عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۴ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_بیست_هشتمundefined: در همین ایامی که حکم و علم به حضرت موسی اعطا شد، ایشان سعی در ارتباط گیری با بنی اسرائیل نمود. او از بین بنی اسرائیل افراد قدرتمند و توانمندشان را شناسایی می کرد و بدین صورت شبکه ی مومنانه ای را در بیرون کاخ که متشکل از بنی اسرائیل بود به وجود آورد. برخی از این افراد که بعدا سر منشأ جریانات مهمی خواهند بود سامری، قارون و هارون هستند. هر چند نامی از بقیه افراد تاثیر گذار برده نشده اما ردپای آنان را در حوادث مهم بعدی شاهد خواهیم بود. این افراد که جزو طبقه رنج کشیده جامعه هستند، فرصت بسیار خوبی را برای حضرت موسی مهیا کردند که با بدنه بنی اسرائیل ارتباط داشته باشد. همچنین قبلا گفته شد که فقیه بنی اسرائیل و تعدادی از نخبگانی که همراه او بوده اند موسی را دیده اند و به پای او افتاده اند. تمام این قضایا باعث شد تا زمزمه هایی درباره منجی و ظهور او و نجات بنی اسرائیل در بین بنی اسرائیل درحال منتشر شدن است. این اخبار هرچند مایه دلگرمی بنی اسرائیل است اما از طرف دیگر باعث می شود تا شبکه جاسوسان هامان، بیش از پیش نسبت به ماجرا آگاه شده و کم کم به اطلاعات مهمی درباره منجی پی ببرند. بنی اسرائیل مردمی رنج کشیده بودند و هنوز شیوه محافظت از اطلاعات مهم و مخفی کردن اسرار از جاسوسان را یاد نگرفته بودند. حضرت موسی و شبکه حذقیل هنوز فرصتی برای آموزش دادن نحوه حفاظت از اطلاعات به بنی اسرائیل را پیدا نکرده بودند به همین خاطر اطلاعات مهمی از میان بنی اسرائیل به بیرون درز پیدا می کرد. در این میان جاسوسان هامان به راحتی توانستند با ترفندهایی از قبیل تطمیع، تهدید و ... درون شبکه بنی اسرائیلی نفوذ کرده و به دنبال سر شبکه اصلی آنان بگردند که احتمالا درون کاخ فرعون به سر می برد و او را شناسایی کنند. به همین خاطر هامان با جدیت تمام، این مساله را پیگیری می کند و پس از مدتی هامان و شبکه او به این یقین می رسند که شبکه نخبگانی بنی اسرائیلی توسط شخصی به نام موسی هدایت و رهبری می شود که اتفاقا در کاخ فرعون نیز به سر می برد و آن شخص همین موسی ولیعهد فرعون می باشد. هامان تمام تلاش خود را می کند تا بتواند مدرک قطعی و یقینی از این ماجرا به دست بیاورد و آن را مستقیما به شخص فرعون گزارش دهد. شبکه مومنان بنی اسرائیل باید کامال مراقب باشند که بهانه ای به دست هامان ندهند. هرگونه عملیاتی که زودتر از موعد انجام شود و بدون حساب و کتاب باشد کاملا به نفع هامان و شبکه او تمام خواهد شد. حتی ممکن است که هامان عده ای از بنی اسرائیل را فریب داده باشد که هرچه زودتر این اتفاق بیفتد و بهانه و مدرک کافی برای هامان به دست بیاید. همانطور که بعدها شاهد خواهیم بود افرادی مثل قارون در دام هامان گرفتار شده و علیه موسی دست به عملیات می زنند! در این شرایط بسیار حساس، کار برای حضرت موسی بسیار سخت می شود چرا که ایشان باید جریان را به نحوی مدیریت کند که هیچ بهانه ای به دست هامان نیفتد و این درحالی است که افراد عادی موجود در شبکه بنی اسرائیلی کار را برای موسی سخت می کنند و موسی در معرض آسیب جدی قرار دارد. در ادامه مباحث خواهیم دید که این اتفاق ناگوار توسط یکی از نخبگان بنی اسرائیلی به وقوع می پیوندد و باعث می شود که حضرت موسی توسط او مورد شناسایی عوامل هامان قرار بگیرد. حال باید ببینیم که این اتفاق ناگوار به چه چیزی منجر می شود و چگونه به نفع جریان مومنین بنی اسرائیلی تمام می شود؟ ادامه دارد #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_بیست_نهم🎬:
رامسیس دوم یا همان فرعون زمان موسی، پادشاهی بود بسیار باهوش و در تاریخ ثبت شده که از تمام فرعون های مصر با ذکاوت تر بوده،دستگاه امنیتی و جاسوسی این فرعون بسیار پیشرفته بوده و در جای جای مصر جریان داشته، این دستگاه که سردسته اش هامان بود، تمام وقایع مصر را زیر نظر داشتند، خصوصا که کاهنان مدام هشدار میدادند که منجی بنی اسراییل به دنیا آمده و خبرهایی که از جمع مومنان بنی اسرائیل به گوش جاسوس ها می رسید نشان می داد که آنها مناظر خروج قریب الوقوع منجی شان هستند.هامان نسبت به موسی شک کرده بود و چند بار در لفافه به فرعون گفت که مراقب اطرافیان، خصوصا ولیعهد باشد،اما چون مدرکی دال بر حرفش نداشت، نمی توانست به طور قطع ثابت کند،بنابراین تمام حرکات حضرت موسی را زیر نظر گرفته بود تا بالاخره یک روزی یک جایی آن مدرک محکم را به دست آورد.از طرفی فرعون طبق وسوسه های هامان، کمی به موسی شک کرده بود و بارها و بارها موسی را به طرق مختلف امتحان کرد و هر بار با امداد خدا موسی حفظ شد و رامسس دوم نتوانست چیزی کشف کند.حضرت موسی تقیه می کرد اما در جاهایی هم مجبور می کرد چیزی در مقابل حرفهای کافرانه ی فرعون بدهد که مشخص بود موسی بر عقیده فرعون نیست و اعتقاد او را قبول ندارد و فرعون چون موسی را ولیعهد خود می دانست می خواست تمام تلاشش را بکند که موسی آنگونه که او می خواهد بار بیاید و با اعتقادات فرعون بزرگ شود چرا که قرار بود بعد از فرعون بر مملکت بزرگ مصر حکومت کند و البته این کید خداوند بود تا موسی در قصر بزرگ شود و مملکت داری را آموزش ببیند.
موسی و آسیه و حذقیل علاوه بر اینکه در قصر برای خود پایگاهی درست کرده بودند،در خارج ازقصر هم بین مردم بنی اسرائیل گروه هایی تشکیل داده بودند که به صورت مخفیانه کار می کردند و پایگاه مردمی موسی محسوب می شدند، این گروه مردمی تقریبا می دانستند که موسی همان منجی بنی اسرائیل است، درست است آنها مومن بودند و موسی را دوست داشتند، اما مهارت های آنچنانی نداشتند زیرا سالهای سال تحت سلطه ی فرعونیان بودند و فقط بردگی کردن را می دانستند، آنها از لحاظ امنیتی خیلی ضعیف بودند و همین ضعفشان بلغث شد گرفتاری های بزرگی برای منجی شان به وجود آورند و به خاطر کج فهمی مریدان موسی، منجی بنی اسرائیل دچار رنج زیادی شد.داستان از این قرار بود که روزی...
ادامه دارد..

۳۱۸

۱۶:۵۶