خط مقدم تقابل با تهدیدهای دشمن
در پرتو پیام هوشمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی به همایش بینالمللی صدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، «خط مقدم بودن حوزه در جبهه تقابل با تهدیدهای دشمن»، مسئولیتی تاریخی را به تمام نهادهای حوزهای – بهویژه حوزههای خواهران – گوشزد میکند.اگر حوزه علمیه، طبق این پیام، یکی از ارکان صفآرایی در برابر تهاجمهای چندوجهی دشمن است، نیمی از این مأموریت بر عهده زنانی است که هم کنشگران اجتماعیاند و هم معماران تربیت نسل آینده. زن، در نگاه انقلاب اسلامی، یک عنصر تمدنساز است؛ کسی که در میدانهای «جهاد فکری»، «تبلیغ فرهنگی»، «مقابله رسانهای» و «مقاومت اجتماعی»، نه فقط نقش حاشیهای ندارد، بلکه یکی از ارکان صف اول است.از مادران خرداد ۴۲ تا مجاهدان گمنام جنگ شناختی امروززنان این مرزوبوم، از آغاز نهضت اسلامی تاکنون، از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا دفاع مقدس و تا ایام فتنههای اخیر، نشان دادهاند که در شرایط بحران، شجاعت، پایداری و روشنگری آنان، گرهگشاتر از بسیاری نهادهای رسمی بوده است. اما امروز، دشمن با ابزارهای مدرنتر و پیچیدهتر در میدان جنگ نرم حاضر شده و دقیقاً همان بخش از جامعه را هدف قرار داده است: «زن و خانواده».رهبر معظم انقلاب در این پیام، صراحتاً تأکید میکنند که تبلیغ دین را نباید میدان بیرقیب پنداشت و غفلت از مغالطهها و ابهامافکنیهای دشمن، خطای راهبردی است.از این منظر، زنانِ تربیتیافته حوزههای علمیه باید نهتنها پاسخگوی شبهات، بلکه پیشتاز تهاجم فکری علیه مبانی منحرف تمدن غرب باشند.چگونه زنان حوزه در خط مقدم باقی بمانند؟بر مبنای همین پیام، حوزه باید نیرویی را تربیت کند که واجد توان اقناع، آشنایی با روشهای گفتوگوی نوین، شناخت فضای رسانهای، قدرت تحلیل فرهنگی و روحیه جهادگر باشد. این ویژگیها در مقام عمل، باید به برنامههای قابلاجرا در بخش بانوان حوزه تبدیل شود. برخی پیشنهادهای کلیدی در این مسیر عبارتاند از:۱. بازطراحی ساختار آموزش حوزه بانواندروس فقهی و اصولی باید در کنار مباحث روز همچون فلسفه زن در اسلام، فمینیسم انتقادی، نظریه رسانه، امنیت روانی خانواده و جنگ شناختی تدریس شوند. این بازطراحی، شرط نخست پرورش «مجاهد فرهنگی» است.۲. راهاندازی مرکز تخصصی تهاجم فرهنگی برای بانوانمطابق با پیام رهبر انقلاب، موضع تهاجمی در تبلیغ دینی، مهمتر از موضع تدافعی است. حوزههای خواهران باید واحدهایی راهاندازی کنند که در حوزه پاسخ به القائات غربی، تولید بستههای رسانهای، تربیت مبلغین دیجیتال و مشاوران خانواده اسلامی فعالیت تخصصی داشته باشند.۳. ترویج فرهنگ تهذیب در کنار تعلیمرهبر عزیزمان در پیام خود، بر تهذیب بهعنوان «بخش عمده فعالیت مجاهد فرهنگی» تأکید دارند.در حوزه بانوان، این به معنای تربیت زنانی است که الگوی عینی دیانت، اخلاص، تواضع و سادهزیستی در جامعه باشند و اثر وجودی آنان، مردم را به دین فراخواند نه صرفاً کلامشان.۴. توانمندسازی مبلغان زن در عرصه عمومیزنان طلبه باید به سطحی از توانایی برسند که بتوانند در دانشگاه، رسانه، مدارس و حتی میدان مشاورههای عمومی، بهعنوان مرجع فکری بانوان جامعه ایفای نقش کنند. این نیازمند تربیت مربیان مهارتی، دورههای فشرده کاربردی و حمایت از حضور علمی و اجتماعی آنان است.۵. تشکیل جبهه فرهنگی بانوان برای دفاع از خطوط قرمز انقلابامروز، زن مسلمان با هجمه به حجاب، هویت خانوادگی، سبک زندگی اسلامی-ایرانی و کرامت انسانی مواجه است. پاسخ به این هجمهها، نیازمند سازماندهی جبههای از بانوان دغدغهمند، تحلیلگر، فداکار و مجهز به ادبیات روز است؛ دقیقاً همان «مجاهدان فرهنگی» که رهبری خواستار تربیت آنان شدهاند.زن در خط مقدم تمدن اسلامی است، نه در حاشیه آنپیام صدسالگی حوزه، یک بیانیه تمدنی است. وقتی حوزه علمیه، بهعنوان خط مقدم تقابل با تهدیدهای دشمن شناخته میشود، سهم زنان در این خط مقدم نهتنها کم نمیشود، بلکه در برخی حوزهها حیاتیتر است. زیرا زن مسلمان، هم کنشگر فرهنگی است و هم معمار قلبها و ذهنها.اکنون زمان آن رسیده که حوزههای علمیه بانوان، با بازخوانی این پیام و بازتعریف مأموریت خود، بذرهای تمدن اسلامی را در زمین تربیت و تبلیغ و تهذیب بکارد و نسل آینده را نه در سایه، بلکه در آفتاب اندیشه، ایمان و مقاومت تربیت کند.
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1752229353319047207
@teenagerwomanfamily
در پرتو پیام هوشمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی به همایش بینالمللی صدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، «خط مقدم بودن حوزه در جبهه تقابل با تهدیدهای دشمن»، مسئولیتی تاریخی را به تمام نهادهای حوزهای – بهویژه حوزههای خواهران – گوشزد میکند.اگر حوزه علمیه، طبق این پیام، یکی از ارکان صفآرایی در برابر تهاجمهای چندوجهی دشمن است، نیمی از این مأموریت بر عهده زنانی است که هم کنشگران اجتماعیاند و هم معماران تربیت نسل آینده. زن، در نگاه انقلاب اسلامی، یک عنصر تمدنساز است؛ کسی که در میدانهای «جهاد فکری»، «تبلیغ فرهنگی»، «مقابله رسانهای» و «مقاومت اجتماعی»، نه فقط نقش حاشیهای ندارد، بلکه یکی از ارکان صف اول است.از مادران خرداد ۴۲ تا مجاهدان گمنام جنگ شناختی امروززنان این مرزوبوم، از آغاز نهضت اسلامی تاکنون، از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا دفاع مقدس و تا ایام فتنههای اخیر، نشان دادهاند که در شرایط بحران، شجاعت، پایداری و روشنگری آنان، گرهگشاتر از بسیاری نهادهای رسمی بوده است. اما امروز، دشمن با ابزارهای مدرنتر و پیچیدهتر در میدان جنگ نرم حاضر شده و دقیقاً همان بخش از جامعه را هدف قرار داده است: «زن و خانواده».رهبر معظم انقلاب در این پیام، صراحتاً تأکید میکنند که تبلیغ دین را نباید میدان بیرقیب پنداشت و غفلت از مغالطهها و ابهامافکنیهای دشمن، خطای راهبردی است.از این منظر، زنانِ تربیتیافته حوزههای علمیه باید نهتنها پاسخگوی شبهات، بلکه پیشتاز تهاجم فکری علیه مبانی منحرف تمدن غرب باشند.چگونه زنان حوزه در خط مقدم باقی بمانند؟