#یادداشت_دانشجویی#صلح_نامه
امیرحسین دهقان منشادی مهندسی شیمی ۱۴۰۱
وقتی مدعیان حقوق بشر، چشمشان را روی جنایتها میبندند تا ظلم، حنجرۀ مظلوم را پاره کند و صدای حق شنیده نشود، وقتی در دالانهای سازمان «*خلل*» متحد، وجدان بیداری پیدا نمیشود تا فریادی سر دهد، وقتی محکومیت جنایتکارترین باند تبهکار تاریخ، در دعوت به «خویشتنداری طرفین» خلاصه میشود، یعنی تاریخ بوی تکرار میدهد. شیطان بزرگ، شوخی مذاکراتش را با جنگ تحمیلی دست پروردهاش علیه ایران، کیلومترها آن طرفتر از خود تمام میکند و در رسانهها، سر شوخی را مجددا باز میکند. میز نه چندان گرد مذاکره را مهیا نشان میدهد اما کرسیهای گفت و گو را داغ میکند تا راه را برای نشستن ببندد. میخواهد قایم موشک بازی کند و جهان را بازی دهد، حال آنکه تنها موشک است که نصیبش میشود و این یعنی به هم زدن معادلات دشمن. او میخواهد قابی را به تصویر بکشد که ایران ضعیف در آن پرتره شده است. برای شکار چنین لحظهای، نیزۀ خدعههایش را وارونه نشان میدهد تا مقاومت بشکند و خارج از آن قاب، زه کمانش را کشیده تا او را قربانی کند.
سناریوی تکراری که تلاش میکند «تَلبِسونَ الحَق بالباطل» را رقم بزند تا به خیال خودش دست و دل جبهه حق بلرزد. شاید به اندازۀ اکنون که قلم بر کاغذ میکشم، حق و باطل این قدر از هم جدا نبودهاند. جبهه کفر دندان تیز کرده است و ریختن خون مظلوم برایش عادتی است که لفظ غدۀ سرطانی را برازندهاش کرده است. لیکن ادبیات مقاومت، هرگز اجازه نمیدهد تا ظلم میدان را برای خودش خالی ببیند و حماسه میسراید. جنگ را شروع نمیکند اما برای آن آماده است. جنگی که جنگ قدرتهاست. یک سو جریان مدعی قدرت است که شمشیرش را با استخوانهای مظلوم تیز میکند و یک سو قدرتی است که از آبشخور ایمان حیات میگیرد. جنگ، جنگ ارادههاست. یک سو ارادههایی است که بر دیوار طاغوت تکیه دادهاند و سویی متصل به ارادههای «کن فیکون» الهی است. جنگ، جنگ باورهاست. یک سو باورهای پوچ و پراز ایرادهای بنیاسرائیلی است که سالها نفرین موسی را میکِشند و سویی با باور «نجعلهم الوارثین»*، تکبیر میگویند و جهاد میکنند.
در جنگ، دشمن تا مادامی که سراب پیروزی را میبیند، بیرحمانه میکشد و از هیچ خباثتی دریغ نمیکند، اما اگر تیغ حزب الله به گردنش برسد، به هر نیرنگی دست میزند تا زمین بازی را تغییر دهد. کنون که جنگ تحمیلیاش شکست خورده است، به آب و آتش میزند تا صلح را سر نیزه کند. باطل میکوشد تا خودش را حق جلوه دهد و حق باید با آن بجنگد. واژگان در ظاهر همسان اند ولی همسو، خیر. مظلوم نمایی باطل و ظالم جلوه دادن حق، آخرین و البته خطرناکترین راه دشمن است. اینجاست که باید نگاهها از بن جان باشد و گوشها به فرمان حق.
زمزمه صلح و آتش بس در این وانفسای جنگ هرازگاهی به گوش میرسد. حال که حق و باطل روشن اند، باید این نکات را متذکر شد وگرنه نوشدارو بعد از مرگ، مصیبتی است که تاریخ بارها به نظارۀ آن نشسته است. صلح، صرف لق لقۀ زبان بودن تحقق نمییابد. چراکه این صلح به ما امان میدهد تا ما را از مبارزه بازدارد و مقاومت ما را درهم شکند، پس از آن بیشک گردنمان را خواهد شکست. همانگونه که باید در برابر جنگ تحمیلی علم مبارزه را بالا نگه داشت، در برابر صلح تحمیلی هم نباید تسلیم شد. زمانیکه جبهۀ باطل، آن هم دشمنی مثل اسرائیل وجود دارد، صلح جهانی طنز تلخی است که باید یک پایان دراماتیک را تجربه کند. به قول قیصر امینپور:
*«و ما میپذیریم که ملتی جنگطلب هستیم؛ ما برای «استقرار صلح»، «جنگ» میکنیم و شما برای «استمرار جنگ»، «صلح» را پیشنهاد میکنید.»
