بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«بیت سوم»
در میان بیت سوم، محشری برپا نمودهدست تقدیرش حدیث عشق را یکجا سروده
گرکه تعبیرم به صورت ننگری، کفرش ندانیاو ز شاعر هم بلی، پیش از ازل دل را ربوده
تاکه نورِ وجه او روشن کند أرض و سما رابانثار خون خود زنگار از جانها زدوده
باهزار و نهصد و پنجاه زخم تیغ و نیزهباب یکتایی به رویِ هر که حق خواهد گشوده
آنکه در عرشش خدا بنوشته از نور نجاتشجزحسین بن علی بن ابیطالب که بوده؟
سجاد رستمعلی (تهمتن)
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#امام_حسین#حضرت_عشق#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن):
@TahamtanPoems
«بیت سوم»
در میان بیت سوم، محشری برپا نمودهدست تقدیرش حدیث عشق را یکجا سروده
گرکه تعبیرم به صورت ننگری، کفرش ندانیاو ز شاعر هم بلی، پیش از ازل دل را ربوده
تاکه نورِ وجه او روشن کند أرض و سما رابانثار خون خود زنگار از جانها زدوده
باهزار و نهصد و پنجاه زخم تیغ و نیزهباب یکتایی به رویِ هر که حق خواهد گشوده
آنکه در عرشش خدا بنوشته از نور نجاتشجزحسین بن علی بن ابیطالب که بوده؟
سجاد رستمعلی (تهمتن)
#امام_حسین#حضرت_عشق#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۳:۵۹
۱۷:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم
«سجاد»
مرا از عشق، نامم را پدر هم نام او کردهز بعدش مام کامم را عَجین جام او کرده
خدا من را به تقدیرش، ز روی حُسن تدبیرشکبوتر بچهی جَلدی بروی بام او کرده
چه بد گفتم، غلط کردم، ندارد گنبدی آخرخرابش از سرِ کین، خصمِ خوناشام او کرده
و اینها از سرِ حِقدی است کز کرب و بلا خیزدکه ویران کاخهاشان خطبههای شام او کرده
بِسان روضه شد شعری که گفتم در شب زادشخدا را شکر من را شاعر خوشنام او کرده
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. عشق: حالتی که در آن عاشق به حسب معرفت به معشوق در او ذوب شده و او را بر خود در همه امور مقدم میدارد و از خود فارغ شده و «او» میشود.۲. مام: مادر۳. کام: خواهش، مقصود، آرزو؛ همچنین دهان۴. عجین: در آمیختن، آغشته کردن۵. جام: پیاله؛ در عرفان به معنی عشق، معرفت، تعینات ذات در مرتبه اسما و صفات، حقایق و اسرار الهی۶. تقدیر: معین کردن اندازه و میزان حکم۷. تدبیر: نیکو اندیشیدن و به عاقبت امر توجه داشتن۸. کبوتر جلد: کبوتر خانه زاد که خانه و لانه را گم نکند و هرجا که رود بازآید.۹. کین: عداوت، بغض و کینه۱۰. خصم: دشمن۱۱. خوناشام: بیرحم، سخت دل، خونریز۱۲. حقد: کینه۱۳. روضه: نوحهسرایی بر مصائب اهلبیت صلواتاللهعلیهم به نثر۱۴. زاد: میلاد۱۵. خوشنام: دارای نام نیکو
️ بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#امام_سجاد#میوه_دل_ارباب#یادگار_کربلا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست








پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«سجاد»
مرا از عشق، نامم را پدر هم نام او کردهز بعدش مام کامم را عَجین جام او کرده
خدا من را به تقدیرش، ز روی حُسن تدبیرشکبوتر بچهی جَلدی بروی بام او کرده
چه بد گفتم، غلط کردم، ندارد گنبدی آخرخرابش از سرِ کین، خصمِ خوناشام او کرده
و اینها از سرِ حِقدی است کز کرب و بلا خیزدکه ویران کاخهاشان خطبههای شام او کرده
بِسان روضه شد شعری که گفتم در شب زادشخدا را شکر من را شاعر خوشنام او کرده
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. عشق: حالتی که در آن عاشق به حسب معرفت به معشوق در او ذوب شده و او را بر خود در همه امور مقدم میدارد و از خود فارغ شده و «او» میشود.۲. مام: مادر۳. کام: خواهش، مقصود، آرزو؛ همچنین دهان۴. عجین: در آمیختن، آغشته کردن۵. جام: پیاله؛ در عرفان به معنی عشق، معرفت، تعینات ذات در مرتبه اسما و صفات، حقایق و اسرار الهی۶. تقدیر: معین کردن اندازه و میزان حکم۷. تدبیر: نیکو اندیشیدن و به عاقبت امر توجه داشتن۸. کبوتر جلد: کبوتر خانه زاد که خانه و لانه را گم نکند و هرجا که رود بازآید.۹. کین: عداوت، بغض و کینه۱۰. خصم: دشمن۱۱. خوناشام: بیرحم، سخت دل، خونریز۱۲. حقد: کینه۱۳. روضه: نوحهسرایی بر مصائب اهلبیت صلواتاللهعلیهم به نثر۱۴. زاد: میلاد۱۵. خوشنام: دارای نام نیکو
#امام_سجاد#میوه_دل_ارباب#یادگار_کربلا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۷:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم
«دستان رب»
دامنکشان حور و ملک، از عرش بالا میرسدطفلی شگفت انگیز از، اولاد مولا میرسد
طفلی که عالِم میشود، رب المَعالِم میشودتفسیر بیمانندی از، عشق و تَوَلا میرسد
چون او دگر خلقت نشد، هم معنی شوکت نشدچون تکیهگاهی بر حسین، آن شاه والا میرسد
حامی دین مصطفی، نور دو چشم مرتضیدستان ربّ سرمدِ عالیِ اعلی میرسد
قرص قمر شرمندهاش، آزادمردان بندهاشساقی دشت نینوا، سردار مهلا میرسد
سجاد رستمعلی (تهمتن)
️ بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#حضرت_عباس#قمر_بنی_هاشم#روز_جانباز#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست








پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«دستان رب»
دامنکشان حور و ملک، از عرش بالا میرسدطفلی شگفت انگیز از، اولاد مولا میرسد
طفلی که عالِم میشود، رب المَعالِم میشودتفسیر بیمانندی از، عشق و تَوَلا میرسد