بر مبنای همین پیام، حوزه باید نیرویی را تربیت کند که واجد توان اقناع، آشنایی با روشهای گفتوگوی نوین، شناخت فضای رسانهای، قدرت تحلیل فرهنگی و روحیه جهادگر باشد. این ویژگیها در مقام عمل، باید به برنامههای قابلاجرا در بخش بانوان حوزه تبدیل شود. برخی پیشنهادهای کلیدی در این مسیر عبارتاند از:۱. بازطراحی ساختار آموزش حوزه بانواندروس فقهی و اصولی باید در کنار مباحث روز همچون فلسفه زن در اسلام، فمینیسم انتقادی، نظریه رسانه، امنیت روانی خانواده و جنگ شناختی تدریس شوند. این بازطراحی، شرط نخست پرورش «مجاهد فرهنگی» است.۲. راهاندازی مرکز تخصصی تهاجم فرهنگی برای بانوانمطابق با پیام رهبر انقلاب، موضع تهاجمی در تبلیغ دینی، مهمتر از موضع تدافعی است. حوزههای خواهران باید واحدهایی راهاندازی کنند که در حوزه پاسخ به القائات غربی، تولید بستههای رسانهای، تربیت مبلغین دیجیتال و مشاوران خانواده اسلامی فعالیت تخصصی داشته باشند.۳. ترویج فرهنگ تهذیب در کنار تعلیمرهبر عزیزمان در پیام خود، بر تهذیب بهعنوان «بخش عمده فعالیت مجاهد فرهنگی» تأکید دارند.در حوزه بانوان، این به معنای تربیت زنانی است که الگوی عینی دیانت، اخلاص، تواضع و سادهزیستی در جامعه باشند و اثر وجودی آنان، مردم را به دین فراخواند نه صرفاً کلامشان.۴. توانمندسازی مبلغان زن در عرصه عمومیزنان طلبه باید به سطحی از توانایی برسند که بتوانند در دانشگاه، رسانه، مدارس و حتی میدان مشاورههای عمومی، بهعنوان مرجع فکری بانوان جامعه ایفای نقش کنند. این نیازمند تربیت مربیان مهارتی، دورههای فشرده کاربردی و حمایت از حضور علمی و اجتماعی آنان است.۵. تشکیل جبهه فرهنگی بانوان برای دفاع از خطوط قرمز انقلابامروز، زن مسلمان با هجمه به حجاب، هویت خانوادگی، سبک زندگی اسلامی-ایرانی و کرامت انسانی مواجه است. پاسخ به این هجمهها، نیازمند سازماندهی جبههای از بانوان دغدغهمند، تحلیلگر، فداکار و مجهز به ادبیات روز است؛ دقیقاً همان «مجاهدان فرهنگی» که رهبری خواستار تربیت آنان شدهاند.زن در خط مقدم تمدن اسلامی است، نه در حاشیه آنپیام صدسالگی حوزه، یک بیانیه تمدنی است. وقتی حوزه علمیه، بهعنوان خط مقدم تقابل با تهدیدهای دشمن شناخته میشود، سهم زنان در این خط مقدم نهتنها کم نمیشود، بلکه در برخی حوزهها حیاتیتر است. زیرا زن مسلمان، هم کنشگر فرهنگی است و هم معمار قلبها و ذهنها.اکنون زمان آن رسیده که حوزههای علمیه بانوان، با بازخوانی این پیام و بازتعریف مأموریت خود، بذرهای تمدن اسلامی را در زمین تربیت و تبلیغ و تهذیب بکارد و نسل آینده را نه در سایه، بلکه در آفتاب اندیشه، ایمان و مقاومت تربیت کند.
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1752229353319047207
@teenagerwomanfamily
۱۲:۰۷
برای همه زنان، همسر همراه، ضریب دهنده انگیزه اثرگذاری اجتماعی آنهاست.همسری که به بانوی خود احترام بگذارد، محبت کند و در سختیها همراه و همراه و همراه باشد. ..تصور من از فعالیت اثرگذار مفید زنان این است که اینها حداقل کار است. آغاز زمانی رخ میدهد که این همراهی را داشته باشی. این یعنی مرد جامعه ما رشدیافته و به بلوغ رسیده. یعنی مرد هم مانند زن و مانند تمام ارکان اجتماع به آینده و جامعه میاندیشد و نه فقط به خودش!
با دیدن این فیلم چقدر یاد خودم افتادم و دلم برای همسرم تنگ شد. منی که (به قول سحر) هم خبریام، هم تجربه تصویر داشتم و هم با فراغ بال #فعالیت_اجتماعی دارم....#همسر#مادر#شیرزن
@teenagerwomanfamily
با دیدن این فیلم چقدر یاد خودم افتادم و دلم برای همسرم تنگ شد. منی که (به قول سحر) هم خبریام، هم تجربه تصویر داشتم و هم با فراغ بال #فعالیت_اجتماعی دارم....#همسر#مادر#شیرزن
@teenagerwomanfamily
۱۳:۵۵
مستند «همقدم بهشت» که سه سال پیش از همین سفر برایم به یادگار مانده هم در این برنامه اکران خواهد شد.
#حضوری#مجازی
قدم همه بر دیده
@teenagerwomanfamily
#حضوری#مجازی
قدم همه بر دیده
@teenagerwomanfamily
۱۸:۰۱
*شعبههای فرماندهی آقا، همین خانههای ساده ماست*وقتی رهبرمان از «شور و شعور انقلابی» مردم گفت و شکوه «پایداری معجزهآسا»ی ملت ایران را ستود، یعنی یک چیز: اتاق فرماندهی فقط ستاد کل نیروهای مسلح نیست؛ هر خانهای که در آن مادری بچهاش را انقلابی بار میآورد، پدری نان حلال درمیآورد و جوانی حواسش به جنگ رسانهای دشمن هست، همانجاست که جنگ را میبریم.دستکم در این ۱۲ روز، همه فهمیدیم که دشمن از یک چیز بیشتر از موشک و پهپاد میترسد: از وحدت ملت ایران.آقا فرمودند: «شکوهِ پایداریِ معجزهآسای ملت ایران»، و همه ما دیدیم که این معجزه، فقط در میدان نبرد نبود؛ در صفهای طولانی اهدای خون، در نذرهای ساده اما پرمعنا، در بغض جوانی که با گوشیاش برای بچههای غزه و لبنان روایتگری میکرد و در مادری که پسرش را به بهشتزهرا سلام الله علیها فرستاد و گفت: «الهی راضیام».رهبر انقلاب در پیامشان به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای جنگ اخیر بر «حفظ شور، شوق و شعور انقلابی» تأکید کردند. این یعنی بعد از جنگ ۱۲ روزه، تازه وظیفه ما شروع شده است. اگر دشمن، جنگ نظامی را باخت، به این امید زنده مانده که جنگ شناختی و فرهنگی را ببرد؛ اما اگر خانههای ما، مدرسههای ما، هیئتهای ما، محل کار و بازار و مسجد ما، پرچم این شور و شعور را بالا نگه دارند، همانطور که آقا فرمودند، اتاق فرماندهی ایران، شکستناپذیر میشود.چه کار میتوانیم بکنیم؟ ساده اما مهم:-مادرها میتوانند یک روضهی کوچک خانگی بگیرند، برای شهدا و برای «حفظ روحیه».-پدرها میتوانند شبها پای سفرهی شام از اتفاقات مهم بگویند، از رشادت شهیدان بگویند، تا بچهها بفهمند در چه کشوری زندگی میکنند.-دانشآموزها و دانشجوها میتوانند در فضای مجازی روایت درست بدهند، اگر چه فقط با یک پست ساده.-کسبه میتوانند تصویر شهدا را پشت شیشه مغازه بزنند، حتی یک قاب کوچک.-معلمها میتوانند ده دقیقه از کلاس را بگذارند برای گفتگو درباره «ایران عزیز».همه اینها کارهایی سادهاند. اما همین کارهای ساده، یعنی اینکه شعبههای فرماندهی انقلاب در هزاران نقطه پراکنده شدهاند. یعنی دشمن دیگر نمیتواند مرکز فرماندهی را بزند. یعنی آقا تنها نیست.
#خانواده#سبک_زندگی#پیام_رهبرانقلاب
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1753618230282860102
@teenagerwomanfamily
#خانواده#سبک_زندگی#پیام_رهبرانقلاب
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1753618230282860102
@teenagerwomanfamily
۱۲:۱۵
بازارسال شده از فارس زندگی
«فرمانده نیروی قدس» که گمنام بود و گمنام رفت!