نبض دانشگاه در دستانت
@ut_nabz
۱۶:۳۰
۱:۴۶
رزم فنی.pdf
۲.۴۱ مگابایت
۵:۳۰
#یادداشت_دانشجویی #بخش_نخست
️ چند کلامی از روایت تشکیلات دانشجویی در اتفاقات اخیر
به قلم حمیدرضا حمیدی*، ورودی مکانیک ۱۴۰۲
*فهم انسانوار یا تکرار طوطیوار؟
این روزها در گیر و دار مفاهیمی چون جنگ، صلح، آتش بس، تسلیم، تحمیل، مقاومت و… باری دیگر مسئلهای قدیمی در دل این تشکیلات از پشت ابر بیرون آمد. مسئلهای که شاید در اثنای جنگ به اوج بحران رسید و ثابت کرد هنوز به آن پاسخ درستی ندادهایم. سوال از این قرار است که نسبت ما، به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی با ولی فقیه چیست؟ مفاهیمی چون مجاهدان نبرد تبیین، حلقه میانی، خواص جامعه و… چه نقشی برای ما طراحی میکنند؟ صاحبان بزرگی از اندیشه و قلم برای این دست سوالات پاسخهایی بعضا عمیق و دقیق ارائه کردهاند. اما این بار شاید بهتر باشد ناظر به نزدیکترین مصداق پیش رو، گفت و گو کنیم.
از آغاز رسمی دفاع دوم مقدس، مقام معظم رهبری در قالب سه پیام ویدیویی با مردم ایران سخن گفتند. بگذریم از اینکه این مجموعا بیست و اندی دقیقه به اندازه کتابها حرف برای گفتن داشت، اگر اندیشه کنیم! تاکید ایشان بر کارکرد حلقههای تبیینی و جنگ رسانهای با دشمن نیز مشهود بود. تاکیدی که کم شنیده شد و نهایتا بابت آن هزینه پرداختیم.
این هزینه جایی خود را نشان داد که پس از روزها تجربه حماسه و وحدت کمنظیر مردمی، روز دوازدهم با یک شوک جدید آغاز شد. در چنین شرایطی و درست در وسط میدانی از انواع جنگها اعم از نظامی، روانی، شناختی، اقتصادی و… مواجه جامعه نخبگانی، یعنی ما، حتی بیشتر از جامعه ناآماده و مشوش بود. نزاع و اختلاف در دیدگاهها به زودی بالا آمد و تشکیلات با یک انسجام یکپارچه و ادبیات مشترک فاصله ناراحت کنندهای گرفت.
اگرچه نکته مثبتش این بود که هر کدام از اعضا تلاش میکردند مستقل از بقیه به "تحلیل خود" راه پیدا کنند و بر سر این تحلیلها گفت و گو شکل میگرفت؛ اما با کمی دقت میتوان دریافت که بسیاری از این تحلیلها در کنه خود مستقل نیستند، بلکه وابستهاند به نظر یک شخص خاص؛ و آن شخص خاص کسی نیست جز ولی جامعه! در نگاه ابتدایی ممکن است این همرنگی با زاویه دید ولی اتفاق مبارکی تلقی شود، اما چهارچوب ذهنی نزدیک به ولی اساسا زمانی ارزشمند است که درونزا و مستقل باشد؛ به عبارتی دیگر تفکر یک عمل تقلیدی نیست!
تفکر تقلیدی، ولو از روی دست شخص ولی باشد ناقص و ناکارآمد است. خشک است و انعطاف کافی در مواجهه با اتفاقات جدید را ندارد. در تعمیم به رویدادهای مختلف به راحتی به انحراف کشیده میشود، و در نتیجه هنگام فتنهها توان جبهه گیری صحیح را از دست خواهد داد. در حالی که ما بعضا تکرار کلیدواژههای بیانات رهبری را با فهمشان برابر میدانیم، آنچه کارگشا است و او میخواهد این فهم است و نه آن تکرار. مع الاسف ما اما عادت کردهایم به تکرار طوطیواری که نهایتا واژگان و ادبیات او را از معنای خود تهی میکند. و این تهی بودن ممکن است عامل سستی ایمانی شود که از دهان پایینتر نمیرود و حتی به قلب نمیرسد…
نبض دانشگاه در دستانت!
@ut_nabz
۲۰:۳۱
#یادداشت_دانشجویی #بخش_دوم
️ چند کلامی از روایت تشکیلات دانشجویی در اتفاقات اخیر
به قلم حمیدرضا حمیدی، ورودی مکانیک ۱۴۰۲
مهمترین گنبدی که شکستیم!
