسيله ى آن (قرآن) كسانى را كه از محشور شدن نزد پروردگارشان بيم دارند هشدار ده (زيرا) غير از خداوند، براى آنان ياور و شفيعى نيست، شايد كه پروا نمايند. 





نکته: در قرآن بارها خداوند به پيامبر صلى الله عليه وآله فرموده است كه هشدار تو تنها در دل خداترسان اثر مى كند، مثل: «انّما تنذر من اتّبع الذّكر و خَشِى الرّحمن» (348) و «انّما تنذر الّذين يخشون ربّهم بالغيب» (349) -------------------------------------------------------------------- 348) يس، 11. 349) فاطر، 18. 





پیام: - آمادگى افراد، شرط تأثير گذارى هدايت انبيا است. «الّذين يخافون» - عقيده به معاد، كليد تقوى است. «يخافون ان يحشروا ... لعلّهم يتّقون» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ (52)
و كسانى را كه بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى خوانند، در حالى كه رضاى او را مى طلبند، از خود مران. چيزى از حساب آنان بر عهده ى تو نيست، و از حساب تو نيز چيزى بر عهده آنان نيست كه طردشان كنى و در نتيجه از ستمگران شوى.





نکته:
در شأن نزول اين آيه آمده است جمعى از كفّار پولدار، چون ديدند فقيرانى مانند عمار و بلال و خباب و ... دور پيامبر را گرفته اند، پيشنهاد كردند كه آن حضرت، اينان را طرد كند تا آنان گرد او جمع آيند. به نقل «تفسير المنار» خليفه ى دوّم گفت: به عنوان آزمايش، طرح را بپذيريم، آيه ى فوق نازل شد. مشابه اين مطلب در سوره ى كهف، آيه 28 نيز آمده است.
در تفسير قُرطبى آمده است: پيامبر خدا صلى الله عليه وآله پس از نزول اين آيه، از مجلس فقرا بر نمى خاست تا آنكه اوّل فقيران برخيزند.منظور از خواندن خدا در صبح و شب، ممكن است نمازهاى روزانه باشد. (350)------------------------------------------------------------------350) تفسير الميزان.