چون او دگر خلقت نشد، هم معنی شوکت نشدچون تکیهگاهی بر حسین، آن شاه والا میرسد
حامی دین مصطفی، نور دو چشم مرتضیدستان ربّ سرمدِ عالیِ اعلی میرسد
قرص قمر شرمندهاش، آزادمردان بندهاشساقی دشت نینوا، سردار مهلا میرسد
سجاد رستمعلی (تهمتن)
#حضرت_عباس#قمر_بنی_هاشم#روز_جانباز#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۷:۳۴
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«فصل یخبندان»
درختان، خشک و عورند و شرر، آذر زند بر جانشکسته استخوان، سرما، زمین در حسرت باران
چونان سوزی است صورتها به سرخی میزند پهلوو اهل رَشک، با نخوت، به گرماگرم با بُهتان
و ابر کینه، همپیمانه با گرد و غبارِ جهلگلو را میفشارد تا بمیرد در خودش انسان
نه تنها شب، گرفته صورتِ خورشید با ظلمتستاره ریخته از آسمان چون برگ پاییزان
و بوف شوم پوشیده، ردای حضرت سیمرغو هوهو میکند چون صوفیانِ حضرتِ جانان
عجب احوال تلخی دارد این پاییز وهمانگیزکه برده از دلِ عشاق هم، سودای تابستان
رها شو تیرِ مانده در میانِ چلهی داوربیا تا دور هم گردآوری مردانِ سرگردان
بِدم! ای هر دمت بادِ بهاران! ای دمت اعجاز!بِدم! تا طی شود با یک نفس این فصلِ یخبندان
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
عور: برهنه، لختشرر: شراره، شعلهآذر: آتش، همچنین ماه نهم از سال هجری شمسیرشک: حسادت، بخلنخوت: خودپسندی، غروربهتان: تهمت، افتراهمپیمانه: همپیاله، همدستتیر: گلوله، بهره و قسمت، ماه چهارم از سال هجری شمسیچله: زهِ کمان، مدت زمان اعتکاف اهل معرفت، چهلمین روز از تابستان یا زمستانداور: اسم خدا به معنی حکم کنندهاعجاز: معجزه، خرقِ عادت
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن):
@TahamtanPoems
«فصل یخبندان»
درختان، خشک و عورند و شرر، آذر زند بر جانشکسته استخوان، سرما، زمین در حسرت باران
چونان سوزی است صورتها به سرخی میزند پهلوو اهل رَشک، با نخوت، به گرماگرم با بُهتان
و ابر کینه، همپیمانه با گرد و غبارِ جهلگلو را میفشارد تا بمیرد در خودش انسان
نه تنها شب، گرفته صورتِ خورشید با ظلمتستاره ریخته از آسمان چون برگ پاییزان
و بوف شوم پوشیده، ردای حضرت سیمرغو هوهو میکند چون صوفیانِ حضرتِ جانان
عجب احوال تلخی دارد این پاییز وهمانگیزکه برده از دلِ عشاق هم، سودای تابستان
رها شو تیرِ مانده در میانِ چلهی داوربیا تا دور هم گردآوری مردانِ سرگردان
بِدم! ای هر دمت بادِ بهاران! ای دمت اعجاز!بِدم! تا طی شود با یک نفس این فصلِ یخبندان
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
عور: برهنه، لختشرر: شراره، شعلهآذر: آتش، همچنین ماه نهم از سال هجری شمسیرشک: حسادت، بخلنخوت: خودپسندی، غروربهتان: تهمت، افتراهمپیمانه: همپیاله، همدستتیر: گلوله، بهره و قسمت، ماه چهارم از سال هجری شمسیچله: زهِ کمان، مدت زمان اعتکاف اهل معرفت، چهلمین روز از تابستان یا زمستانداور: اسم خدا به معنی حکم کنندهاعجاز: معجزه، خرقِ عادت
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۴:۲۷
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«فصل رستاخیز»
ای بهارِ خرّمِ جانها! بیا تعجیل کنرمزِ بگذشتن ز بحرانها! بیا تعجیل کن
این زمستان، سخت دلها را پریشان کرده استچارهی دردِ پریشانها! بیا تعجیل کن
سوزِ بیمهری، خلایق را چُنان قندیل کردای حضورت، ختمِ بورانها! بیا تعجیل کن
شاخههای خشک، دستانی به سوی آسمانمرهمِ آلام و افغانها! بیا تعجیل کن
دانهها، مؤمن به خورشیدند، حتی پشتِ ابرفصلِ سرسبزیِ بستانها! بیا تعجیل کن
اهلِ خدعه، ابرهای تیره را افزون کنندهادمِ بنیانِ بُطلانها! بیا تعجیل کن
اهلِ تزویر، آبرو بُردند از دین پیشِ خلقای تعالیبخشِ ایمانها! بیا تعجیل کن
این زمستانِ بلا، باللَّه که طولانی شدهفصلِ رستاخیزِ انسانها! بیا تعجیل کن
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. بوران: کولاک، طوفان همراه با برف و سرمای شدید۲. آلام: دردها و رنجها۳. افغان: ندبه، فریاد و زاری، فَغان۴. خدعه: فریب۵. هادم: نابود کننده۶. اساس، بنیاد، شالوده۷. بطلان: باطل بودن، فاسد بودن، پوچی۸. تزویر: ظاهرسازی، ظاهرنمایی۹. رستاخیز: قیام، به پا خاستن، بیداری
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن):
@TahamtanPoems
«فصل رستاخیز»
ای بهارِ خرّمِ جانها! بیا تعجیل کنرمزِ بگذشتن ز بحرانها! بیا تعجیل کن
این زمستان، سخت دلها را پریشان کرده استچارهی دردِ پریشانها! بیا تعجیل کن
سوزِ بیمهری، خلایق را چُنان قندیل کردای حضورت، ختمِ بورانها! بیا تعجیل کن
شاخههای خشک، دستانی به سوی آسمانمرهمِ آلام و افغانها! بیا تعجیل کن
دانهها، مؤمن به خورشیدند، حتی پشتِ ابرفصلِ سرسبزیِ بستانها! بیا تعجیل کن
اهلِ خدعه، ابرهای تیره را افزون کنندهادمِ بنیانِ بُطلانها! بیا تعجیل کن
اهلِ تزویر، آبرو بُردند از دین پیشِ خلقای تعالیبخشِ ایمانها! بیا تعجیل کن
این زمستانِ بلا، باللَّه که طولانی شدهفصلِ رستاخیزِ انسانها! بیا تعجیل کن
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. بوران: کولاک، طوفان همراه با برف و سرمای شدید۲. آلام: دردها و رنجها۳. افغان: ندبه، فریاد و زاری، فَغان۴. خدعه: فریب۵. هادم: نابود کننده۶. اساس، بنیاد، شالوده۷. بطلان: باطل بودن، فاسد بودن، پوچی۸. تزویر: ظاهرسازی، ظاهرنمایی۹. رستاخیز: قیام، به پا خاستن، بیداری