ایمان سست آنجایی خودش را نشان میدهد که هرچه تلاش میکنیم قلبا نمیتوانیم موشکباران عین الاسد را یوماللّه ببینیم؛ ادبیات مذاکرات و نرمش قهرمانانه بعضاً برایمان جمع ناپذیر میشود. و حالا هم ادبیات صلح تحمیلی و تبریک پیروزی قاطع پس از به ظاهر آتشبسی ناگهانی مشابه همان. نمیفهمیم چطور جمهوری اسلامی ایران میتواند خودش را در این موقعیت سخت پیروز مسلم میدان بداند؟ درست است که اگر آقا بگوید پیروزیم، پس پیروزیم؛ اما برای مایی که وظیفه وزین گفتمانسازی و نشر ادبیات در جامعه بر دوشمان سنگینی میکند، تبیین واجب است و تکرار حرام! اساسا چطور میخواهیم چیزی را تبیین کنیم که با جان و دل نفهمیدیم؟
برای رسیدن به چنین وضعیتی، در عین قرابت نیاز به نوعی استقلال فکری است. ولی را نباید تکرار کرد، باید فهمید. وقتی ولی را فهمیدیم تازه درمییابیم که این همه مدت تنها کارش حفظ روحیه ملت نبوده، بلکه کلماتش بار معنایی عمیقی دارند. در مقابل جامعه تنها عرفانسرایی نمیکند و صرفا الهیات نمیگوید. مطابق واقع سخن گفته و تاکتیک و استراتژی میداند. در مواجهه با او گاهی خود ما بسیجیها فراموش میکنیم، ولی فقیه تنها حضانت معنوی و دینی ملت را به عهده نگرفته است.
نشانه ضعف در فهم ما، بسیج دانشجویی، این است که برای فهم و ایمان به پیروزی، به انتظار پیامی از جانب ولی نشستهایم غافل از اینکه، اگر بعد از این همه سال، هنوز آنچه از ولی در ذهنمان تلقی میشود با کسی که واقعا پشت دوربین نشسته فاصله کیلومتری دارد، در ده دقیقه نیز تغییر محسوسی رخ نخواهد داد. صد البته که تنها شنیدن صدای او مایه دلگرمی است و هر کدام از این ده دقیقهها نعمتاند. اما اگر میان او و خود درهای اختلاف میبینیم، نشان از کفران نعمات گذشته دارد.
در باب وضعیت جنگ آنچه عیان است نحوه توقف موقت درگیری نظامی است. عامل این توقف، از جانب ما نه عقبگرد بلکه پیروزی مستحکم و مقتدرانه است. بلایی که بر سر شهرک نشینان نازل شد بیمانند و کاملا جدید بود. البته در اصل، آنچه انگیزه جمهوری اسلامی را برای شلیک موشکها تشکیل میداد مشخصاً این ابتکار عمل و صرف ایجاد ترس نبود، بلکه اهدافی گزینش شده و استراتژیک زیر آتش موشکها قرار گرفتند. که در ادامه جنگ و حتی موجودیت رژیم صهیونی اثر مستقیم و غیر مستقیم خواهند داشت.
شاید برای ما عادی شده باشد اما شرایط مفتضحی که اینطور توانمندی هویتی پدافندی رژیم صهیونیستی را زیر سوال ببرد، برای دنیا تازگی داشت. این روحیه به طرز عجیبی به آزادگان دنیا تزریق شد که نه رژیم صهیونیستی و نه بزرگتر او، ابدا قدرت تام و دائمی نیستند. اعتماد به نفس ما گاهی باعث میشود فراموش کنیم معادلات قدرت جهان چطور و توسط چه کسانی نوشته شده است. کسانی که اکنون به هر نحو ممکن به بازیابی مهمترین آفند و پدافند خود، یعنی گنبد هژمونیک قدرت، نیاز دارند. برای احیای همین سنگر مهم است که آرام و بیصدا خروج از خاورمیانه را به اخراج از آن ترجیح میدهند.
نبض دانشگاه در دستانت...
@ut_nabz
۸:۱۸
#یادداشت_دانشجویی#بخش_سوم
️ چند کلامی از روایت تشکیلات دانشجویی در اتفاقات اخیر
به قلم حمیدرضا حمیدی، ورودی مکانیک ۱۴۰۲
آغازی بر پایان یک جنگ موجودیتی
خونها و دیوارهای ریخته شده به دست صهیونیستها و مزدوران منافق داخلی آنها غیر قابل کتمان است. اما بر خلاف دشمن، ما تاریخمان را با خونهای فدا شده مینویسیم و آنها با خونهای ریخته شده. جمهوری اسلامی در واکنش به این فقدانهای تلخ، مثل همیشه با سرعت بالای ترمیم خود ثابت کرد این نظام اندیشه محور است و نه آدم محور؛ یا لااقل تلاش زیادی کرده تا اینطور باشد. انسانها با هم متفاوتاند و متفاوت هم فکر میکنند. اما نظام ذهنی و شالوده فکری که به درستی چیده شود، یا به نوعی سیستم تربیتی به خوبی عمل کند، ما میتوانیم هشتاد میلیون حاجی زاده و باقری داشته باشیم و حتی بهتر از آنها. برخورد احساساتی افراد موسوم با این اتفاق مقدس دقیقا همان چیزی است که دشمن میخواهد. وگرنه خون بزرگمردان ما ابدا قابل محاسبه و مقایسه با صهیونیستهای کودککش نیست!
