بله | کانال ًًًًًٍٍـٍٍٍـِتٌٍڪٌٍٍّّْـّ×ـسٌٌٍٍتٌٌٍٍــ
ً

ًًًًًٍٍـٍٍٍـِتٌٍڪٌٍٍّّْـّ×ـسٌٌٍٍتٌٌٍٍــ

۱۱۲عضو
عزیزانت رادر آغوش بگیربگوکه چقدر آنها را دوست داریبه زندگی‌ات عشق بورزو زیبا زندگی کن…فرصت‌ها را از دست ندهزندگی آنقدرها هم طولانی نيستشاید فردایی نباشدقدرش را بدان#ⓞℳiのundefinedundefined[ @text_ax ]undefined

۲۱:۲۹

Ⓞℳłの_ ɟ:undefined خدا گفت: زمین سرد استچه کسی میتواند زمین را گرم کند؟زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او دادزن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفتخداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شدخدا گفت: زن شعله را خرج کنزن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کردخدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود...#ⓞℳiのundefinedundefined[ @text_ax ]undefined

۲۱:۲۹

#دݐـ بیآ بیــآ برگرد دوبارهـundefinedتوروقـــسم به این رگـــآی پآرهundefined#mahdiundefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۲۱:۲۹

pًٌٍesًٌٍَُُaٌٌٌٌٌٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍrٌٌٍُaًٌٍُkkًٌٌٌٌٌٌٌٌٌٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍleًٍُُِkhًٍٍٍٍٍٍٍٍَُِrًٌٍa‌ٌٌٍٍٍِb:#دݐـ غِــــــــِصِهـ من خریدآر ندآرــــــهundefinedundefined#mahdiundefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۲۱:۳۰

pًٌٍesًٌٍَُُaٌٌٌٌٌٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍrٌٌٍُaًٌٍُkkًٌٌٌٌٌٌٌٌٌٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍleًٍُُِkhًٍٍٍٍٍٍٍٍَُِrًٌٍa‌ٌٌٍٍٍِb:#دݐـ رفتنتـ تــــلخ بودundefinedازتوهمـ تلخــــی خوــــبهundefined#mahdiundefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۲۱:۳۰

برنگشت ، undefinedیا رآهُ فرآموش کرد یآ منو :)undefinedundefinedundefined#saniyaundefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۵:۵۴

باردارم من از روزگار ^^undefinedundefinedک هرجایی میخاستم اعتماد واسع ویار :)undefined
#saniya:)undefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۵:۵۸

چه دسته گل ها ک برای تصاحب قلبی میرفتند :) undefinedundefinedاما تنها گلدانی را اشغال میکردند:)undefinedundefined#saniya:)undefinedundefined @text_ax undefinedundefined

۶:۰۲

ارزوی شدیدی ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﺰﯾﺮﻩ‌ﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩا‌ﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻭﺟود ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشد :)undefinedundefined#saniya :)@text_ax undefinedundefinedundefined

۶:۰۷

گمت کردم، از یابنده تقاضا دارم که بمیرد.undefinedundefined:)))#saniya :)@text_axundefinedundefined

۶:۰۹


_حالت چطورع..؟
 +خوب نیصم
.. _چرا؟؟
+typing ...(بغص دارع خفم میکنع..) +typing ...(سر درگمم تو این دنیا...) +typing ...(ارزو میکنم بمیرم...) +typing ...(از همع متنفرم...) +typing ...(خیلی اضافیم...) +typing ...(و...)
_الو کوجا رفدی..؟
+typing..
. +هیچی فقط سرم درد میکنع...:)undefined#saniya:)@text_axundefined

۶:۱۳

 میشینم کنار خدا کح فیلم زندگیمو ببینم.. بعد یهو از جا میپرم میرم با انگشت بح تلویزیون اشارع میکنم.. با صرعت میرم سمت تلویزیون میگم ایناها ایناها..!!همیحاص نگهش دار..!! نگهش میدارع..^^ با بغص بر میگردم طرفش میگم ع اینجا بع بعد پشتمو خالی کردیح.. ببین خدا..!!دقیقن اع همینجا خداعی ...undefined:)#saniya:)@text_axundefined

۶:۱۵

میدونی ۱۲ کیلومتر پیاده روی توی ۱۲ متر اتاق ینی چی؟:)undefinedundefined#saniya:)@text_axundefined

۶:۱۷

شاید عاشقانه‌ترین حرفی که می‌تونم به یه نفر بزنم این باشه: مایلم مدت زیادی کنارت سکوت کنم اما می‌خوام کنار تو سکوت کنم:)undefined#saniya:)@text_axundefined

۶:۱۹

رفتم جلو و نگاش کردم خریتاش کِ یادم اومد بغض کردم بهش گفتم بمیر احمق حالم دیگه داشت بهم میخورد ازش با مشت زدم تو صورتش نمیدونم چرا آینه شکست:)undefinedundefined#saniya:)@text_axundefined

۶:۲۰

ان اونجاشیم ک زندگی ساعد دستامو محکم گرفته:)داره تکونم میده و با صدای بلند حقایقی رو میگ ک میدونم ولی انکارمیکنم :)بعد میگ نمیخای ذست از این بچه بازیات بردای ؟:)اها .اینجا یکم سکوت میشع .این لحظه خیلی تاثیرگذارع .الان ولم میکنع تا برم تو فکر :) تا جایی ک مغزم سوراخ شع:)undefined#saniya:)@text_ax undefined

۶:۲۲

 مرا نمیخواهد :)مرا به او بخواهانید :)undefined#saniya:)@text_ax undefined

۶:۲۳

من خیانت نکردم :)هلم دادی:|undefinedداشتم میفتادم ..اون بغلم کرد :)undefined#saniya:)@text_ax undefined

۶:۲۵

بیگناه پای دار رفتنمیدونست بالای دار هم میره!چاقو دسته‌ی خودشو بریدو محبت هیچ خاری رو گل نکردهمونطور که دوری دوستی نیاورددرو تخته هم^اصلا^باهم جور نبودنبه دعای گربه سیاهم عجب بارونی اومدتازه کار از محکم کاری هم عیب کردماه هم خیلی خوب پشت ابر موندو ظلم موندگار شد.....=)undefinedundefinedundefined#saniya:)@text_ax undefined

۶:۳۵

thumbnail
#saniya:) @text_ax undefined

۶:۳۷