پیام:
- حفظ نيروهاى مخلص و فقير و مجاهد، مهم تر از جذب سرمايه داران كافر است. «لا تطرد»
- هدف، وسيله را توجيه نمى كند. براى جذب سران كفر، نبايد به مسلمانان موجود اهانت كرد.«لا تطرد»
- اسلام، مكتب مبارزه با تبعيض، نژاد پرستى، امتياز طلبى و باج خواهى است. (با توجّه به شأن نزول)
- اغلب طرفداران انبيا، پابرهنگان بوده اند.(با توجّه به شأن نزول)
- بهانه گيران، اگر از رهبر و مكتب نتوانند عيب بگيرند، از پيروان و وضع اقتصادى آنان عيب جويى مى كنند.(با توجّه به شأن نزول)
- هيچ امتيازى با «ايمان» برابرى نمى كند.«يريدون وجهه»
- ميزان، حال فعلى اشخاص است. اگر مؤمنان فقير، خلاف قبلى داشته باشند، حسابشان با خداست.«ما عليك من حسابهم من شى ء»
- حساب همه با خداست، حتّى رسول اكرم نيز مسئول انتخاب وعمل ديگران نيست،«ما عليك من حسابهم من شى ء»و خود نيز حساب و كتاب دارد. «و ما من حسابك عليهم من شى ء»
- طرد پابرهنگان و محرومان مخلص، ظلم است.«فتكون من الظالمين»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۳__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ (52)
و كسانى را كه بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى خوانند، در حالى كه رضاى او را مى طلبند، از خود مران. چيزى از حساب آنان بر عهده ى تو نيست، و از حساب تو نيز چيزى بر عهده آنان نيست كه طردشان كنى و در نتيجه از ستمگران شوى.
در شأن نزول اين آيه آمده است جمعى از كفّار پولدار، چون ديدند فقيرانى مانند عمار و بلال و خباب و ... دور پيامبر را گرفته اند، پيشنهاد كردند كه آن حضرت، اينان را طرد كند تا آنان گرد او جمع آيند. به نقل «تفسير المنار» خليفه ى دوّم گفت: به عنوان آزمايش، طرح را بپذيريم، آيه ى فوق نازل شد. مشابه اين مطلب در سوره ى كهف، آيه 28 نيز آمده است.
در تفسير قُرطبى آمده است: پيامبر خدا صلى الله عليه وآله پس از نزول اين آيه، از مجلس فقرا بر نمى خاست تا آنكه اوّل فقيران برخيزند.منظور از خواندن خدا در صبح و شب، ممكن است نمازهاى روزانه باشد. (350)------------------------------------------------------------------350) تفسير الميزان.
- حفظ نيروهاى مخلص و فقير و مجاهد، مهم تر از جذب سرمايه داران كافر است. «لا تطرد»
- هدف، وسيله را توجيه نمى كند. براى جذب سران كفر، نبايد به مسلمانان موجود اهانت كرد.«لا تطرد»
- اسلام، مكتب مبارزه با تبعيض، نژاد پرستى، امتياز طلبى و باج خواهى است. (با توجّه به شأن نزول)
- اغلب طرفداران انبيا، پابرهنگان بوده اند.(با توجّه به شأن نزول)
- بهانه گيران، اگر از رهبر و مكتب نتوانند عيب بگيرند، از پيروان و وضع اقتصادى آنان عيب جويى مى كنند.(با توجّه به شأن نزول)
- هيچ امتيازى با «ايمان» برابرى نمى كند.«يريدون وجهه»
- ميزان، حال فعلى اشخاص است. اگر مؤمنان فقير، خلاف قبلى داشته باشند، حسابشان با خداست.«ما عليك من حسابهم من شى ء»
- حساب همه با خداست، حتّى رسول اكرم نيز مسئول انتخاب وعمل ديگران نيست،«ما عليك من حسابهم من شى ء»و خود نيز حساب و كتاب دارد. «و ما من حسابك عليهم من شى ء»
- طرد پابرهنگان و محرومان مخلص، ظلم است.«فتكون من الظالمين»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۳:۴۹
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۳ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ (52) و كسانى را كه بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى خوانند، در حالى كه رضاى او را مى طلبند، از خود مران. چيزى از حساب آنان بر عهده ى تو نيست، و از حساب تو نيز چيزى بر عهده آنان نيست كه طردشان كنى و در نتيجه از ستمگران شوى. 





نکته: در شأن نزول اين آيه آمده است جمعى از كفّار پولدار، چون ديدند فقيرانى مانند عمار و بلال و خباب و ... دور پيامبر را گرفته اند، پيشنهاد كردند كه آن حضرت، اينان را طرد كند تا آنان گرد او جمع آيند. به نقل «تفسير المنار» خليفه ى دوّم گفت: به عنوان آزمايش، طرح را بپذيريم، آيه ى فوق نازل شد. مشابه اين مطلب در سوره ى كهف، آيه 28 نيز آمده است. در تفسير قُرطبى آمده است: پيامبر خدا صلى الله عليه وآله پس از نزول اين آيه، از مجلس فقرا بر نمى خاست تا آنكه اوّل فقيران برخيزند. منظور از خواندن خدا در صبح و شب، ممكن است نمازهاى روزانه باشد. (350) ------------------------------------------------------------------ 350) تفسير الميزان. 