با این همه هزینه و خسارت، واضح است که درگیری میان ایران و رژیم جعلی جنس موجودیتی دارد. در نگاه اول به نظر میرسد در یک نبرد موجودیتی مشابه این، زمان تعلل نیست و باید هر چه در توان هست برای نابودی طرف مقابل در کوتاهترین زمان ممکن هزینه کرد. گو اینکه بر سر جان خود میجنگی و اگر تو تیغ را فرود نیاوری او خواهد آورد. اما جنگ ما چنین مبارزه سادهای نیست. تقابل حق و باطل بسیار مولفههای پیچیدهتری دارد. در مواجهه با انسانها، حق بر خلاف باطل، اقناع را در پیش میگیرد و نه اغوا را!
برای کنار زدن پردهٔ باطل و نابودی مستکبر، بمب و موشک آخرین چیزی است که نیاز داریم. مهم است، اما اولی نیست. آنچه در دید ولی، اولی است مردم و ارادهها هستند. بماند که خرج بیحساب و کتاب موشکها و فدا کردن پدافندها هم ما را غالب نمیکند؛ که توکلِ بدون تعقل، رسم حزب اللهِ غالب نیست. اما با فرض اینکه موشکهایمان تلآویو را بر سر صهیونیستها آوار کند و اسرائیل دیگر جایی در نقشه نداشته باشد، تصور میکنید بازی تمام شده؟!
بگذارید پرده بدیهی دیگری را کنار زنم؛ ما در جنگ موجودیتی با رژیم جعلی صهیونیستی نیستیم؛ بلکه طرف این نبرد موجودیتی ما مستقیما ایالات متحده آمریکا و حتی با بیان دقیقتر ، هر گونه استکبار و طاغوت موجود بر روی کره زمین است. همین تعبیر جنگ طلبانه از جمهوری اسلامی است که در میدانهای نبرد ما را از شرق و غرب تنها میگذارد. با این زاویه دید، باید افقهای بسیار دورتری را ببینیم و با دیدن این افقها روز دوازدهم جنگ دیگر پشت خیمههای معاویه حساب نمیشود. حتی اگر به پشت خیمههای معاویه برسیم، آنچه ما را عقب میکشد و از پیروزی وا میدارد، نافهمی مردمی است که کمتر از موشکها به آنها بها دادیم. و این مردم تنها به ملت ایران محدود نمیشوند.
نبض دانشگاه در دستانت...
@ut_nabz
۱۸:۳۲
#یادداشت_دانشجویی #بیانیه_چهارم
️ چند کلامی از روایت تشکیلات دانشجویی در اتفاقات اخیر
به قلم حمیدرضا حمیدی، ورودی مکانیک ۱۴۰۲
تنها بهای خون ثارالله...
زمانی که بیانات ارزشمند رهبر انقلاب را بالا و پایین میکنیم تعدد به کار گیری واژه ملت، نشان از همین چهارچوب فکری دارد. ایشان هرگز نمیفرماید که من در مقابل هر گونه تحمیل تسلیم نخواهم شد، بلکه بیان میکند ملت ایران تسلیم نمیشود. و زمانی هم که ملت به نپذیرفتن هرگونه تحمیل ایستادهاند، هیچ جریان سیاسی یا فشار نظامیای نمیتواند تحمیل کننده جنگ یا صلح به ما باشد.
درمورد رژیم صهیونیستی اما شرایط متفاوت است. به عنوان شروع کننده جنگ برای خودش دو دوتا چهارتایی کرده و تبعا هزینهای را برای رسیدن به هدفش پذیرفته است. حالا دو حالت وجود دارد که نبرد را خاتمه دهد؛ دستیابی به هدف(اهداف) یا هزینه دادن بیش از آنچه که بودجه بندی کرده بود. به عبارتی آنچه میپردازد دیگر ارزش آنچه به دست میآورد را ندارد. پس به روشنی میبینیم رژیم چگونه به آتشبس نگاه میکند. جنگی که شروع کرد تا در پایانش ملتی را خلع اراده کند، حالا مجبور است تمام کند تا اراده قوم خودش حفظ شود. طرفین خسارات زیادی وارد کردند اما اراده آنکه غالب شد ملت ایران بود.
