إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلَالًا بَعِيدًا ﴿١٦٧﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا ﴿١٦٨﴾
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا...»کافرانی که کفرشان را در بستر سد کردن راه خدا نشان دادند، ضلالتشان بیشتر است.
مصادیقیهود که جلوی شناخته شدن پیامبر بعدی را بعد از موسی گرفتند، قریش که جلوی شناختن امیرالمؤمنین را بعد از پیامبر گرفتند. شاید اینها یک جریان انحرافی در طول تاریخ هستند که هرروز به یک نام شناخته میشوند؛ یک روز یهود، یک روز بنی امیه!
انواع گناهان
مگر به راه دوزخ که در آن جاودانه اند؛ و این کار بر خدا آسان است.
۱۵:۵۶
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَكُمْ ۚ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا
🟡خطاب «یا أیها الناس» عمومی است و همه انسانها (اهل کتاب و غیر اهل کتاب) را شامل میشود.· این تعمیم، نشاندهنده جهانی بودن رسالت پیامبر اکرم(ص) است.· تغییر خطاب از «یا أهل الکتاب» به «یا أیها الناس» ممکن است حاوی پیامی برای اهل کتاب باشد که خود را جدا از دیگران نبینند و بدانند این رسول برای همه آمده است.
🟢معنای «قد جاءکم الرسول بالحق من ربکم»:
«الرسول» اشاره به همان پیامبر موعودی است که در کتابهای پیشین بشارت داده شده بود.
🟡نتیجه کفر و ارتباط آن با مالکیت الهی:
🟢علم و حکمت الهی:
۱۵:۵۶
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۖ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ ۚ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ ۚ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ۘ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
🟢«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ»یا عام است به معنی همه اهل کتاب یعنی ادیان یا اعم به معنی انديشهها یا اخص به معنی یهود و نصاری
🟡«وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ»این ریشه غلو است.ای کسانی که دین الهی پیشه کردید! شما اگر میخواهید در دین حرف بزنید، باید از خدا حرف بزنید و اگر نزنید، مبتلا به غلو میشوید. افراط و تفریطشان به یک چیز برمیگردد. توهم همه جا ممنوع است. در دین ممنوعتر.
🟠«وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ »هیچجا نباید غیر حق گفت. علی الله خصوصیت دارد که گفته میشود. در امور دینی نظریه پردازی ممنوع است. باید از حق محض بیاید. نفیا و اثباتا در امور دین با امور ذهنی و توهمات نمیشود حرف زد. حق متعدد نیست. اینگونه حق اثبات میشود. حق واحد و مشخص و محدود است.
🟡تبیین جایگاه واقعی حضرت عیسیاین آیه با سه ویژگی، مقام حضرت عیسی را توضیح میدهد تا جلوی ادعای الوهیت او را بگیرد:
۱۵:۵۶
🟢 نهی از غلو در دین
🟡تبیین حقیقت حضرت عیسی(ع) و ردّ تثلیث
🟠 معنای «کلمه» و «روح»
۱۲:۱۰
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ۚ وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا(۱۷۲)
🟡۱. نهی از دو انحراف اساسی:
غلو در دین (لَا تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ):
🟡۲. تبیین حقیقت حضرت عیسی(ع) با پنج عنوان (إِنَّمَا الْمَسِيحُ...):
آیه با قید حصر «إِنَّمَا» (فقط و فقط) برای رد غلو، پنج وصف برای عیسی(ع) ذکر میکند:
تأکید بر نسب مادری و نداشتن پدر بشری. نه زنا بوده، نه ازدواج پنهانی. خلقت او معجزهآسا و بیپدر (مشابه حضرت آدم) است.
کلمه در اینجا به معنای کلمهی تکوینی «کُن» است. خلقت عیسی(ع) یک خلقت بیواسطه، آنی و خارج از نظام علّی-معلولی عادی (از جنس «امر» الهی) بوده، مانند گفتن «باش» که فوراً محقق میشود.
«أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ»: این کلمه (فرمان آفرینش) به مریم القا شد، نه اینکه رابطهای از جنس ازدواج یا حلول وجود داشته باشد.
میتواند اشاره به روح القدس (همان که در آیه «وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» آمده) باشد؛ یعنی نیروی تأیید و حمایت ویژهی الهی که به پیامبران داده میشود و کارهای خارقالعاده عیسی(ع) از این طریق بوده است. میتواند اشاره به روح حیات باشد که مستقیماً از جانب خدا به عیسی(ع) داده شد (چون سایر انسانها روح را از طریق پدر و مادر دریافت میکنند).
در هر صورت، این روح مخلوق و از جانب خداست، نه جزئی از ذات خدا.