پیام: - حفظ نيروهاى مخلص و فقير و مجاهد، مهم تر از جذب سرمايه داران كافر است. «لا تطرد» - هدف، وسيله را توجيه نمى كند. براى جذب سران كفر، نبايد به مسلمانان موجود اهانت كرد. «لا تطرد» - اسلام، مكتب مبارزه با تبعيض، نژاد پرستى، امتياز طلبى و باج خواهى است. (با توجّه به شأن نزول) - اغلب طرفداران انبيا، پابرهنگان بوده اند. (با توجّه به شأن نزول) - بهانه گيران، اگر از رهبر و مكتب نتوانند عيب بگيرند، از پيروان و وضع اقتصادى آنان عيب جويى مى كنند. (با توجّه به شأن نزول) - هيچ امتيازى با «ايمان» برابرى نمى كند. «يريدون وجهه» - ميزان، حال فعلى اشخاص است. اگر مؤمنان فقير، خلاف قبلى داشته باشند، حسابشان با خداست. «ما عليك من حسابهم من شى ء» - حساب همه با خداست، حتّى رسول اكرم نيز مسئول انتخاب وعمل ديگران نيست، «ما عليك من حسابهم من شى ء» و خود نيز حساب و كتاب دارد. «و ما من حسابك عليهم من شى ء» - طرد پابرهنگان و محرومان مخلص، ظلم است. «فتكون من الظالمين» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ (53)
و اين گونه بعضى از مردم را به وسيله ى بعضى ديگر آزمايش كرديم، تا (از روى استهزا) بگويند: آيا اينانند آنها كه خداوند، از ميان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آيا خداوند به حال شاكران داناتر نيست؟






نکته:
بارها قرآن، بلند پروازى و پر توقّعى سرمايه داران را مطرح و محكوم كرده است. آنان توقّع داشتند وحى و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله: «أءُلقى الذّكر عليه من بيننا» (351)آيا در ميان ما وحى بر او نازل شد؟!«لولا نُزّل هذا القرآن على رجل من القريتين عظيم» (352)چرا وحى بر مرد بزرگى از آن دو قريه نازل نشد؟!
مؤمن واقعى، شاكر نعمت ايمان است.
شخصى نزد امام كاظم عليه السلام از فقر خود شكايت كرد. حضرت فرمود: غنى ترين افراد به نظر تو كيست؟ گفت: هارون الرشيد. پرسيد: آيا حاضرى ايمان خود را بدهى و ثروت او را بگيرى؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنى ترى، چون چيزى دارى كه حاضر به مبادله با ثروت او نيستى. (353)----------------------------------------------------------------------351) قمر، 25.352) زخرف، 31.353) تفسير اطيب البيان.





پیام:
- تفاوت هاى اجتماعى، گاهى وسيله ى آزمايش و شكوفا شدن خصلت ها و رشد آنهاست. اغنيا، با فقرا آزمايش مى شوند.«فَتنّا بعضهم ببعض»
- اغنيا، فقرا را تحقير مى كنند و خود را ارزشمند مى پندارند. «أهولاء...من بيننا»
- فقراى با ايمان، برگزيدگان خدايند. «مَنَّ اللّه عليهم»
- پاسخ توهين هاى كافران، با نوازش و مهر الهى به مؤمنان داده مى شود. «أهؤلاء... أعلم بالشاكرين»
- منّت الهى بر فقيران، نتيجه ى شكر آنان است.«مَنَّ اللّه... بالشّاكرين»
- خداوند طبق حكمتش عمل مى كند، نه توقّع مردم.«أليس اللّه بأعلم بالشّاكرين»
- انبيا، نمونه بارز شاكرين هستند.«بالشّاكرين» (فقرايى هم كه هدايت انبيا را پذيرفته اند، شاكر نعمت هدايت هستند.) «اعلم بالشّاكرين»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ (53)
و اين گونه بعضى از مردم را به وسيله ى بعضى ديگر آزمايش كرديم، تا (از روى استهزا) بگويند: آيا اينانند آنها كه خداوند، از ميان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آيا خداوند به حال شاكران داناتر نيست؟
بارها قرآن، بلند پروازى و پر توقّعى سرمايه داران را مطرح و محكوم كرده است. آنان توقّع داشتند وحى و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله: «أءُلقى الذّكر عليه من بيننا» (351)آيا در ميان ما وحى بر او نازل شد؟!«لولا نُزّل هذا القرآن على رجل من القريتين عظيم» (352)چرا وحى بر مرد بزرگى از آن دو قريه نازل نشد؟!
مؤمن واقعى، شاكر نعمت ايمان است.
شخصى نزد امام كاظم عليه السلام از فقر خود شكايت كرد. حضرت فرمود: غنى ترين افراد به نظر تو كيست؟ گفت: هارون الرشيد. پرسيد: آيا حاضرى ايمان خود را بدهى و ثروت او را بگيرى؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنى ترى، چون چيزى دارى كه حاضر به مبادله با ثروت او نيستى. (353)----------------------------------------------------------------------351) قمر، 25.352) زخرف، 31.353) تفسير اطيب البيان.
- تفاوت هاى اجتماعى، گاهى وسيله ى آزمايش و شكوفا شدن خصلت ها و رشد آنهاست. اغنيا، با فقرا آزمايش مى شوند.«فَتنّا بعضهم ببعض»
- اغنيا، فقرا را تحقير مى كنند و خود را ارزشمند مى پندارند. «أهولاء...من بيننا»
- فقراى با ايمان، برگزيدگان خدايند. «مَنَّ اللّه عليهم»
- پاسخ توهين هاى كافران، با نوازش و مهر الهى به مؤمنان داده مى شود. «أهؤلاء... أعلم بالشاكرين»
- منّت الهى بر فقيران، نتيجه ى شكر آنان است.«مَنَّ اللّه... بالشّاكرين»
- خداوند طبق حكمتش عمل مى كند، نه توقّع مردم.«أليس اللّه بأعلم بالشّاكرين»
- انبيا، نمونه بارز شاكرين هستند.«بالشّاكرين» (فقرايى هم كه هدايت انبيا را پذيرفته اند، شاكر نعمت هدايت هستند.) «اعلم بالشّاكرين»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۳۳
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۴ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ (53) و اين گونه بعضى از مردم را به وسيله ى بعضى ديگر آزمايش كرديم، تا (از روى استهزا) بگويند: آيا اينانند آنها كه خداوند، از ميان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آيا خداوند به حال شاكران داناتر نيست؟ 





