پرندهٔ آسمون آبی🕊️
۲۶ عدۀ مسلمانان زیاد شده بود! از شهرهای دیگر هم میآمدند برای دیدن و شنیدن سخن فردی که مثل همه نبود! مشرکین و کفار احساس خطر کردند برای منافع خودشان! جمع شدن تا کاری کنند و پیامبر را زمین بزنند. نتیجه شد؛ گام اولشان: سازش با محمد صلیاللهعلیهوآله و یاران اندکش؛ وعدۀ پول و زن زیبارو و یک جایگاه مدیریت عالی به شرط آنکه برگردد از خداپرستی تا بتها محترم بمانند؛ و البته پول و دارایی که از این بتها نصیب مشرکین میشد همان مقدار زیاد بماند و کمی هم به محمد صلیاللهعلیهوآله بدهند! پیامبر به یاری خدا ایستاد و آیات سوره اسرا (۷۵ و ۷۴) همه همین را میگوید و البته سوره کافرون و آیات سوره هود (۱۳ و ۱۴)! گام دوم را برداشتند: برخوردهای روانی شروع شد؛ مسخره میکردند کار و کلام و منش رسول خدا را در جمع! تحقیرهای مسلمانان و ایمانشان و تشویق مردم به ریختن خاک و خاکروبه و سنگ بر سر شخص پیامبر...! جادوگر و دیوانه و شاعر خواندند معجزهها را و خودشان کار ساحران را مفید و عجیب به مردم معرفی میکردند! گفتند چون پسر ندارد پس ابتر است (دم بریده و بینسل)! که خداوند سوره کوثر را نازل کرد! پیامبر ایستاده بود چون کوه، یارانش هم! گام سوم را اجرا کردند: برخوردهای سیاسیشان شروع شد. ابوطالب را تحت فشار میگذاشتند تا مانع کار پیامبر شوند. تهدیدهای بسیار کردند تا حرف خودشان را تحمیل کنند. ابوطالب هم محکم ایستاده بود و مدافع بود و حتی بنیهاشم را تشویق میکرد تا یاریشان جدیتر شود! همه جا را پر کردند که هر اختلافی در مکه و میان قبایل است تقصیر محمد صلیاللهعلیهوآله است، دارد شکاف ایجاد میکند در جمع و کار محمد صلیاللهعلیهوآله توهین به بتهای ماست و وای به مردم به داد خدایانی برسید که دینتان بر باد است! پیامبر ایستاد! هرچند که تمام این حرفها باعث میشد تا کار بر پیامبر سخت شود و البته نفوذ کمتر شود! گام چهارم را برداشتند: آزارهای جسمی بود، زدن و شکنجه کردن و سنگ و خاک و گذشت؛ و چند نوبت برنامه کشتن پیامبر را ریختند و حتی اجرا هم میکردند؛ که با یاری حمزه و ابوطالب و... به نتیجه کامل نمیرسید! تبعیدشان کردند به شعب و باز هم ایستادند! گام پنجم را برداشتند: برخوردهای علمی را شروع کردند؛ قریش خودش توان علمی نداشت؛ کاری که کرد، همه جا گفت حرفهای پیامبر وحی نیست؛ مطالبی است که مسیحیها و یهودیها یاد دادهاند! بعد گفتند: سلمان یاد داده است! گفتند: اساطیری است سخنانش، قصه است... همه را قرآن جواب میداد! تمام شبهات، تمام حرفها و آزارها جواب داشت! این مراحل را حالا هم مستکبرین مقابل ایران اسلامی ما دارند! پس نه دشمنی آنها جدید است و نه کارهای عجیب و غریبشان تازه! از اول بوده تا آخر هم هست؛ حالا هم رسانهها را مرور کنید! یک دور حرفهای آنها را بخوانید، همان را میکنند که اجداد کافرشان میکردند. راه حل ما چیست؟ همان راه پیامبر اکرم، بایستیم و مقاومت کنیم...! تا ظهور قطعا پیروزیم به برکت یاری محمد صلیاللهعلیهوآله و آل محمد صلیاللهعلیهوآله، اللهم صل علی محمد صلیاللهعلیهوآله و آل محمد صلیاللهعلیهوآله و عجل فرجهم #محبوب_من
۲۷
در تمام مدت دهسالی که در مکه بودند، هیچکس از پیامبر خدا اذیت ندید!
با اینکه بیشترین اذیت و آزار را در حقشان انجام دادند؛ سمیه را به شهادت رساندند، یاسر را کشتند و عمار و بلال و دیگران را با بدترین روشها شکنجه کردند... 
اما پیامبر و یارانش هم صبر پیشه کردند و هم ایمانشان را محکمتر ساختند!
نه ردی از پشیمانی بر چهرهها دیده میشد و نه ذرهای شک و تردید در دلها بود. رسول خدا تدابیر فراوانی اندیشید تا هم پیام اسلام گسترش یابد و هم جان یاران باوفایش حفظ شود.
تا اینکه مشرکان پیشنهاد شیطان را پذیرفتند و همپیمان شدند تا پیامبر را به قتل برسانند!
در همین هنگام، نصرت و هدایت الهی نازل شد؛ باید به سوی مدینه هجرت میکردند و شجاعترین فرد را بهجای ایشان در مکه قرار میدادند. حضرت علی (ع) با شجاعت تمام در بستر پیامبر آرامید و رسول خدا راهی مدینه شد...
مدینه، افقی تازه و بستری بینظیر برای بالندگی اسلام بود؛ حکومتی نوین که سیاست ناب اسلامی، مدیریت جامعه و اقتدار مسلمین را متبلور ساخت!
