سلام و درود
امیدوارم حالتون خوب باشه و همیشه در پناه سلامتی و آرامش باشید.
با خبر خوبی اومدیم!نشریه «ترادف» دوباره قراره فعالیتش رو از سر بگیره؛این بار پرانرژیتر از قبل و در بستری تازه، داخل اپلیکیشن «بله».
ازتون دعوت میکنیم کانال ما رو دنبال کنید و حتماً به دوستانتون هم معرفی کنید.قراره باهم اتفاقهای جذابی رقم بزنیم… منتظرتون هستیم

-نشریه ترادف-دانشگاه علم و فرهنگ@taradoof
با خبر خوبی اومدیم!نشریه «ترادف» دوباره قراره فعالیتش رو از سر بگیره؛این بار پرانرژیتر از قبل و در بستری تازه، داخل اپلیکیشن «بله».
ازتون دعوت میکنیم کانال ما رو دنبال کنید و حتماً به دوستانتون هم معرفی کنید.قراره باهم اتفاقهای جذابی رقم بزنیم… منتظرتون هستیم
-نشریه ترادف-دانشگاه علم و فرهنگ@taradoof
۱۳:۴۰
نویسنده: دیهگو گاروچو
ترجمه: الهام شوشتریزاده
نشر: اطراف
فلسفه مدرن | سختخوان
فلسفه ای متفاوت ، کند و فکر برانگیز
موجود در طاقچه
-نشریه ترادف-دانشگاه علم و فرهنگ
۱۹:۳۴
نشریه ترادف
خلاف زمان نویسنده: دیهگو گاروچو ترجمه: الهام شوشتریزاده نشر: اطراف فلسفه مدرن | سختخوان فلسفه ای متفاوت ، کند و فکر برانگیز موجود در طاقچه -نشریه ترادف -دانشگاه علم و فرهنگ
@taradoof
ما معمولاً گذشته را چیزی دور و دستنیافتنی میدانیم؛ زمانی که هرچه از آن دورتر میشویم، قابلیت لمسش کمتر و امکان خیالپردازیمان دربارهاش بیشتر میشود. هر سخنی از گذشته، عنصری از تخیل و وهم را با خود دارد؛ چون ما از آنچه واقعاً بوده، فقط بخشهایی را نگه میداریم، بخشهایی را حذف میکنیم، و از دل امروز تصویری تازه میسازیم.
در همین نقطه است که نوستالژی وارد میشود:
احضار دوباره گذشته، همراه با حسرتی پنهان.
حسرتی که یادآوری میکند: «آنچه گذشته، برگشتنی نیست.»
نوستالژی همیشه محصول اکنون است. چون از دل نیازها، ترسها و کمبودهای زمان حال بازسازی میشود. به همین دلیل، گذشتهای که بازسازی میکنیم همیشه واقعی نیست، بلکه نسخهای آرمانیشده است.
در دورههایی که جامعه با ناامیدی از آینده و ناتوانی در زمان حال روبهروست، گذشته تبدیل میشود به پناهگاه.
نه پناه بردن به اشیا یا مکانها؛
بلکه پناه بردن به یک سبک زندگی خیالی که خیال میکنیم زمانی وجود داشته.
اینجاست که نوستالژی چهرهای آرمانشهری پیدا میکند و «دیروز» تبدیل میشود به نقطهثقل تفسیر امروز.
اما نسبت نوستالژی با زمان فقط این نیست.
حال ما همیشه فرزند گذشته است، و گذشتهای که امروز احضارش میکنیم، بخشی از آینده ما را میسازد.
شاید ما منتظر آینده نیستیم؛
شاید این گذشته است که منتظر ماست تا دوباره در آن معنا پیدا کنیم.
خاطره همیشه جمعی است؛ در بدنها، در مناسک، در عادتها ثبت میشود. و آینده فقط از این جهت اهمیت پیدا میکند که روزی تبدیل خواهد شد به گذشتهای دیگر. این همان پارادوکس نوستالژی است:
در جستوجوی گذشتهای هستیم که از آن دور شدهایم، و درعینحال لحظه حال را هم از دست میدهیم.
سوال این است.
ما در حال به یاد آوردن گذشتهایم،
یا در حال فراموش کردن زمان حال؟
@taradoof
در همین نقطه است که نوستالژی وارد میشود:
احضار دوباره گذشته، همراه با حسرتی پنهان.
حسرتی که یادآوری میکند: «آنچه گذشته، برگشتنی نیست.»
نوستالژی همیشه محصول اکنون است. چون از دل نیازها، ترسها و کمبودهای زمان حال بازسازی میشود. به همین دلیل، گذشتهای که بازسازی میکنیم همیشه واقعی نیست، بلکه نسخهای آرمانیشده است.
در دورههایی که جامعه با ناامیدی از آینده و ناتوانی در زمان حال روبهروست، گذشته تبدیل میشود به پناهگاه.
نه پناه بردن به اشیا یا مکانها؛
بلکه پناه بردن به یک سبک زندگی خیالی که خیال میکنیم زمانی وجود داشته.