نکته: بارها قرآن، بلند پروازى و پر توقّعى سرمايه داران را مطرح و محكوم كرده است. آنان توقّع داشتند وحى و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله: «أءُلقى الذّكر عليه من بيننا» (351) آيا در ميان ما وحى بر او نازل شد؟! «لولا نُزّل هذا القرآن على رجل من القريتين عظيم» (352) چرا وحى بر مرد بزرگى از آن دو قريه نازل نشد؟! مؤمن واقعى، شاكر نعمت ايمان است. شخصى نزد امام كاظم عليه السلام از فقر خود شكايت كرد. حضرت فرمود: غنى ترين افراد به نظر تو كيست؟ گفت: هارون الرشيد. پرسيد: آيا حاضرى ايمان خود را بدهى و ثروت او را بگيرى؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنى ترى، چون چيزى دارى كه حاضر به مبادله با ثروت او نيستى. (353) ---------------------------------------------------------------------- 351) قمر، 25. 352) زخرف، 31. 353) تفسير اطيب البيان. 





پیام: - تفاوت هاى اجتماعى، گاهى وسيله ى آزمايش و شكوفا شدن خصلت ها و رشد آنهاست. اغنيا، با فقرا آزمايش مى شوند. «فَتنّا بعضهم ببعض» - اغنيا، فقرا را تحقير مى كنند و خود را ارزشمند مى پندارند. «أهولاء...من بيننا» - فقراى با ايمان، برگزيدگان خدايند. «مَنَّ اللّه عليهم» - پاسخ توهين هاى كافران، با نوازش و مهر الهى به مؤمنان داده مى شود. «أهؤلاء... أعلم بالشاكرين» - منّت الهى بر فقيران، نتيجه ى شكر آنان است. «مَنَّ اللّه... بالشّاكرين» - خداوند طبق حكمتش عمل مى كند، نه توقّع مردم. «أليس اللّه بأعلم بالشّاكرين» - انبيا، نمونه بارز شاكرين هستند. «بالشّاكرين» (فقرايى هم كه هدايت انبيا را پذيرفته اند، شاكر نعمت هدايت هستند.) «اعلم بالشّاكرين» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَي نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (54)وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55)
و هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، پس بگو: سلام بر شما! پروردگارتان بر خودش رحمت را مقرّر كرده است كه هر كس از شما از روى نادانى كار بدى انجام دهد و پس از آن توبه كند و خود را اصلاح نمايد، پس قطعاً خداوند، آمرزنده و مهربان است.و ما بدين گونه آيات را (براى مردم) به روشنى بيان مى كنيم، (تا حقّ آشكار) و راه و رسم گناهكاران روشن شود.






