عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۲ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_چهل_ششundefined: حالا قوم مستضعف موسی مجهز به دانش و تجهیزات و اطلاعاتی شده بود که می توانست تمدنی نو در عالم بر پا کند. تقریبا حدود سه ماه طول کشید که آن ها از دریا به دامنه کوه مقدس طور برسند همان کوهی که یک بار موسی در دامنه آن با خدا صحبت کرده بود و رسالتش را گرفته بود و گویی این بار هم می بایست واقعه ای مقدس در این جا شکل بگیرد، واقعه ای که می رفت امتحانی باشد برای قوم موسی و مجدد تاریخ تکرار شده بود و موسی این بار نه با خانواده که با ششصد هزار نفر از قومش در کنار کوه طور اردو زده بودند. گویی در اینجا اتفاق مهمی قرار بود بیافتد و فرشته ی وحی بر موسی نازل شد و دستور خدا را ابلاغ نمود خداوند دستوری برای ساخت خیمه میعاد یا مسجد سیار داده بود و از موسی خواسته بود در کنار همین کوه مسجدی سیار که در کتاب مقدس در مورد این خیمه نام «عریش موسی» آمده است بنا کند. دستور العملی را خدا برای ساختن خیمه میعاد یا «مَقدَس صحرایی» برای حضور الهی خداوند، به موسی داد. خیمه ای که میتوانستند با خودشان حمل کنند و هر کجا که می خواستند علم کنند. موسی گفت که یکی از افراد بنی اسراییل را به عنوان سرآمد صنعت گران انتخاب کنند تا از قدرت علمی خود برای ساختن آن پرده ها استفاده کنند و به آن ها مهارت و قدرت داد تا نه تنها خیمه میعاد بسازند، بلکه هنر و مهارتشان را به دیگران نیز آموزش دهند. در تورات در مورد کیفیت ساختن آن به تفصیل توضیح میدهد. و علاوه بر دستور ساخت این خیمه میعاد،خداوند به موسی وعده داد که تورات قرار است از آسمان نازل شود. و این واقعه ای بس مهم بود، موسی قرار بود کتاب آسمانی داشته باشد و این کتاب قرار بود دقیقا در همان جایی که موسی یک بار با خداوند بدون واسطه سخن گفته بود، بر او نازل شود. تورات وحی پروردگار بود گویی بنی اسرائیل این آمادگی را پیدا کرده بود که کتابچه ای حاوی دستورالعمل های مختلف و شریعت و قوانین، برایشان نازل شود. یعنی سطحی از پیچیدگی و قدرت تمدنی را پیدا کرده بود که شایسته داشتن کتاب آسمانی بود. کتاب آسمانی که بسیاری از جزئیات و کلیات را در خودش داشت، از احکام غذا خوردن و اخلاق و عبادات گرفته تا آینده پژوهی و... و این خیلی اتفاق مهمی بود، همانطور که الان قران کتاب زندگی ست و مجموع تمام علوم در آن جاریست و منتها مبین ندارد و مبین آن امام معصوم است، تورات نیز این ویژگی را داشت و با این تفاوت که مبین آن، موسی نبی همراه تورات بود. خداوند امر کرده بود که قوم بنی اسرائیل باید مدت سی روز در این مکان می ماندند تا موسی همراه بزرگان و نخبگانی از قوم که انتخاب کرده بود، بروند و از خداوند تورات را بگیرند. موسی گویی آماده بود که قوم یک مرحله ارتقا پیدا کند و آموزشهای نو و جدیدی را دریافت کنند، مثل این بود که قرار است قوم موسی از مرحله ی دروس ابتدایی وارد مراحل پیشرفته تری شوند. قوم بنی اسرائیل می بایست در این مدت سی روز وحدت اجتماعی خود را حفظ می کرد. عامل وحدت بخش و عاملی که به جامعه حیات و روح میداد امام بود، اصلا امام مدار آرامش زمین و مردم زمین است که حول او مردم متحد و آرامند و حالا در غیاب موسی، هارون از جانب خدا به جانشینی موسی منصوب شده بود. مردم با او بیعت کردند و او را به عنوان سر دسته تمدن قرار دادند، انگار واقعه ی غدیر خمی دیگر در جوار کوه طور برپا شده بود و به جای محمد، این موسی بود که دست جانشینش را بالا برد و برای هارون بیعت ستاند. قرار بود موسی در بالای کوه طور، تورات را تحویل بگیرد و بزرگان و نخبگانی هم که همراه موسی می رفتند هم تصدیق کنند که صدای خدا را شنیدند و تورات کتابی از سوی خداوند است و بعد نزد مردم بیایند و هر انچه را دیدند شرح دهند. تاریخ بنی اسرائیل به نقطه ی عطفش نزدیک میشد، نقطه ای که ابتلاء و آزمایش خداوند برای این قوم در آن بود که اگر از آزمایش سربلند بیرون می آمدند به اوج می رسیدند و اگر.... ادامه دارد
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_چهل_هفت🎬:
خیمه میعاد آماده شد و در کنار کوه طور برپاشد، حالا وقت رفتن بود، موسی به همراه تعدادی از نخبگان بنی اسراییل که بالغ بر هفتاد نفر بودند باید به سمت کوه طور می رفت تا دوباره با خدا سخن بگوید و این بار خداوند کتاب تورات را که مجموع برنامه ی مدون یک زندگی و تمدنی الهی بود بر او نازل کند و موسی با دستی پر به سمت قومش برگردد و نخبگان بر صحت تورات و سخنان خداوند شهادت دهند و موسی و قومش با برنامه ای تمدن ساز و کامل به اسم «تورات» به سمت اورشلیم بروند و در آنجا دین الهی را برپا کنند و آن را به دیگر دنیا صادر کنند.
