۱۹:۰۰
جهت تحویل کمک های غیرنقدی خود می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:
۲۲:۰۰
۲۲:۰۰
شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهرنزد بانک رفاه کارگران شعبه تامین اجتماعی مرکزی
۹:۵۴
شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهرنزد بانک رفاه کارگران شعبه تامین اجتماعی مرکزی
۱۸:۱۵
بسیاری فکر میکنند در فضای باز هیچ راه نجاتی نیست، اما زمین بهترین دوست شماست. در لحظه خطر، «عوارض زمین» (مثل جوی آب یا گودال) میتواند مانند یک زره از شما در برابر موج انفجار و ترکش محافظت کند.
۸:۴۹
شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهرنزد بانک رفاه کارگران شعبه تامین اجتماعی مرکزی
۱۱:۲۹
۱۲:۴۵
شناسایی جوانه های مسئولیت پذیری در نونهالان
تشخیص نشانه های اولیه مسئولیت پذیری در کودکان، فرایندی ظریف و نیازمند دقت و ظرافت است.
۱- مراقبت و توجه به احساسات و نیازهای دیگران ۲- تمایل به پذیرش مسئولیت های ساده۳- کنجکاوی و تلاش برای حل مسئله۴- احساس و درک احترام به قواعد و مقررات۵- تلاش برای بهبود عملکرد خود و یادگیری از اشتباهات

برگرفته از کتاب تربیت فرزند مسئولیت پذیر









پیام آموزشی شماره۱ / روانشناسی کودک#مرجع_تخصصی_روانشناسی_کودک@tahercharity
۱- مراقبت و توجه به احساسات و نیازهای دیگران ۲- تمایل به پذیرش مسئولیت های ساده۳- کنجکاوی و تلاش برای حل مسئله۴- احساس و درک احترام به قواعد و مقررات۵- تلاش برای بهبود عملکرد خود و یادگیری از اشتباهات
۱۳:۱۹
تاکید صرف بر قوانین و مقررات، بدون درک و احترام به احساسات کودک، می تواند تاثیر معکوس داشته باشد.
به بیان دیگر زمانی که کودک در محیطی با قوانین و انتظارات بیش از حد سختگیرانه رشد می کند، ممکن است احساس بی قدرتی و ناتوانی کند، و در نهایت این حس از مسئولیت پذیری را به طور کامل از بین ببرد.










پیام آموزشی شماره ۲ / روانشناسی کودک#مرجع_تخصصی_روانشناسی_کودک

برگرفته از کتاب تربیت فرزند مسئولیت پذیر
۱۸:۲۳
ما آمدهایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم؛نیامدهایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بیآزارتر بود و از گاو مظلومتر!ما باید وجودمان، نفس کشیدنمان، راه رفتنمان، نگاه کردنمان و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود…ما نیامدهایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیمکه پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله هر سه ستایشمان کنند…
از #کتاب ابوالمشاغل | نوشتهی #نادر_ابراهیمی
۱۸:۴۷
سالهاست که امیررضا پدر ندارد*...
نه امروز، نه دیروز... از آن روزی که بادِ سردِ خشم اعتیاد، کانون گرم خانوادهاش را دود کرد و به آسمان برد. مادرش، آن زنِ ایستادهای که قامتش از هزاران خارِ زندگی زخمخورده، وقتی پای درد دلش مینشینی، چشمانش روایتگرِ تلخترین فصلهاست:
«پدر امیررضا... اسیرِ زهرِ سیاهی شد که جان را میخُرد و عشق را میدزدید. همهٔ زندگیمان را، نانِ شبمان را، حتی نگاهِ امیدِ پسرکم را... همه را پای تاریکی ریخت. تا جایی که آن مرد، برای جرعهای زهر، حاضر شد فرزند و همسر را قربانی کند...»
و سپس، آن روزِ تلخ...
روزی که مادرش با چشمانی از اشک و ترس و خشم دستِ امیررضا را چنان فشرد که انگار میخواست جانش را به کفِ آن دستهای کوچک بسپارد. از خانه گریختند. بیپناه. بیپشتوانه. در هیاهوی شهر، غریبتر از برگهای پاییزی
... و دیگر بازنگشتند. طلاقی غیابی خورد؛ نه برای آسودن، که برای ساختن آیندهای برای امیررضا.
*مادر شد زنی مطلقه...
امیررضا شد فرزند طلاق (محسنین)و جامعه، بر پیشانیشان مُهرِ سنگینی زد: «بیپناه».
سالها گذشت... مادرش، با دستهای ترکخورده از کارِ مردانه، زیر سایهٔ مهربانیهای خیرین و کمکهای ناچیزِ کمیتهٔ امداد، زندگیای را از «صفر» بنا کرد. خانۀ محقری که بوی نانِ خشکیده میداد، اما بوی عزت میداد. بوی امیدِ یک مادر...
و امیررضا؟ او سالهاست پدر ندارد. اما چند روز پیش... پیغامی آمد از اقوام دورِ پدر: «پدرت مُرد. اعتیاد، آخرِ نفسهایش را نیز دزدید.» امیررضا مات و مبهوت ایستاد...
*و حالا تو بگو: امیررضا امروز یتیم شده؟ یا سالهاست که یتیم بوده؟ پاسخ، در قلبِ
تو میتپد*...
یتیم، تنها به کودکی گفته نمیشود که پدرش مُرده است.
️یتیم، آن کودکی است که: - پدری دارد، اما «پدر» ندارد. - پدر در کنارش است، اما «پدری» نمیکند. - پدر نفس میکشد، اما محبتِ پدرانه نمیبخشد.
️یتیم واقعی، کودکی است که: - پناهی ندارد. - دستِ نوازشی بر سرش نیست. - چشمبهراهی پدر، بیپاسخ مانده... چه پدر زیر خاک خوابیده باشد، چه در گردابِ اعتیاد، چه در بیمسئولیتیِ سنگین.
️امیررضا سالهاست یتیم بوده... چون یتیمی، مرگِ عاطفه است، نه فقط مرگِ تن. و امروز... اشکهایش، نه برای مرگِ پدر، که برای مرگی است که سالها پیش رخ داد:مرگِ پدری که هرگز پدر نبود.
🟢 *یتیمانِ جامعه را فقط در فقدانِ جسمِ پدر جستجو نکنید*. ,