نکته:
در شأن نزول آيه آمده است، جمعى گنهكار، خدمت پيامبر آمده و گفتند: ما خلاف هاى زيادى كرده ايم. حضرت ساكت شد. اين آيه نازل شد.
در اين سوره، خداوند دوبار جمله: «كتب على نفسه الرحمة» گفته است، يكى براى دلگرم كردن مؤمنان در همين دنيا (همين آيه)، يكى هم در آيه 12 كه براى معاد است.«كتب على نفسه الرّحمة ليجمعنّكم»
جهالت، گاهى در برابر علم است و گاهى در برابر عقل، و در آيه 54 در برابر عقل است.يعنى از روى جهل وبى خردى به گناه كشيده شده اند، نه آنكه نمى دانستند.






پیام:
- ايمان زائر پيامبر خدا، از شرايط دريافت لطف الهى است.«و اذا جاءك الّذين يؤمنون بآياتنا فقل...»
- زيارت پيامبر، راه دريافت لطف خداست.«جاءك... فقل سلام عليكم كتب»
- رابطه ى رهبر و مردم، بر پايه ى انس و محبّت است.«اذا جاءك... فقل سلام عليكم»
- بهترين عبارت تحيّت، «سلام عليكم» است.«فقل سلام عليكم»
- تحقير شدن مؤمنان را جبران كنيد. (در آيه ى 53 متكبّران با لحن تحقيرآميزى مى گفتند: «اَهؤلاء...» ولى در آيه 54 خداوند آن تحقير را جبران مى كند و به پيامبرش دستور سلام كردن به مؤمنان را صادر مى كند.) «فقل سلام عليكم»
- «سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نيز به كوچك، سلام مى كند.«فقل سلام عليكم»
- مربّى ومبلّغ، بايد با برخوردى محبّت آميز با مردم، به آنان شخصيّت دهد.«سلام عليكم»
- اگر گناه از روى لجاجت و استكبار نباشد، قابل بخشش است. (جهالت، عذرى قابل قبول براى بخشش و گذشت از خطاكاران است.) «من عمل منكم سوءً بجهالة»
- خداوند، رحمت را بر خويش واجب كرده، ولى شرط دريافت آن، عذرخواهى و توبه است.«كتب ... ثمّ تاب»
- توبه، تنها يك لفظ نيست، تصميم و اصلاح هم مى خواهد.«تاب و أصلح»
- توبه ى مؤمن حتماً پذيرفته مى شود، «عمل منكم» آغاز توبه، بعد از گناه است. «من بعده»
- عفو الهى همراه با رحمت است.«غفور رحيم» (گناهكار نبايد مأيوس شود)
- روشنگرى نسبت به سيماى مجرمان و راه خطاكاران و اهل توطئه، از اهداف مكتب است.«لتستبين سبيل المجرمين»







