بله | کانال تاریخ حوزه طهران
عکس پروفایل تاریخ حوزه طهرانت

تاریخ حوزه طهران

۴۵۲ عضو
thumbnail
undefined نفر سمت راست: آیت‌الله #شیخ_علی‌اکبر_برهان همراه با دو پسر خود. شیخ علی برهان تسبیح به دست دارد.
undefinedحجت‌الاسلام #شیخ_علی_برهان دار فانی را وداع گفت.در مراحل نگارش کتاب شرح حال آیت‌الله برهان بارها با وی گفتگو کردم. چون برای امر تبلیغ، خارج از کشور اقامت داشت گاهی از راه دور تماس می‌گرفت و برایم نکاتی نقل می‌کرد. اما بیشتر مطالبی که در کتاب از وی نقل کرده‌ام مربوط به دو سفری بود که وی به تهران آمد. با نقل این خاطره یادش را گرامی می‌داریم:
undefinedدر آن موقع که حدوداً شش، هفت ساله بودم، گاهی پدرم #عمامه‌ ای بر سرم می‌گذاشتند و چون برایم تازگی داشت، خودم نیز شوقی داشتم. حدوداً نُه ساله که بودم، گاهی مرا به منبر می‌فرستاد. می‌گفت: «برو #منبر ، یک چیزی بگو.» در همان مسجد لرزاده، روی پلۀ اول یا دوم نشستم و مطلبی که مثلاً از کسی شنیده بودم، گفتم. او‌ می‌خواست این آمادگی را در من به وجود آورد. البته بعدها در دوران دبیرستان، حدوداً از پانزده، شانزده‌سالگی، لباس پوشیدم. حتی مدرسه هم که می‌رفتم گاهی که می‌دیدم با لباس نمی‌توانم سر کلاس بنشینم، توی دفتر لباسم را درمی‌آوردم و سپس سر کلاس می‌رفتم. روزی با لباس وارد اتاق پدرم شدم. عده‌ای نشسته بودند. ده، دوازده‌ساله بودم. وقتی وارد اتاق شدم و سلام کردم، پدرم بلند شد و گفت: «یاالله! بفرمایید و همه با حال تعجّب از جا برخاستند.» بعدها علّت آن را فهمیدم. آنها هم از پدرم سؤال کرده بودند و ایشان به آن‌ها فرموده بود: «می‌خواهم ساخته شود، بفهمد لباس‌ روحانی‌ پوشیدن یعنی چه.»
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۵:۰۰

undefinedاز علمای مهاجر تا علمای مسافر!
undefinedروزگاری مفهومی واقعی در عرصه روحانیت وجود داشت با عنوان «علمای بلاد» که رفته رفته رو به افول گذاشت. چرایی‌اش بماند برای نوشتاری دیگر.اما این علمای بلاد که مجتهدینی توانمند و آینده‌دار و اکثرا در حوزه‌های نجف یا قم درس خوانده بودند، بعضا اگر در نجف یا قم می‌ماندند در شمار مراجع تقلید یا اساتید برجسته و نامدار جای می‌گرفتند. اما ایشان پس از تکمیل تحصیلات خود یا مدتی تدریس در این مراکز علمی،به دعوت اهالی یک منطقه، یا به امر مرجع تقلید زمان، یا تشخیص خود در عمل به آیه نفر، یا به امر پدر که خود از علمای بلاد بود و یا دیگر ضرورتهای شخصی به شهر خود باز می‌گشتند و یا به شهری دیگر مهاجرت می‌کردند. بماند که گاه علمای تبعیدی به یک منطقه هم بیش از علمای آن شهر تحول‌آفرین می‌شدند.
undefinedاینان که بیان تاریخشان به خودی خود چند مجلد کتاب است، سهم بسزایی در دینداری مردم آن منطقه و در ادامه، وقوع انقلاب اسلامی داشته‌اند. اینان عمرشان به پایان رسید و متاسفانه جایشان پر نشد، زیرا دیگر مجتهدی مبرز بر حسب تکلیف به دیاری دیگر مراجعت یا مهاجرت نکرد.
undefinedاما امروز هر از گاه شاهد مسافرت علمای بزرگ به شهرهای دیگر هستیم که در این بحران نبود علمای بلاد جای شکر دارد.اکنون برخی عالمان، جمعه‌ها برای نماز جمعه به شهرهای دیگر می‌روند،
برخی در وزان مرجعیت در ایام عزای اهل بیت علیهم السلام به شهرهای خود سفر می‌کنند و باز به قم برمیگردند.
در همین تهران خودمان، برخی اساتید برجسته که البته نسبتی پیشینی با تهران ندارند، برحسب وظیفه یک روز در هفته برای درس اخلاق و... از قم به تهران می‌آیند تا این محتضر را از مرگ نجات دهند.
در فلان شهر مذهبی کوچک که مثلا در دهه سی، چهل و پنجاه چند مجتهد نجف و قم درس خوانده حضور داشتند، اکنون هیچ مجتهدی سکونت ندارد، با اینکه از علمای فعلی قم که خود را در وزان مرجعیت میدانند، از آن شهر برخاسته‌اند و در همانجا تحصیل خود را آغاز کرده‌اند، اما حاضر به مراجعت نیستند.
undefinedچرا آیت‌الله #سید_احمد_خوانساری که از مراجع تقلید بود، حاضر شد از قم به تهران مهاجرت کند؟ در حالی که در همان زمان شیخ محمدرضا تنکابنی، میرزا احمد آشتیانی و شیخ محمدتقی آملی در تهران در وزان مرجعیت بودند و سید محمد بهبهانی بزرگتر حوزه تهران به شمار می‌آمد.
undefinedامروز شهرهای کوچک و بزرگ کشور از فقر نبود علمای بلاد رنج می‌برد، حال آنکه صدها درس سطوح عالی و خارج در قم برقرار است که اگر یکی از اساتید این حوزه درسی به یکی از شهرهای کوچک برود، آقای آن شهر و منشأ تحولات بزرگ فرهنگی خواهد بود.
undefined چرا امروز یکی از آقایان در سطح مرجعیت در تهران اقامت نمی‌کند؟ آیا گمان می‌رود برکات وجودی‌اش از سطح جهان اسلام به یک شهر فروکاسته شود؟ آیا مردم یک شهر آن هم پایتخت ایران اسلامی به این برکات علمی و معنوی محتاج نیستند؟ و آیا نمیتوان همچون آیت‌الله حسین مظاهری هم عالم بلاد بود و هم مرجع تقلید؟
undefined و اما در این انقراض مقوله علمای بلاد، حوزه چقدر مقصر است؟ خود عالمان چقدر مقصرند؟ چقدر نهادهای متولی امور دینی شهرها (همچون نهاد امامت جمعه، امور مساجد، سازمان تبلیغات و...) مقصرند؟
undefined️به هر حال از دلسوزان انتظار می‌رود تا دیرتر نشده، آسیب‌شناسی و چاره‌اندیشی کنند. پدیده شکوهمند انقلاب اسلامی محصول مجاهدت علمای بلاد بود که سهم بسزایی در عمومی‌سازی انقلاب در سراسر کشور داشت. امروز نگهداری انقلاب اسلامی بیش از آن بدین امر محتاج است.
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۲:۰۴

