طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_بیست_ششم
: حالا موسی به قصر وارد شده بود، دل مادرش یوکابد به دنبال او پر میزد و هر روز به بهانه ای خود را به کنار قصر فرعون می رساند تا شاید گلی از گوشه ی جمال جگر گوشه اش بچیند و این فراق بر او سخت آمد و در تاریخ نوشته اند که یوکابد،این مادر باایمان که ولی از اولیاالله بود، در غم هجران موسی خون جگرها خورد و خیلی زود از این دنیا رخت سفر بست. حالا موسی در قصر فرعون در پناه آسیه این زن فداکار مومنه بود اما جریان مترفین که سر دسته ی آنها هامان بود،بسیار قدرتمند بود و آسیه به تنهایی یارای مبارزه با آنها را نداشت و از طرفی موسی می بایست تحت تعلیم مربی که به خدای یکتا ایمان داشته باشد پرورش یابد و هم اینک از خوراکی های حرامی مانند شراب و گوشت خوک و...که در قصر استفاده می شد دور ماند. خداوند یکتا که عالم است بر اسرار تمام عالم برای این موضوع هم راهکار داشت، هنوز در دربار فرعون بودند مومنانی که از زمان حضرت یوسف و آخناتون در دربار باقی مانده بودند اما آنها نیز چون آسیه تقیه می کردند. سردسته ی این مومنان که درست نقطه ی مقابل هامان بود، نامش «حذقیل» بود، حذقیل همان شخصی ست که در قران از او به نام «مومن آل فرعون» نام برده شده است، قدرت ایشان در دربار با قدر هامان برابری می کرد. هامان سردسته ی مترفین و کاهنان و شیطان پرستان بود و حذقیل سردسته ی مومنانی که خداوند یکتا را می پرستیدند و اما تقیه می کردند. فرعون تربیت موسی را بر عهده ی حذقیل نهاد و حذقیل هم با جان و دل به موسی درس می داد او تمام آنچه را که یک ولیعهد باید بداند به او آموزش میداد و حتی فنون رزم و جنگاوری را در مرتبه ی اعلا به او یاد داد و به خورد و خوراک موسی که از خوردنی های پاکیزه تهیه می شد توجه خاصی داشت. موسی در قصر فرعون کم کم قد کشید و بزرگ شد، حالا او تبدیل به نوجوانی شده بود که اندامی شبیه پهلوانان داشت و از طرفی در جنگاوری نظیر نداشت و در تمام سرزمین مصر رقیبی برای او یافت نمی شد. هامان بارها و بارها به رفتار موسی مشکوک شده بود و به او اعتراض می کرد، آخر موسی بر خلاف بقیه ی مترفین و اشراف، هوای مستمندان و ضعیفان جامعه را داشت، با آنها نشست و برخاست می کرد، درد آنها را می شنید و برای دردشان درمانی در دست داشت، به هر کجا می رفت قشر ضعیف جامعه دور او را می گرفتند و او با روی گشاده به تمام امور آنها رسیدگی می کرد و این رفتار موسی باعث شده بود هامان و اشراف دیگر به نزد فرعون بروند و به او اعتراض کنند فرعون گرچه خود با این رفتار موسی مخالف بود اما وقتی می دید که رفتار ولیعهد، رضایت عمومی مردم را در پی دارد، به اعتراض و حرفهای هامان و کاهنان بهایی نمیداد تا اینکه... ادامه دارد #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_بیست_هفتم🎬:
با ورود موسی به کاخ، شبکه مومنانه حذقیل جان تازه ای می گیرد و انسجام و نشاط آن بیشتر می شود چرا که آن ها نسبت به این که این نوزاد همان منجی بنی اسرائیل است مطلع بودند. از این رو شبکه حذقیل شروع به جذب افراد جدید و گسترش خود می کند و ارتباطات خود را با بنی اسرائیل که اینک آن ها نیز برای خود یک شبکه مخفی ساخته بودند بیشتر می کند.
گسترش شبکه مومنان در کاخ علاوه بر این که برای شان فرصت خوبی به حساب می آمد، موجب حساسیت بیشتر شبکه هامان شد؛ همچنین امکان لو رفتن حذقیل و شبکه او و کسب مدرک کافی علیه آنان را بیش از پیش آسان می کرد.حضرت موسی در کاخ بزرگ شد و علاوه بر این که محبوب بزرگان و عقلاء کاخ قرار گرفت نظراتش نیز مورد پذیرش آنان واقع شد و از طرفی همانطور که گفتیم با پشتیبانی حضرت موسی از قشر مستضعف جامعه پایگاه مردمی خوبی در بین مردم شهرهای مختلف داشت.