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۶:۰۴
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«ملت سلمان»
مطربان، دف زن و سرمست و غزلخوان شمابلبلان، بندهی خوشخوانِ سرِ خوان شما
مُلکِ دارا، قدمِ کوچکی از ساحتتانجامجم خلعتیِ نوکر دیوانِ شما
گردشِ دورِ فلک، هست طوافی به مُداممِهر را روز نویش حاصل احسان شما
کامِ عطشانِ زمین، در طلبِ جام شماآسمان، خواب خوشش، برکتِ نیسانِ شما
تا گشایش شود اندر گرهِ اهلِ زمانگیسویش بید، گِره داده به ایوانِ شما
نرگس و لاله و سوسن، همگی چشم به راهمرهمِ زخمِ جهان است نهانجانِ شما
بهر آمادگیِ عرصهی دنیا به جلوسعزمِ خود، جزم کند ملتِ سلمان شما
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. مطرب: به طرب آورنده، خواننده، نوازنده۲. خوان: ضیافت، مهمانی، بساط، سفره۳. دارا: داریوش اول ملقب به داریوش کبیر، نخستین پادشاه سلسله هخامنشیان۴. ساحت: قلمرو، پیشگاه۵. جام جم: پیاله کیخسرو که توسط حکما ساخته شده و جهان در آن هویدا بود.۶. خلعتی: هدیه، پاداش۷. دیوان: دولت۸. گردش دور فلک: چرخش یک دور کامل اجرام آسمانی در مدار خود۹. طواف: گرد چیزی گشتن۱۰. مُدام: مستمر، همچین ته پیاله شراب۱۱. مهر: رب النوع آفتاب۱۲. نیسان: بارانی که به مدت بیست روز پس از بیستم فروردین باریده، آن را جمع کرده و به آن دعا میخوانند.۱۳. ایوان: کاخ پادشاه۱۴. نهانجان: جانِ پنهان۱۵. عرصه: مجموع زمین و بنای متعلق به آن۱۶. جلوس: بر مسند حکمرانی قرار گرفتن
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«ملت سلمان»
مطربان، دف زن و سرمست و غزلخوان شمابلبلان، بندهی خوشخوانِ سرِ خوان شما
مُلکِ دارا، قدمِ کوچکی از ساحتتانجامجم خلعتیِ نوکر دیوانِ شما
گردشِ دورِ فلک، هست طوافی به مُداممِهر را روز نویش حاصل احسان شما
کامِ عطشانِ زمین، در طلبِ جام شماآسمان، خواب خوشش، برکتِ نیسانِ شما
تا گشایش شود اندر گرهِ اهلِ زمانگیسویش بید، گِره داده به ایوانِ شما
نرگس و لاله و سوسن، همگی چشم به راهمرهمِ زخمِ جهان است نهانجانِ شما
بهر آمادگیِ عرصهی دنیا به جلوسعزمِ خود، جزم کند ملتِ سلمان شما
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. مطرب: به طرب آورنده، خواننده، نوازنده۲. خوان: ضیافت، مهمانی، بساط، سفره۳. دارا: داریوش اول ملقب به داریوش کبیر، نخستین پادشاه سلسله هخامنشیان۴. ساحت: قلمرو، پیشگاه۵. جام جم: پیاله کیخسرو که توسط حکما ساخته شده و جهان در آن هویدا بود.۶. خلعتی: هدیه، پاداش۷. دیوان: دولت۸. گردش دور فلک: چرخش یک دور کامل اجرام آسمانی در مدار خود۹. طواف: گرد چیزی گشتن۱۰. مُدام: مستمر، همچین ته پیاله شراب۱۱. مهر: رب النوع آفتاب۱۲. نیسان: بارانی که به مدت بیست روز پس از بیستم فروردین باریده، آن را جمع کرده و به آن دعا میخوانند.۱۳. ایوان: کاخ پادشاه۱۴. نهانجان: جانِ پنهان۱۵. عرصه: مجموع زمین و بنای متعلق به آن۱۶. جلوس: بر مسند حکمرانی قرار گرفتن
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۸:۲۳
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«بهاران»
آمد ترنم جان، ای بلبل خوش الحان!تصنیف تازهای گو، آواز تازهای خوان
چشمم چو فرش راهش، سرخ از سر پگاهششب را وداع گویید، آمد چو مهرِ تابان
اسپند و عنبر آرید، و إن یکاد خوانیدجان مرا بگیر و، دور سرش بچرخان
بنیان محکم آمد، عشق مجسم آمدآذین به ریسه کن دل، آمد صعودِ انسان
بین خوان رحمت آمد، راه سلامت آمدمخروبه عالم از جنگ، از نو شود گلستان
برگو به تاجداران، از ندبههای یارانپایین ز تخت آیید، سر میرسد بهاران
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. ترنم: نغمه، زیبا کردن نغمه در تلاوت قرآن۲. تصنیف: ترانه۳. پگاه: فجر، سحر۴. مهر: خورشید۵. اسپند: اسفند۶. عنبر: مادهای خوشبو و خاکستری رنگ۷. و إن یکاد: آیهای از قرآن برای جلوگیری از چشم زخم۸. بنیان: بنیاد، اساس۹. مجسم: مصور۱۰. آذین: چراغانی، آیینبندی۱۱. صعود: عروج۱۲. خوان: بساط۱۳. ندبه: تضرع، زاری
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«بهاران»
آمد ترنم جان، ای بلبل خوش الحان!تصنیف تازهای گو، آواز تازهای خوان
چشمم چو فرش راهش، سرخ از سر پگاهششب را وداع گویید، آمد چو مهرِ تابان
اسپند و عنبر آرید، و إن یکاد خوانیدجان مرا بگیر و، دور سرش بچرخان
بنیان محکم آمد، عشق مجسم آمدآذین به ریسه کن دل، آمد صعودِ انسان
بین خوان رحمت آمد، راه سلامت آمدمخروبه عالم از جنگ، از نو شود گلستان
برگو به تاجداران، از ندبههای یارانپایین ز تخت آیید، سر میرسد بهاران
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. ترنم: نغمه، زیبا کردن نغمه در تلاوت قرآن۲. تصنیف: ترانه۳. پگاه: فجر، سحر۴. مهر: خورشید۵. اسپند: اسفند۶. عنبر: مادهای خوشبو و خاکستری رنگ۷. و إن یکاد: آیهای از قرآن برای جلوگیری از چشم زخم۸. بنیان: بنیاد، اساس۹. مجسم: مصور۱۰. آذین: چراغانی، آیینبندی۱۱. صعود: عروج۱۲. خوان: بساط۱۳. ندبه: تضرع، زاری
#انتظار#امام_زمان#ملت_ظهور#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۲۰:۴۵
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«بیداری»
هیچ باور شدنی است؟!
