عکس پروفایل تلخ و شیرین 🎭ت
۱۴.۱ هزار عضو

تلخ و شیرین 🎭

زندگی رو ساده بگیرید، ساده میگذرهundefinedسرگذشت ها و سیاست های زنانهundefined🩷
قسمت اول
#داستان_زندگی_کارینا
تمام عمارت غلغله بود صدای داد پدرم چارستون خانه رو به لرزه در آورد باورش سخت بود که برادر من رفته و پسرخان بالا رو کشته!!مامان شهین تاج حال و روز درستی نداشت برادر بزرگم شاهد با هیبت بزرگی وارد سالن شد......لباس شکار هنوز تنش بود ، پدر با خشم زیاد از پله ها پایین اومد و با صدای بلند رو به شاهد گفت : تو کدومگورستونی بودی که شهباز اون کار احمقانه رو کرده؟؟؟ من جواب خان بالا رو چی بدم؟؟؟شاهین پا به روی پا انداخت پدر من از کجا باید میدونستم اون دو تا احمق سر یه یه گراز باهم بخوان دعواشون بشه وکارشون به اینجا کشیده بشه ؟من و صنا گوشه ی سالن ایستاده بودیم ، پدر من سه تا زن داره و من از زن کوچیکش هستم ، شاهین و شهباز اززن اول پدرم شهین تاج هستند و صنم و صنا مال زن دوم پدرم شهربانو که دختر یکی از رعیت هاست انگارپدر جای پول از پدرش گرفتش ، زن خوبیه اما شهین تاج دختر یکی از خانهای بزرگ هست و من خیلی ازشحساب میبرم اما مادر من زن سوم خان که یک روسی هست و از پدرم خیلی کوچیکتره اما عاشق پدرم!!!پدر وقتی برای انجام کاری روسیه رفته بود اونجا مادرم رو دیده بود و مادرم عاشق هیبت و چشم و ابروی مشکیپدرم شد و با مخالفت هایی که پدرش داشته موفق شد و باهاش ازدواج کرده.....و حاصل این ازدواج من شدم بر عکس خواهر برادرام من چشم و ابرو مشکی نشدم و بیشتر به فامیل مادریم رفتم،با داد پدرم از هپروت بیرون اومدمشما دو تا چرا مثل مجسمه اونجا ایستادین؟

ادامهundefined
undefined۱۰۹

۲۱.۳K

۲:۲۶