پس به طور کلی جدال میان حق و باطل هنوز فرسنگها تا پایان خود ادامه دارد. در حالی که پیروز این عملیات دوازده روزه ما بودیم، هنوز جنگی تمام نشده که برای آن برنده انتخاب کنیم. و تعیین کننده برنده در وهله اول نه جنگنده است و نه موشک و نه حتی سلاح هستهای، بلکه فهم مردم(کشور/منطقه/جهان) از حق و باطل و قرابتشان به حق است. ملتی که تا خون خود را هزینه رسیدن به حق بداند، قطعا به حول قوه الهی پیروز هر نبردی خواهد بود.
با این نگاه نهایتا نقش جنبش دانشجویی و به طور خاص بسیج دانشجویی، در شرایط کنونی دقیقتر تعیین میشود. در شرایط امنیتی که بسیاری از دادهها و اتفاقات جنگی امنیتی محسوب میشود و خارج از دسترس ما است ضمنا تاکید موکد ولی به اعتماد به نظامیون ذی ربط را شاهدیم، حتی الامکان باید از هر گونه نشر اخبار بیپایه یا به دنبال کدهای ناموثق گشتن پرهیز کرد و به جای آن به فکر حفظ و ارتقای فهم و روحیه مردم بود. دخالت بیجا در مسائل بسیاری که کم یا بیاطلاعیم، در حیطه فعالیتهای نظامی و حتی در زمینه دستگاه دیپلماسی، فرجامی جز تضعیف روحیه و خدشه به وحدت عمومی مردم ندارد. در شرایط حساس و خطیر کنونی که بر لبه تیغ ایستادهایم، هرگونه برخورد احساساتی، هیجانی و به دور از عقلانیت بازی کردن در پازل دشمن است. در واقع خدویی که تصور میکنیم دشمن را هدف قرار داده ممکن است چیزی جز یک تف سر بالا نباشد…!
نبض دانشگاه در دستانت...
@ut_nabz
۱:۲۶
۲:۰۵
173.pdf
۱۲.۴۹ مگابایت
۵:۵۲
#یادداشت_دانشجویی#ناترازی_انرژی
مهدی رحیملو، مهندسی پلیمر ۱۴۰۲
️ابرچالش انرژی، بزرگترین فرصت
بسماللهالرحمنالرحیم
قطعا در سالهای گذشته با کمبود در حداقل یکی از بخشهای انرژی دستوپنجه نرم کردهاید. یا خاموشی برق را در ساعاتی از روز تجربه کردید؛ یا اگر اهل شهرهای شمالی باشید نبود گاز در فصل سرما را تا عمق استخوانهایتان لمس کردهاید ؛ و همینطور در بعضی از ایام شلوغ سال مثل ایام نوروز با کمبود بنزین در جایگاه های سوخت روبهرو شدهاید.
قطعا برای شما جای تعجب دارد کشوری که یکی از بزرگ ترین منابع نفت و گاز و به تبع آن بنزین را در اختیار دارد و همچنین میزان تولید برق آن بیشتر از کشورهایی به اندازه و جمعیت ایران است، چرا باید با کمبود برق و گاز و بنزین روبهرو باشد؟ پاسخ به این سوال در شیوه ی سیاستگذاری های توزیع و مصرف انرژی در کشور نهفته است.
وجود تعدادی قانون و ساختار اشتباه در توزیع انرژی میتواند باعث شود که کشوری که تا چندسال پیش صادر کننده انرژی بود تبدیل به وارد کننده آن بشود، آن هم زمانی که هرسال دولت توان خود را برای افزایش میزان تولید استفاده کرده اما افزایش افسار گسیخته مصرف در همه بخش های دولتی، خانگی و صنعتی باعث این ناترازی شدهاست.
حالا شاید بپرسید یعنی ما مردم ایران انقدر بدمصرف هستیم که اینگونه دچار ناترازی انرژی شدیم؟ جواب این سوال هم بله است و هم خیر! بله از این جهت که بلاخره افزایش مصرف انرژی که فقط محدود به قاچاق نمیشود و با معجزه هم مصرف کشور بالا و پایین نمیشود! و خیر از این جهت که اصولا برای یک شهروند یا کارخانهدار ایرانی کم مصرف کردن بهصرفه نیست! زمانی که تنها راه به دست آوردن رفاه بیشتر در این حوزه، بیشتر مصرف کردن، یا به تعبیر دقیقتر، استفاده بیشتر از یارانه انرژی باشد، طبیعیاست که در طی دههها، قرارداد های اجتماعیای شکل میگیرد که در آن بهینه کردن مصرف، محلی از اعراب ندارد و همچنین مشاغلی غیر صنعتی و غیر تکنولوژیک با ارزش افزوده پایین مانند این حجم از تاکسی های اینترنتی و کسب و کار های مربوط با حملونقل به وجود می آید که بنای آن بر بنزین ارزان قیمت است.