قومِ زندانیِ در بندِ هوسناگه از خوابِ هزاران سالهمردنی کامل و تامخارج از دایرهی منطق و عقلبیسبب برخیزد!؟
وچه خوابی؟!همه هذیانِ ملامتگونهخوابی از جنسِ سکونخوابی از وحدتِ جاماندنهایاکه پیمانِ خیالاتِ پلید!
و گمانم نتوان کرد تصور این رابیسبب خاستن از کابوسیاینچنین وهمانگیز!
باخودم میگویم:«نکند عابرِ دلسوز، سَحر با خود داشت!؟یاکه اورادِ رهایی از خویش!یاکه اوخود، تداعیگرِ خورشیدِ سحرگاهی بود!»من نمیدانم هیچ!!
لیک این میدانم:عابرِ لحظهی بیداریمانپای جا پایِ نسیمدر ورایِ نگه ساکن و متروکِ زماناز همه ماندنهارد شد و در افقِ سبزِ طلوع جای گرفت؛و توانست که نابود کندجادوی خیرهگر ماندن را!و رهایی بخشیدهمهمان را از خویش!
او بسان موسیوزبانم لالما قوم بنیاسرائیل:ما اندر پیِ او در حرکتاوآرامروان اندر پیش.
سجاد رستمعلی (تهمتن)
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#دهه_فجر#امام_خمینی#ملت_ظهور#ملت_حسین_به_رهبری_حسین#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«بیداری»
هیچ باور شدنی است؟!
قومِ زندانیِ در بندِ هوسناگه از خوابِ هزاران سالهمردنی کامل و تامخارج از دایرهی منطق و عقلبیسبب برخیزد!؟
وچه خوابی؟!همه هذیانِ ملامتگونهخوابی از جنسِ سکونخوابی از وحدتِ جاماندنهایاکه پیمانِ خیالاتِ پلید!
و گمانم نتوان کرد تصور این رابیسبب خاستن از کابوسیاینچنین وهمانگیز!
باخودم میگویم:«نکند عابرِ دلسوز، سَحر با خود داشت!؟یاکه اورادِ رهایی از خویش!یاکه اوخود، تداعیگرِ خورشیدِ سحرگاهی بود!»من نمیدانم هیچ!!
لیک این میدانم:عابرِ لحظهی بیداریمانپای جا پایِ نسیمدر ورایِ نگه ساکن و متروکِ زماناز همه ماندنهارد شد و در افقِ سبزِ طلوع جای گرفت؛و توانست که نابود کندجادوی خیرهگر ماندن را!و رهایی بخشیدهمهمان را از خویش!
او بسان موسیوزبانم لالما قوم بنیاسرائیل:ما اندر پیِ او در حرکتاوآرامروان اندر پیش.
سجاد رستمعلی (تهمتن)
#دهه_فجر#امام_خمینی#ملت_ظهور#ملت_حسین_به_رهبری_حسین#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۷:۰۵
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«ماه خدا»
رمضان، ماه خدا، ماه صلاة است و صیامنبَود روزهی بیآب و غذا، کامل و تام
شرط اول که: زبان، حفظ کنی در همه حالبیمِ غم نیست، چو شمشیر بماند به نیام
شرطِ دوم که: نگه سوی سلامت ببریکه ز دیدن بُکند دل، هوس فعل حرام
شرطِ سوم که: خیالت ز هوا دور کنیآنکه نفسش شده سرکش، نشود اهلی و رام
شرطِ چهارم که: ز تو هیچ گزندی نرسدبه دل و مال و تن غیر، ولو حدّ کلام
شرطِ پنجم که: به احوال فقیران برسیبه همان نحو که رب داده به تو، قوت و طعام
ای تهمتن! چو محقق نکنی آنچه که رفتنرسد سود، ازین روزه و از ذکر و قیام
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. صلاة: نماز، دعای بدون شر، دین، رحمت، استغفار۲. صیام: روزهداران، همچنین روزه گرفتن۳. تام: تمام و کمال۴. بیم: هراس، نگرانی۵. نیام: غلاف شمشیر۶. سلامت: حفظ و رعایت رسوم۷. فعل حرام: نابایسته، کاری که به جا آوردنش گناه است.۸. هوا: میل و خواسته نفس۹. سرکش: یاغی، نافرمان۱۰. اهلی: دستآموز۱۱. رام: فرمانبردار۱۲. گزند: آسیب، رنجش۱۳. غیر: دیگران۱۴. نحو: شیوه، روش۱۵. قوت: غذا، مائده۱۶. طعام: خوراکی۱۷. محقق: بجا آوردن۱۸. رفت: گفته شد۱۹. ذکر: یاد کردن خدا را و آن را بیان کردن۲۰. قیام: مجاز از نماز
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#ماه_رمضان#شهرالله#ماه_خدا#میهمانی_خدا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«ماه خدا»
رمضان، ماه خدا، ماه صلاة است و صیامنبَود روزهی بیآب و غذا، کامل و تام
شرط اول که: زبان، حفظ کنی در همه حالبیمِ غم نیست، چو شمشیر بماند به نیام
شرطِ دوم که: نگه سوی سلامت ببریکه ز دیدن بُکند دل، هوس فعل حرام
شرطِ سوم که: خیالت ز هوا دور کنیآنکه نفسش شده سرکش، نشود اهلی و رام
شرطِ چهارم که: ز تو هیچ گزندی نرسدبه دل و مال و تن غیر، ولو حدّ کلام
شرطِ پنجم که: به احوال فقیران برسیبه همان نحو که رب داده به تو، قوت و طعام
ای تهمتن! چو محقق نکنی آنچه که رفتنرسد سود، ازین روزه و از ذکر و قیام