و فردا که در پاسداشت چهلمین روز شهادت این فرمانده گمنام دلسوز و مخلص برای بار چندم دخترش را میبینم، دیگر تمام وجودم افتخار است. افتخار از دوستی با دختری که در این دریای پاک و دوستداشتنی رشد کرده و تنفس هوای خانوادهای را داشته است که مادر آن خانه، قهرمان پدر بوده و پدر قهرمان همه.
اینجا بخوانید:https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1753857711889080019
@fars_zendegi
و فردا که در پاسداشت چهلمین روز شهادت این فرمانده گمنام دلسوز و مخلص برای بار چندم دخترش را میبینم، دیگر تمام وجودم افتخار است. افتخار از دوستی با دختری که در این دریای پاک و دوستداشتنی رشد کرده و تنفس هوای خانوادهای را داشته است که مادر آن خانه، قهرمان پدر بوده و پدر قهرمان همه.
اینجا بخوانید:https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1753857711889080019
@fars_zendegi
۷:۰۷
زن بازار کار یا زن اثرگذار؟
باز هم «گزارش جهانی شکاف جنسیتی» مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، و باز هم رسانههایی در ایران بودند که با تیترهای بزرگ از جایگاه نازل ایران در این رتبهبندی نوشتند.پرسش مهمتری اینجاست: آیا مرجعسازی بیچونوچرا از آمارهای نهادهایی چون مجمع جهانی اقتصاد، آن هم در حوزهای بهحساسیت جایگاه زن در جامعه، قابل دفاع است؟ آیا شاخصهای چهارگانه این گزارش، با جهانبینی اسلامی و سبک زندگی ایرانی همراستا هستند؟۱. مسئله در ریشه است؛ برابری یا عدالت؟نگاه اسلام به زن، نه در تقابل با مرد بلکه در کنار او و بر اساس «عدالت» تعریف میشود. در مقابل، تمام شاخصهای گزارش مجمع جهانی اقتصاد بر پایه «برابری جنسیتی» بنا شدهاند؛ مفهومی که از اساس با نگاه اسلامی به تفاوتها و نقشهای طبیعی زن و مرد در تعارض است. اسلام، برابری عددی را معیار نمیداند؛ بلکه تأکید دارد که در هر ساحت اجتماعی، باید با حفظ کرامت زن، جایگاه متناسب با طبیعت و تواناییهای او فراهم شود؛ بنابراین، استفاده از گزارشهایی که اساس آنها مبتنی بر برابری جنسیتی است، در ارزیابی ساختارهای جمهوری اسلامی، اشتباه مبنایی دارد.۲. نقشآفرینی زن، نه الزام به اشتغالاز منظر اسلامی، تأمین معاش خانواده بر عهده مرد است و زن اگر در فعالیت اقتصادی حضور یابد، نهتنها درآمدش متعلق به خودش است، بلکه هیچ تکلیفی برای مشارکت در تأمین معاش زندگی ندارد. بنابراین، در نگاه اسلام، ارزش زن در شاغلبودن یا نبودن نیست، بلکه در اثرگذاری اجتماعی بدون اجبار معیشتی است. مجمع جهانی اقتصاد اما، نقش اقتصادی زن را از منظر حضور در بازار کار میسنجد، بیآنکه تفاوتی میان جوامعی که زن را نانآور یا نانخوار میدانند، قائل شود. این مغایرت بنیادی، یکی از دلایل اصلی رتبه پایین ایران در این شاخصهاست؛ نه اینکه نظام جمهوری اسلامی زنان را از حضور اجتماعی بازداشته باشد.۳. شاخصهای جهانی، ساخته و پرداخته سرمایهدارینکته مغفول اینکه مجمع جهانی اقتصاد، نه نهادی مستقل بلکه بازوی فکری نئولیبرالیسم جهانی است. مقر آن در داووس سوئیس است و هزاران شرکت ثروتمند با پرداخت حق عضویت، هزینههای آن را تأمین میکنند. طبیعیست که گزارشهای این نهاد، سبک زندگی سرمایهداری غربی را مرجع و معیار قرار دهد و برای بسط هژمونی فرهنگی خود، عباراتی مانند «شکاف جنسیتی» را تبدیل به مفاهیمی جهانی کند. ما اما چرا باید در این بازی از پیشباخته، خودمان را محک بزنیم؟۴. خطای رسانههای داخلی؛ ضریبدادن بیپیوست فرهنگیرسانههای ایرانی هنگام انتشار اینگونه گزارشها، اغلب بدون تحلیل، آنها را بازنشر میکنند؛ بیآنکه بپرسند شاخصهای این رتبهبندیها با کدام سبک زندگی سنجیده میشوند. این ضریبدهی کورکورانه، تنها به تضعیف اعتماد عمومی به ساختارهای داخلی میانجامد. حتی اگر بخواهیم از چنین دادههایی برای اصلاح خود استفاده کنیم، باید ابتدا آنها را از منظر مبانی خودمان نقد و تفسیر کنیم. جای تحلیل خالیست؛ نه فقط در رسانههای زرد، که حتی در برخی رسانههای رسمی.شکاف جنسیتی اگر هم در ایران وجود داشته باشد، نه در ترازوی «برابری»، بلکه در ترازوی «عدالت» باید سنجیده شود. و اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، مبنای آن باید نگاه ژرف و جامع اسلام به زن، خانواده، اقتصاد و حکمرانی باشد؛ نگاهی که اگر درست فهمیده و تبیین شود، نهتنها در تعارض با پیشرفت نیست، بلکه کاملترین الگوی زیست انسانی را عرضه میکند. ما نیازمند بازتعریف معیارها هستیم، نه بازنشر رتبهبندیهای جهانیای که حتی فلسفه زن را هم نفهمیدهاند، چه برسد به شأن او.
#عدالت_جنسیتی#برابری_زن_و_مرد#مجمع_جهانی_اقتصاد#شکاف_جنسیتی
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1754209537916245208
@teenagerwomanfamily
باز هم «گزارش جهانی شکاف جنسیتی» مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، و باز هم رسانههایی در ایران بودند که با تیترهای بزرگ از جایگاه نازل ایران در این رتبهبندی نوشتند.پرسش مهمتری اینجاست: آیا مرجعسازی بیچونوچرا از آمارهای نهادهایی چون مجمع جهانی اقتصاد، آن هم در حوزهای بهحساسیت جایگاه زن در جامعه، قابل دفاع است؟ آیا شاخصهای چهارگانه این گزارش، با جهانبینی اسلامی و سبک زندگی ایرانی همراستا هستند؟۱. مسئله در ریشه است؛ برابری یا عدالت؟نگاه اسلام به زن، نه در تقابل با مرد بلکه در کنار او و بر اساس «عدالت» تعریف میشود. در مقابل، تمام شاخصهای گزارش مجمع جهانی اقتصاد بر پایه «برابری جنسیتی» بنا شدهاند؛ مفهومی که از اساس با نگاه اسلامی به تفاوتها و نقشهای طبیعی زن و مرد در تعارض است. اسلام، برابری عددی را معیار نمیداند؛ بلکه تأکید دارد که در هر ساحت اجتماعی، باید با حفظ کرامت زن، جایگاه متناسب با طبیعت و تواناییهای او فراهم شود؛ بنابراین، استفاده از گزارشهایی که اساس آنها مبتنی بر برابری جنسیتی است، در ارزیابی ساختارهای جمهوری اسلامی، اشتباه مبنایی دارد.۲. نقشآفرینی زن، نه الزام به اشتغالاز منظر اسلامی، تأمین معاش خانواده بر عهده مرد است و زن اگر در فعالیت اقتصادی حضور یابد، نهتنها درآمدش متعلق به خودش است، بلکه هیچ تکلیفی برای مشارکت در تأمین معاش زندگی ندارد. بنابراین، در نگاه اسلام، ارزش زن در شاغلبودن یا نبودن نیست، بلکه در اثرگذاری اجتماعی بدون اجبار معیشتی است. مجمع جهانی اقتصاد اما، نقش اقتصادی زن را از منظر حضور در بازار کار میسنجد، بیآنکه تفاوتی میان جوامعی که زن را نانآور یا نانخوار میدانند، قائل شود. این مغایرت بنیادی، یکی از دلایل اصلی رتبه پایین ایران در این شاخصهاست؛ نه اینکه نظام جمهوری اسلامی زنان را از حضور اجتماعی بازداشته باشد.۳. شاخصهای جهانی، ساخته و پرداخته سرمایهدارینکته مغفول اینکه مجمع جهانی اقتصاد، نه نهادی مستقل بلکه بازوی فکری نئولیبرالیسم جهانی است. مقر آن در داووس سوئیس است و هزاران شرکت ثروتمند با پرداخت حق عضویت، هزینههای آن را تأمین میکنند. طبیعیست که گزارشهای این نهاد، سبک زندگی سرمایهداری غربی را مرجع و معیار قرار دهد و برای بسط هژمونی فرهنگی خود، عباراتی مانند «شکاف جنسیتی» را تبدیل به مفاهیمی جهانی کند. ما اما چرا باید در این بازی از پیشباخته، خودمان را محک بزنیم؟۴. خطای رسانههای داخلی؛ ضریبدادن بیپیوست فرهنگیرسانههای ایرانی هنگام انتشار اینگونه گزارشها، اغلب بدون تحلیل، آنها را بازنشر میکنند؛ بیآنکه بپرسند شاخصهای این رتبهبندیها با کدام سبک زندگی سنجیده میشوند. این ضریبدهی کورکورانه، تنها به تضعیف اعتماد عمومی به ساختارهای داخلی میانجامد. حتی اگر بخواهیم از چنین دادههایی برای اصلاح خود استفاده کنیم، باید ابتدا آنها را از منظر مبانی خودمان نقد و تفسیر کنیم. جای تحلیل خالیست؛ نه فقط در رسانههای زرد، که حتی در برخی رسانههای رسمی.شکاف جنسیتی اگر هم در ایران وجود داشته باشد، نه در ترازوی «برابری»، بلکه در ترازوی «عدالت» باید سنجیده شود. و اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، مبنای آن باید نگاه ژرف و جامع اسلام به زن، خانواده، اقتصاد و حکمرانی باشد؛ نگاهی که اگر درست فهمیده و تبیین شود، نهتنها در تعارض با پیشرفت نیست، بلکه کاملترین الگوی زیست انسانی را عرضه میکند. ما نیازمند بازتعریف معیارها هستیم، نه بازنشر رتبهبندیهای جهانیای که حتی فلسفه زن را هم نفهمیدهاند، چه برسد به شأن او.