موسی قبل از رفتن با هارون خلوتی داشت و به او سفارش کرد که تمام توانش را به کار گیرد تا اوضاع بنی اسرائیل در نبود او آرام باشد و آنها با هم متحد و یکدل باشند و این اتحاد تحت هیچ شرایطی بهم نخورد و محور اتحاد در هر جامعه ای امام آن جامعه است و اینک که امام و حجت بنی اسرائیل برای مدت سی روز به کوه طور می رفت، جانشین او که از طرف خدا انتخاب شده بود باید اوضاع را آرام نگه می داشت.
موسی و جمع نخبگان آماده حرکت بودند، موسی باز بر فراز بلندی رفت و هارون را به نزد خود خواند و دستش را بالا برد و فرمود: ای قوم بنی اسراییل، بدانید و آگاه باشید خداوند به من امر کرده که به کوه طور بروم و در طول سی روز تورات را تحویل بگیرم و چون در این سی روز در بین شما نیستم، پس به امر خدا جانشینی برای خود انتخاب کردم و بارها گفته ام و باز هم می گویم که هارون از طرف خدا انتخاب و به جانشینی من منصوب شده و وقتی من در بین شما نیستم بر شما واجب است که حول هارون جمع شوید سخنانش را بشنوید و اوامرش را اطاعت کنید، همانا حرف ها هارون حرف من است و حکم و امر هارون، حکم و امر من است . آگاه باشید که در این غیبت مصلحت های زیادیست و خداوند دوست دارد شما را آزمایش کند، پس در مسیر حق و طبق گفتار هارون قدم بردارید تا از این ابتلاء الهی سربلند بیرون آیید تا خداوند نعمت هایش را بر شما افزون گرداند.
موسی آخرین وصایایش را نمود و به همراه نخبگان راهی کوه طور شد.
بعد از رفتن موسی، حال و هوای بنی اسراییل متغییر بود، انگار این قوم آبستن حوادثی پیش بینی نشده بود.
در ظاهر قوم یک پارچه بود، اما اخباری که به گوش هارون می رسید خبر از گروه گروه شدن بنی اسرائیل میداد، البته موسی قبل از رفتن این موارد را به هارون گوشزد کرده بود.
به نظر می رسید این قوم به سه گروه تقسیم شدند، یک گروه آنها منافقینی بودند که از همان ابتدا هم ایمان قلبی به موسی پیدا نکرده بودند و در ظاهر او را تصدیق می کردند، اینان همان افراد بهانه جویی بودند که سر هر کاری به موسی و خدایش ایراد می گرفتند و مدام در حال غر زدن بودند، این افراد اینک با نبود موسی زمینه را برای تاخت و تاز مناسب می دیدند و مترصد لحظه ای بودند که خودشان را به رخ بکشند.
دسته ی دوم افرادی بودند که به موسی ایمان قلبی داشتند اما از اینکه موسی هارون را به جانشینی خودش منصوب کرده بود بسیار ناراحت بودند، آخر آنها خود را مستحق این مقام می دانستند، این دسته حب ریاست داشتند و اینک که موسی در میانشان نبود، آنها هم بدشان نمی آمد خودی نشان بدهند و زمام امور را از دست جانشین موسی بستانند و خودشان سروری و امامت کنند
و اما دسته ی سوم کسانی بودند که به موسی و هارون ایمان داشتند تعدادشان از دو دسته دیگر بیشتر بود اما عوام مردم بودند و تعدادی هم از نخبگان در جمع اینان بود.
کار هارون با وجود این سه دسته که حالا دو دسته ی اول به هم نزدیک شده بودند و اتحادی پنهانی بینشان ایجاد شده بود، بسیار سخت به نظر می رسید.
اما هارون از هر جهت مناسب جانشینی موسی بود و به هر طریق ممکن سعی کرد که اوضاع را تحت کنترل داشته باشد و با سختی فراوان این اتحاد شکننده را حفظ نمود تا اینکه شمارش روزهای غیبت موسی نزدیک به سی روز رسید و...
ادامه دارد...

۱۵۵

۱۶:۵۵