نزدیکی ایران و ایالات متحده آمریکا و تلاش برای رفع خصومتهای متراکم چند دههای، بدون لحاظ منافع بنیادین اسرائیل، نهتنها بسیار دشوار، بلکه در شرایط کنونی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. این سناریو در عین حال کابوسی برای تلآویو محسوب میشود؛ چراکه اسرائیل همواره سیاست خود را بر انحصار روابط استراتژیک با ایالات متحده بنا نهاده و هیچ رقیب منطقهای را در این معادله تحمل نمیکند. بهبیان سادهتر، میتوان وضعیت را به رابطهای تشبیه کرد که در آن، اسرائیل همچون دختری است که دهههاست با پسر محبوبی چون آمریکا پیوند خورده و اکنون ظهور یک رقیب جدید (ایران) را تهدیدی جدی برای موقعیت خود و بنیان این رابطه تلقی میکند.
در این چارچوب، پیشنهاد رفع خصومت با هژمون بینالمللی و تلاش برای رسیدن به توافقی با آمریکا که منجر به تضعیف موقعیت اسرائیل شود، در سطح تحلیلی کاملاً منطقی و بهنفع توسعه ایران است؛ اما در عمل، تحقق آن تقریباً ناممکن است، مگر در شرایطی که یک «شاهکار ژئوپلیتیکی» رقم بخورد. عمق خصومت تاریخی، بیاعتمادی ساختاری و سطح انباشت تضادهای امنیتی، ایدئولوژیک و منطقهای با آمریکا بهقدری بالاست که شاید دههها زمان برای ترمیم آن لازم باشد؛ با این حال، در وضعیت فعلی هیچیک از طرفین آمادگی و ظرفیت لازم برای حلوفصل واقعی این تعارض را ندارند.
برای درک دشواری تحقق چنین پیشنهادی، باید واقعبینانه اذعان کرد که سیاست ایالات متحده در خاورمیانه نه صرفاً تحت تأثیر اسرائیل، بلکه «در اختیار» آن است. پرسش اینجاست که آیا هیچ کشوری توانسته بر این ساختار چیره شود؟ عربستان سعودی با منابع هنگفت و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ترکیه با عضویت در ناتو و نقش منطقهای چندوجهی، نتوانستهاند نفوذ بنیادین اسرائیل را در سیاستگذاری آمریکا در غرب آسیا محدود کنند. در چنین بستری، انتظار میرود که ایران با وجود چالشهای مضاعف، بتواند جایگزین یا رقیب مطلوبی برای اسرائیل در معادله واشنگتن شود!!؟ این گزاره، در شرایط عینی فعلی، نهتنها بسیار خوشبینانه یا ساده انگارانه است، بلکه تاریخ انقضای آن نیز گذشته است.
در این چارچوب، پیشنهاد رفع خصومت با هژمون بینالمللی و تلاش برای رسیدن به توافقی با آمریکا که منجر به تضعیف موقعیت اسرائیل شود، در سطح تحلیلی کاملاً منطقی و بهنفع توسعه ایران است؛ اما در عمل، تحقق آن تقریباً ناممکن است، مگر در شرایطی که یک «شاهکار ژئوپلیتیکی» رقم بخورد. عمق خصومت تاریخی، بیاعتمادی ساختاری و سطح انباشت تضادهای امنیتی، ایدئولوژیک و منطقهای با آمریکا بهقدری بالاست که شاید دههها زمان برای ترمیم آن لازم باشد؛ با این حال، در وضعیت فعلی هیچیک از طرفین آمادگی و ظرفیت لازم برای حلوفصل واقعی این تعارض را ندارند.
برای درک دشواری تحقق چنین پیشنهادی، باید واقعبینانه اذعان کرد که سیاست ایالات متحده در خاورمیانه نه صرفاً تحت تأثیر اسرائیل، بلکه «در اختیار» آن است. پرسش اینجاست که آیا هیچ کشوری توانسته بر این ساختار چیره شود؟ عربستان سعودی با منابع هنگفت و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ترکیه با عضویت در ناتو و نقش منطقهای چندوجهی، نتوانستهاند نفوذ بنیادین اسرائیل را در سیاستگذاری آمریکا در غرب آسیا محدود کنند. در چنین بستری، انتظار میرود که ایران با وجود چالشهای مضاعف، بتواند جایگزین یا رقیب مطلوبی برای اسرائیل در معادله واشنگتن شود!!؟ این گزاره، در شرایط عینی فعلی، نهتنها بسیار خوشبینانه یا ساده انگارانه است، بلکه تاریخ انقضای آن نیز گذشته است.
۴۷۸
۹:۵۰