#عدالت_جنسیتی#برابری_زن_و_مرد#مجمع_جهانی_اقتصاد#شکاف_جنسیتی
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1754209537916245208
@teenagerwomanfamily
۹:۲۰
۹:۲۰
بازارسال شده از جهانبانو
وقتی مجری بدون آرایش کنار گذاشته شد
۱۹:۳۷
خشونت، اصلاحات و رؤیای دهکده جهانی
اصرار آذر منصوری بر اینکه «خشونت، درد مشترک همه زنان دنیاست» در مناظره اخیر، نه تنها نشان از غفلت او از تفاوت معنایی و بومی این واژه دارد، بلکه پردهای دیگر از پروژه جبهه اصلاحات را آشکار میکند؛ جریانی که بهجای تکیه بر واقعیتهای جامعه ایران، در پی نسخهبرداری از ادبیات جهانی و عادیسازی سبک زندگی غربی است.یک: آذر منصوری در مناظره با ابوالفضل اقبالی، «خشونت» را درد مشترک همه زنان جهان معرفی کرد، بیآنکه کوچکترین تفکیکی میان تعریف جهانیشده و غربیِ این واژه با معنای دینی، حقوقی و بومی آن در ایران قائل شود. این بیتوجهی، نشان میدهد که مسئله نه «فهم دقیق خشونت» بلکه بازتولید ادبیات بینالمللی در فضای سیاسی داخلی است؛ ادبیاتی که عمیقاً متأثر از سازمانها و کنوانسیونهایی است که بیش از هر چیز در خدمت پیشبرد سبک زندگی غربیاند. از همین منظر، ادعای دفاع از حقوق زنان، بیش از آنکه واقعبینانه و ناظر به جامعه اسلامی ایرانی باشد، تلاشی است برای جا انداختن نسخههای جهانی به اسم «سرمایه اجتماعی».دو: اشتباه رایج آنجاست که برخی میخواهند گفتمان اصلاحطلبان را صرفاً یک دیدگاه داخلی معرفی کنند، گویی مسأله فقط اختلاف نظر میان جریانهای سیاسی است. در حالیکه وقتی رئیس جبهه اصلاحات به صراحت بر معیارهای جهانی اصرار میورزد و آن را بالاتر از عرف، قانون و حتی مبانی اسلام سیاسی قرار میدهد، دیگر نمیتوان ماجرا را محدود به یک «بحث داخلی» دید. این دقیقاً نقطه اتصال با بیرون از مرزهاست؛ جایی که به اسم آزادی، بیبندوباری عادیسازی میشود و به نام حقوق بشر، ابزار فشار بر جمهوری اسلامی تدارک دیده میشود.سه: *آیا واقعاً مطالبه سیاستگذاری کلان زنان از سوی جبهه اصلاحات عجیب نیست؟ دو دوره کارگزاران، دو دوره اصلاحات، دو دوره دولت روحانی و اکنون دولت وفاق، برای نشان دادن کارآمدی و دخالت زنان در مقدرات سیاسی و مدیریت کلان کشور کافی نبود؟ وقتی در بزنگاهها ناتوان ماندید و هیچ دستاوردی برای زنان ایرانی نداشتید، چرا باز هم اصرار دارید در همان میدان ادعا کنید؟ پاسخ روشن است: چون موضوع زنان نه از منظر حل مشکلات واقعی جامعه، بلکه بهعنوان ابزاری برای پیوند با نهادهای جهانی و بازتولید گفتمان غربی دیده میشود. این همان «استعمار نو» است که با شعار دهکده جهانی و جهانیشدن به جامعه تحمیل میشود.
*چهار: مردم ایران بارها نشان دادهاند که بهخوبی میان شعارهای توخالی و واقعیتهای اجتماعی تمایز میگذارند. همانها که در جنگ ۱۲روزه اخیر علیه صهیونیستها، فضای مجازی را با وجود همه هجمههایش فتح کردند، همانها هستند که از دیدن تصاویر بیحجابی و اروتیک خیابانی آزرده میشوند و پشت دست جریان گفتمانی که اقبالی از آن ذکر میکند، میایستند. خانم منصوری و جبهه اصلاحات باید به یاد داشته باشند که اینجا جمهوری اسلامی ایران است؛ کشوری که با شعار «نه شرقی، نه غربی» انقلاب کرد و زیر بار تحمیل معیارهای بیگانه نمیرود. اگر دغدغه زنان دارید، از اتاقهای کنفرانس بینالمللی بیرون بیایید و درد واقعی دختران و جوانان این سرزمین را ببینید.