thumbnail
undefinedنقش شهید مدرس در تحول نظام آموزشی حوزه تهران
undefined #شهید_مدرس در همان زمان که نیابت تولیت #مدرسه_عالی_سپهسالار را برعهده داشت، می‌کوشید تحولی در وضعیت آموزشی مدارس علمیه تهران پدید آورد.undefinedهمزمانی این اقدامات تحولی با اصلاحات آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی در حوزه علمیه قم درخور توجه است.
undefinedطبق سند بالا شهید مدرس با کمک تعدادی از علمای معقول و منقول حوزه، و همراهی #وزارت_معارف وقت، برنامه درسی منظم و یکپارچه‌ای برای شش سال اول مدارس علمیه تنظیم کرد. اسامی شورای علمی مورد نظر در همین سند آمده که در آن نام #علامه_شعرانی، شیخ محمدعلی لواسانی، نصرالله اخوی و بدیع‌الزمان فروزانفر به چشم می‌خورد.
undefinedاز نکات قابل توجه آن است که پیشنهادات این شورا از نظر موضوعات درسی به اطلاع فضلای حوزه رسیده تا هم درباره آن نظر بدهند و هم در صورت موافقت، کتابهای درسی مورد نظر خود را پیشنهاد کنند.
undefined برشی از این برنامه آموزشی پیشنهادی به امضای آیت‌الله مدرس:
بسم الله الرحمن الرحیماز عموم طبقات بالخصوص علما و فضلا و ادبا و علاقمندان به ترتیب و منظم بودن تحصیل طلاب و محصلین مدارس قدیمه لازالت معموره خواهشمندم در دستوری که جمعی از دانشمندان متخصصین نسبت به علوم مقدماتی مرتب فرموده اند و ذیلا درج شده دقت فرمایند و هرکس از هرکجا نظریات خود را کتبا تا دو ماه دیگر به کتابخانه مدرسه سپهسالار جدید بفرستد... امید است بعد از وصول انظار صائبه، نتیجه مهمه از تحصیل محصلین علوم دینیه وفقهم الله تعالی حاصل شود.(محل امضاء شهید مدرس) مهر عبده حسن بن اسماعیل الطباطبائی
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۱:۱۷

thumbnail
undefinedرضا امیرخانی در کنار آیت‌الله سید علی گلپایگانی
undefined #رضا_امیرخانی که این روزها ناخوش‌احوال است،در رمان #قیدار، بسیار از #سید_گلپا یا #سید_باطن‌دار نقل قول کرده. عالِمی که قیدارِ امیرخانی هم مثل خود او مریدش بود. سید گلپا همان آیت‌الله سید علی گلپایگانی فرزند عارف عظیم‌الشأن آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی بود که سال ۱۳۴۱ آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی از آیت‌الله خوئی خواست سیدی از شاگردانش را برای اقامه جماعت در مسجد سادات یوسف آباد به تهران بفرستد و به این ترتیب سید گلپا به تهران آمد. (به این فرایند انتخاب امام جماعت در گذشته دقت کنید!)رضا امیرخانی یکی از ده‌ها علاقمند به آیت‌الله گلپایگانی بود که خود را به محضر ایشان می‌رساند.
undefined برای شفای رضا امیرخانی که پای انس با علمای تهران را به یک رمان خواندنی کشاند دعا کنیم.
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۳:۲۳

