عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۴ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتادundefined: وقتی قبطیان بر مردم مصر و بنی اسرائیل مسلط شدند،یعنی دوباره فرهنگ کهانت و بت پرستی و فرعون و فرعونیان به جامعه ی مصر باز گشت و در روایات داریم که فرعون ها و طاغوت ها با شیاطین در ارتباطند و این واقعیت ست انکار نا پذیر، زیرا همانگونه که خداوند معلومات و اعجازهای گوناگون تحت اختیار پیامبرانش قرار می دهد تا در امر هدایت مردم موفق باشند، شیطان هم همین روند را ادامه می دهد و فراموش نکنیم تمام کارهای شیطان، سکه ی بدل شریعتی ست که خداوند برای مردم فرستاده است و ابلیس هم بدون شک با پیامبران خود که کسانی غیر از کاهنان و طاغوت ها و در اینجا فرعون هست، در ارتباطند و گاعی این ارتباط مستقیم و بدون واسطه و واضح و بسیار روشن است در این زمان شتابی بیشتر گرفته بود چون ابلیس می بایست کاری کند که آثار اعمال اقامه ی دین خدا توسط یوسف که بسیار هم موفق بود از بین ببرد. خط طغیان شیاطین و اجنه طغیانگر در این زمان به حدی به طاغوت ها نزدیک شده است که باید به طور مستمر امداد خودشان را به فرعون ها برسانند. امداد ها و خدماتی که شیاطین به فرعون ها میدهند باید خدماتی باشد که چنان در چشم مردم پر رنگ بیاید که بتواند خدمات حضرت یوسف و محبوبیت او در دل مردم مصر را تحت الشعاع قرار دهد. به همین خاطر شیطان در این برهه از زمان، هدایت های ظلمانی اش را برای فراعنه تغلیط کرده و فراعنه هم در دنیا پرستی سنگ تمام گذاشته اند. به عنوان مثال گزارش هایی که از خدمات این دوره داریم عبارتند از: -ساختمانهای بسیار مجهز -تکنیک های بسیار پیشرفته آبیاری از نیل -پیشرفت صنعت پزشکی در درمان بیماری ها -پیشرفت تکنولوژی های موجود بی شک ریشه پیشرفت های تکنولوژی و علوم در این دوره به شیاطین باز می گردد. پس زمانی که قبطیان روی کار آمدند فقط یک جابه جایی سیاسی رخ نداده بلکه باعث شده تا حجم عظیمی از اطلاعات شیطانی وارد تمدن مصر بشود. بعدها مصر الهام بخش علوم و انتقال دهنده آن به یونان، ایران و نقاط دیگری خواهد بود و حتی در متون یونانی، هیمنه رسانه ای و سیطره علمی و فرهنگی مصر کاملا هویداست. و این است وضعیت جامعه بعد از فوت یوسف و البته مومنین به انتظار فرج نشسته بودند و منتظر آمدن منجی ای بودند که یوسف به آنان وعده داده بود ادامه دارد... undefinedبه قلم:طاهره سادات حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_دویست_هشتاد_یک🎬:
برای اینکه داستان روایت انسان را ادامه دهیم و ادامه اش ظهور منجی وعده داده شده که حضرت موسی علیه السلام است، باید کمی از فرهنگ مصر در آن زمان سخن بگوییم در کل فرهنگ مثل آبی است که ماهی ها در آن زندگی میکنند یا مثل هوایی است که ما تنفس می کنیم.هر کنش انسانی که بخواهد تحقق پیدا کند، تعّینش در بستر فرهنگ معنا پیدا می کند.ما قبل از اینکه درباره فرهنگ مصر صحبت کنیم باید درباره فرهنگ زمانه و این دوره ای که از آن روایت می کنیم حرف بزنیم و سپس به طور خاص به فرهنگ مصر بپردازیم.و لازم است تا فضای فرهنگی دوره بین حضرت یوسف و حضرت موسی را دوباره بازنگری کنیم و مواردی که قبلا گفته شد را دوباره یادآوری نماییم.