🟡۳. دستور نهایی و نهی از تثلیث:
🟡۴. تأکید بر توحید محض و تنزیه خداوند:
۱۲:۱۱
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ۚ وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا (۱۷۲)
🟢در این آیه توصیف میکند رسولان الهی را، [هشدار میدهد] شما با خدایی کردن اینها حواستان هست چه کردید؟ برفرض که خدا تعدد بود و کسی میتوانست خدا باشد که نمیشود؛ اصلا عیسی و مسیح و هیچیک از ملائکه مقرب هوس الوهیت ندارند، از عبودیت بیشتر لذت میبرند.
🟢لَنْ يَسْتَنْكِفَ: شجرهای که آدم خورد همین استقلالطلبی بود میخواست خودش باشد! حرص یا خلود یا هرچه را بگویند خروج از عبودیت است! لذا نگفت آدم، گفت مسیح که مقامش اینقدر بالاست و ملائکه مقرب، نه همه ملائکه؛ هیچکدام استنکاف از عبودیت ندارند. اصلا شئون عبودیت را ترک نکردهاند. اینکه میگویند ارادهای جز اراده خدا ندارند یعنی آنجایی که تفویض بشود جز اراده خدا را دنبال نمیکنند.
🟢لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ ۚ: مسیح به هویت مسیحیتاش هویتش ابا ندارد.
🟢وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ: ملک هرچقدر هم مقرب باشد از عبودیت تهی نمیشود بلکه عبودیتش بیشتر هم میشود. حتی ویژگیهای آنها هم منافاتی با عبودیت ندارد.
🟢وَيَسْتَكْبِرْ: چون استکبار ندارند، انهایی که میخواهند از زیر عبودیت خارج شوند به نوعی انانیت دارند. بدترین نوع کبر است. هدف و تکامل جن و انس به عبادت است. اگر کسی از این مسیر خارج شد عملا رشد ندارد. (عالم به غیب هستند اما عامل به غیب نیستند، علم غیب دارند اما براساس علم غیب عمل نمیکنند. لذا ملائکه بااینکه اشراف غیبی دارند اما اراده غیر الهی نمیکنند. چون عبودیت را دوست دارند، چون تکبر ندارند! )در علوم فطری جهل و نسیان معنا ندارد.فرض اینکه انسانی جاهلا ترک عبادت بکند نداریم. انسانها در اصل عبودیت معذور نیستند. عبودیت وجود فطری ماست. استکبار معلول جهل مرکب است.
🟢فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا: هرکس استنکاف کرد را یکجا جمع میکنیم، حرفی از عقوبت اینجا نمیزند. ۱. خود حشر بزرگترین شاهد عبودیت است. اطاعت به امر الهی، اسرافیل بوق را بزن که همه بیایند. ۲. استینافی که به آنها دادیم برای این است خودشان را نشان بدهند.افرادی که عبادت خالص دارند حشر ندارند چون حشر برای حساب و کتاب است.
۱۲:۱۱
🟠 «لَّن يَسْتَنكِفَ ٱلْمَسِيحُ... وَلَا ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ ٱلْمُقَرَّبُونَ»: مسیح و فرشتگان مقرب هرگز ابا و امتناعی از اینکه بنده خدا باشند، ندارند.
🟠۳. جمعبندی
آیه با قاطعیت اعلام میکند که برترین مخلوقات الهی (مسیح و ملائکه مقرب) عبودیت را عین کمال و شرافت خود میدانند و از آن لذت میبرند. غلو در حق آنان، در حقیقت توهین به مقام عبودیت و اتهام ترک بندگی به آنان است. در مقابل، هرگونه سرپیچی از عبودیت، ریشه در تکبر دارد و سرانجامش محشور شدن در صحنهای است که خود، بزرگترین نمایشگر بندگی عمومی و شکست تکبر انسان است.
۱۲:۱۱
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا(۱۷۳)
این آیه ادامه پاسخ به غلو مسیحیان درباره عیسی(ع) است. در آیه قبل (۱۷۲) گفته شد که مسیح و ملائکهی مقرب هرگز از عبودیت خداوند استنکاف (ابا و سرپیچی) نمیکنند. این آیه سرنوشت دو گروه در قیامت را شرح میدهد.
این گروه که ایمان و عمل صالح را با هم دارند، دو نوع پاداش دریافت میکنند:
این گروه که استنکاف (امتناع قلبی) و استکبار (تکبر عملی) ورزیدند، کیفر میبینند.
۱۲:۱۲
بازارسال شده از لسان صدق
بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | اینستاگرام | سایت
۱۱:۴۰