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. صلاة: نماز، دعای بدون شر، دین، رحمت، استغفار۲. صیام: روزهداران، همچنین روزه گرفتن۳. تام: تمام و کمال۴. بیم: هراس، نگرانی۵. نیام: غلاف شمشیر۶. سلامت: حفظ و رعایت رسوم۷. فعل حرام: نابایسته، کاری که به جا آوردنش گناه است.۸. هوا: میل و خواسته نفس۹. سرکش: یاغی، نافرمان۱۰. اهلی: دستآموز۱۱. رام: فرمانبردار۱۲. گزند: آسیب، رنجش۱۳. غیر: دیگران۱۴. نحو: شیوه، روش۱۵. قوت: غذا، مائده۱۶. طعام: خوراکی۱۷. محقق: بجا آوردن۱۸. رفت: گفته شد۱۹. ذکر: یاد کردن خدا را و آن را بیان کردن۲۰. قیام: مجاز از نماز
#ماه_رمضان#شهرالله#ماه_خدا#میهمانی_خدا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۷:۱۵
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«دیدار»
شبها بدون عشق، روشن میشود آیا؟بی نازِ گل، هر باغ، گلشن میشود آیا؟
دنیا برایم، چون کویری بی حضور توستروزی کویرعشق، گلشن میشود آیا؟
صدها دعا خواندم، ببینم لحظهای رویتبی اسم اعظم، ذکر، جوشن میشود آیا؟
سر میرسد ماهِ خدا، وقت سحرگاهانسهمم کنارت، بانگِ جوشن میشود آیا؟
ای حضرت عشقم! خداوند دل و جانم!چشمم، به دیدارِ تو روشن میشود آیا؟!
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. روشن: نورانی۲. گلشن: باغی که گلهای فراوان داشته باشد، گلزار۳. گلشن: مجاز از خانه۴. اسم اعظم: اسم اعظم به اعتقاد شیعیان، یکی از نامهای خداست که با بر زبان آوردن آن هر خواستهی گوینده برآورده میشود.۵. جوشن: زره، خفتان۶. جوشن: مجاز از دعای جوشن کبیر که در آن خدا به هزار اسم از اسمائش قسم داده میشود.۷. روشن: بینا، بصیر
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#التماس_دعا#ماه_رمضان#شهرالله#ماه_خدا#میهمانی_خدا#انتظار#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«دیدار»
شبها بدون عشق، روشن میشود آیا؟بی نازِ گل، هر باغ، گلشن میشود آیا؟
دنیا برایم، چون کویری بی حضور توستروزی کویرعشق، گلشن میشود آیا؟
صدها دعا خواندم، ببینم لحظهای رویتبی اسم اعظم، ذکر، جوشن میشود آیا؟
سر میرسد ماهِ خدا، وقت سحرگاهانسهمم کنارت، بانگِ جوشن میشود آیا؟
ای حضرت عشقم! خداوند دل و جانم!چشمم، به دیدارِ تو روشن میشود آیا؟!
سجاد رستمعلی(تهمتن)
پ.ن:
۱. روشن: نورانی۲. گلشن: باغی که گلهای فراوان داشته باشد، گلزار۳. گلشن: مجاز از خانه۴. اسم اعظم: اسم اعظم به اعتقاد شیعیان، یکی از نامهای خداست که با بر زبان آوردن آن هر خواستهی گوینده برآورده میشود.۵. جوشن: زره، خفتان۶. جوشن: مجاز از دعای جوشن کبیر که در آن خدا به هزار اسم از اسمائش قسم داده میشود.۷. روشن: بینا، بصیر
#التماس_دعا#ماه_رمضان#شهرالله#ماه_خدا#میهمانی_خدا#انتظار#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۷:۱۷
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«مامِ عصمت»
السلام ای اولینِ اهلِ ایمان و یقین!حامیِ اکمالِ دینِ رحمت ٌللعالمین
السلام ای بهترین یارِ نبیّ آخرین!ای خدیجه! معنیِ یکتایِ امالمومنین
السلام ای امّزهرا! -حجة ٌ للطّاهرین-مامِ عصمت، مادرِ اوالدِ خیر المرسلین
عشقِ والای محمد! صاحبِ حقّ الیقین!از سر ایمانِ تو، محکم شده بنیانِ دین
از سرِ ایثارِ تو، اسلام مانده در زمینسربلندی! از سرِ انفاق آن گنج ثمین
آن کفن را که فرود آورده جبریلِ امیناز ازل تقدیمِ تو بنموده شاهِ سومین
داده و خود در ورایِ نالهی «هل من مُعین»درمیانِ بوریا در کربلا باشد مَکین
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. اکمال: کامل شدن۲. رحمت للعالمین: صفت رسولالله به معنی رحمتی برای همه مخلوقات۳. امالمومنین: عنوانی الهی برای همسر پیامبر۴. مام: مادر، ریشه۵. عصمت: انطباق قول و فعل ولی الهی با مشیت خدا۶. خیر: افضل، بهترین از باب برگزیده شدن۷. حق الیقین: شهود حق در مقام عین جمع۸. ثمین: پر بها، گرانقیمت۹. هل من معین: ندای یاریطلبی سیدالشهداء در روز عاشورا۱۰. بوریا: فرشی که از نیِ شکافته میبافند، حصیر۱۱. مکین: صاحب جایگاه و منزلت
️ بازنشر کلیه آثار مجاز است.