thumbnail
undefinedروزگاری که مردم حتی شیوه #غسل_جنابت را هم به صورت عملی از مجتهد شهر می‌آموختند!
undefined میرزا مهدی‌خان #ممتحن_الدوله در خاطرات خود ص ۱۸۴ پس از بیان ماجرای ازدواجش، از رنج هر شبه‌اش سخن می‌گوید که یک ساعت پیش از طلوع آفتاب مجبور بود برای غسل به حمام برود.اما چون یک نفر #غسل_ارتماسی را اشتباه به او آموخته بود، پس از ورود به خزینه حمام، ابتدا باید بر همه بدنش دست می‌کشید و سپس به یکباره داخل خزینه آب داغ می‌پرید و می‌سوخت و به قول خودش: «این فقره مرا می‌کشت و زنده می‌کرد و چاره‌ای هم نداشتم... گاهی می‌رفتم در مقابل خزینه می‌نشستم و از کرده شب، توبه و لابه می‌نمودم.»یک روز صبح زود به حمام میرزا رضا قلی جنب دربخونگاه رفته و متحیر بود که چگونه داخل خزینه شود. در همان حال آقا #سید_صادق_طباطبایی پدر #سید_محمد_طباطبایی سنگلجی که مرد تنومندی بود وارد خزینه شد، در یک ثانیه سرش را در آب فرو برد و از خزینه خارج شد و رفت لباسش را پوشید. ممتحن‌الدوله خدمت او رسید و پرسید چه غسلی انجام دادید که به آسانی تمام شد؟ طباطبایی تبسمی کرد و گفت: «غسل جنابت است که قبل از طلوع آفتاب باید به جای آورد.» از شیوه این غسل پرسید و وی اظهار داشت که پس از تطهیر نجاست، «داخل خزینه شوید و فورا سر به زیر آب فرو برده حرکتی در زیر آب بکنید که تمام بدن شما را آب فرا بگیرد و آن وقت بیرون آیید.»
ممتحن الدوله گوید: «از شدت خوشوقتی زانوی آقا را بوسیدم و راحت گشتم و همیشه تاکنون هم که پنجاه و اندی سال از آن تاریخ می‌گذرد هنگام غسل آن مرد صادق بزرگوار را یاد آورده رحمت می‌فرستم.»
undefined @tarikh_hawzah_tehran

۱۶:۱۹

thumbnail
undefinedدر دهه ۴۰ تعدادی از فضلای جوان و با سواد حوزه علمیه تهران دور هم جمع شدند و سنگ بنای جامعه روحانیت مبارز را گذاشتند.آنها در جلسات خود که صبح‌های پنجشنبه در خانه اعضا و به دور از چشم ساواک برگزار می‌شد، درباره: سازماندهی مبارزات،
هماهنگی روحانیون مبارز برای واکنش به موقع در قبال حوادث سیاسی،
رسیدگی به وضع منبرها و مساجد،
امور کلان مربوط به حوزه و روحانیت،
رسیدگی به روحانیون زندانی و تبعیدی و خانواده‌های آنها،
و... گفتگو می‌کردند،و در سال ۵۷ مبارزات را به نقطه اوج خود برسانند.
undefinedامروز به شکل‌گیری یک #جامعه_روحانیت_مبارز_نوین نیازمندیم که بدون هرگونه وابستگی سازمانی، از بدنه دغدغه‌مند حوزه سربرآورد و مطالبه‌گر و هدایتگر تمام اموری باشد که در شرایط حساس فعلی از حوزه و روحانیت انتظار می‌رود.
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۷:۰۷

thumbnail
undefinedگزارش ساواک از سخنرانی اعتراضی شهید آیت‌الله حاج شیخ حسین غفاری در روز عاشورا (۶ اسفند ۱۳۵۰) در مسجد الهادی، خطاب به #وزیر_کشاورزی وقت، منصور روحانی:
undefined «آخر ای وزیر پدرسوخته! خر خود هستی نه ملت؛تو قیمت گوشت را کیلویی ۲۲۰ ریال تعیین می‌کنی و به روزنامه‌های مزدور می‌دهی تا نرخ‌ها را چاپ کنند و چون دیدی گندش بالا آمد گفتی این نرخ و طبقه بندی مربوط به تابستان است.آخر مگر زمستان و تابستان دارد؟!اجناس در این مملکت روز به روز گرانتر و مردم گرسنه‌تر می‌شود؛و در بالای منبر فریاد زده است که ملت گول شما را نخواهد خورد!»
کتابundefined شهید آیت‌الله حاج شیخ حسین غفاری به روایت اسناد ساواک ص۸۱
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۸:۱۴