هم اکنون با کمک شما عزیزان وهمراهان طاهر درصددتهیه پک مواد غذایی برای خانواده ایتام ومحسنین تحت حمایت مان هستیم شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهرنزد بانک رفاه کارگران شعبه تامین اجتماعی مرکزی
همقدم شوید؛ این قلمرو، آوازِ مشترکِ ماست…
عضویت در کانال بنیاد نیکوکاری طاهر


شماره تماس جهت هماهنگی09351762673 ⚘⚘ تمام وقت 09124549916 ⚘⚘تمام وقت
آیدی کانال



@tahercharity
نه امروز، نه دیروز... از آن روزی که بادِ سردِ خشم اعتیاد، کانون گرم خانوادهاش را دود کرد و به آسمان برد. مادرش، آن زنِ ایستادهای که قامتش از هزاران خارِ زندگی زخمخورده، وقتی پای درد دلش مینشینی، چشمانش روایتگرِ تلخترین فصلهاست:
«پدر امیررضا... اسیرِ زهرِ سیاهی شد که جان را میخُرد و عشق را میدزدید. همهٔ زندگیمان را، نانِ شبمان را، حتی نگاهِ امیدِ پسرکم را... همه را پای تاریکی ریخت. تا جایی که آن مرد، برای جرعهای زهر، حاضر شد فرزند و همسر را قربانی کند...»
روزی که مادرش با چشمانی از اشک و ترس و خشم دستِ امیررضا را چنان فشرد که انگار میخواست جانش را به کفِ آن دستهای کوچک بسپارد. از خانه گریختند. بیپناه. بیپشتوانه. در هیاهوی شهر، غریبتر از برگهای پاییزی
*مادر شد زنی مطلقه...
امیررضا شد فرزند طلاق (محسنین)و جامعه، بر پیشانیشان مُهرِ سنگینی زد: «بیپناه».
سالها گذشت... مادرش، با دستهای ترکخورده از کارِ مردانه، زیر سایهٔ مهربانیهای خیرین و کمکهای ناچیزِ کمیتهٔ امداد، زندگیای را از «صفر» بنا کرد. خانۀ محقری که بوی نانِ خشکیده میداد، اما بوی عزت میداد. بوی امیدِ یک مادر...
و امیررضا؟ او سالهاست پدر ندارد. اما چند روز پیش... پیغامی آمد از اقوام دورِ پدر: «پدرت مُرد. اعتیاد، آخرِ نفسهایش را نیز دزدید.» امیررضا مات و مبهوت ایستاد...
*و حالا تو بگو: امیررضا امروز یتیم شده؟ یا سالهاست که یتیم بوده؟ پاسخ، در قلبِ
یتیم، تنها به کودکی گفته نمیشود که پدرش مُرده است.
🟢 *یتیمانِ جامعه را فقط در فقدانِ جسمِ پدر جستجو نکنید*. ,
همقدم شوید؛ این قلمرو، آوازِ مشترکِ ماست…
آیدی کانال
@tahercharity
۱۹:۳۳
در سرزمین سایهها و سنگها
خورشید غروبدری داشت و سایهها بر پیکر گورهای کهنهی «طُب» میغلتیدند. مردی خسته و پریشان، با لباسهای پاره و چهرهای که غم هفتسال زندان بر آن حک شده بود، میان سنگنوشتههای مرده قدم میزد. جستجو میکرد، میگشت، و گویی میخواست چیزی را پیدا کند که هرگز باز نمیگشت.
سینوهه، که از آن سرزمین و این مردان میدانست، کنارش ایستاد و پرسید:«اینجا به دنبال چه میگردی، ای مرد؟»
غلام گردنش را بالا گرفت و چشمانش پر از اشک شد:«میگردم... میگردم تا بدانم در آن جهان، فرشتگان چگونه نام این انسان را نوشتهاند. مردی که روزگاری ارباب من بود، امروز از این دنیا رفته است و من میخواهم بدانم چه سرنوشتی برای او رقم خورده است.»
سینوهه با کنجکاوی پرسید: «چه سرنوشتی؟»