#امالمومنین#خدیجه_کبری#حضرت_خدیجه#امالائمه#مادر_مادرم_زهرا#مادرم_یتیم_شد#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«مامِ عصمت»
السلام ای اولینِ اهلِ ایمان و یقین!حامیِ اکمالِ دینِ رحمت ٌللعالمین
السلام ای بهترین یارِ نبیّ آخرین!ای خدیجه! معنیِ یکتایِ امالمومنین
السلام ای امّزهرا! -حجة ٌ للطّاهرین-مامِ عصمت، مادرِ اوالدِ خیر المرسلین
عشقِ والای محمد! صاحبِ حقّ الیقین!از سر ایمانِ تو، محکم شده بنیانِ دین
از سرِ ایثارِ تو، اسلام مانده در زمینسربلندی! از سرِ انفاق آن گنج ثمین
آن کفن را که فرود آورده جبریلِ امیناز ازل تقدیمِ تو بنموده شاهِ سومین
داده و خود در ورایِ نالهی «هل من مُعین»درمیانِ بوریا در کربلا باشد مَکین
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. اکمال: کامل شدن۲. رحمت للعالمین: صفت رسولالله به معنی رحمتی برای همه مخلوقات۳. امالمومنین: عنوانی الهی برای همسر پیامبر۴. مام: مادر، ریشه۵. عصمت: انطباق قول و فعل ولی الهی با مشیت خدا۶. خیر: افضل، بهترین از باب برگزیده شدن۷. حق الیقین: شهود حق در مقام عین جمع۸. ثمین: پر بها، گرانقیمت۹. هل من معین: ندای یاریطلبی سیدالشهداء در روز عاشورا۱۰. بوریا: فرشی که از نیِ شکافته میبافند، حصیر۱۱. مکین: صاحب جایگاه و منزلت
#امالمومنین#خدیجه_کبری#حضرت_خدیجه#امالائمه#مادر_مادرم_زهرا#مادرم_یتیم_شد#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۳:۰۰
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله قاصم الجبارین مبیر الظالمین
«فتح»
خم به ابروی نیارید که حیدر برجاستتیغ خود را مگذارید که خیبر برجاست
باز هم فتنه از آن قوم پر از بیداد استکز سر نخوتشان شعلهی آذر برجاست
نهراسید از این هیمنهی پوشالینکاین ولایت ز سر حضرت صفدر برجاست
به زر و زور و به تزویر توسل بکنندباز هم شوکت آن شاه قلندر برجاست
گر که بر عهد ازل مانده و صادق باشیمنوبت وعدهی آن فتح مقدّر برجاست
سجاد رستمعلی
#طریق_القدس
#پاسخ_کوبنده
#انا_فتحنا_لک_فتحا_مبینا








پیوستن به اندیشکده علوم و فناوریهای نرم انقلاب اسلامی در شبکههای اجتماعی
«فتح»
خم به ابروی نیارید که حیدر برجاستتیغ خود را مگذارید که خیبر برجاست
باز هم فتنه از آن قوم پر از بیداد استکز سر نخوتشان شعلهی آذر برجاست
نهراسید از این هیمنهی پوشالینکاین ولایت ز سر حضرت صفدر برجاست
به زر و زور و به تزویر توسل بکنندباز هم شوکت آن شاه قلندر برجاست
گر که بر عهد ازل مانده و صادق باشیمنوبت وعدهی آن فتح مقدّر برجاست
سجاد رستمعلی
#طریق_القدس
#پاسخ_کوبنده
#انا_فتحنا_لک_فتحا_مبینا
۲:۴۱
۲:۴۱
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«حدیثِ باران»
امشب چه خوش سروده، ایزد حدیثِ بارانمِی میچکد از این مَه، در ماهِ روزهداران
این مژده سر رسیده، نَجمی دگر دمیدهشاهی جوان رسیده، از تیرهی نگاران
شد چشمِ صاحبِ خاک، روشن ز نور افلاکاز بَدرِ آن شهِ پاک، شد عیدِ خاکساران
بر سبقهی پریشان، رو کن به سوی ایشانحاجت بِبر به پیشِ، آن ناجی دُچاران
برگو به شاهِ مَستان، ساقیِ حقپرستانکوری چشمِ پَستان، جامی بده به یاران
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. ایزد: خدا۲. حدیث: ماجرا، حکایت۳. مژده: خبر خوش، بشارت۴. سر رسیده: ناگهانی وارد شده۵. نجم: ستاره، کوکب۶. تیره: دودمان، نسل۷. نگار: معشوق، دلبر۸. صاحبِ خاک: ابوتراب، لقب امیرالمؤمنین(ع)۹. افلاک: چرخ، گردون، سپهر، آسمانها۱۰. بدر: ماه کامل، ماه شب چهارده۱۱. خاکسار: خاکآلوده، آنچه همانند خاک است، آنچه متعلق به ابوتراب است.۱۲. سبقه: سابقه، پیشینه۱۳. پریش: سرگردان، سرگشته۱۴. حاجت: درخواست۱۵. ناجی: نجاتدهنده۱۶. دچار: گرفتار، مبتلا۱۷. حقپرست: یکتاپرست، مؤمن۱۸. مست: عاشقِ مستغرق در معشوق، صاحبِ شوق۱۹. پست: فرومایه۲۰. جام: ساغر، پیاله، ظرف شراب، قلب عارف که مالامال از معرفت باشد.
