عکس پروفایل 𝐆𝐢𝐬𝐢𝐚𝐆
۱.۱ هزار عضو

𝐆𝐢𝐬𝐢𝐚

اسمم مبیناعه،گیسیا هم اسم دوممهundefinedکسی که چرایی برای زندگی کردن دارد؛از عهده‌ی چگونگی آن نیز برخواهد آمدundefined
•دانشجوی سال ۵ پزشکی undefined•مشاور و مدرس (به مدت۴سال)کمک به ساخت روتین، تمرکز و شروع دوباره 🤍برنامه‌ریزی درسی | ذهن | درآمد | سبک زندگی سالم
undefinedروز چهارم«بعضی آدما دوبار غرق میشن… یک‌بار تو بحران، یک‌بار بعدِ نجات پیدا کردن.»
این چند روز درباره‌ی این حرف زدیم که: چطور بفهمیم تو بحرانیم، چطور آروم آروم از کفِ استخر جدا شیم، و چطور حتی با حرکت‌های کوچیک، ادامه بدیم.ولی امروز میخوام درباره‌ی یه تله‌ی خیلی خطرناک حرف بزنم… تله‌ی “حالا باید جبران کنم!”این اتفاق معمولا بعد از اولین ذره‌های امید میفته.مثلا: دو روز درس میخونی، بعد یهو مغزت میگه: “خب حالا باید روزی ۱۰ ساعت بخونی تا عقب‌افتادگی جبران شه!”یا، چند روز حالت بهتر میشه، بعد یهو میخوای کل زندگیتو تو یه شب درست کنی.و دقیقا همینجاست که دوباره سقوط میکنیم.چون مغزمون هنوز خسته‌ست… هنوز زخمیه… هنوز تو شرایط بحران زندگی کرده. تو روانشناسی به این میگن: Overcompensation یعنی تلاش افراطی برای جبرانِ عقب‌افتادگی.و جالبه بدونید: خیلی وقتا آدمارو خودِ بحران نابود نمیکنه… فشارِ “سریع خوب شدن” نابودشون میکنه.من خودم بعد از اون ۶۰روزی که کامل از زندگی و کار افتاده بودم، یه مقطع خواستم یهو همه چیزو باهم درست کنم…درس، کار، ورزش، تولید محتوا، برنامه‌ریزی، همه‌چی.و دقیقا بعد چند روز دوباره مغزم خاموش کرد. انگار بدنم میگفت: "من هنوز زخمی‌ام… آروم‌تر." ما تو مسیر ری‌استارت، قرار نیست به خودمون زور بگیم. undefinedقرار نیست یه نسخه‌ی غیرواقعی و خفن از خودمون بسازیم. undefinedما فقط داریم یاد میگیریم: چطور دوباره زندگی کنیم… بدون اینکه دوباره خودمونو غرق کنیم. undefined#restart
undefined۱۶

۱.۸K

۱۹:۰۰