پیامبر اکرم (ص) پس از رهایی از تنگناهای مکه، نخستین گام بنیادین را در ساحت «سیاست» برداشت:
پایهریزی جامعه اسلامی
تشکیل حکومت و نظام سیاسی اسلام
ساماندهی قشون و نیروی دفاعی
ارسال نامههای تاریخی به حاکمان بزرگ جهان و ورود مقتدرانه به عرصه دیپلماسی روز 
مگر میتوان اسلام را از سیاست تفکیک کرد؟! یا سیاست را بدون هدایت و تعالیم الهی به درستی معنا نمود؟!
قرآن کریم هشدار میدهد: «الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ»؛ کسانی که کتاب خدا را تجزیه و تکهتکه میکنند! «يُؤْمِنُ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَيَكْفُرُ بِبَعْضٍ»؛ به احکام عبادی دل میبندند، اما از احکام اجتماعی و سیاسی آن روی برمیگردانند!
خداوند متعال فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»
قسط چیست؟ برپایی عدالت همهجانبه در متن جامعه. و چه جریانی توان تحقق آن را دارد جز یک حاکمیت صالح و جامعهساز؟ استقرار قسط و عدل، یک وظیفه بزرگ سیاسی و ماموریت مدیران جامعه است.
این آرمان سترگ، رسالت مشترک تمامی پیامبران بود؛ از نوح و ابراهیم تا موسی و عیسی(علیهمالسلام)، همگی در پی تشکیل نظمی الهی و جامعهای توحیدی بودند.
دوران دهساله حاکمیت نبوی در مدینه، درخشانترین و پربارترین دوره حکمرانی در تاریخ بشر به شمار میآید. شناخت این مقطع کوتاه اما عمیقاً تحولآفرین، ضرورتی انکارناپذیر است:
سیزده سال حضور در مکه، گام نخست و زمینهساز رسالت بود.
ده سال حضور در مدینه، فصل شالودهریزی، نهادسازی و خلق یک الگوی جاودانه برای تمام نسلها و عصرها شد!
یک الگوی بیبدیل و همهجانبه که در سراسر تاریخ نظیری برای آن نمیتوان یافت. شاخصهای این نظام، معیارهایی پایدارند تا جوامع و مکاتب گوناگون در ترازوی آن سنجیده شوند. 🧭
هجرت به مدینه تنها برای مقابله با مشرکان قریش نبود؛ بلکه رسالتی جهانی برای مبارزه با ستم، طاغوت و فساد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جهان آن عصر بود.
پیامبر اکرم (ص) بذر اندیشه، آگاهی و عزت توحیدی را افشاند تا در هر اقلیمی با زمینهای آماده، به بار بنشیند؛ بذری که پیام آزادی، بیداری و سعادت حقیقی انسان را به همه جانها و قلبهای حقیقتطلب رساند... 🤍
#محبوب_من
در تمام مدت دهسالی که در مکه بودند، هیچکس از پیامبر خدا اذیت ندید!
اما پیامبر و یارانش هم صبر پیشه کردند و هم ایمانشان را محکمتر ساختند!
تا اینکه مشرکان پیشنهاد شیطان را پذیرفتند و همپیمان شدند تا پیامبر را به قتل برسانند!
مدینه، افقی تازه و بستری بینظیر برای بالندگی اسلام بود؛ حکومتی نوین که سیاست ناب اسلامی، مدیریت جامعه و اقتدار مسلمین را متبلور ساخت!
پیامبر اکرم (ص) پس از رهایی از تنگناهای مکه، نخستین گام بنیادین را در ساحت «سیاست» برداشت:
مگر میتوان اسلام را از سیاست تفکیک کرد؟! یا سیاست را بدون هدایت و تعالیم الهی به درستی معنا نمود؟!
قرآن کریم هشدار میدهد: «الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ»؛ کسانی که کتاب خدا را تجزیه و تکهتکه میکنند! «يُؤْمِنُ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَيَكْفُرُ بِبَعْضٍ»؛ به احکام عبادی دل میبندند، اما از احکام اجتماعی و سیاسی آن روی برمیگردانند!
خداوند متعال فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»
این آرمان سترگ، رسالت مشترک تمامی پیامبران بود؛ از نوح و ابراهیم تا موسی و عیسی(علیهمالسلام)، همگی در پی تشکیل نظمی الهی و جامعهای توحیدی بودند.
دوران دهساله حاکمیت نبوی در مدینه، درخشانترین و پربارترین دوره حکمرانی در تاریخ بشر به شمار میآید. شناخت این مقطع کوتاه اما عمیقاً تحولآفرین، ضرورتی انکارناپذیر است:
یک الگوی بیبدیل و همهجانبه که در سراسر تاریخ نظیری برای آن نمیتوان یافت. شاخصهای این نظام، معیارهایی پایدارند تا جوامع و مکاتب گوناگون در ترازوی آن سنجیده شوند. 🧭
هجرت به مدینه تنها برای مقابله با مشرکان قریش نبود؛ بلکه رسالتی جهانی برای مبارزه با ستم، طاغوت و فساد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جهان آن عصر بود.
پیامبر اکرم (ص) بذر اندیشه، آگاهی و عزت توحیدی را افشاند تا در هر اقلیمی با زمینهای آماده، به بار بنشیند؛ بذری که پیام آزادی، بیداری و سعادت حقیقی انسان را به همه جانها و قلبهای حقیقتطلب رساند... 🤍
#محبوب_من
۹۱
۲۰:۳۰