#خشونت_علیه_زنان#جبهه_اصلاحات#آذر_منصوری
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1758020021281034705
اصرار آذر منصوری بر اینکه «خشونت، درد مشترک همه زنان دنیاست» در مناظره اخیر، نه تنها نشان از غفلت او از تفاوت معنایی و بومی این واژه دارد، بلکه پردهای دیگر از پروژه جبهه اصلاحات را آشکار میکند؛ جریانی که بهجای تکیه بر واقعیتهای جامعه ایران، در پی نسخهبرداری از ادبیات جهانی و عادیسازی سبک زندگی غربی است.یک: آذر منصوری در مناظره با ابوالفضل اقبالی، «خشونت» را درد مشترک همه زنان جهان معرفی کرد، بیآنکه کوچکترین تفکیکی میان تعریف جهانیشده و غربیِ این واژه با معنای دینی، حقوقی و بومی آن در ایران قائل شود. این بیتوجهی، نشان میدهد که مسئله نه «فهم دقیق خشونت» بلکه بازتولید ادبیات بینالمللی در فضای سیاسی داخلی است؛ ادبیاتی که عمیقاً متأثر از سازمانها و کنوانسیونهایی است که بیش از هر چیز در خدمت پیشبرد سبک زندگی غربیاند. از همین منظر، ادعای دفاع از حقوق زنان، بیش از آنکه واقعبینانه و ناظر به جامعه اسلامی ایرانی باشد، تلاشی است برای جا انداختن نسخههای جهانی به اسم «سرمایه اجتماعی».دو: اشتباه رایج آنجاست که برخی میخواهند گفتمان اصلاحطلبان را صرفاً یک دیدگاه داخلی معرفی کنند، گویی مسأله فقط اختلاف نظر میان جریانهای سیاسی است. در حالیکه وقتی رئیس جبهه اصلاحات به صراحت بر معیارهای جهانی اصرار میورزد و آن را بالاتر از عرف، قانون و حتی مبانی اسلام سیاسی قرار میدهد، دیگر نمیتوان ماجرا را محدود به یک «بحث داخلی» دید. این دقیقاً نقطه اتصال با بیرون از مرزهاست؛ جایی که به اسم آزادی، بیبندوباری عادیسازی میشود و به نام حقوق بشر، ابزار فشار بر جمهوری اسلامی تدارک دیده میشود.سه: *آیا واقعاً مطالبه سیاستگذاری کلان زنان از سوی جبهه اصلاحات عجیب نیست؟ دو دوره کارگزاران، دو دوره اصلاحات، دو دوره دولت روحانی و اکنون دولت وفاق، برای نشان دادن کارآمدی و دخالت زنان در مقدرات سیاسی و مدیریت کلان کشور کافی نبود؟ وقتی در بزنگاهها ناتوان ماندید و هیچ دستاوردی برای زنان ایرانی نداشتید، چرا باز هم اصرار دارید در همان میدان ادعا کنید؟ پاسخ روشن است: چون موضوع زنان نه از منظر حل مشکلات واقعی جامعه، بلکه بهعنوان ابزاری برای پیوند با نهادهای جهانی و بازتولید گفتمان غربی دیده میشود. این همان «استعمار نو» است که با شعار دهکده جهانی و جهانیشدن به جامعه تحمیل میشود.
*چهار: مردم ایران بارها نشان دادهاند که بهخوبی میان شعارهای توخالی و واقعیتهای اجتماعی تمایز میگذارند. همانها که در جنگ ۱۲روزه اخیر علیه صهیونیستها، فضای مجازی را با وجود همه هجمههایش فتح کردند، همانها هستند که از دیدن تصاویر بیحجابی و اروتیک خیابانی آزرده میشوند و پشت دست جریان گفتمانی که اقبالی از آن ذکر میکند، میایستند. خانم منصوری و جبهه اصلاحات باید به یاد داشته باشند که اینجا جمهوری اسلامی ایران است؛ کشوری که با شعار «نه شرقی، نه غربی» انقلاب کرد و زیر بار تحمیل معیارهای بیگانه نمیرود. اگر دغدغه زنان دارید، از اتاقهای کنفرانس بینالمللی بیرون بیایید و درد واقعی دختران و جوانان این سرزمین را ببینید.
#خشونت_علیه_زنان#جبهه_اصلاحات#آذر_منصوری
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1758020021281034705
۱۰:۵۵
«پوشش»؛ چرا دستگاههای مسئول به میدان نمیآیند؟
مسئله پوشش اجتماعی و عفاف در جمهوری اسلامی موضوعی صرفاً فردی یا انتظامی نیست؛ بلکه بر اساس اسناد بالادستی، دهها نهاد فرهنگی، اجتماعی و اجرایی در قبال آن وظیفه دارند. مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ با عنوان «سیاستها و راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب»، بیش از ۲۶ دستگاه را بهطور مستقیم موظف کرده است؛ از وزارت کشور و نیروی انتظامی تا آموزشوپرورش، صدا و سیما، وزارت ارشاد و حتی شهرداریها. افزون بر آن، ماده ۱۰۲ قانون برنامه ششم توسعه دولت را مکلف کرده است تا برنامه ملی ترویج عفاف و حجاب را با همکاری همه دستگاهها اجرا کند.با این حال، واقعیت جامعه نشان میدهد که این نهادها یا وارد عمل نشدهاند یا اقداماتشان به نتیجه نرسیده است. چند دلیل اساسی برای این وضعیت وجود دارد:فقدان ضمانت اجرایی مصوبهها؛ مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بارها روی کاغذ مانده و به قانون الزامآور تبدیل نشده است.*چندپارگی مسئولیتها؛ *هر دستگاهی بخشی از وظیفه را متوجه دیگری میداند و وزارت کشور نیز در مقام هماهنگکننده ابزار الزام کافی در اختیار ندارد.*امنیتیسازی بهجای فرهنگیسازی؛ *بخش عمدهای از بار این موضوع بر دوش ضابطان انتظامی افتاده، در حالیکه سند ۱۳۸۴ بهصراحت بر راهکارهای فرهنگی و اجتماعی تأکید داشت.*ضعف رسانه و گفتمانسازی؛ *صدا و سیما و وزارت ارشاد نتوانستهاند جایگاه و کرامت زن مسلمان را در قالب روایتهای جذاب و باورپذیر عرضه کنند.*تعارضات سیاسی؛ *همانطور که در متن تصویر آمده، هیاهوی جناحی، مسئله اصلی یعنی هویت و نقش زن را به حاشیه رانده است.*فقدان سازوکار پاسخگویی؛ *هیچ نهادی بهطور شفاف پاسخ نمیدهد که چرا تکلیف قانونی خود را زمین گذاشته است.
نقشه راه مغفولرهبر معظم انقلاب در دو دههی گذشته بارها درباره «زن، خانواده و حجاب» نکات اساسی مطرح کردهاند که عملاً مبنای سیاستگذاری کشور است. ایشان در دیدارهای مختلف:حجاب را «حکم قطعی شرع و ضرورت اجتماعی» دانسته و آن را عامل امنیت روانی و تحکیم خانواده معرفی کردهاند.هشدار دادهاند که مسئله زن نباید به عرصه دعواهای جناحی تقلیل پیدا کند و کرامت زن باید در مرکز توجه قرار گیرد.در بیانیه گام دوم انقلاب تأکید کردهاند که زن ایرانی باید با هویت اسلامی-ایرانی خود، الگویی برای جهان اسلام باشد.بارها دستگاهها را خطاب قرار داده و گفتهاند: «باید دستگاههای فرهنگی و اجرایی وظایف خود را در قبال عفاف و حجاب جدی بگیرند و گزارش عملکرد دهند.»این مواضع، نشان میدهد که مطالبه اصلی رهبر انقلاب چیزی فراتر از برخورد مقطعی یا سلبی است؛ ایشان بر چارهاندیشی عمیق، هماهنگی نهادی و ارائه الگوهای مثبت تأکید دارند. کوتاهی در این زمینه، نه فقط بیتوجهی به یک قانون، بلکه بیاعتنایی به یک مطالبه صریح رهبری است.اکنون و پس از سخنان صریح رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، جامعه انتظار دارد نهادهای مسئول به وظایف قانونی و فرهنگی خود بازگردند. بیعملی و تأخیر بیش از این، نه تنها فرصتهای کمنظیر برای تحکیم هویت زن و خانواده ایرانی را از بین میبرد، بلکه به تعبیر خود او، «دود آن در چشم خود ما» خواهد رفت؛ به شکل افزایش دوقطبیها، تضعیف آرامش روانی جامعه و تهدید سرمایه اجتماعی.
