عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۳ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_نهundefined: قارون مانند فردی افسار گسیخته در صحنه ی جدال با موسی و خدای یکتا می تاخت و در اینجا بود که موسی صبر از کف داد و از خدا خواست که سرنوشت قارون را آنگونه که خودش صالح میداند رقم بزند و به عبارت دیگر امید از هدایت قارون سلب شده بود و او را به خدا واگذار کرد و همانا خداوند بهترین انتقام گیرنده است. از طرفی نفوذ قارون در میان بنی اسرائیل زیاد بود و او در طی سالها تظاهر و نفاق توانسته بود جمعی ظاهر بین را همراه خود نماید و این همراهی به گونه ای بود که امکان از بین بردن یک شبه او وجود نداشت. این اتفاق باید به طریقی رقم می خورد که یاد و اثر آن تا سالها باقی بماند. پس در یکی از روزها که قارون در حالیکه کلید چند گنجینه اش را در دست داشت و آن را در برابر موسی گرفته بود و به او و دیگران فخر فروشی می کرد و معرکه ای پر هیاهو برپا نموده بود، ناگهان انگار زلزله ای عظیم رخ دهد، زمین در اطراف قصر قارون به لرزه افتاد، گویی زلزله فقط در قصر قارون بود و زمین از هم شکافته شد و قارون با دیدن این صحنه در حالیکه فریاد می کشید خواست از محدوده ی قصرش خارج شود اما گویی پاهایش در زمین قفل شده بود و نتوانست حرکت کند، در این لحظه قارون از اطرافیان که بیشتر طرفدارانش بودند طلب کمک کرد اما هیچ‌کدام از آنها جرأت نزدیک شدن به قارون را نداشتند، کم کم قصر قارون مثل لقمه ای توسط زمین بلعیده شد و قارون اظهار توبه و ایمان کرد اما خداوند که عالم بر اسرار است به موسی الهام نمود که توبه اش ظاهری و از سر عجز است و قارون و گنجش پیش چشم جمعیتی از دوستان و طرفدارانش در زمین فرو رفت. اثر دعای موسی بر قارون در قرآن این گونه آمده است: هم خود قارون، هم خانه اش در زمین فرو رفت و قارون در این هنگام عجز و ناله می کرد و سعی بر توبه ظاهری داشت و موسی به او فرمود: توبه تو، توبه واقعی نیست و این مرحله، مرحله فرو رفتن او در زمین را همه بنی اسرائیل دیدند و کسی نتواست به او کمک کند. ناتوانی یاران قارون در نجات او به چشم همه آمد. افراد سست ایمانی که همیشه حسرت قارون را میخوردند، می گفتند انگار که خداوند هر موقع بخواهد به بندگانش رزق میدهد و هر گاه بخواهد پس میگیرد. پس با دیدن این اتفاق موحد و با ایمان کامل شدند. جریان قارونیسم با این اتفاق در میان بنی اسرائیل به طور کلی از بین رفت و دیگر خبری از آن نبود. ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هشتاد🎬:
داستان زیبای روایت انسان رسید به مرحله ی نابودی قارون، این مبحث مبحث فوق العاده مهمی ست، آنقدر مهم است که خداوند از آن در قرآن اسم آورده پس این تلنگریست برای تمام ابناء بشر تا آنها قارونی در نوع خود نشوند و در اینجا لازم است مسائل را کمی باز نماییم.طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه واله، تمام اتفاقاتی که برای قوم موسی افتاد، تقریبا نکته به نکته و واقعه به واقعه برای امت رسول خدا هم پیش می آید. یعنی ما هم در مواجه با جریاناتی شبیه قارون و مانور تجمل هستیم و چون اتفاقات قوم رسول خاتم شبیه وقایع قوم موسی ست، برای همین در قران داستان های موسی زیاد به چشم می خورد و روایت می شود.
قارونیسم دو لبه دارد. یک لبه آن جمع آوری مال و لبه دوم آن مصرف متظاهرانه بودن است.
در اسلام اجازه نداریم و نمیتوانیم اموالمان را هر جور که بخواهیم مصرف کنیم، زیرا ممکن است طریقه مصرف باعث شورش و بغی علیه امام شود. امام صادق علیه السلام میفرمایند: اگر کسی یک خانه و اساسی را بر اساس ریا بسازد، در قیامت او را در طبقه هفتم جهنم همراه قارون میبرند در حالی که طوقی از آتش به گردنش است، در اینجا راوی از ایشان پرسید: خانه ای که ریایی ساخته شود یعنی چه؟ امام فرمودند: وقتی زیادتر از کفایت و برای برتری جویی بر همسایه و مباهات بر همسایه باشد بطوریکه بخواهی او را تحقیر کنی.
عمر بن یزید از امام صادق پرسید: من لباس خوب میپوشم، عطر خوش استعمال میکنم، به خود میرسم و غذای خوب میخورم علاوه بر آن، مرکب راهوار سوار میشوم، غلامانی هم همراه خود دارم، آیا چیزی از تجبر و فخر فروشی قارونی در من هست؟ حضرت فرمودند: جبار ملعونی که ما میگوییم کسی است که قمس الناس کند و حق را نشناسد. راوی میپرسد: قمس الناس چیست؟ حضرت فرمودند: کسی که جوری مصرف میکند که در ذات آن مصرف کردن تحقیر دیگران است و در جایی دیگر فرمودند: قمس الناس به معنای حرکتی است که موجب ضایع کردن حقوق برادر مومن شود.
این حالت نیاز به قصد ندارد. اگر حتی بدون قصد کاری موجب به تحقیر دیگران شود شامل این قمس الناس است.در رابطه با این حالت، دو نامه از نهج البلاغه نیز موضوعیت دارند. نامه هفتاد و یک خطاب به منظر بن جاروت و نامه چهل و پنج خطاب به عثمان بن حنیف.عثمان بن حنیف، فردی علوی و انقلابی و شیعه راستین بود. وضع مالی مناسبی هم نداشت و اهل تجمل نبود. فقط یک بار بر سفره ای دعوت شد که امیرالمومنین علیه السلام به او فرمود: تو بر سفره ای رفتی که فقرا در آن راه ندارند. بر سفره کسی نشستی که جزء اشراف و متولین هستند. از تو انتظار چنین رفتاری را نداشتم. استانداری که منصوب به من علی است، نباید چنین کاری کند. شرط ایمان است که چنین کاری نکنی و بر سفره ای بشینی و مالی مصرف کنی و تبرجی کنی که فقر ا در حسرت آن هستند.
خدا آن روز را برای علی نیاورد که همچین طرفدارانی داشته باشند.انجام این رفتار فرقی ندارد که فقیر باشی یا غنی، یک فرد فقیر میتواند جوری رفتار کند که موجب فخرفروشی شود و یک فرد غنی هم می تواند متواضعانه با دیگران برخورد کند
از مجموع این روایات متوجه ابعاد پدیده قارونیسم میشویم و چه خوب که ما از آن هم سفره های قارون نباشیم
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی

۱۶۱

۱۷:۱۲