حضرت موسی باید بیاموزد که در چنین شرایطی، کاملا مخفیانه عبادات و پرستشش را انجام دهد.قرآن می فرماید: و هنگامی که موسی به سن رشد و استواء کامل رسید ما به او حکم و علم را عطا کردیم. به گفته برخی، موسی در این زمان در سن هیجده سالگی قرار داشت. طبق این آیه می توان گفت تمام حالاتی ،عزت و احترام، عقالنیت، عبادت مخفیانه و...را که یوسف نبی در سنین نوجوانی در کاخ عزیز مصر داشت، اینک موسی نیز در کاخ فرعون دارد. علاوه بر این که حضرت موسی در جایگاه ولیعهدی قرار دارد، و همین مساله موجب می شود تا در کنار قدرت عقلانی اش امکان اعمال قدرت در برخی از بخش ها و راه انداختن برخی از عملیات ها را هم داشته باشد. به همین خاطر هنگامی که موسی برای بازدید از شهر وارد آن می شد، از محرومین و مستضعفین در مقابل ظلم و آزار قبطیان دفاع می کرد. همچنین قوانینی وضع کرده بود تا ساعت کاری بردگان و کارگرها کمتر و خدماتی که به آنان داده می شود بیشتر باشد. به همین خاطر حضرت موسی در بین طبقه مستضعف جامعه کاملا محبوب بود از طرف دیگر به همان اندازه نزد قبطیان منفور بود، چرا که آن ها سال های سال بر بنی اسرائیل حکمرانیداشتند و نسبت به آنان هر ظلم و ستم و آزار و اذیتی را که می خواستند به راحتی روا می داشتند اما اینک با حضور ولیعهد تمام اختیارات آن ها تحت الشعاع گرفته بود.
هر روز مجموعه ای از گزارش هایی علیه موسی، توسط بدنه ی قبطیان و همچنین شبکه هامان به فرعون داده می شد. اما هیچکدام از این گزارش ها باعث نمی شد تا فرعون علیه موسی دست به اقدام خاصی بزند؛ چرا که فرعون از محبوبیت موسی نزد مردم و اقدامات مردم پسند او آگاه بود و این محبوبیت در نهایت به نفع دستگاه حکومت فرعون تمام می شد. هرچند که موسی طبقات مستضعف جامعه را به سمت خود دعوت می کرد و شیوه اداره ی او با شیوه جبارانه فرعونی متفاوت بود اما به هر حال این محبوبیت موسی نزد محرومین و طبقات مختلف اجتماعی باعث محکم تر شدن پایه های حکومت می شد. روش مسالمت آمیز موسی موجب استحکام حاکمیت فرعونی است؛ به همین خاطر فرعون به بدگویی های درباره موسی هیچ اعتنایی نمی کند.اما به هر حال هردو جریان مخالف موسی، سعی در اضافه کردن و نو کردن پرونده های علیه موسی و تخریب وجهه او نزد فرعون دارند.
علاوه بر آن که هامان هنوز هم به شخص موسی مشکوک است و در آینده نزدیک اخباری به گوشش میرسد که مطمئن می شود موسی همان منجی بنی اسرائیل است اما هنوز هیچ مدرک و سندی برای ارائه به فرعون ندارد و از این مساله سخت رنج می برد.حتی عده ای از قبطیان به فکر ترور موسی افتاده بودند و چند باری هم تلاش کردند که موسی را ترور کنند اما اراده ی خداوند بر آن تعلق گرفته بود که موسی بماند و مردمی را نجات دهد پس آنها در نقشه ی ترور موفق نشدند. به همین خاطر حضرت موسی هنگامی که می خواست به شهر برود حتما با جمعی از محافظین وارد شهر می شد.به هر حال حضرت موسی تا سی سالگی اش به همین منوال در قصر فرعون به سر برد و شبکه حذقیل سعی در محافظت از جان موسی و شبکه هامان سعی در تغییر ذهن فرعون به نفع خودشان علیه موسی را داشتند.
ادامه دارد...
با ورود موسی به کاخ، شبکه مومنانه حذقیل جان تازه ای می گیرد و انسجام و نشاط آن بیشتر می شود چرا که آن ها نسبت به این که این نوزاد همان منجی بنی اسرائیل است مطلع بودند. از این رو شبکه حذقیل شروع به جذب افراد جدید و گسترش خود می کند و ارتباطات خود را با بنی اسرائیل که اینک آن ها نیز برای خود یک شبکه مخفی ساخته بودند بیشتر می کند.