undefinedضرورت احیای سنت بست‌نشینی در خانه علما!
undefinedدر دوران قاجار و پهلوی، علما نقش اپوزیسیون را ایفا می‌کردند و از این‌رو همیشه مطالبه‌گر حقوق مردم بودند و خانه‌هایشان محل تحصن و تجمع مردمی که نسبت به سیاستهای حکومت اعتراضی داشتند. علما نیز با پادرمیانی و فتوا و... دربار را وادار به پذیرش خواست مردم می‌کردند.در موضوعات بزرگتر هم #تحصن جمع زیادی از علمای شهر در حضرت عبدالعظیم، مسجد جامع، امامزاده سید اسماعیل و... حکومت را تسلیم می‌کرد. اینها همه در حالی بود که این سطح از اعتراضات، ایستادن در مقابل اساس حکومت به شمار نمی‌آمد.
undefined بعد از #انقلاب_اسلامی به طور طبیعی روحانیت جنبه پوزیسیون پیدا کرد و در این شرایط جدید، اعتراض به سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی و... یا انتقاد از برخی مسئولان در نظام اسلامی با چالش مواجه شد. هم روحانیت نسبت به #مطالبه‌گری دچار چالش شد و هم مردم، به علاوه که انگاره‌ای غلط نیز پدید آمد که اینگونه اعتراضات، ایستادن در برابر نظام است. گویا برای چنین فضای جدیدی، دوراندیشی نشده بود.
undefined در چنین فضایی مردم دیگر خانه علما را محلی برای بست‌نشینی و مطالبه گری خود نیافتند و حتی دیگر چندان شاهد تجمعاتی از این دست در مراکز دینی مثل حرم‌های مطهر نیستیم و به این ترتیب، مطالبه گری‌ها به کف خیابان کشیده شد و دشمن نیز با سوء استفاده از این موقعیت، مطالبات مردمی را از مسیر صحیح خود خارج کرد و بر ذهنیت ناصحیح تقابل اعتراضات با اصل نظام افزود.
undefinedدر سالهای اخیر در دولتهای مختلف مطرح می‌شود که مراکزی را برای تجمعات قانونی در نظر خواهند گرفت و هرگز چنین نشده است. به نظر می‌رسد در حکومت دینی بیش از گذشته نیاز به احیای سنت بست‌نشینی در خانه علما، مدارس علمیه و حرمهای مطهر هستیم تا به درستی صف مطالبه‌گری از آشوبگری جدا شود.علما همواره واسطه میان مردم و حکومت‌ها بوده‌اند و این میانجیگری در حکومت اسلامی موضوعیت بیشتری دارد.
undefined چه میشود که در همین فضای اقتصادی، بازاریان متدین تهران که از #نوسانات_ارزی آسیب دیده‌اند در #مسجد_امام #تجمع یا تحصن کنند، یکی از علما برایشان سخنرانی کند، و به صورت مسالمت‌آمیز حرف خود را به گوش دولتمردان برسانند؟ مسئولین هم برای گفتگو با مردم به همین مراکز بیایند. یا مثلاً در قم، بازاری‌ها در خانه یکی از علما و مراجع بست بنشینند و حقوق ملت را از مجریان قانون مطالبه کنند و همه بدانند که نه آن عالم انقلابی و نه این مردم معترض، هیچ‌یک در مقابل نظام و انقلاب نایستادند.
undefined به نظر، احیای این سنت کهن، علاوه بر اینکه پیوند مردم و روحانیت را عمیقتر میکند، بر امنیت ملی نظام اسلامی هم می‌افزاید و حربه را از دست اخلالگران و براندازان می‌گیرد.undefined کاش یک نفر پا پیش بگذارد و این سنت حسنه را زنده کند...
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۲:۱۰

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
undefined از مدرسه مروی تا جلسات مناظره دینی
undefined حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر / undefined نویسنده و undefined پژوهشگر تاریخ اسلام
undefined پدرِ مبارز، فرزندِ مصلحاز یاری شهید مدرس تا تربیت آیت‌الله طالقانییک عکس، یک تبار، یک مسیر undefined
لطفا به مجله پیشنهاد کنید undefined
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۵:۳۳

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
undefined پدر یعنی فهمِ نیازِ زمانه
undefined حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر / undefined نویسنده و undefined پژوهشگر تاریخ اسلام
undefined طالقانی می‌توانست بماند،می‌توانست مرجع شود،اما جامعه پدر می‌خواست…و پدر یعنی کسی که نیاز را زودتر از همه می‌فهمد.
لطفا به مجله پیشنهاد کنید undefined
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۵:۳۴

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
undefined از مدرسه مروی تا جلسات مناظره دینی
undefined حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر / undefined نویسنده و undefined پژوهشگر تاریخ اسلام
undefined پدرِ مبارز، فرزندِ مصلحاز یاری شهید مدرس تا تربیت آیت‌الله طالقانییک عکس، یک تبار، یک مسیر undefined
لطفا به مجله پیشنهاد کنید undefined
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۵:۳۴