#پوشش_اجتماعی#قانون_حجاب#حضور_اجتماعی_بانوان
محدث تک فلاح
@teenagerwomanfamily
مسئله پوشش اجتماعی و عفاف در جمهوری اسلامی موضوعی صرفاً فردی یا انتظامی نیست؛ بلکه بر اساس اسناد بالادستی، دهها نهاد فرهنگی، اجتماعی و اجرایی در قبال آن وظیفه دارند. مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ با عنوان «سیاستها و راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب»، بیش از ۲۶ دستگاه را بهطور مستقیم موظف کرده است؛ از وزارت کشور و نیروی انتظامی تا آموزشوپرورش، صدا و سیما، وزارت ارشاد و حتی شهرداریها. افزون بر آن، ماده ۱۰۲ قانون برنامه ششم توسعه دولت را مکلف کرده است تا برنامه ملی ترویج عفاف و حجاب را با همکاری همه دستگاهها اجرا کند.با این حال، واقعیت جامعه نشان میدهد که این نهادها یا وارد عمل نشدهاند یا اقداماتشان به نتیجه نرسیده است. چند دلیل اساسی برای این وضعیت وجود دارد:فقدان ضمانت اجرایی مصوبهها؛ مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بارها روی کاغذ مانده و به قانون الزامآور تبدیل نشده است.*چندپارگی مسئولیتها؛ *هر دستگاهی بخشی از وظیفه را متوجه دیگری میداند و وزارت کشور نیز در مقام هماهنگکننده ابزار الزام کافی در اختیار ندارد.*امنیتیسازی بهجای فرهنگیسازی؛ *بخش عمدهای از بار این موضوع بر دوش ضابطان انتظامی افتاده، در حالیکه سند ۱۳۸۴ بهصراحت بر راهکارهای فرهنگی و اجتماعی تأکید داشت.*ضعف رسانه و گفتمانسازی؛ *صدا و سیما و وزارت ارشاد نتوانستهاند جایگاه و کرامت زن مسلمان را در قالب روایتهای جذاب و باورپذیر عرضه کنند.*تعارضات سیاسی؛ *همانطور که در متن تصویر آمده، هیاهوی جناحی، مسئله اصلی یعنی هویت و نقش زن را به حاشیه رانده است.*فقدان سازوکار پاسخگویی؛ *هیچ نهادی بهطور شفاف پاسخ نمیدهد که چرا تکلیف قانونی خود را زمین گذاشته است.
نقشه راه مغفولرهبر معظم انقلاب در دو دههی گذشته بارها درباره «زن، خانواده و حجاب» نکات اساسی مطرح کردهاند که عملاً مبنای سیاستگذاری کشور است. ایشان در دیدارهای مختلف:حجاب را «حکم قطعی شرع و ضرورت اجتماعی» دانسته و آن را عامل امنیت روانی و تحکیم خانواده معرفی کردهاند.هشدار دادهاند که مسئله زن نباید به عرصه دعواهای جناحی تقلیل پیدا کند و کرامت زن باید در مرکز توجه قرار گیرد.در بیانیه گام دوم انقلاب تأکید کردهاند که زن ایرانی باید با هویت اسلامی-ایرانی خود، الگویی برای جهان اسلام باشد.بارها دستگاهها را خطاب قرار داده و گفتهاند: «باید دستگاههای فرهنگی و اجرایی وظایف خود را در قبال عفاف و حجاب جدی بگیرند و گزارش عملکرد دهند.»این مواضع، نشان میدهد که مطالبه اصلی رهبر انقلاب چیزی فراتر از برخورد مقطعی یا سلبی است؛ ایشان بر چارهاندیشی عمیق، هماهنگی نهادی و ارائه الگوهای مثبت تأکید دارند. کوتاهی در این زمینه، نه فقط بیتوجهی به یک قانون، بلکه بیاعتنایی به یک مطالبه صریح رهبری است.اکنون و پس از سخنان صریح رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، جامعه انتظار دارد نهادهای مسئول به وظایف قانونی و فرهنگی خود بازگردند. بیعملی و تأخیر بیش از این، نه تنها فرصتهای کمنظیر برای تحکیم هویت زن و خانواده ایرانی را از بین میبرد، بلکه به تعبیر خود او، «دود آن در چشم خود ما» خواهد رفت؛ به شکل افزایش دوقطبیها، تضعیف آرامش روانی جامعه و تهدید سرمایه اجتماعی.
#پوشش_اجتماعی#قانون_حجاب#حضور_اجتماعی_بانوان
@teenagerwomanfamily
۷:۱۸
بازارسال شده از اخبار زن و خانواده
شانزدهمین نشست از سلسله نشست های دانش افزایی مرکز تحقیقات زن وخانواده بیّنات 



با موضوع:بررسی و حل تعارضات بین نقش های خانواده و اشتغال
سخنران:خانم دکتر محدث تک فلاحپژوهشگر حوزه خانواده در رسانهو مدرس دانشگاه
به صورت مجازی در بستر قرار:https://gharar.ir/r/81b474c7
چهارشنبه ۲ مهر ماهساعت ۴ عصر








مرکز تحقیقات زن و خانواده بیّنات
https://eitaa.com/Bayenat_center
سخنران:خانم دکتر محدث تک فلاحپژوهشگر حوزه خانواده در رسانهو مدرس دانشگاه
به صورت مجازی در بستر قرار:https://gharar.ir/r/81b474c7
چهارشنبه ۲ مهر ماهساعت ۴ عصر
۶:۲۴
موتورسواری بانوان با صدای بلندماجرای گواهینامه موتورسواری برای بانوان این روزها دوباره به یکی از سوژههای داغ رسانهای تبدیل شده است. برخی آن را یک مطالبه جدی و نشانهای از تغییرات اجتماعی میدانند و گروهی دیگر آن را موضوعی فرعی که نباید جای مسائل اساسی زنان را بگیرد. در واقع، مسأله نه صرفاً صدور یا عدم صدور گواهینامه، بلکه جایگاه چنین خواستهای در سلسله مطالبات اجتماعی زنان است.نه بنبست، بلکه نیازمند تدبیرواقعیت این است که صدور گواهینامه برای بانوان هیچ بنبست مطلقی ندارد. همانطور که بسیاری از موضوعات دیگر در ۴۶ سال گذشته به دلیل غفلت یا تأخیر در سیاستگذاری به حاشیه رفتهاند، این موضوع نیز میتواند با مطالعه کارشناسی، صرف وقت و ارائه سازوکار دقیق قابل حل باشد. حتی اگر در برخی ابعاد، بحثهای فقهی و شرعی مطرح باشد، باید تفکیک میان «زن راکب» و «زن راننده موتور» مورد توجه قرار گیرد و اختلافنظرها بهصورت اصولی و نهادی برطرف شود.پس از گواهینامه چه میشود؟اما پرسش مهمتر این است: پس از صدور گواهینامه، چه؟ دختر دانشجویی که امروز برای این مطالبه تلاش میکند، زن خانهداری که در صفحه مجازیاش خواستهاش را بیان میکند یا نوجوانی که هنوز به سن قانونی نرسیده اما از محرومیتش سخن میگوید، پس از تحقق این خواسته چه مسیری را دنبال میکنند؟آیا این انرژی اجتماعی به سمت مطالبات بنیادینتر زنان هدایت خواهد شد؟ مثل ارتقای سطح علمی دانشگاهها، توسعه تسهیلات رفاهی، بیمه زنان خانهدار و یا فراهم کردن امکانات ورزشی و تفریحی برای آنها، یا تقویت جایگاه زنان سرپرست خانوار؟ یا این مطالبه در همان سطح باقی میماند و فضای رسانهای را پر میکند بیآنکه به مسائل عمیقتر زنان توجهی شود؟اولویتها؛ سرگرمی یا ضرورت؟فرض کنیم مجوز گواهینامه صادر شد. چند درصد از بانوان واقعاً برای حل نیازهای ضروری زندگی به موتور نیاز دارند و چند درصد آن را صرفاً وسیلهای برای تفریح و سرگرمی میبینند؟مروری بر آمار آقایان هم نکات روشنی دارد: طی دهههای اخیر چه میزان از مردان، موتور را انتخاب کردهاند؟ چند درصد از آنان از خطرات و سختیهای موتورسواری راضیاند و آن را راهحل مسائل زندگی خود دانستهاند؟ پاسخ این پرسشها میتواند نشان دهد که موتورسواری برای زنان، واقعاً تا چه حد یک نیاز اساسی است و تا چه میزان جایگاه تفریح و سرگرمی دارد.نگاه به تجربه جهانیمطالعات تطبیقی نیز نکات قابل توجهی را آشکار میکند. در بسیاری از کشورهای غربی، با وجود صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، اقبال گستردهای به موتورسواری دیده نمیشود؛ جز در شرایط ضرورت یا در اقشار خاص. این واقعیت نشان میدهد که موتورسواری زنان الزاماً معادل با پیشرفت یا دستاورد اجتماعی تلقی نمیشود و نباید با ذوقزدگی رسانهای، آن را بهعنوان خط مقدم مطالبات زنانه معرفی کرد.بهرهبرداری دشمنان از شکاف اجتماعینکته نهایی، فراتر از اصل گواهینامه است. وقتی رسانهها هجمهای گسترده حول یک موضوع فرعی و اختلافبرانگیز به راه میاندازند، نتیجهای جز تعمیق شکاف اجتماعی ندارد. باید دید از این دوقطبیسازی چه کسانی سود میبرند؟ جز دشمنانی که به دنبال تضعیف همبستگی ملی و بهحاشیهراندن مسائل بنیادین زنان هستند؟حرف آخر..گواهینامه موتورسواری بانوان مسألهای حلنشده است و نه غیرقابل حل! و میتوان با نگاه کارشناسی و زمانبندی درست آن را به نتیجه رساند. اما مهمتر از خود این مطالبه، جایگاه آن در میان انبوه نیازهای زنان جامعه است. اگر انرژی اجتماعی صرفاً بر سر یک مطالبه فرعی متوقف شود و از نیازهای اصلیتر غفلت کنیم، در نهایت دود این جنجال رسانهای به چشم زنان و خانوادهها خواهد رفت. راه درست، اولویتبندی مطالبات و پرهیز از افتادن در دام دوگانهسازیهای سطحی است.#موتورسواری_بانوان#گواهینامه_موتورسیکلت_برای_بانوان#حقوق_زنان