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#امام_حسن#میلاد_امام_حسن_مجتبی#عید_عاشقان_مبارک#امام_حضرت_ارباب#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن):
@TahamtanPoems
«حدیثِ باران»
امشب چه خوش سروده، ایزد حدیثِ بارانمِی میچکد از این مَه، در ماهِ روزهداران
این مژده سر رسیده، نَجمی دگر دمیدهشاهی جوان رسیده، از تیرهی نگاران
شد چشمِ صاحبِ خاک، روشن ز نور افلاکاز بَدرِ آن شهِ پاک، شد عیدِ خاکساران
بر سبقهی پریشان، رو کن به سوی ایشانحاجت بِبر به پیشِ، آن ناجی دُچاران
برگو به شاهِ مَستان، ساقیِ حقپرستانکوری چشمِ پَستان، جامی بده به یاران
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. ایزد: خدا۲. حدیث: ماجرا، حکایت۳. مژده: خبر خوش، بشارت۴. سر رسیده: ناگهانی وارد شده۵. نجم: ستاره، کوکب۶. تیره: دودمان، نسل۷. نگار: معشوق، دلبر۸. صاحبِ خاک: ابوتراب، لقب امیرالمؤمنین(ع)۹. افلاک: چرخ، گردون، سپهر، آسمانها۱۰. بدر: ماه کامل، ماه شب چهارده۱۱. خاکسار: خاکآلوده، آنچه همانند خاک است، آنچه متعلق به ابوتراب است.۱۲. سبقه: سابقه، پیشینه۱۳. پریش: سرگردان، سرگشته۱۴. حاجت: درخواست۱۵. ناجی: نجاتدهنده۱۶. دچار: گرفتار، مبتلا۱۷. حقپرست: یکتاپرست، مؤمن۱۸. مست: عاشقِ مستغرق در معشوق، صاحبِ شوق۱۹. پست: فرومایه۲۰. جام: ساغر، پیاله، ظرف شراب، قلب عارف که مالامال از معرفت باشد.
#امام_حسن#میلاد_امام_حسن_مجتبی#عید_عاشقان_مبارک#امام_حضرت_ارباب#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۸:۴۶
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«شام قدر»
من گنهکارم ولی تو ذات رحمت، ذات جودعفو بنما کردهام را، ای خداوند وَدود!
در تمامِ طولِ عمرم، یک عمل شایسته نیستدیدهی رحمت گشا بر آنچه عبدت کرده بود
راهِ من، راه هواها، راه پستی و نزولراه تو، راه تکامل، راه اعجاز و صعود
بینیازی، از من و هر بندهای، مولای من!نور را هرگز نباشد خواهشِ گرما و دود
من ولی بیتو خرابم، بیتو گندابی پلیدآب میگندد جدا گر افتد از جریانِ رود
نامِ من را خط مزن از جرگهی دلدادگانبی نگاه تو مرا از زندگی باشد چه سود؟
شامِ قدر آمد، مرا قدری برای توبه نیستتو خودت گفتی که توّابی به عبدِ بیوجود
یارب امشب دوستانم را اجابت کن به خیرنامِ من را هم کسی شاید به بخشش برده بود
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. ذات: حقیقت هر چیز۲. جود: بخشش، کرم۳. عفو: چشمپوشی، اغماض۴. کرده: فعل، عمل، کردار۵. ودود: بسیار مهربان۶. شایسته: پسندیده، صالح۷. عبد: بنده، تسلیم۸. هوا: خواهشهای نفسانی۹. تکامل: به کمال رسیدن۱۰. اعجاز: معجزه۱۱. صعود: ترقی کردن۱۲. خواهش: مشیت۱۳. خراب: نادرست، فاسد، تباه۱۴. گنداب: مرداب، باتلاق۱۵. پلید: آلوده، خبیث۱۶. جرگه: دسته، جمعیت۱۷. دلداده: عاشق، شیفته۱۸. قدر: اندازه، ارزش، رتبه۱۹. توّاب: بسیار توبه و توجه کننده۲۰. بیوجود: پست، حقیر۲۱. اجابت: برآوردن خواسته۲۲. بخشش: مغفرت، آمرزش
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#شب_قدر#التماس_دعا#مرا_حلال_کنید#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن):
@TahamtanPoems
«شام قدر»
من گنهکارم ولی تو ذات رحمت، ذات جودعفو بنما کردهام را، ای خداوند وَدود!
در تمامِ طولِ عمرم، یک عمل شایسته نیستدیدهی رحمت گشا بر آنچه عبدت کرده بود
راهِ من، راه هواها، راه پستی و نزولراه تو، راه تکامل، راه اعجاز و صعود
بینیازی، از من و هر بندهای، مولای من!نور را هرگز نباشد خواهشِ گرما و دود
من ولی بیتو خرابم، بیتو گندابی پلیدآب میگندد جدا گر افتد از جریانِ رود
نامِ من را خط مزن از جرگهی دلدادگانبی نگاه تو مرا از زندگی باشد چه سود؟
شامِ قدر آمد، مرا قدری برای توبه نیستتو خودت گفتی که توّابی به عبدِ بیوجود
یارب امشب دوستانم را اجابت کن به خیرنامِ من را هم کسی شاید به بخشش برده بود
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. ذات: حقیقت هر چیز۲. جود: بخشش، کرم۳. عفو: چشمپوشی، اغماض۴. کرده: فعل، عمل، کردار۵. ودود: بسیار مهربان۶. شایسته: پسندیده، صالح۷. عبد: بنده، تسلیم۸. هوا: خواهشهای نفسانی۹. تکامل: به کمال رسیدن۱۰. اعجاز: معجزه۱۱. صعود: ترقی کردن۱۲. خواهش: مشیت۱۳. خراب: نادرست، فاسد، تباه۱۴. گنداب: مرداب، باتلاق۱۵. پلید: آلوده، خبیث۱۶. جرگه: دسته، جمعیت۱۷. دلداده: عاشق، شیفته۱۸. قدر: اندازه، ارزش، رتبه۱۹. توّاب: بسیار توبه و توجه کننده۲۰. بیوجود: پست، حقیر۲۱. اجابت: برآوردن خواسته۲۲. بخشش: مغفرت، آمرزش
#شب_قدر#التماس_دعا#مرا_حلال_کنید#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱۶:۱۶
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«عافیت»
به دعای سحری، باز دلم شادان استگوییا برکتِ شعر و غزل از ایمان است
نه که من، مؤمن و از اهلِ طریقت باشمدستِ خوبان، ز پیام در طلبِ درمان است
من فقط ذکرِ لبم، عاقبتِ خیرِ شماستآبرو نیست مرا، لیک خدا رحمان است
گر شهودی ز لبِ عشق شود نوشِ لبیگذر ما ز پلِ عدلِ خدا آسان است
و رفاقت، نه که دنیا، که به عقبا باقی استو شهادت سببِ عافیتِ انسان است
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. شادان: شاد، خوشحال۲. گوییا: انگار که۳. اهل طریقت: مطیع و منقاد حکم رسولالله (ص)، اهل عرفان عملی، سالک، اهل تزکیه باطن۴. شهود: آشکار شدن حقایق در دل۵. نوش: گوارا۶. عقبا: آخرت۷. عافیت: رستگاری، نجاح
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#شهدا#رفیق_شهیدم#شهید_نشویم_میمیریم#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«عافیت»
به دعای سحری، باز دلم شادان استگوییا برکتِ شعر و غزل از ایمان است
نه که من، مؤمن و از اهلِ طریقت باشمدستِ خوبان، ز پیام در طلبِ درمان است
من فقط ذکرِ لبم، عاقبتِ خیرِ شماستآبرو نیست مرا، لیک خدا رحمان است
گر شهودی ز لبِ عشق شود نوشِ لبیگذر ما ز پلِ عدلِ خدا آسان است
و رفاقت، نه که دنیا، که به عقبا باقی استو شهادت سببِ عافیتِ انسان است
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
۱. شادان: شاد، خوشحال۲. گوییا: انگار که۳. اهل طریقت: مطیع و منقاد حکم رسولالله (ص)، اهل عرفان عملی، سالک، اهل تزکیه باطن۴. شهود: آشکار شدن حقایق در دل۵. نوش: گوارا۶. عقبا: آخرت۷. عافیت: رستگاری، نجاح
#شهدا#رفیق_شهیدم#شهید_نشویم_میمیریم#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۱:۰۹
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«عید قرآن»
سررسیده عید روزهدارهاما کجا و درک این افطارها؟!
