بیانیه مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران پیرامون زمزمههای سازش با دشمنان ایران:دست از سر این مردم بردارید! بخش اول بسماللهالرحمنالرحیم الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻨﺎﻓﻖ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ، ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺑﺎﺯ ﻣﻰﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻣﺴﺎﻙ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﻧﺪ ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﻮﺩ ] ﻣﺤﺮﻭم ﻛﺮﺩ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﺍﻧﺪ. توبه(٦٧) ملت بزرگ ایران بارها هوشمندی و فهم صحیح خود را در صحنههای ملی و بینالمللی به اثبات رسانده است؛ اما از بدِ ماجرا، هر بار نیز از سادهلوحی و وادادگیِ جماعتی انگشتشمار، اما پرهیاهو، آسیب دیده است؛ افرادی که به جرئت میتوان گفت هیچگاه در راستای منافع ملت نقشی ایفا نکردهاند و عملکردشان همواره جز پشیمانی ثمری نداشته است.گاه به دارایی این ملت، که حاصل خون دانشمندان شهیدش بوده، چوب حراج زدهاند و گاه به داشتههای ملت با چشم حقارت نگریستهاند. با بودنشان پیام ضعف مخابره کردهاند و با نبودشان، پیام تفرقه. اکنون نیز در زمانی که ایران اسلامی در یک جنگ تمامعیار با دشمن آمریکایی و صهیونی در حال مبارزه است، این افراد نهتنها از خطاهای خود - خطاهایی که جنگ را برای کشور به ارمغان آوردهاند - ابراز پشیمانی نمیکنند، و نه حتی با سکوتشان شرمگیناند؛ بلکه با وقاحت تمام، با گفتار و رفتار خود بر زخمِ جگرِ خونینِ ملتِ عزادار و مقتدر ایران نمک میپاشند.بندهای پیشین، بیدرنگ جریانی را به ذهن متبادر میکند که همیشه انفعال، سرسپردگی و وادادگی را با اندیشهی مرتجعشان در کشور تئوریزه کردهاند، جریانی که این روزها صدایشان را از گلوی برخی از سیاستمداران میشنویم. جریانی که مردم برایشان اندک اهمیتی ندارد و حاضرند کشور و ملت را فدای منافع خود و بیگانگان بکنند. این جریان حالا پس از بیش از یک ماه جنگ تحمیلی در حالی که قلبش یک بار هم برای ایران نتپیده نگران شکستن ابهت دشمن آمریکایی شدهاست.کسانی که به جای عذرخواهی برای سالهایی که با سادهلوحی، خوشخیالی و عدم شناخت صحیح دشمن، عمر مردم را هدر دادند و کشور را فرسوده کردند، امروز به ارائه راهکار برای پایان جنگ پرداختهاند. چه وقاحتی! این افراد، به جای آنکه به این پرسش پاسخ دهد که ایران چگونه باید به جنگ پایان دهد، باید پاسخ بدهد که یک ایرانی چگونه میتواند تا این اندازه به منافع ملی بیتوجه باشد. چگونه میتوان پس از خروج دشمن از توافق برجام ــ که خود از پایههای آن بودید ــ و با وجود دو بار حمله به ایران در میانه مذاکرات، همچنان به توافق جامع با آمریکا امید بست و آن را بهعنوان راهکار مطرح کرد؟ چگونه میتوان به تجربههای پیشین بیاعتنا بود و همچنان به ضمانتهای بیاعتبار دشمن دل بست؟ چگونه میتوان هر بار امتیاز نقد ایران را با امتیاز نسیه آمریکا معامله کرد؟ چگونه میتوان وقتی این آمریکا بارها به کشور ما تجاوز کرده، از پیمان عدم تجاوزِ دوطرفه سخن گفت؟ این جریان باید پاسخ بدهد که چه زمانی نفعی به این کشور رسانده که امروز مدعی ارائه راهکار هست.شما در کدام ایران زندگی میکنید؟ در میان کدام مردم؟ مردمی که ما میبینیم چرا با شما و افکار شما اینچنین بیگانهاند؟ چرا هر بار عامل تفرقه و دوقطبیشدن جامعه میشوید؟ چرا این دشمن جنایتکارِ آلوده به خون ما را قابل گفتوگو میدانید؟ چرا در شبها و روزها کنار مردم و در صفوف آنان نیستید؟ شما باید در محضر مردم به این پرسشها پاسخ دهید. و البته قوه قضائیه محترم نیز باید پاسخگو باشد که چرا با عناصری که با ندانمکاری یا خیانت، دشمن را بر این کشور جریتر میکنند، برخوردی صورت نمیگیرد؟ چرا این افراد آزادانه، هر بار با ایجاد تشویش در ذهن و قلب مردم، میتازند و بیهیچ پاسخی میگریزند؟ چه مصلحتی دستگاه قضا را از برخورد با عناصری که تیشه برداشتند و به ریشهی این کشور میزنند باز داشته. مگر نه این است که این جریان با افعال و ترک فعلهایش، مردم را به نظام بیاعتماد کرده بود و کشور را در هر زمینه به رکود کشانده بود. آیا مماشات و مراعات کافی نیست؟ @ut_edalatkhahi