«این ارباب من بود... اما نه به آن معنا که تو میپنداری. او به زن و فرزندانم تجاوز کرد و مرا به بندگی کشید. وقتی خواستم تلافی کنم، مرا به زندان انداختند. سالها را در تاریکی گذراندم و امروز تازه آزاد شدهام. وقتی به خانهاش رفتم، فهمیدم که مرده است. برای همین آمدهام اینجا، تا بدانم فرشتگان مرگ چه سرنوشتی برای او نوشتهاند. در مصر باستان رسم است که روی سنگ قبر، سرنوشت مردگان نوشته میشود.»
سینوهه با مهر به او لبخند زد و گفت: «کمکت میکنم تا قبرش را پیدا کنی.»
با هم میرفتند و سینوهه با دانش و نگاهش، میان هزاران سنگ، به غلام کمک میکرد تا سنگی را شناسایی کند که بر پیشانیاش نوشته بود:«اینجا آرمیده است ارباب شریف، مردی که با دستهای پر مهر به ستمدیدگان رسید و با قلبی پاک، نزد خدایان جاودان شد. خدایان به او درود میفرستند و در تالار جاودانگی، جایگاه او از آنِ اوست. او رفت و خدایان او را میشناسند.»
ادامه در سایت بنیاد نیکوکاری طاهر : https://tahercharity.ir/d0d8e364
خورشید غروبدری داشت و سایهها بر پیکر گورهای کهنهی «طُب» میغلتیدند. مردی خسته و پریشان، با لباسهای پاره و چهرهای که غم هفتسال زندان بر آن حک شده بود، میان سنگنوشتههای مرده قدم میزد. جستجو میکرد، میگشت، و گویی میخواست چیزی را پیدا کند که هرگز باز نمیگشت.
سینوهه، که از آن سرزمین و این مردان میدانست، کنارش ایستاد و پرسید:«اینجا به دنبال چه میگردی، ای مرد؟»
غلام گردنش را بالا گرفت و چشمانش پر از اشک شد:«میگردم... میگردم تا بدانم در آن جهان، فرشتگان چگونه نام این انسان را نوشتهاند. مردی که روزگاری ارباب من بود، امروز از این دنیا رفته است و من میخواهم بدانم چه سرنوشتی برای او رقم خورده است.»
سینوهه با کنجکاوی پرسید: «چه سرنوشتی؟»
«این ارباب من بود... اما نه به آن معنا که تو میپنداری. او به زن و فرزندانم تجاوز کرد و مرا به بندگی کشید. وقتی خواستم تلافی کنم، مرا به زندان انداختند. سالها را در تاریکی گذراندم و امروز تازه آزاد شدهام. وقتی به خانهاش رفتم، فهمیدم که مرده است. برای همین آمدهام اینجا، تا بدانم فرشتگان مرگ چه سرنوشتی برای او نوشتهاند. در مصر باستان رسم است که روی سنگ قبر، سرنوشت مردگان نوشته میشود.»
سینوهه با مهر به او لبخند زد و گفت: «کمکت میکنم تا قبرش را پیدا کنی.»
با هم میرفتند و سینوهه با دانش و نگاهش، میان هزاران سنگ، به غلام کمک میکرد تا سنگی را شناسایی کند که بر پیشانیاش نوشته بود:«اینجا آرمیده است ارباب شریف، مردی که با دستهای پر مهر به ستمدیدگان رسید و با قلبی پاک، نزد خدایان جاودان شد. خدایان به او درود میفرستند و در تالار جاودانگی، جایگاه او از آنِ اوست. او رفت و خدایان او را میشناسند.»
ادامه در سایت بنیاد نیکوکاری طاهر : https://tahercharity.ir/d0d8e364
۱۹:۵۰
پیام آموزشی شماره۳ / روانشناسی کودک#مرجع_تخصصی_روانشناسی_کودک
@tahercharity
۱۰:۲۷
مشارکت در جمع سپاری غیرمالی برای فرزندان تحت سرپرستی بنیاد نیکوکاری طاهر

