عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۳ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_یکundefined: حالا جوانان بنی اسرائیل با شوق و ذوق بیشتری سر کار می رفتند، آنها نمیرفتند که بردگی کنند، بلکه زندگیشان هدف پیدا کرده بود و می رفتند که بیاموزند و سپس این آموخته ها را برای ادامه ی زندگی شرافتمندانه ی خود به کار گیرند و این یک روش در بنی اسرائیل شد که اگر الان هم نگاه کنیم می بینیم که ته مانده های بنی اسراییل در همه جای جهان سرک می کشند و راه و روش خوب و سالم زندگی کردن را یاد می گیرند، هنر دیگر ملت ها را از آنها فرا می گیرند و خوب ها را گلچین می کنند و به فرزندان خود یاد می دهند منتها در بین جوامع بشری چیزهای بد که برای بنی بشر زیان اور است را رواج میدهند تا خوب و سالم زندگی کردن تحت سیطره ی خودشان باشد و نسل خودشان زیاد و بقیه ی بنی بشر کم کم و تدریجی از صحنه ی روزگار محو شوند. جوانان بنی اسرائیل که تا به حال کسی به آنان اهمیت نداده بود و برایشان ارزشی قائل نبود، اینک با رهبری موسی، کم کم صاحب هویت و اراده شده بودند و به هر طریق ممکن سر از کار و هنر مصریان در آوردند و استعداد نهفته ی خود را به کار گرفتند و خیلی زود نخبگانی از بین همین برده ها علم شد. اما یک شب که همه ی مومنین چه زن وچه مرد، دور موسی را گرفته بودند، همه از وضع موجود شکایت کردند و گفتند که ظلم فرعونیان از زمان های بسیار قبل برای بنی اسرائیل بوده و علنا ظلم می کردند اما اینک چون از موسی میترسند، همان ظلم را می کنند و شاید به مراتب دشمنی و ظلمشان بیشتر شده باشد اما این ظلم پنهانی و زیر پوستی شده تا بهانه ای دست موسی ندهند و بار دیگر موسی اژدهایی دیگر علم نکند. در این هنگام موسی از جا برخاست، جلوی جمعیت ایستاد و با صدای بلند فرمود: ای مومنین بالله و ای قوم بنی اسرائیل! با دقت گوش کنید که حرفهای امروز من باید سرلوحه ی تمام کارهای بنی اسراییل از الان تا آخرالزمان باشد، می خواهم رمزی از رموز الهی به شما یاد دهم که همیشه ی زمان به کمک و امداد شما خواهد آمد، در هر زمانی که سختی و فشار بر شما فزونی گرفت و نتوانستید تحمل کنید دست توسل به دامان محمد و آل محمد بزنید که رهایی شما در این است و همانا زبانی که مدح محمد و آلش را می کند، لال از دنیا نخواهد رفت و از حق خود دفاع خواهد نمود و کسی که این بزرگواران را در درگاه خداوند واسطه قرار دهد، دست خالی برنمی گردد،چرا که محمد چکیده ی تمام پیامبران است ودامادو فرزندان او بزرگان تمام بنی بشرند و عزیز درگاه خداوند هستند و خداوند به حرمت این عزیزانش به شما یاری خواهد رساند. در این هنگام یک نفر از میان جمع بلند شد و گفت: ای نبی خدا! این محمد که می گویی کیست؟! موسی که قلبش مالامال محبت محمد بود لبخند زیبایی زد و فرمود: همانا او خاتم پیامبران است و در آخر الزمان به پیامبری میرسد، همانا او ست که نامش بر عرش خداوند می درخشد و با صدای بلند فریاد زد: یا حمید بحق محمد، یاعالی بحق علی، یا فاطر السماوات والارض بحق فاطمه، یا محسن بحق حسن و یا قدیم الاحسان بحق حسین علیه السلام» و جمعیت بعد از او این عبارات را تکرار می کردند. جمعیت با شنیدن این سخنان به هیجان آمده بود که موسی بار دیگر با صدای بلند به طوریکه به همگان برسد فرمود: ای قوم بنی اسرائیل! خداوند از من خواسته که از شما عهدی بگیرم وشما تا زمانی که بر این عهد باشید رستگار خواهید بود و اگر از این عهد عدول کنید، بدانید که ابلیس بر شما مسلط شده، ای بنی اسرائیل! بدانید و آگاه باشید که شما قوم برگزیده اید، شما از میان تمام بنی بشر برگزیده شدید تا در این دنیا و ارض مقدس زندگی کنید تا به هدفی والا برسید و آن هدف این است که شما باید زمینه ی ورود پیامبر آخرالزمان را مهیا کنید، شما باید بلند گویی باشید برای شناساندن محمد و آل محمد به جهانیان، شما باید خود را آماده ی خدمت و سربازی در رکاب محمد و جانشینش ایلیا کنید، همانا قوم بنی اسرائیل برگزیده نشده مگر برای یاری رساندن به قوم بنی اسماعیل و قرار است نواده ی عمویم اسماعیل در این جهان ظهور کند و دنیا را از عدل و داد پر نماید و از ظلم و بیداد پاک کند و شما باید بازوی کمکی برای این منجی آخرالزمان باشید، هم اینک با من عهد نمایید و باید بر سر عهدتان بمانید. در این هنگام تمام مومنین که از شوق و محبت این پیامبر آخرالزمان لبریز شده بودند، جلو آمدند و با موسی عهد بستند که شرایط ظهور را برای بنی اسماعیل و خاتم پیامبران محمد صل الله علیه واله فراهم کنند. و چه زیبا خداوند در اینجا عظمت پنج کلمه ی مقدس را برای همه رو کرد، اینک در این زمان، بنی اسرائیل ادعا دارد قوم برگزیده است، اما انها از عهد خود عدول کردند و اینک سرباز ابلیسند و در صدد کشتن منجی دنیا هستند و بی شک حضرت موسی در اعلی علیین از داشتن چنین قوم بد عهدی محزون است ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_دو🎬:
حضرت موسی عهدی را که خداوند امر کرده بود از قومش گرفت و حالا نوبت این بود که مردم بنی اسراییل از آموخته هایشان استفاده کنند، پس موسی امر به خانه سازی کرد.