همانگونه که پیش از این گفتیم، شریعت از زمان نوح آغاز شد و از زمان حضرت ابراهیم بحث اقامه دین مطرح شد. ابلیس همیشه در مقابل تاسیسات الهی و جریانات الهی سکه بدل و تقلبی و جریان معارض را ایجاد می کند. لذا زمانی که پروژه اقامه توسط انبیا آغاز شد، برای ابلیس و اعوان و انصارش سخت بود، او هم برای خود سردارانی تعیین کرد و مشغول اقامه ی شریعت ابلیسی که سکه ی بدل شریعت الهی بود شد
پروژه اقامه بسیار سخت است و هنوز هم ادامه دارد و هنوز هم با گذشت اینهمه سال از خلقت آدم، دین خدا هنوز به طور کامل اقامه نشده است و انشاء الله با ظهور آخرین حجت خدا محقق خواهد شد.
و لازم به ذکر است که عنصر اصلی در تحقق اقامه دین، آزادی و اختیار انسان است و اگر این اختیار نبود اقامه ی دین چیزی بی معنا بود، اختیار باید باشد تا انسان با آزادی عمل، راهش را انتخاب کند و خودش انتخاب کند که مومن باشد و به سمت خداوند بیاید یا کافر شود و جز یاران ابلیس شود.
پروژه اقامه دین الهی یک وصف و ویژگی دارد که تحقق آن را زمانبر می کند و آن را به تاخیر می اندازد.عنصر اصلی و دال مرکزی پروژه اقامه (اراده و اختیار مردم) است؛ چرا که خداوند اراده کرده تا اقامه دینبا انتخاب و اختیار مردم محقق شود و در این راه انبیا به عنوان رهبران و راهنمایان جامعه عمل می کنند؛ کتاب و میزان هم به عنوان وسیله و ابزار تحقق اقامه است.
و این اقامه صورت نمی گیرد مگر با حضور مردم و قرار است مردم قیام کنند تا اقامه محقق شود.آزادی مردم، اصل اساسی هدایت انبیا در تمام ادیان است و اگر این عنصر اساسی را حذف کنیم دیگر هدایتی وجود ندارد. خداوند می توانست با زور و قدرت کار اقامه را پیش ببرد اما چنین کاری هیچ ارزش تربیتی ندارد.اگر مردم دنیا می فهمیدند که اصالت آزادی و اختیار در هدایت رکن اساسی دعوت تمام ادیان است به این دین علاقه مند می شدند و هرگز سمت راه های انحرافی نمی رفتند
کسانی که در خارج از قالب دین خدا، شعار آزادی را می دهند، خودشان به این مسئله پایبند نیستند و اگر کوچکترین تعارضی با منافع و اهدافشان پیش بیاید آن را زیر پا میگذارند.اما انبیا حاضرند در راه انتخاب آزادانه بشر سنگ بخورند و انواع آزارها و بلاها و مرارت و سختی ها را تحمل کنند ومنافع خودشان را زیر پا بگذارند تا آزادی بشر سلب نشود.و در ضمن انبیا فقط در حد ضرورت از اعجاز استفاده کردند تا اتمام حجت محقق شود و اگر قرار باشد اعجاز به وسیله ای تبدیل شود که چشم ها را مسحور کند و در یک تأثیر ناخودآگاه و غیرارادی یا هیمنه رسانه ای شدید تاثیر خود را در جان مخاطبین وارد کند، در این صورت پذیرش دین بدونآزادی و اختیار صورت می گیرد و باز هم میشد یک دین اجباری که این اصلا هدف خداوند از آفرینش انسان را محقق نمی کند
حتی گاهی اوقات خداوند بهانه ها و نواقصی را در اطرافیان انبیا و دعوت آنها ایجاد میکند تا مخاطبین با عنصر عقلانیت دعوت آن نبی را بپذیرند و با جوگیری و تاثیرات تبلیغاتی پس پروژه اقامه سخت و زمانبر است
اما اگر این پروژه به واقع انجام شود و مردم برای اقامه ی دین قیام کنند، تاثیرات بسیار شگرفی خواهد داشت.
ادامه دارد...undefinedبه قلم:طاهره سادات حسینی

۳۶۸

۱۶:۱۴