گسترش شبکه مومنان در کاخ علاوه بر این که برای شان فرصت خوبی به حساب می آمد، موجب حساسیت بیشتر شبکه هامان شد؛ همچنین امکان لو رفتن حذقیل و شبکه او و کسب مدرک کافی علیه آنان را بیش از پیش آسان می کرد.حضرت موسی در کاخ بزرگ شد و علاوه بر این که محبوب بزرگان و عقلاء کاخ قرار گرفت نظراتش نیز مورد پذیرش آنان واقع شد و از طرفی همانطور که گفتیم با پشتیبانی حضرت موسی از قشر مستضعف جامعه پایگاه مردمی خوبی در بین مردم شهرهای مختلف داشت.
حضرت موسی باید بیاموزد که در چنین شرایطی، کاملا مخفیانه عبادات و پرستشش را انجام دهد.قرآن می فرماید: و هنگامی که موسی به سن رشد و استواء کامل رسید ما به او حکم و علم را عطا کردیم. به گفته برخی، موسی در این زمان در سن هیجده سالگی قرار داشت. طبق این آیه می توان گفت تمام حالاتی ،عزت و احترام، عقالنیت، عبادت مخفیانه و...را که یوسف نبی در سنین نوجوانی در کاخ عزیز مصر داشت، اینک موسی نیز در کاخ فرعون دارد. علاوه بر این که حضرت موسی در جایگاه ولیعهدی قرار دارد، و همین مساله موجب می شود تا در کنار قدرت عقلانی اش امکان اعمال قدرت در برخی از بخش ها و راه انداختن برخی از عملیات ها را هم داشته باشد. به همین خاطر هنگامی که موسی برای بازدید از شهر وارد آن می شد، از محرومین و مستضعفین در مقابل ظلم و آزار قبطیان دفاع می کرد. همچنین قوانینی وضع کرده بود تا ساعت کاری بردگان و کارگرها کمتر و خدماتی که به آنان داده می شود بیشتر باشد. به همین خاطر حضرت موسی در بین طبقه مستضعف جامعه کاملا محبوب بود از طرف دیگر به همان اندازه نزد قبطیان منفور بود، چرا که آن ها سال های سال بر بنی اسرائیل حکمرانیداشتند و نسبت به آنان هر ظلم و ستم و آزار و اذیتی را که می خواستند به راحتی روا می داشتند اما اینک با حضور ولیعهد تمام اختیارات آن ها تحت الشعاع گرفته بود.
هر روز مجموعه ای از گزارش هایی علیه موسی، توسط بدنه ی قبطیان و همچنین شبکه هامان به فرعون داده می شد. اما هیچکدام از این گزارش ها باعث نمی شد تا فرعون علیه موسی دست به اقدام خاصی بزند؛ چرا که فرعون از محبوبیت موسی نزد مردم و اقدامات مردم پسند او آگاه بود و این محبوبیت در نهایت به نفع دستگاه حکومت فرعون تمام می شد. هرچند که موسی طبقات مستضعف جامعه را به سمت خود دعوت می کرد و شیوه اداره ی او با شیوه جبارانه فرعونی متفاوت بود اما به هر حال این محبوبیت موسی نزد محرومین و طبقات مختلف اجتماعی باعث محکم تر شدن پایه های حکومت می شد. روش مسالمت آمیز موسی موجب استحکام حاکمیت فرعونی است؛ به همین خاطر فرعون به بدگویی های درباره موسی هیچ اعتنایی نمی کند.اما به هر حال هردو جریان مخالف موسی، سعی در اضافه کردن و نو کردن پرونده های علیه موسی و تخریب وجهه او نزد فرعون دارند.
علاوه بر آن که هامان هنوز هم به شخص موسی مشکوک است و در آینده نزدیک اخباری به گوشش میرسد که مطمئن می شود موسی همان منجی بنی اسرائیل است اما هنوز هیچ مدرک و سندی برای ارائه به فرعون ندارد و از این مساله سخت رنج می برد.حتی عده ای از قبطیان به فکر ترور موسی افتاده بودند و چند باری هم تلاش کردند که موسی را ترور کنند اما اراده ی خداوند بر آن تعلق گرفته بود که موسی بماند و مردمی را نجات دهد پس آنها در نقشه ی ترور موفق نشدند. به همین خاطر حضرت موسی هنگامی که می خواست به شهر برود حتما با جمعی از محافظین وارد شهر می شد.به هر حال حضرت موسی تا سی سالگی اش به همین منوال در قصر فرعون به سر برد و شبکه حذقیل سعی در محافظت از جان موسی و شبکه هامان سعی در تغییر ذهن فرعون به نفع خودشان علیه موسی را داشتند.
ادامه دارد...
۲۸۷
۱۷:۱۰