اینجاست که نوستالژی چهرهای آرمانشهری پیدا میکند و «دیروز» تبدیل میشود به نقطهثقل تفسیر امروز.
اما نسبت نوستالژی با زمان فقط این نیست.
حال ما همیشه فرزند گذشته است، و گذشتهای که امروز احضارش میکنیم، بخشی از آینده ما را میسازد.
شاید ما منتظر آینده نیستیم؛
شاید این گذشته است که منتظر ماست تا دوباره در آن معنا پیدا کنیم.
خاطره همیشه جمعی است؛ در بدنها، در مناسک، در عادتها ثبت میشود. و آینده فقط از این جهت اهمیت پیدا میکند که روزی تبدیل خواهد شد به گذشتهای دیگر. این همان پارادوکس نوستالژی است:
در جستوجوی گذشتهای هستیم که از آن دور شدهایم، و درعینحال لحظه حال را هم از دست میدهیم.
سوال این است.
ما در حال به یاد آوردن گذشتهایم،
یا در حال فراموش کردن زمان حال؟
@taradoof
۱۹:۳۴
اگر اندیشهای برای گفتن دارید و قلمی برای نوشتن،نشریه ما پذیرای صدای شماست.
از تمامی نویسندگان، پژوهشگران و علاقهمندان دعوت میشودبرای همکاری و ارسال آثار خود جهت چاپ در نشریه،از طریق آیدی ادمین با ما در ارتباط باشند.@taradoof_adminفرصتی برای دیدهشدن،و مجالی برای ماندگار شدن واژه گان
@taradoof
از تمامی نویسندگان، پژوهشگران و علاقهمندان دعوت میشودبرای همکاری و ارسال آثار خود جهت چاپ در نشریه،از طریق آیدی ادمین با ما در ارتباط باشند.@taradoof_adminفرصتی برای دیدهشدن،و مجالی برای ماندگار شدن واژه گان
۱۴:۳۰
خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بودو ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من، دل مغرورم، پرید و پنجه به خالی زدکه عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ! اگرچه لحظهٔ دیدارتشروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود
اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد، امابهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاریکه هر دو باورمان ز آغاز به یکدیگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام منفریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود
چه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشمتمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
مجموعه شعر:موجود در طاقچه-نشریه ترادف-دانشگاه علم و فرهنگ
۱۸:۲۶
نشریه ترادف

امروز با حسین منزوی خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود پلنگ من، دل مغرورم، پرید و پنجه به خالی زد که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود گل شکفته خداحافظ! اگرچه لحظهٔ دیدارت شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد، اما بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری که هر دو باورمان ز آغاز به یکدیگر نرسیدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود چه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود مجموعه شعر:موجود در طاقچه -نشریه ترادف -دانشگاه علم و فرهنگ
@taradoof
حسین منزوی (۱۳۲۵–۱۳۸۳) از برجستهترین غزلسرایان معاصر ایران بود؛ شاعری که نامش با احیای دوبارهٔ غزل در روزگار ما گره خورده است. او در زنجان چشم به جهان گشود و از همان سالهای نوجوانی با شعر و موسیقی کلام انس گرفت.
منزوی با تکیه بر سنتهای کلاسیک شعر فارسی، بهویژه در غزل، زبانی تازه و عاطفهای پرشور آفرید. شعرهای او آمیزهای است از عشق، اندوه، تنهایی و تأملات انسانی؛ با موسیقیای روان و تصویری روشن که مخاطب را بیواسطه درگیر میکند.
او در کنار پایبندی به قالبهای کهن، نگاهی نو به بیان و تصویر داشت و همین ویژگی، جایگاهش را در میان شاعران معاصر تثبیت کرد. مجموعههای شعری او همچنان خوانده میشوند و بسیاری از غزلهایش در حافظهٔ دوستداران شعر فارسی ماندهاند.
منزوی در سال ۱۳۸۳ چشم از جهان فروبست، اما صدای شعرش همچنان در جان ادبیات معاصر طنینانداز است.
@taradoof
منزوی با تکیه بر سنتهای کلاسیک شعر فارسی، بهویژه در غزل، زبانی تازه و عاطفهای پرشور آفرید. شعرهای او آمیزهای است از عشق، اندوه، تنهایی و تأملات انسانی؛ با موسیقیای روان و تصویری روشن که مخاطب را بیواسطه درگیر میکند.
او در کنار پایبندی به قالبهای کهن، نگاهی نو به بیان و تصویر داشت و همین ویژگی، جایگاهش را در میان شاعران معاصر تثبیت کرد. مجموعههای شعری او همچنان خوانده میشوند و بسیاری از غزلهایش در حافظهٔ دوستداران شعر فارسی ماندهاند.
منزوی در سال ۱۳۸۳ چشم از جهان فروبست، اما صدای شعرش همچنان در جان ادبیات معاصر طنینانداز است.
۱۸:۲۶