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1758694879230572267
https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1758694879230572267
۶:۲۷
سکوت دنیا را تجربه کردهای؟.اولین بار ۱:۲۰ بامداد جمعه بود که مکث کردم. انگار صدا و حرکت نداشتم. .ما خبریها دنیای خبریم. منتظر رسیدن خبر. از شنیدنش نباید هول کنیم که باید آماده باشیم. ما خبریها به خوبی باید بدانیم خبر واقعی و غیرواقعی چه خصوصیاتی دارد. ما خبریها...امان از ما خبریها!...به لبنان وحشیانه حم.له شده بود، خبر پشت خبر. راستیآزمایی پشت هم. حالا وقتش رسیده بود که برای بار دوم بعد از دی ماه سیاه، خودمان را به نشنیدن بزنیم. در تمام گروههای خبری همه خبریها فقط یک جمله را تکرار میکردند:«انشاالله خبر دروغ است!»بغض شده بود بنبست گلو، آب که هیچ! نفس هم راه نمیداد. چندساعتی کمتر از یک شبانه روز منتظر و وامانده تاییدِ دروغ بودن خبر بودیم. انگار که در جهنم بیهوا منتظر نسیم خنکی که هم هوا باشد و هم سرمای داغ جگر… اما نشد..سیاهپوشی آراممان نکرد. دلمان داغی را به خود دید که بیدار کننده انزجار ده چندان شده از #سگ_هار_امریکا_در_منطقه بود.تنها کلمهای که تا نابودیاش در قلبم حک خواهد بود همین است و همین:«#قطعاً_سننتصر ».چه خونها که بیدارکنندهاند. همانهایی که باغبان پیر انقلاب گفت ملتمان را #بیدارتر میکند. امروز #امت_واحده_اسلامی بیدارتر از همیشه است. .سیدِ عزیز ما! مبارک باشد. یک سال تحمل نبودنت چه سخت بود و هشیارگر.
.@teenagerwomanfamily
.@teenagerwomanfamily
۱۵:۳۰
بازارسال شده از فارس زندگی
یک روایتِ خواهرانه
داستان زندگی شهیده معصومه(آرزو) کرباسی را در سالگرد شهادتش، فردا در فارس زندگی بخوانید.
@Fars_zendegi
داستان زندگی شهیده معصومه(آرزو) کرباسی را در سالگرد شهادتش، فردا در فارس زندگی بخوانید.
@Fars_zendegi
۱۶:۴۴
بازارسال شده از فارس زندگی
«با هم شهید شویم» تنها شرط «معصومه کرباسی» برای ازدواج با «رضا عواضه» بود.در همان جلسهٔ خواستگاری قول و قرارش را گذاشتند. در همان عکس پیکسلپیکسلی که در اینترنت منتشر شد رد پای قرارشان پیدا بود. دست در دست هم، در حال دور شدن از ماشینی که هدف پهپاد اسرائیل قرار گرفته بود، به سمت شهادت...
گزارش کامل را اینجا بخوانید.
@Fars_zendegi - Link
گزارش کامل را اینجا بخوانید.
@Fars_zendegi - Link
۱۱:۲۱
در جنگ توجه، زنانِ نمایشگر آسیبسازتر از مزاحمانانداز ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر، جهان دوباره شاهد اجرای کارزار ۱۶ روزه سازمان ملل برای «پایان دادن به خشونت علیه زنان» است؛ کارزاری که امسال با شعار «متحد شوید برای پایان خشونت دیجیتال علیه زنان و دختران» برگزار میشود.اما پرسش مهمی که در این میان کمتر شنیده میشود این است: آیا واقعاً مسئله خشونت دیجیتال، آنگونه که سازمان ملل روایت میکند، یکسویه و زنمحور است؟ یا با وارونهسازی حقیقت، فقط بخشی از واقعیت دیده میشود؟این کارزار جهانی، بدون هیچ تردید، بر اهمیت ایمنی دیجیتال تأکید میکند؛ اما نسخهای که ارائه میدهد، نسخهای ناقص، سیاسیسازیشده و در بسیاری از موارد، برساختهی گفتمان فمینیستی غرب است؛ گفتمانی که نهتنها با ساختار فرهنگی–دینی جامعه ایرانی بیگانه است، بلکه با نادیدهگرفتن نقش زنان در فروپاشی حریمها، عملاً راه را برای تشدید خشونت دیجیتال باز میگذارد.۱. خشونت دیجیتال یا نادیدهگرفتن سرچشمه خشونت؟سازمان ملل از «حالت اضطراری حقوق بشری» سخن میگوید، اما هرگز به ریشه اصلی این آسیب اشاره نمیکند:فروپاشی حریمها، ترویج نمایشگری جنسی و عادیسازی رفتارهای تحریکزا در فضای مجازی.اسلام، ادیان ابراهیمی و حتی سادهترین قوانین عرفی جهان، حریم و پوشش را سپری برای سلامت اجتماعی میدانند.این حریمها هرگز محدودیت نیستند؛ سپرِ امنیتاند.اما کارزارهای بینالمللی، به جای یادآوری این ریشهها، تحریک جنسی، خودنمایی، برهنگی دیجیتال و نمایش اروتیک را مصداق «حق انتخاب» و «آزادی» معرفی میکنند و سپس از افزایش خشونت دیجیتال گلایه.آیا میتوان خانهای از پنجره بدون پرده ساخت و سپس از رهگذران خواست که به داخل نگاه نکنند؟۲. پوشش «انتخاب من» نیست؛ انتخابی اجتماعی استامروز در فضای مجازی زنانی را میبینیم که با ظاهری پوشیده اما عملاً تحریکزا، سهم قابل توجهی در ایجاد زمینه خشونت دیجیتال دارند.این واقعیت تلخ در کارزار سازمان ملل جایی ندارد؛ چرا؟زیرا اعتراف به آن، فرو ریختن بخش بزرگی از گفتمان فمینیستی را در پی دارد.بیحریمی دیجیتال، اقتصاد «جلب توجه» و نمایشگری، به ابزاری برای جذب دنبالکننده، تبلیغ و درآمد تبدیل شده است.اما قربانیان اصلی این روند چه کسانیاند؟همان زنانی که کارزار ادعا میکند از آنها دفاع میکند.زنان در این میدان، در رقابت بیرحمانهی دیدهشدن، ناخواسته خود را به خوراک نگاههای بیمار، مزاحمان مجازی و سوءاستفادهگران تبدیل میکنند؛ سپس کارزار جهانی بدون اشاره به نقش محوری این روند، تنها مردان و ساختارها را متهم میکند.۳. مردانِ قربانی؛ واقعیتی که جایی در کارزار ندارددر کارزار امسال، تنها زن و دختر «قربانی» معرفی میشوند؛ در حالیکه جامعه امروز شاهد نوع دیگری از خشونت است:خشونت دیجیتال علیه مردان.از تهمتهای جنسی، تهدیدهای احساسی، فریبکاری هویتی، انتشار تصاویر خصوصی مردان توسط زنان، تا باجگیری احساسی–جنسی و تخریبهای حیثیتی در شبکهها.اینها بخشی از واقعیت خاموش فضای مجازی است؛ اما چون در گفتمان جهانی جایگاهی ندارد، دیده نمیشود.اینکه قربانی در فضای دیجیتال «همیشه زن» است، یک افسانه رسانهای است، نه واقعیت اجتماعی.۴. جامعهای که اتاقخوابش ضعیف شود، خیابان و فضای مجازیاش آلوده میشودمطالعات نشان میدهد:هر زمان رابطه زناشویی در خانواده ضعیف میشود، میل به خودنمایی و جبران کمبودهای جنسی در فضای عمومی و مجازی افزایش مییابد.این حقیقت ساده اما حیاتی، هیچگاه در کارزارهای سازمان ملل مطرح نمیشود؛ زیرا نقش بنیاد خانواده در گفتمان غرب، عملاً حذف شده است.۵. سیاستگذاران داخلی: ترس را کنار بگذاریددهها گزارش رسمی و غیررسمی نشان میدهد که بیحریمی آنلاین و آفلاین، اگر با واکنش قاطع همراه نباشد، امنیت اجتماعی را فرو میریزد.اما بسیاری از مدیران، از ترس هزینههای رسانهای یا فشار برخی گروهها، از اجرای جدی قوانین حریمساز خودداری میکنند.نتیجه؟فضای مجازی تبدیل به زیستبوم «گرگهای دیجیتال» شده است؛جایی که زن و مرد، کودک و نوجوان، همه در معرض تحریک و آسیباند.تا وقتی نمایشگری جنسی در شبکهها آزاد، کمهزینه و حتی پاداشمحور باشد،هیچ قانون و هیچ کارزاری، امنیت دیجیتال را تضمین نمیکند.۶. زن مسلمان ایرانی باید از تعارف بیرون بیایدزن ایرانیِ مسلمان، قربانی این دوگانهسازیهاست:از یکسو شاهد کارزارهایی است که او را صرفاً «قربانی» معرفی میکنند،و از سوی دیگر، او را به نمایشگری، بیحریمی و عبور از حجاب و حیا تشویق میکنند.اما حقیقت این است:امنیت زن، با بازگشت به حریمها آغاز میشود؛ نه با نسخههای فمینیستی غرب.