در این شرایط راههایی مانند افزایش تولید هرگز نمیتوانند خود را با این افزایش نمایی میزان مصرف منطبق کند. همچنین استفاده از روشهایی مثل افزایش دستوری قیمت بنزین یا حرکت به سمت تعویض لوازم پرمصرف با دستگاههای بهینهتر، از خودرو گرفته تا بخاری و کولر بهقدری طول میکشد که قبل از بهثمر نشستن آنها کشور زیربار فشار این ناترازی ها کمر خم خواهد کرد.با این اوصاف تنها راه باقی مانده برای نجات ایران از مسئله ناترازی انرژی انجام یک پروژه بزرگ و چند وجهی برای تغییر نظام توزیع انرژی در ایران است بصورتیکه انتفاع مردم از یارانه انرژی به جای اینکه از مصرف بیشتر این حاملهای انرژی باشد، از طریق کاهش مصرف و بهینهسازی زندگی قابل کسب باشد.شرح این اقدام به دلیل گستردگی بسیار زیاد آن از مجال این متن خارج است و برای فهم بهتر آن بهتر است به طرح موجود در ستاد تحول دولت و سازمان سیاستگذاری و مدیریت راهبردی انرژی مراجعه کرد که بخشهایی از آخرین نسخه آن در گفتگو دکتر مروی و دکتر فاضلی در کانال یوتیوب آزاد مطرح شده است. اما بهطور خلاصه طرحی که باید تمام کشور به سمت آن برود به شرح زیر است:
در این طرح به تمام مراحل توزیع انرژی توجه شده است. از مرحله نحوه و مرجع دریافت انرژی تا نحوه توزیع و بازتوزیع انرژی و همچنین روش خرید و فروش برق و گاز و بنزین در سطوح خرد و کلان و در نهایت با همه این مراحل قرار است یکبار برای همیشه نحوه قیمتگذاری حامل های انرژی از دست دولت خارج شده و به دست مردم سپرده شود.در انتها و طی این فرآیندی که با تخلیص فراوان ارائه شد. سود مصرف کننده به جای مصرف مضاعف در کاهشهرچه بیشتر مصرف و تبدیل آن به نوع دیگری از رفاه است که باعث کاهش بسیار معناداری در میزان مصرف حاملهای انرژی میشود.این طرحی هم که در روز ۱۵ آذر بنا به اجرای آن است با همه مزایا و نواقصش کار بسیار مهمی است؛ نه از این جهت که تاثیر شگرفی در اصلاح نحوه بازتوزیع انرژی میگذارد، بلکه به این خاطر که بعد از دههها بیعملی در این حوزه بلاخره اولین گام را در این موضوع حیاتی برای کشور برداشته است.
این چندسال یک پیچ تاریخی برای اقتصاد ایران است که با اجرای این مدل پروژهها میتوان برای همیشه ایران را از بند این ابرچالش رهایی داد.باشد که مسئولین و مردم دستبهدست هم بدهند و از این چالش بزرگ با موفقیت عبور کنند.
نبض دانشگاه در دستانت!
@ut_nabz
بسماللهالرحمنالرحیم
۹:۳۵
۴:۱۸
۵:۰۲
#یادداشت_دانشجویی
امیرحسین دهقان، ورودی مهندسی شیمی ۱۴۰۱
بسم الله الرحمن الرحیم
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (سوره منافقون، آیه ۳)
درد را از هر سو بخوانی درد است. آری درد است ببینی کسانی که خود قلم سیاه کج فهمیشان، اوراق تاریخ را رو سیه کرده، کنون اشک تمساح میریزند و خود را در دایره مردم تعریف میکنند. نامردمانی که تاریخ آنها را فراموش میکند و چه بسا تا به اکنون کرده است. همین تقلای نامعنا دال بر همین حرف است.
آقای مهندس میرحسین موسوی، شما زبان مردم نیستید که از جانب آنها حرف میزنید. کسی که باب فتنه را در این مملکت گشود، خود شما و دار و دستهتان بود. حرف از تاریخ میزنید، خودتان را فراموش نکنید. یک گلوله اگر یک انسان را میکشد، دروغ و افترا هزاران خون به زمین میریزد. بدبینی میکارد و نفرت درو میکند. درخت زقوم، شیوه کشت و کار شماست. اگر بگوییم که بخشی از وقایع امروز به خاطر کج رفتاری امثال شماست، بیراه نگفتهایم. ای کاش در کلبه تنهایی خویش بیشتر فکر کنید و دست به دعا بردارید، بلکه خدا از سر تقصیراتتان بگذرد.
