پرندهٔ آسمون آبی🕊️
۱ من سردرگم میشدم، اگر نبودی! تنهاییِ بشر با خدا پر میشود و اما درمان گمگشتگی بشر تو هستی! یکی باید میآمد تا به من بگوید که هستم؟ چرا هستم؟ کجا هستم؟ این یکی هم نمیشد غیر از تو باشد؛ باید میبودی و من خوشبخت هستم که کنارت هستم! یکی هستی مثل خودم، هرچند یکی هستی مثل خدا! بشر خدا را کم دارد، یا شاید هم بهتر است بگویم؛ خدا را گم کرده است! خدا که از زندگیِ ما گم میشود، محبت هم ته میکشد؛ آرامش هم نابود میشود! لطف و بخشندگی خدا باز هم در را باز کرد به روی بشر؛ تو را هدیه داد یارسولالله! که مثل خودمان هستی در نشست و برخاست؛ در گفتوگو، در رفتوآمد، در خواب و بیداری، در خوشحالی و غم.... و همین به من اطمینان میدهد که درک میکنی همۀ زندگی من را؛ و پناه میشوی برای انسان پرسؤالی مثل من! همیشه فکر میکردم که خدا چگونه دوست داشتن را به من یاد داده است؛ و با حضورتان این را لمس کردم! همان اولی که خدا یک پیامبر را به عنوان نمونۀ آدمیت به زمین خالی و تنها هدیه کرد، سنگ تمام گذاشت! پیامبر فرستاده بود تا تمام پیامهایش به بشریت بدون تحریف باشد؛ و شما که یک واژۀ بینظیر خلقتی، محمدی... هیچکس را مثل تو نه دوست داشتهام و نه میتوانم بسرایمش! خدا هم همین را میگوید و خودش و ملائکهاش بر تو سلام و درود میفرستند؛ و این نشانِ لیاقت یک انسانی چون شماست! حس من نسبت به شما، حس یک فرزند است به پدری که نه حاضر است و نه غایب؛ اما همیشه ناظر مهربان، راهبرندۀ پشتیبانِ پرمحبت است! من بعد از خواندن تمام داستانهای تو چشمانم را بستم، و فراتر از رسولالله و حبیبالله دلم خواست صدایم را بشنوی که اللهم صل علی محمدٍﷺ و آل محمد #محبوب_من
۲دریاچه خشک شد، یکشبه!کاخ کسری چنان لرزید که خسرو پرویز پادشاه پرطمطراق ایران را وحشتزده کرد و قسمتهایی از کنگرههای آن در لحظه فرو ریخت!آتشکدهٔ زرتشتیان فارس به یکباره خاموش شد!دریاچهٔ پرآب ساوه خشک شد و نوری از جمع فرشتگان از آسمان به زمین تابیدن گرفت که چشمان بیدار را متحیر کرد!بتهای سنگی و چوبی عربها در همان لحظه، بیهیچ دلیل ظاهری سرنگون شدند!انوشیروان از خواب وحشتناکی که دیده بود ترسان از جای خود برخاست؛ موبدان هم همینطور!اتفاقی متفاوت رخ داده بود…!محمد ﷺ به دنیا آمده بود. نوزادی نه مثل همهٔ نوزادها!دنیا پر از صحنههای عجیب و غریب است!اتفاقات متفاوتی که ذهن را درگیر کند، دل را بلرزاند و زبان را به تعریف باز کند!اینکه در یکشب هفت اتفاق عجیب، در مکانهای متفاوت، در یک زمان واحد،برای افرادی که شهرت دارند، و یا مکانهایی که مشهورند بیفتد،اینکه در همهجا ثبت شود و بعد از ۱۴ قرن کسی نتواند انکار کند؛عجیبترین اتفاق عالم است! انسانها اگر بخواهند متوجه شوند، این نشانهها کفایت میکند؛ مگر آنکه خود را به خواب بزنند!تمام بتهای سنگی و چوبی به زمین سقوط کنند، در همان زمانی که محمد ﷺ به دنیا آمده است!ایوان کسری ویران شود، در همان زمانی که محمد ﷺ به دنیا آمده است!دریاچه ساوه خشک شود، در همان زمانی که محمد ﷺ به دنیا آمده است!پادشاه ایران و موبدان خواب وحشتناک ببینند و آتش چندصدساله زرتشتیان خاموش شود، در همان زمانی که محمد ﷺ به دنیا آمده است!این یعنی که انسان، بیندیش در امری که خدا رقم میزند؛در طاغوتی که با آمدن نور محمد ﷺ سرنگون میشود…در ارادهٔ خداوند که شکنندۀ طاغوتهاست و آورندۀ حق…در نگاه خدا به مومنینی که مقابل ظلم میایستند، در کنار نور محمد! اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
#محبوب_من
#محبوب_من
۱۰۷
۹:۴۶