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
undefined روایت ارادت؛ از استاد مطهری تا امام
undefined حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر / undefined نویسنده و undefined پژوهشگر تاریخ اسلام
undefined این ابیات، روایت حس‌وحال شهید مطهری در زندان ۱۵ خرداد است؛پیوندی با امام که نه زندان می‌شناسد و نه فشار دشمن.
لطفا به مجله پیشنهاد کنید undefined
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۹:۵۹

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
undefined مکان‌رویداد؛ حافظه تاریخی تهران
undefined حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر / undefined نویسنده و undefined پژوهشگر تاریخ اسلام
undefined بعضی جاها فقط «مکان» نیستنپر از خاطره‌ان، پر از رویدادپر از تاریخِ زندهundefinedمکان‌رویداد؛ روایت روحانیت تهران در دل شهر
لطفا به مجله پیشنهاد کنید undefined
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۴:۰۸

بازارسال شده از زمانه

جلسه شهید مفتح حاج اقا صدر.mp3

۳۷:۰۶-۱۷ مگابایت
undefined صوت کامل صحبت‌های حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر درباره شهید آیت‌الله دکتر مفتح
undefined روایتی شنیدنی از اندیشه، مجاهدت و نقش اثرگذار او در پیوند حوزه و دانشگاه.
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tv undefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۴:۰۸

بازارسال شده از تاریخ حوزه طهران
thumbnail
undefinedشیخ محمد رازی نقل می‌کند:در ماه ذى‌الحجه ۱۳۶۸ق (آبان ۱۳۲۸ش) در منزل مرحوم آيت‌اللّه حجت بودم و مرحوم #ميرزا_مهدى_آشتیانی در آنجا وارد بودند.مرحوم آيت‌الله‌ بروجردى و آيت‌اللّه حاج سيد محمّد تقى خونسارى به ديدن ايشان آمدند و بعد از تعارفات و تشريفات، آيت‌اللّه حجت به آيت‌اللّه بروجردى گفتند كه آقاى ميرزا مكاشفه عجيبى دارد، مناسب است خودشان نقل كنند. پس مرحوم آيت‌اللّه بروجردى فرمودند چه بوده‌؟
undefinedمرحوم ميرزاى آشتيانى گفتند: من مبتلا به كسالت يرقان هستم... در سال ۱۳۶۵ق كه توده‌اى‌ها نهايت تسلط‍‌ را در شمال و غرب ايران داشتند به مشهد مشرف مى‌شدم. در اتوبوس حالم منقلب شد به‌طورى‌كه مسافرين و راننده خيال كردند من سكته نموده‌ام. ماشين را متوقف و مرا بيرون آوردند و من در آن حال ديدم كه در عرفات هستم و انوار بسيارى از آسمان به زمين مى‌آيد... پرسيدم چه خبر است؟ گفتند: حضرت رسول(ص) تشريف دارند. به آن طرف رفتم ديدم چهارده خيمه در كنار يكديگر نصب است. به خيمه حضرت رسول(ص) مشرف شده و ایشان را زيارت كردم. خواستم از كسالت خود و حوائج ديگرم بگويم فرمودند: چون زائر فرزندم رضا هستى برو به خيمه‌اى كه متعلق به اوست.
undefinedپس به خيمه حضرت رضا(ع) شرفياب شده و سه حاجت خود را اظهار كردم.اوّل راجع به كسالتم، فرمودند: مقدر شده كه اين كسالت با تو باشد تا از دنيا بروى؛دوّم راجع به فتنه توده‌اى‌ها، فرمودند: به همين زودى شرّ آنها مرتفع خواهد شد و تا شما با قبور ما و مجالس سوگوارى ما ارتباط‍‌ داريد در امان هستيد؛سوم راجع به حاجت شخصى، فرمودند:اين حاجتت رواست.
undefined گنجینه دانشمندان ج۴ص۳۶۹
undefined https://ble.ir/tarikh_hawzah_tehran

۱۰:۲۵

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
"لَّقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا"

انتخاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، به رهبری جمهوری اسلامی را به ملت عاشوراییِ ایران، تبریک عرض می‌کنیم.
از خداوند متعال، توفیق ادامه مسیر سبز و سرخ امامِ شهیدمان و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی توسط سومین رهبر انقلاب را خواستاریم.
وجودشان از جمیع بلایا محفوظ باشد. ان‌شاءالله
undefined نشانی ما در شبکه‌های اجتماعی:undefined https://zil.ink/zamaneh_tvundefinedundefined
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۲۱:۳۶

thumbnail
undefined می‌خواستند انقلاب کنند،
ما انقلاب کردیم...