@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَي نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (54)وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55)
و هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، پس بگو: سلام بر شما! پروردگارتان بر خودش رحمت را مقرّر كرده است كه هر كس از شما از روى نادانى كار بدى انجام دهد و پس از آن توبه كند و خود را اصلاح نمايد، پس قطعاً خداوند، آمرزنده و مهربان است.و ما بدين گونه آيات را (براى مردم) به روشنى بيان مى كنيم، (تا حقّ آشكار) و راه و رسم گناهكاران روشن شود.
در شأن نزول آيه آمده است، جمعى گنهكار، خدمت پيامبر آمده و گفتند: ما خلاف هاى زيادى كرده ايم. حضرت ساكت شد. اين آيه نازل شد.
در اين سوره، خداوند دوبار جمله: «كتب على نفسه الرحمة» گفته است، يكى براى دلگرم كردن مؤمنان در همين دنيا (همين آيه)، يكى هم در آيه 12 كه براى معاد است.«كتب على نفسه الرّحمة ليجمعنّكم»
جهالت، گاهى در برابر علم است و گاهى در برابر عقل، و در آيه 54 در برابر عقل است.يعنى از روى جهل وبى خردى به گناه كشيده شده اند، نه آنكه نمى دانستند.
- ايمان زائر پيامبر خدا، از شرايط دريافت لطف الهى است.«و اذا جاءك الّذين يؤمنون بآياتنا فقل...»
- زيارت پيامبر، راه دريافت لطف خداست.«جاءك... فقل سلام عليكم كتب»
- رابطه ى رهبر و مردم، بر پايه ى انس و محبّت است.«اذا جاءك... فقل سلام عليكم»
- بهترين عبارت تحيّت، «سلام عليكم» است.«فقل سلام عليكم»
- تحقير شدن مؤمنان را جبران كنيد. (در آيه ى 53 متكبّران با لحن تحقيرآميزى مى گفتند: «اَهؤلاء...» ولى در آيه 54 خداوند آن تحقير را جبران مى كند و به پيامبرش دستور سلام كردن به مؤمنان را صادر مى كند.) «فقل سلام عليكم»
- «سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نيز به كوچك، سلام مى كند.«فقل سلام عليكم»
- مربّى ومبلّغ، بايد با برخوردى محبّت آميز با مردم، به آنان شخصيّت دهد.«سلام عليكم»
- اگر گناه از روى لجاجت و استكبار نباشد، قابل بخشش است. (جهالت، عذرى قابل قبول براى بخشش و گذشت از خطاكاران است.) «من عمل منكم سوءً بجهالة»
- خداوند، رحمت را بر خويش واجب كرده، ولى شرط دريافت آن، عذرخواهى و توبه است.«كتب ... ثمّ تاب»
- توبه، تنها يك لفظ نيست، تصميم و اصلاح هم مى خواهد.«تاب و أصلح»
- توبه ى مؤمن حتماً پذيرفته مى شود، «عمل منكم» آغاز توبه، بعد از گناه است. «من بعده»
- عفو الهى همراه با رحمت است.«غفور رحيم» (گناهكار نبايد مأيوس شود)
- روشنگرى نسبت به سيماى مجرمان و راه خطاكاران و اهل توطئه، از اهداف مكتب است.«لتستبين سبيل المجرمين»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۶:۰۸
🌸🌿 تفسیر روزانه قرآن 📖
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن #تفسیر_نور #سوره_انعام #صفحه_ ۱۳۴ __ أعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَي نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (54) وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55) و هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، پس بگو: سلام بر شما! پروردگارتان بر خودش رحمت را مقرّر كرده است كه هر كس از شما از روى نادانى كار بدى انجام دهد و پس از آن توبه كند و خود را اصلاح نمايد، پس قطعاً خداوند، آمرزنده و مهربان است. و ما بدين گونه آيات را (براى مردم) به روشنى بيان مى كنيم، (تا حقّ آشكار) و راه و رسم گناهكاران روشن شود. 





نکته: در شأن نزول آيه آمده است، جمعى گنهكار، خدمت پيامبر آمده و گفتند: ما خلاف هاى زيادى كرده ايم. حضرت ساكت شد. اين آيه نازل شد. در اين سوره، خداوند دوبار جمله: «كتب على نفسه الرحمة» گفته است، يكى براى دلگرم كردن مؤمنان در همين دنيا (همين آيه)، يكى هم در آيه 12 كه براى معاد است. «كتب على نفسه الرّحمة ليجمعنّكم» جهالت، گاهى در برابر علم است و گاهى در برابر عقل، و در آيه 54 در برابر عقل است. يعنى از روى جهل وبى خردى به گناه كشيده شده اند، نه آنكه نمى دانستند. 