*شماهم میتونید سهیم باشید*

گوشت چرخ کرده
گوشت خورشت
چای
شامپو
خمیر دندان
شوینده (لباس شویی،ظرف شویی، دستشویی)
دستمال کاغذی
دستمال توالت
روغن
رب
شکر
برنج
مرغ
ماکارانی
زردچوبه نمک
لوبیا چیتی
پنیر
کره
ماست
جهت تحویل کمک های غیرنقدی خود می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:
09351762673
09201762673
09121762673
برای برپایی سفره ای گرم در این خانه، دستان شما دانه ی نهالی از امید است که کاشته می شود.









بنیاد نیکوکاری طاهر@tahercharity
جهت تحویل کمک های غیرنقدی خود می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:
برای برپایی سفره ای گرم در این خانه، دستان شما دانه ی نهالی از امید است که کاشته می شود.
۱۰:۴۲
#حکایت_آموزنده
برو کلاه خودت و قاضی کن
شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود می گذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید.چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بی غلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد:اول کلاه خودم را قاضی میکنم ...











شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهر
جهت تحویل کمک های غیرنقدی خود می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:
09351762673
09201762673
09121762673
@tahercharity
برو کلاه خودت و قاضی کن
شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود می گذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید.چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بی غلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد:اول کلاه خودم را قاضی میکنم ...
جهت تحویل کمک های غیرنقدی خود می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید:
@tahercharity
۱۹:۳۸
شماره حساب بنیاد نیکوکاری طاهر نزد بانک رفاه کارگران381010673شماره شبا180130100000000381010673شماره کارت 5894637000296944به نام بنیاد نیکوکاری طاهرنزد بانک رفاه کارگران شعبه تامین اجتماعی مرکزی
۱۲:۳۵
#تلنگر
بعضی وقتها باید دست برداریم از غصه خوردن و خراب کردنِ روزهایمان.
باید بدانیم اگر تلاشمان را کردیم و راهمان را درست انتخاب کردیم پس بقیهاش دیگر دستِ ما نیست.
ما وظیفهمان را انجام میدهیم بقیهاش دیگر دست خداست و خواست خودش.
بسپاریم به خدا و آرام باشیم











بنیاد نیکوکاری طاهر
@tahercharity

خوشت اومدفورواردڪن
بعضی وقتها باید دست برداریم از غصه خوردن و خراب کردنِ روزهایمان.
باید بدانیم اگر تلاشمان را کردیم و راهمان را درست انتخاب کردیم پس بقیهاش دیگر دستِ ما نیست.
ما وظیفهمان را انجام میدهیم بقیهاش دیگر دست خداست و خواست خودش.
بسپاریم به خدا و آرام باشیم
بنیاد نیکوکاری طاهر
@tahercharity
۱۵:۲۲
امام صادق(ع) فرمودند:«کُفْلُ الْیَتِیمِ ضَمَانٌ لِلْجَنَّةِ» «سرپرستی و یتیمنوازی، تضمینکنندهی بهشت است.»
متاسفانه با خبر شدیم یکی از خیرین و نیکوکاران بنیاد نیکوکاری طاهر " حاج رضا بیات" ، در 26 اسفند ماه در حملات هوایی دشمن به شهادت رسیدند. قطعا یتیم نوازی و خیرخواهی وی فراموش نخواهد شد و همیشه یاد و نامش برای ما زنده خواهد بود. برای خانواده ی او صبر و شکیبایی از خداوند متعال خواهانیم.
روحش شاد هیئت مدیره بنیاد نیکوکاری طاهر@tahercharity
روحش شاد هیئت مدیره بنیاد نیکوکاری طاهر@tahercharity
۲۰:۴۵
۱- ایجاد فضایی امن و محبت آمیز۲- همراهی و راهنمایی هوشمندانه والدین۳- آموزش به کودک در زمینه های حل مسأله و تصمیم گیری
@tahercharity
۲۱:۵۹