سخن از راه حل میزنید. راه حلی که ظاهرا از دلسوزی برمیخیزد. در خوش بینانه ترین حالت دوستی خاله خرسه است. اصلا گیریم رفراندوم برگزار شود، وقتی معتمدی را در هیچ جایگاهی نمیبینید، از کجا معلوم دبه در نیاورید. هرچند که سابقهتان هم همین را گواهی میدهد.
جریان فکریای که رای مردم را سالها پیش زیر پا گذاشته است، نمیتواند بر کوس رفراندوم بکوبد. رفراندوم زمانی معنا پیدا میکند که ساختار و اصل قانون نیازمند اصلاح است، حال آنکه ساختار و اصل درست است. آنچه این نارضایتیها را موجب شده، عدم پایبندی کامل به قانون و اجرای آن از یک سو و از طرفی نظارت ناکافی مسئولین امر میباشد. وقتی ایراد در کم کاری افراد است، تیشه را بر ریشه نمیزنند، شاخ و برگ آفت زده را هرس میکنند. درهم ریختن مسائلی از این دست، مصداق «تلبسوا الحق بالباطل» است؛ جریانی که موجب میشود، عدهای را بدبین کرده و در پازل دشمن قراردهد. تاریخ نشان داده که هرکس با این نظام، چه از روی خیانت و چه از روی جهالت، در افتاده، سرنوشتی جز نگون بختی نصیبش نشده است.
از خداوند متعال، پیروزی و سرافرازی روز افزون جمهوری اسلامی ایران را خواستاریم و باشد که این انقلاب اسلامی پرچم استکبار را، به رغم تلاش دشمنان داخلی و خارجی، به زودی پایین کشد و نور امید را در دل مظلومان جهان به مدد الهی، بیفکند.
نبض دانشگاه در دستانت!
@ut_nabz
بسم الله الرحمن الرحیم
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (سوره منافقون، آیه ۳)
۱۱:۵۵
#یادداشت_دانشجویی
امیرحسین شمسی پور، مهندسی صنایع ۱۴۰۲بسم الله الرحمن الرحیم
️شطرنج، در زمینِ مین گزاری شده
جمهوری اسلامی ایران همیشه نسبت به مذاکره با آمریکا بدبین بوده است. تجربه تلخ برجام در دهه ۹۰ و مذاکرات اخیر که به جنگ ۱۲ روزه ختم شد، ثابت کرده که اعتماد به واشنگتن امری محال است. رهبری کشور بارها به صراحت نشان داده است که هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد. با این حال، سه شرطی که آمریکا برای مذاکره تعیین کرده — توقف صنعت هسته ای و انتقال مواد هستهای، محدودسازی صنعت موشکی و کنار گذاشتن حمایت از گروههای مقاومت در منطقه– نشان میدهد که نظام هیچگاه حاضر به پذیرش این شروط تمامیتخواهانه نیست. حتی اگر مذاکرات صرفاً هستهای باشد، باز هم مجموعه حاکمیت حاضر به امتیاز دادن نخواهد بود. پس چرا جمهوری اسلامی ایران به سمت میز مذاکره حرکت کرده است؟
پاسخ روشن است: جمهوری اسلامی ایران نمیخواهد در دام تصویر «متجاوز» یا «تهدیدکننده» بیفتد. در سه سال اخیر، نظام ثابت کرده که سیاستش دوری از موضع اتهام است. هدف این است که هم به جامعه بینالملل و هم به افکار عمومی داخلی نشان داده شود: جنگ آخرین گزینه است و حتی اگر هیچ اعتمادی به میز مذاکره وجود ندارد، ایران آماده است برای کاهش تنشها گام بردارد. اظهارات آقای پزشکیان در خصوص درخواست کشورهای دوست منطقه نشان میدهد که حفظ وجهه صلحطلب و در عین حال مقتدر، برای نظام اهمیت حیاتی دارد.
گواه این مسئله، تلاشهای رسانهای دشمن است که در روزهای اخیر میخواستند القا کنند که ایران دنبال مذاکره نیست و اگر درگیری پیش بیاید، آمریکا از سر ناچاری وارد خواهد شد، در واقع رسانههایشان بهدنبال القای تصویری غیرقابل تعامل از جمهوری اسلامی ایران بودند. جمهوری اسلامی ایران میخواهد به وضوح نشان دهد که در عین پافشاری بر تمامیت ارضی و حق استقلال خویش، حاضر به مذاکره و تعامل میباشد، و این طرف مقابل است که غیرقابل تعامل است.
با توجه به تجارب تاریخی حاکمیت از میز مذاکره، بنظر میرسد که نکات حیاتی وجود دارد که حتما باید آنها را در نظر گرفت:
اول: هیچ غافلگیری امنیتی، نظامی یا اطلاعاتی نباید دوباره تکرار شود. تجربه ضربات اولیه جنگ گذشته فراموش نخواهد شد. مبادا دوباره در حین مذاکرات دچار غافلگیری شویم، اینگونه غافلگیریها هربار توان و تاب دستگاه را کاهش میدهد و موجب ضعف سیستم میشود.