تهران و دیگر شهرها، حال عجیبی پیدا کرده؛پدیده‌ای شبیه انقلاب اسلامی ۵۷؛انگار دوباره انقلاب شده؛ تهران همه‌اش شور و حماسه است؛ در همه خیابان‌ها پرچم سه رنگ ایران اسلامی به اهتزاز درآمده؛پرچم ایران و شعار مرگ بر آمریکا.حزب شیطان می‌خواست کشور را تصرف کند، اما تمام شهرها به تصرف امت حزب‌الله درآمد...می‌خواستند ملت را درو کنند، اما امت از هر سو رویید؛به زعم خود ساقه ولایت را شکستند، اما به سرعت جوانه زد و فاستوی علی سوقه...
undefinedاین اواخر دوست داشتم همچون ماه‌های منتهی به بهمن ۵۷، روحانیون مبارز، پرچمدار و جلودار مردم باشند؛این روزها به آرزویم رسیدم.امروز روحانیونی می‌دیدم که یکی پشت بلندگو شعارها را رهبری میکرد و دیگری با صلابت، پرچم جمهوری اسلامی را تکان می‌داد.گو اینکه روحانیت نیز، رسالت تاریخی خود را بازیافته است.
حمید سبحانی صدر
undefined@tarikh_hawzah_tehran

۱۸:۱۹

بسم‌الله العزیز
undefinedاز جنگ احزاب تا صلح حدیبیه
undefined لشکر بزرگ احزاب که روز اول آمده بود اسلام را ریشه‌کن کند: «لنستأصل محمدا و اصحابه»، با گذشت بیست و چند روز از محاصره مدینه، بی‌آنکه کوچکترین دستاوردی داشته باشد، اواخر ماه سوال سال ۵ هجری تصمیم به خروج از جنگ گرفت.این تصمیم پس از آنکه حمله زمینی قریش با شکست سنگین عمرو بن عبدود از علی بن ابی‌طالب(ع) روبرو شد، وارد مرحله پایانی شده و ابوسفیان به عنوان فرمانده اصلی احزاب، به لشکرش اظهار داشت که برای اینکه بیش از پیش دچار خسارت نشوند، جنگ را ترک خواهد کرد.صبح هنگام، مسلمانان ناباورانه دیدند که هیچ اثری از لشکر ده هزار نفره احزاب نیست و همگی بازگشته‌اند.پیامبر(ص) دیگر ضرورتی ندید به تعقیب دشمنان بپردازد، زیرا همینکه لشکر احزاب، با آن اهداف، دست از پا درازتر برمی‌گشت، خودش یک پیروزی بزرگ بود. در واقع پیامبر گذاشت آنها بروند که همین خروج از جنگ، برای قریش شکستی خفت‌بار بود.دشمن با همه ظرفیت خود به جنگ آمده بود و حالا بی‌ هیچ دستاوردی بازمی‌گشت و این یعنی ایجاد یک امنیت نسبتا پایدار برای مدینه نسبت به تجاوزات بعدی. از این‌رو پیامبر(ص) فرمودند: «الان نغزوهم و لا یغزوننا»: از این پس دیگر آنها به جنگ ما نخواهند آمد و این ماییم که به جنگ آنها خواهیم رفت.پس سرانجام پیروزمندانه جنگ احزاب، نه نابودی لشکر احزاب بود و نه قتل ابوسفیان. پیروزی این جنگ، در به تثبیت رساندن قدرت حکومت مدینه، به رخ کشیدن مقاومت مسلمانان و وادار کردن قریش به عقب‌نشینی بود.اما در پایان جنگ احزاب اتفاق دیگری هم افتاد. با خارج شدن قریش و دیگر قبایل هم‌پیمان آنها از جنگ، رسول خدا(ص) به سراغ یهودیان بنی‌قریظه رفت که در جریان این جنگ، مأموریت آشوبگری و ترور در داخل مدینه را برعهده داشتند. پیامبر(ص) ریشه فساد و فتنه آنها را کند و سرزمینشان به دست مسلمانان افتاد.
حدود یک سال بعد، رسول خدا(ص) به عزم عمره عازم مکه شد. در حالیکه دشمنی‌ها هم‌چنان پابرجا بود. این عزیمت به #صلح_حدیبیه انجامید. صلحی که با تثبیت حاکمیت سیاسی اسلام، زمینه‌ساز بسط اسلام در سراسر حجاز شد.قرآن کریم در آیه نخست سوره فتح، از صلح حدیبیه به‌عنوان «فتح مبین» یاد می‌کند. آری، صلح با پشتوانه اقتدار، یک پیروزی آشکار است، هرچند تعدادی از یاران پیامبر(ص) که امضای این قرارداد را به خاطر برخی مفاد آن، شکست می‌پنداشتند، از انعقاد آن خشمگین بودند.پیامبر صلح حدیبیه را که قراردادی ده ساله با قریش بود پذیرفت، اما می‌دانست که دشمن به آن پایبند نخواهد بود. یکی از مفاد صلح آن بود که قبایل هم‌پیمان قریش نباید به قبایل هم‌پیمان پیامبر تعرض کنند، وگرنه جنگ از سر گرفته می‌شود.حدود دو سال بعد، دشمنان این شرط را زیر پا گذاشتند و با حمله به قبیله خزاعه که هم‌پیمان مدینه بود، پیمان شکستند. اتفاقی که موجب حمله مسلمانان و #فتح_مکه شد.در طول همین دو سال از صلح تا فتح، اسلام بر قدرت و نفوذ خود افزود و در آن سو، هیمنه قریش فروریخت و سرانجام اسلام همه سرزمین‌ها را فتح کرد.
undefinedحمید سبحانی صدر
undefinedhttps://eitaa.com/h_sobhani_sadr