عید رشد، عید صلاة و عید صومعید احیا گشتن بیدارها
معنی تقوا، ستیزه با بدی استعید پیروزی است در پیکارها
عید مهمانی است، عید بندگیعید تمکین از خدا در کارها
عید برگشتن به راه نور و عشقعید غفران، بخشش بدکارها
عید قرآن، عید رحمان، عیدیش اذن تعجیل فرج بر یارها
سجاد رستمعلی (تهمتن)
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#عید_فطر#عید_فطر_مبارک#التماس_دعا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«عید قرآن»
سررسیده عید روزهدارهاما کجا و درک این افطارها؟!
عید رشد، عید صلاة و عید صومعید احیا گشتن بیدارها
معنی تقوا، ستیزه با بدی استعید پیروزی است در پیکارها
عید مهمانی است، عید بندگیعید تمکین از خدا در کارها
عید برگشتن به راه نور و عشقعید غفران، بخشش بدکارها
عید قرآن، عید رحمان، عیدیش اذن تعجیل فرج بر یارها
سجاد رستمعلی (تهمتن)
#عید_فطر#عید_فطر_مبارک#التماس_دعا#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۸:۱۱
سلام و عرض ادب خدمت همه عزیزانطاعاتتان مقبول
تقارن سال نو (نوروز ایرانی) و عید بندگی بر شما مبارک و مسعود، انشاءالله سالی سرشار از رزق مادی و معنوی و همراه با نوید فرج برای همه شما و تمامی ملت ایران و مستضعفین جهان.
در مسیر دفاع از حق پاینده باشید.
ارادتمند شماسجاد رستمعلی
تقارن سال نو (نوروز ایرانی) و عید بندگی بر شما مبارک و مسعود، انشاءالله سالی سرشار از رزق مادی و معنوی و همراه با نوید فرج برای همه شما و تمامی ملت ایران و مستضعفین جهان.
در مسیر دفاع از حق پاینده باشید.
ارادتمند شماسجاد رستمعلی
۸:۱۱
بازارسال شده از اشعار تهمتن
بسم الله الرحمن الرحیم
«آری!»
نه تنها گفته آری! داده خونها پای این آری!و با جان میکند از رأی پاکِ خود نگهداری
و با این انتخابِ خود، شده بیداریِ عالمزده بر پیکرِ طاغوتِ عالم ضربهای کاری
و این جمهوری اسلامی ایران حرم گشتهبرای دولتِ مهدی، برای رشدِ بیداری
به جانش بسته عهدی با امامِ خویش، این ملتو تا روز ظهورش برنمیگردد از این یاری!
ثنای ملت ایران، نه من گویم، که حق گفتهبخوان پس آیهی ۵۷ هود را قاری!
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
آیه ۵۷ سوره مبارکه هود: اگر [از یاری حق] رويگردان شويد، من آنچه را که برای آن به سوی شما فرستاده شدم ابلاغ نمودم؛ و پروردگار من مردم ديگرى را جانشين شما خواهد ساخت و شما [با عدم یاری حق] هيچ زيانى به او نمىرسانيد. زيرا پروردگار من، نگهبان و نگهدار همه چيزهاست.
️بازنشر کلیه آثار مجاز است.
عزیزانتان را یک جرعه شعر مهمان کنید!
#یوم_الله#روز_جمهوری_اسلامی#حکومت_مستضعفان#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست









پیوستن به کانال سرودههای سجاد رستمعلی (تهمتن)
«آری!»
نه تنها گفته آری! داده خونها پای این آری!و با جان میکند از رأی پاکِ خود نگهداری
و با این انتخابِ خود، شده بیداریِ عالمزده بر پیکرِ طاغوتِ عالم ضربهای کاری
و این جمهوری اسلامی ایران حرم گشتهبرای دولتِ مهدی، برای رشدِ بیداری
به جانش بسته عهدی با امامِ خویش، این ملتو تا روز ظهورش برنمیگردد از این یاری!
ثنای ملت ایران، نه من گویم، که حق گفتهبخوان پس آیهی ۵۷ هود را قاری!
سجاد رستمعلی (تهمتن)
پ.ن:
آیه ۵۷ سوره مبارکه هود: اگر [از یاری حق] رويگردان شويد، من آنچه را که برای آن به سوی شما فرستاده شدم ابلاغ نمودم؛ و پروردگار من مردم ديگرى را جانشين شما خواهد ساخت و شما [با عدم یاری حق] هيچ زيانى به او نمىرسانيد. زيرا پروردگار من، نگهبان و نگهدار همه چيزهاست.
#یوم_الله#روز_جمهوری_اسلامی#حکومت_مستضعفان#ما_را_دعا_کنید_به_دیدار_روی_دوست
۲:۰۰