جوانان بنی اسرائیل که قبلا همین کارها را به عنوان بیگاری و بردگی انجام میدادند، الان با شور و شوقی وصف ناپذیر آستین ها را بالا زدند و با توکل بر خدا و رهبری موسی شروع به کار کردند، زیرا اینبار هر چه زحمت می کشیدند برای خودشان بود و این باعث میشد با قدرتی بیشتر پیش بروند.
حضرت موسی برای ساخت اولین بنا، دستور ساخت یک مسجد بزرگ را داد، یعنی اولین بنایی که در اطراف شهرهای مصر برای بنی اسرائیل ساخته شد، مسجد یا همان عبادتگاه یهو بود، در ست است که موسی جوانان را ترغیب کرده بود تا هنر مصریان را بیاموزند اما نقشه ی ساخت مسجد را خود با علم الهی اش ترسیم کرد و همه دست به دست هم دادند و بعد از گذشت روزهای متمادی که همه پای کار بودند، مسجد بزرگ و مستحکمی بنا شد و این اولین ساختمانی بود که متعلق به بنی اسرائیل بود و آنها از شادی در پوست خود نمی گنجیدند.
خیلی از مردم با ساخته شدن مسجد، از چادرهایشان به داخل مسجد نقل مکان کردند، یعنی آنجا تبدیل شده بود به مسافرخانه ای مسجد محور که هم در آنجا زندگی می کردند و هم عبادت خداوند را انجام میدادند.
حضرت موسی به آنها اجازه داد در مسجد ساکن شوند اما از آنها خواست همزمان با این موضوع، ساختن خانه های خود را هم شروع کنند و هر کس تکه زمینی را نشان می کرد تا خانه اش را بنا کند.
اما انگار ساختن مسجد آنها را خسته کرده بود و داشتن سرپناهی محکم آنها را کمی تنبل کرده بود و علی رغم سفارش های موسی، هیچ کس به سمت ساختن خانه در زمین و ملک خود نمی رفت تا اینکه، خداوند به موسی امر کرد تا به مردم بگوید: ای مردم بدانید که جز موسی و هارون کسی اجازه سکونت در مسجد را ندارد و این واقعه انگار قرن ها بعد تکرار شد و اینبار خداوند به محمد دستور داد که به مردم بگوید هیچ کس جز محمد و علی حق زندگی در مسجد را ندارد چون مسجد جایگاه انسان های طاهر است.
خداوند به موسی و هارون فرمود: به قومتان بگویید که شروع کنند به خانه سازی و نقشه ی ساخت خانه را نیز به آنها داد و فرمود: چنان خانه ها را بنا کنید که خانه هایتان را روبه روی هم و رو به قبله بسازید! طوری که درهای آنها رو به روی هم باشد و حیاط ها پشت آن ها و برای این که خانه ها محصور باشد و امکان نفوذ قبطی ها به آنها به سختی صورت بگیرد و از طرفی حیاط منازل مناسب برای جلسات پنهانی باشد و امکان حفاظت امنیتی وجود داشته باشد.
این خانه سازی به بنی اسرائیل هویت بخشی می کرد برای ساختن تمدنی تازه و هدف خدا از تمام این کارها، هویت سازی و امت سازی جهت اقامه نماز بود.و تمام این اتفاقات توسط هسته مرکزی جوانها انجام شد. در ابتدای رسالت حضرت موسی به خاطر ترس از شکنجه های فرعون و ملاء، به جز تعداد اندکی از جوانان، کسی به او ایمان نیاورد، یعنی موسی و هارون در میان خود خود هم مظلوم بودند
موسی و هارون وظیفه بیداری فطرت جوانان را داشتند. روحیه آنها را تقویت می کردند و به آن ها میگفتند: به خدا توکل کنید و از این شکنجه ها نترسید و بر عهدی که بستید بمانید و از محمد کمک بگیرید و در نتیجه آنها گفتند به خدا توکل کردیم و از پیامبر آخرالزمان یاری می طلبیم و از خدا می خواهیم ما را اسیر فتنه ظالمین نگرداند این جوانان ستونها و اوتاد موسی بر روی زمین بودند و برای پذیرش جریان موسی میان قوم بنی اسرائیل زحمات زیادی کشیده بودند، اما....
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی

۲۱۷

۱۷:۰۲