پیام: - ايمان زائر پيامبر خدا، از شرايط دريافت لطف الهى است. «و اذا جاءك الّذين يؤمنون بآياتنا فقل...» - زيارت پيامبر، راه دريافت لطف خداست. «جاءك... فقل سلام عليكم كتب» - رابطه ى رهبر و مردم، بر پايه ى انس و محبّت است. «اذا جاءك... فقل سلام عليكم» - بهترين عبارت تحيّت، «سلام عليكم» است. «فقل سلام عليكم» - تحقير شدن مؤمنان را جبران كنيد. (در آيه ى 53 متكبّران با لحن تحقيرآميزى مى گفتند: «اَهؤلاء...» ولى در آيه 54 خداوند آن تحقير را جبران مى كند و به پيامبرش دستور سلام كردن به مؤمنان را صادر مى كند.) «فقل سلام عليكم» - «سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نيز به كوچك، سلام مى كند. «فقل سلام عليكم» - مربّى ومبلّغ، بايد با برخوردى محبّت آميز با مردم، به آنان شخصيّت دهد. «سلام عليكم» - اگر گناه از روى لجاجت و استكبار نباشد، قابل بخشش است. (جهالت، عذرى قابل قبول براى بخشش و گذشت از خطاكاران است.) «من عمل منكم سوءً بجهالة» - خداوند، رحمت را بر خويش واجب كرده، ولى شرط دريافت آن، عذرخواهى و توبه است. «كتب ... ثمّ تاب» - توبه، تنها يك لفظ نيست، تصميم و اصلاح هم مى خواهد. «تاب و أصلح» - توبه ى مؤمن حتماً پذيرفته مى شود، «عمل منكم» آغاز توبه، بعد از گناه است. «من بعده» - عفو الهى همراه با رحمت است. «غفور رحيم» (گناهكار نبايد مأيوس شود) - روشنگرى نسبت به سيماى مجرمان و راه خطاكاران و اهل توطئه، از اهداف مكتب است. «لتستبين سبيل المجرمين» 





@tafsir_qoraan https://ble.ir/tafsir_nor https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ (56)
بگو: من از پرستش آنها كه به جاى خدا مى خوانيد نهى شده ام. بگو: من از هوسهاى شما پيروى نمى كنم، كه در اين صورت گمراه شده و از هدايت يافتگان نخواهم بود.






نکته:--------------------------------------------------------------------





پیام:
- در پاسخ به تمايلات نابجاى مشركين مبنى بر پذيرش بت ها و روش آنان، بايد با صراحت جواب نفى داد.«نُهيتُ، لا أتّبع، ضللت» (آرى شرك، در هيچ قالبى مجاز نيست)
- برخورد و موضع گيرى هاى پيامبر صلى الله عليه وآله، از وحى سرچشمه مى گيرد.«قل، قل»
- برائت از شرك، جزو اسلام است.«نُهيتُ أن أعبد الّذين تدعون من دون اللّه»
- ريشه ى شرك، هواپرستى است. «لا أتّبع أهوائكم»
- مبلّغ، نبايد در پى ارضاى هوسهاى مردم باشد.«لا أتّبع أهوائكم»
- هواپرستى، زمينه ى هدايت را در انسان از بين مى برد.«لاأتّبع اهوائكم... ما أنا من المهتدين»






@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
تفسیر کوتاه نور آیه به آیه از ابتدای قرآن
#تفسیر_نور#سوره_انعام#صفحه_ ۱۳۴__أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ (56)
بگو: من از پرستش آنها كه به جاى خدا مى خوانيد نهى شده ام. بگو: من از هوسهاى شما پيروى نمى كنم، كه در اين صورت گمراه شده و از هدايت يافتگان نخواهم بود.
- در پاسخ به تمايلات نابجاى مشركين مبنى بر پذيرش بت ها و روش آنان، بايد با صراحت جواب نفى داد.«نُهيتُ، لا أتّبع، ضللت» (آرى شرك، در هيچ قالبى مجاز نيست)
- برخورد و موضع گيرى هاى پيامبر صلى الله عليه وآله، از وحى سرچشمه مى گيرد.«قل، قل»
- برائت از شرك، جزو اسلام است.«نُهيتُ أن أعبد الّذين تدعون من دون اللّه»
- ريشه ى شرك، هواپرستى است. «لا أتّبع أهوائكم»
- مبلّغ، نبايد در پى ارضاى هوسهاى مردم باشد.«لا أتّبع أهوائكم»
- هواپرستى، زمينه ى هدايت را در انسان از بين مى برد.«لاأتّبع اهوائكم... ما أنا من المهتدين»
@tafsir_qoraan
https://ble.ir/tafsir_nor
https://chat.whatsapp.com/8v1gW9NspMeGZWn3FPKv5V
۴:۰۲