۱۲:۳۷

undefinedفتنه یاران انقلابی!
آنچه می‌نویسم نه از این باب است که بگویم شرایط امروز ما شرایط صلح امام حسن(ع) است، چراکه وقتی آن حضرت مردم را به جنگ با معاویه فراخواند، «فما اجابه احدٌ»: هیچکس دعوت امام را اجابت نکرد. از این‌رو عدی بن حاتم زبان به سرزنش مردم گشود که: «الا تُجیبونَ امامکم؟!»: آیا دعوت امامتان به جنگ را اجابت نمی‌کنید؟! (انساب الاشراف ج۳ ص۳۲)اما امروز می‌بینیم که چگونه رزمندگان و مردم، نزدیک به یک اربعین است که میدان و خیابان را رها نکرده‌اند و همین در تفاوت عمیق میان شرایط امروز با روزگار امام حسن(ع) کافی است.اما نکته‌ای تلخ در ماجرای صلح امام حسن(ع) است که روی آن ذره‌بین می‌گذارم:امام حسن(ع) به هنگام بیعت بر حاکمیتش، با درک دقیقی که از شرایط داشت اینگونه از مردم بیعت گرفت: «على حرب مَنْ حارَبَ وسِلْمِ مَنْ سالَمَ»: با هرکس جنگید، مردم بجنگند و با هرکس صلح کرد، صلح را بپذیرند. (ارشاد مفید ج۲ ص۷)اصلش هم همین است؛ اگر امام، امام است، امرش مطاع است و امت باید تابع تصمیم او باشند. وگرنه او بجای اینکه امیر باشد، مأموری خواهد شد که دیگران (چه خواص و چه مردم) در فشارش می‌گذارند و جامعه را از مسیر مصالح خود دور می کنند. ( امیرالمومنین می‌فرمود: لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً: دیروز امیر شما بودم و امروز مأمور شما. نهج‌البلاغه خطبه ۲۰۸)امام حسن(ع) جنگ با معاویه را آغاز کرد، اما به چندین دلیل که در جای خود باید گفت، کار به صلح گرایید؛ صلحی که در واقع به ناچار واگذاری حکومت به معاویه بود.غرضم از این نوشتار از اینجا به بعد ماجرا است که دو طیف با این تصمیم امام مخالفت کردند:۱. خوارج۲. یاران انقلابی
خوارج وقتی متوجه تصمیم صلح شدند، بر امام شوریدند و گفتند: «كفرَ ـ واللهِ ـ الرّجلُ»: به خدا قسم این مرد کافر شده! سپس بر امام حمله کردند؛ سجاده از زیر پایش کشیدند، خیمه‌اش را غارت کردند و در نهایت یک نفر، با خنجر، امام ما را مجروح کرد. (ارشاد ج۲ ص۱۱)و اما یاران انقلابی:آنها که از شیعیان اعتقادی امام حسن(ع) بودند و چه در دوران امیرالمومنین و چه در زمان آن حضرت، در جنگ‌ها سلحشوری‌ها داشتند، به دلیل عدم تحلیل درست از شرایط، زبان به سرزنش امام گشودند.گفته‌اند اولین کسی که امام حسن(ع) را به خاطر صلح سرزنش کرد حجر بن عدی بود. او به امام می‌گفت: «تو دست از جنگ برداشتی در حالی‌که چهل هزار سرباز بصیر در جنگ با دشمنت داشتی». (انساب الاشراف ج۳ ص۲۴۳)این فقط حجر نبود که چنین انتقاد می‌کرد. جمله‌ای را که بسیار شنیده‌ایم این است که به امام اینگونه سلام می‌کردند: «السلام علیک یا مُذلّ المؤمنین!»: سلام بر تو ای خوارکننده مؤمنان! این سخن را از زبان حجر بن عدی، سلیمان بن صرد و سفیان بن ابی‌لیلی هم نقل کرده‌اند که همه از شیعیان برجسته و یاران انقلابی امام بودند.مگر امام چه کرده بود که نعوذ بالله او را ذلیل‌کننده مؤمنان می‌خواندند؟!ادعای منتقدین این بود که شما در حالی که یاران زیادی برای ادامه جنگ داشتی، با معاویه صلح کردی، و با این کار جامعه مؤمنان (همان انقلابی‌های باورمند) را خوار کردی!امام حسن(ع) برای حل این شبهه بسیار سخن گفت و توضیح داد که ماحصل همه‌اش این بود که حتی این نخبگان انقلابی هم از همه چیز خبر ندارند؛ بر همه چیز اشراف ندارند؛ تصورشان از وجود چند ده هزار نیروی نظامی، بر اساس تحلیل‌های غلط است، از این‌رو بر امام می‌شورند.
undefinedحمید سبحانی صدر
undefinedhttps://eitaa.com/h_sobhani_sadr

