مشرّف گشت سلمان ، بر حضور حضرت زهراء که ای خَيْرٌ النِّساء ، (در دل مرا رازیست پُر معنا)2(ندانم از چه بی تاب حسین است ، این دل شیدا)2(ولایش در دل زارم ، (حسین را دوس می دارم)2)2
حسین حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
به سلمان فاطمه فرمود ، که ای سردار ایرانیبدان دردی که تو داری ، ندارد هیچ درمانیمرا هم این چنین رازی بود در سینه پنهانی(به عشق او گرفتارم ، (حسین را دوس می دارم)2)2
حسین حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
غرض زهراء و سلمان ، بر حضور مرتضی رفتندمحبّان مشکل خود را ، به آن مشکل گشا گفتندبه جای چاره سازی ، از علی این جمله بِشنُفتندمنی که فخر ابرارم ، (حسین را دوس می دارم)2
به عشق او گرفتارم ، حسین را دوس می دارم
حسین حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
کلید حل این مشکل ، به دست مصطفی باشدسه عاشق آمدند ، آنجا که طاها را سرا باشدرسول اللّه فرمود ، عشق من بیش از شما باشدحُسَیْنٌ مِنّی اذکارم ، (حسی را دوست می دارم)2
به عشق او گرفتارم ، حسین را دوس می دارم
حسین حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
چو حل این معمّا ، بر پیمبر نیز مشکل شدامین وحی ، با این زمزمه از عرش نازل شد(که یا احمد ، خدا گوید ، حدیث عشق کامل شد)2قسم بر چرخ دَوّارم ، حسین را دوس میدارم
به عشق او گرفتارم ، حسین را دوس می دارم
لطفی که کرده ای تو به من ، مادرم نکردای مهربان تر از پدر و مادرم ، حسین
#روضه_شهادت_حضرت_امام_حسین#نوحه_شهادت_حضرت_امام_حسین#شهادت_حضرت_امام_حسین#محرم#صفر#اربعین#سالروزتخریب_بقیع
#شور
#حسین_طاهری
۲۰
۱۷:۳۲