محدث تک فلاح
۸:۱۶
#رویداد_باهنران
۹:۵۹
نهم دی؛ روزی که ترس جا ماند
راهپیمایی نهم دی را خیلیها از قاب تلویزیون دیدهاند و خیلیها دربارهاش تحلیل نوشتهاند؛ اما بعضی روزها فقط «دیده» یا «تحلیل» نمیشوند، بلکه زیسته میشوند. نهم دی از همان روزهاست. روزی که خیابان انقلاب فقط محل عبور نبود، محل قرار دلهایی بود که آمده بودند بگویند هنوز ایستادهاند. این روایت، گزارش یک تجمع نیست؛ روایت یک خانواده است که در میانه غبار تردیدها، انتخاب کرد همراه مردم بماند و بیعتش را تازه کند.هوا سرد بود؛ از آن سرماهایی که استخوان را نیش میزند و آدم را به ماندن دعوت میکند. اما ما ماندنی نبودیم. دختر هفتماههمان را در آغوش گرفتیم، سهنفری ترک موتور نشستیم و راه افتادیم؛ بیآنکه مطمئن باشیم مقصد دقیق کجاست، اما با اطمینانی عمیق به اینکه باید «باشیم».خیابانها آرامآرام شلوغ میشد. آدمها میآمدند؛ با قدمهایی محکم، با صورتهایی که سرمای دیماه نتوانسته بود گرمای تصمیمشان را خاموش کند. هرچه به میدان انقلاب نزدیکتر میشدیم، سرما عقبتر میرفت. نه از آسمان که از دلها.نهم دی برای من فقط یک راهپیمایی نبود؛ روزی بود که خشمم از دشمنان انقلاب به مشتهای گرهکرده بدل شد و مهرم به دوستان، به نگاههای آشنا و ناآشنا، در سینهام موج زد. روزی که فهمیدم «تنها نیستیم». این مردم، با همه تفاوتها و رنجها، وقتی پای اصل ماجرا وسط باشد، کنار هم میایستند.دخترم خوابیده بود؛ بیخبر از شعارها، بیخبر از تاریخ. اما همانها، همان روز، برایش آرزو کردم روزی که بزرگ شد، بداند پدر و مادرش در روزهای تردید، در روزهای غبار، انتخابشان را کردهاند؛ ایستادن را.آن روز، نهم دی، برای همیشه در حافظهام ماند؛ نه بهعنوان واکنش به یک فتنه که بهعنوان تجدید بیعت. بیعت با انقلابی که هنوز زنده است و با رهبری که نامش در دل این جمعیت، آرامش میریخت.نهم دی، روزی بود که فهمیدم سرمای هوا هرقدر هم سخت باشد، وقتی مردم در میداناند، دلگرم میماند. از آن روز به بعد هر بار تاریخ نهم دی را در تقویم میبینم رگهای پیکرم جان میگیرد از غرور داشتن «جمهوری اسلامی ایران» .#نهم_دی#ولایت_فقیه
محدث تک فلاح (https://farsnews.ir/M_takfallah1001/1767074037435525833)
راهپیمایی نهم دی را خیلیها از قاب تلویزیون دیدهاند و خیلیها دربارهاش تحلیل نوشتهاند؛ اما بعضی روزها فقط «دیده» یا «تحلیل» نمیشوند، بلکه زیسته میشوند. نهم دی از همان روزهاست. روزی که خیابان انقلاب فقط محل عبور نبود، محل قرار دلهایی بود که آمده بودند بگویند هنوز ایستادهاند. این روایت، گزارش یک تجمع نیست؛ روایت یک خانواده است که در میانه غبار تردیدها، انتخاب کرد همراه مردم بماند و بیعتش را تازه کند.هوا سرد بود؛ از آن سرماهایی که استخوان را نیش میزند و آدم را به ماندن دعوت میکند. اما ما ماندنی نبودیم. دختر هفتماههمان را در آغوش گرفتیم، سهنفری ترک موتور نشستیم و راه افتادیم؛ بیآنکه مطمئن باشیم مقصد دقیق کجاست، اما با اطمینانی عمیق به اینکه باید «باشیم».خیابانها آرامآرام شلوغ میشد. آدمها میآمدند؛ با قدمهایی محکم، با صورتهایی که سرمای دیماه نتوانسته بود گرمای تصمیمشان را خاموش کند. هرچه به میدان انقلاب نزدیکتر میشدیم، سرما عقبتر میرفت. نه از آسمان که از دلها.نهم دی برای من فقط یک راهپیمایی نبود؛ روزی بود که خشمم از دشمنان انقلاب به مشتهای گرهکرده بدل شد و مهرم به دوستان، به نگاههای آشنا و ناآشنا، در سینهام موج زد. روزی که فهمیدم «تنها نیستیم». این مردم، با همه تفاوتها و رنجها، وقتی پای اصل ماجرا وسط باشد، کنار هم میایستند.دخترم خوابیده بود؛ بیخبر از شعارها، بیخبر از تاریخ. اما همانها، همان روز، برایش آرزو کردم روزی که بزرگ شد، بداند پدر و مادرش در روزهای تردید، در روزهای غبار، انتخابشان را کردهاند؛ ایستادن را.آن روز، نهم دی، برای همیشه در حافظهام ماند؛ نه بهعنوان واکنش به یک فتنه که بهعنوان تجدید بیعت. بیعت با انقلابی که هنوز زنده است و با رهبری که نامش در دل این جمعیت، آرامش میریخت.نهم دی، روزی بود که فهمیدم سرمای هوا هرقدر هم سخت باشد، وقتی مردم در میداناند، دلگرم میماند. از آن روز به بعد هر بار تاریخ نهم دی را در تقویم میبینم رگهای پیکرم جان میگیرد از غرور داشتن «جمهوری اسلامی ایران» .#نهم_دی#ولایت_فقیه
۶:۱۱
به قول حاج قاسم عزیز ؛نترسیم و نترسانیم ...
این پرچم افتادنی نیست





این پرچم افتادنی نیست
۸:۴۲