۱۷:۳۴

undefinedرفقای انقلابی! ما برای درمان دردهای جامعه به درک شما امید بسته بودیم...
undefinedپیش‌درآمد:جنگ رمضان را به دلایل مختلف بر جنگ صفین تطبیق نمی‌کنم، اما چون جامعه انقلابی یکپارچه ما اکنون در کشاکش جنگ و آتش‌بس، در فهم موضع رهبری معظم انقلاب به جان هم افتاده، به نکاتی درس‌آموز از صفین و حکمیت اشاره می‌کنم:

undefined همه می‌دانیم که امیرالمومنین(ع) در صفین، ابتدا موافق حکمیت نبود؛ اما حکمیت بر او تحمیل شد.امام حکمیت را پذیرفت تا به خواست طرفداران حکمیت، قرآن درباره این جنگ و دو طرف درگیری حکم کند. حکم قرآن هم روشن بود: وجوب قتال با اهل بغی که معاویه سردمدار آن بود: «فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمْرِ اللَّهِ». (حجرات - 9)اما در حکمیت تنها چیزی که مورد استناد نبود قرآن بود و خروجی‌اش حکم به عزل امیرالمومنین(ع) که مورد انکار و اعتراض خیلی‌ها واقع و خود به خود منتفی شد.
در کشاکش مخالفت و موافقت امام علی(ع) با حکمیت، عده‌ای نفهمیدند که چه شد. بالاخره حکمیت خوب است یا بد؟ اگر خوب است چرا علی(ع) ابتدا با آن مخالفت کرد و اگر بد است که بعداً معلوم شد بد است، چرا علی(ع) با آن موافقت کرد؟! (یا با تجربه‌ای که چهار پنج سال بعد تکرار شد، نفهمیدند که اگر حکمیت بد است، چرا پس حسن بن علی(ع) صلح کرد.)
عده‌ای نتوانستند موضع امام را به درستی تحلیل کنند و سرانجام، جبهه یکپارچه‌ای که کوفه در مسیر رفتن به صفین داشت، به لشکری پاره پاره که در بازگشت به کوفه به هم می‌پریدند تبدیل شد.به گفته طبری: «خرجوا مع علي إِلَى صفين وهم متوادون أحباء، فرجعوا متباغضين أعداء»: کوفیان با حال دوستی و پیوستگی به صفین رفتند و با حال کینه و دشمنی بازگشتند. سپاه شام با جنگ نتوانست انسجام کوفیان را به هم بزند اما با صلح توانست: «حَتَّى فشا فِيهِمُ التحكيم». (تاریخ طبری، ج۵ ص۶۳)
تلخ‌ترین جای ماجرای حکمیت همان نفهمیدن مبنا و عملکرد امام در جنگ و صلح و درک نکردن این مسأله بود که اکنون که ضرورتا شمشیرها ساکت شده و کار به مذاکره کشیده، خروجی حکمیت چه باید باشد!
خطبه ۱۲۱ نهج‌البلاغه، این فضای اندوهبار را اینطور روایت می‌کند که شخصی به امام گفت: «نهیتنا عن الحکومه ثم أمرتنا بها فلم ندر أی الأمرین أرشد!»: ابتدا ما را از حکمیت نهی کردی و سپس به آن فرمان دادی؛ ما که نفهمیدیم کدامیک درست‌تر است! امیرالمومنین(ع) با غصه‌ای عمیق از این حجم بی‌بصیرتی، بر پشت دست خود کوفتند و پس از عباراتی فرمودند: «أُرِیدُ أَنْ أُدَاوِیَ بِکُمْ وَ أَنْتُمْ دَائِی کَنَاقِشِ الشَّوْکَهِ بِالشَّوْکَهِ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّ ضَلْعَهَا مَعَهَا! اللَّهُمَّ قَدْ مَلَّتْ أَطِبَّاءُ هَذَا الدَّاءِ الدَّوِیِّ»: من با شماها می‌خواهم دردها را مدوا کنم، اما شما خودتون درد من شده‌اید؛ مانند کسی که می‌خواهد با خار، خار دیگری را درآورد در حالی که می‌داند همان [در پایش] فرو خواهد رفت. طبیبان نیز از درمان این دردِ (نفهمی و ناهمراهی) ناتوان شده‌اند.
امیرالمومنین پس از پذیرش تبدیل جنگ به دیپلماسی (حکمیت)، پیشنهاد داد که فرمانده جنگ یعنی مالک اشتر که درک درستی از میدان و هوشمندی کافی در برابر فریبندگی دشمن دارد وارد مذاکره شود، (یا عبدالله بن عباس که از ذکاوت بالایی برخوردار بود)، اما کوفیان با این بهانه که آن دو نیز در مسأله جنگ با امام هم‌عقیده‌اند، پیشنهاد ایشان را نپذیرفتند و مذاکره را به ابوموسی اشعری که اساسا مخالف جنگ بود سپردند و شد آنچه نباید.
امت امام دارد که در سرگشتگی‌ها و ابهامات به او اقتدا کند. انقلاب اسلامی محکماتی دارد و متشابهاتی و در هجوم این شبهات، باید در کنار پیشوای خود بایستد، تا امت از هم نپاشد، که اگر این انسجام از بین رفت، نه جنگ احزاب، سرانجامش پیروزی، و نه صلح حدیبیه «فتحاً مبیناً» خواهد بود.
undefinedحمید سبحانی صدر
undefinedhttps://eitaa.com/h_sobhani_sadr

۱۲:۵۵