دوم: دشمن با بازی دوگانه «جنگ یا مذاکره»، فشار اقتصادی و حملات رسانهای، قصد دارد بر مردم فشار وارد کند. و چه بسا همزمان، خطوط آفندی و پدافندی خود را در منطقه تقویت نماید. ایران نباید منفعل باشد. باید از اهرمهای فشار خود استفاده کند: مدیریت و ناامنسازی تنگه هرمز، حفظ اتحاد جبهه مقاومت و هزینهسازی منطقهای، ابزارهای مطلوبی برای حفظ توازن قدرت هستند.
سوم: در طول مذاکرات، حتی اندکی ضعف نباید از جانب حاکمیت منعکس شود. اظهاراتی مانند «ما دنبال جنگ نیستیم» نباید القای ترس کند. جمهوری اسلامی ایران به دنبال جنگ نیست، اما اگر طرف مقابل به خاک کشور دستدرازی کند، با مجهزترین و برترین سلاحها آماده پاسخ است.
اصلا امروز طرف مقابل است که در موضع ضعف قرار دارد. شاید از او باید بپرسیم، رییسجمهوری که ادعای پیروزی مقابل ایران داشت و کار ایران را تمام شده میپنداشت، چرا امروز دوباره ما را تهدید کرده و سپس پیشنهاد مذاکره میدهد؟ خودش حرفهای دیروز و امروزش را نقض میکند. یا به قولی سر و ته حرفهایش به هم ارتباطی ندارند.
در نهایت این را بدانید که اگر آمریکا بعد از تهدیدها و رزمایشهای نظامیاش، پیشنهاد مذاکره میدهد، دلیل اصلی آن آمادگی و پتانسیل بالای ایران در میدان است. قدرت نظامی و راهبرد هجومی ایران باعث شده تا حتی در دیپلماسی نیز زمان و مکان مذاکره را ما تعیین کنیم و بدون پذیرش شروط آمریکا، وارد گفتوگو شویم.
دهان کسانی که دیروز دوگانه کاذب دیپلماسی و میدان میساختند را گل بگیرید، و به آنها نشان دهید که قدرت میدان، پایه و اساس دیپلماسی مقتدر جمهوری اسلامی ایران است.
نبض دانشگاه در دستانت!
@ut_nabz
۱۵:۲۵
#یادداشت_دانشجویی
اسماعیل چاشیانی، علوم مهندسی ۱۴۰۲
به نام خدایی که در سختی، امر بر ایستادگی میکند
️ چند روش، یک هدف
باز هم پشت میز مذاکرهایم؛ گویی بیقراریِ توافق، خواب را از چشمها ربوده است. دشمن، نه در گذشتهای دور، بلکه درست در اکنون، از موضع تهدید عقب ننشسته؛ هر روز با تحریم، حلقهی فشار را تنگتر میکند و با تیغِ تیزِ فتنه، بر تن ایرانِ ما زخم میزند و بیآنکه نقابی بر چهره داشته باشند، دولتمردانشان بیپروا از تغییر حکومت در ایران سخن میگویند و همزمان، رهبرِ عزیزتر از جانِ ما را تهدید میکنند.
در چنین شرایطی، این ما هستیم که باید بر طبل ایستادگی بکوبیم؛این ما هستیم که باید خونخواه برادرانمان در برابر دشمنی باشیم که نهتنها به ایران، بلکه به تمام عالمِ وجود خیانت میکند.ما در برابر استکبار جهانی خواهیم ایستاد؛ ایستادنی آگاهانه و پرهزینه، چرا که این مبارزه نه با بیانیه پایان مییابد و نه با وعده، و جز با فداکاری در این مسیر به سرانجام نخواهد رسید.
جناب آقای عراقچی؛اگر مذاکرهی امروز صرفاً یک تاکتیک برای مدیریت افکار عمومی و گیجکردن دشمن است، آن را ادامه دهید.
اما اگر چنین نیست، توصیه میکنم تجربیات تلخ مذاکره را با دقت مرور کنید؛تجربهی دههی ۹۰ که نشان داد دولت گذشته، بهجای تمرکز بر توان داخلی، کشور را معطل امید در خارج کرد، به مقاومسازی اقتصاد در برابر تحریمها بیتوجه بود و با تزریق مخدرِ رفع تحریم، امیدی واهی به ملت فروخت؛ مسیری که امروز آثار و هزینههای آن را در وضعیت اقتصادی کشور میبینیم و گمان نکنید که ما نمیدانیم یا فراموش کردهایم.و نیز تجربهی تلخ چند ماه پیش را از یاد نبرید؛ همان زمانی که در میانهی مذاکره و زیر سایهی وعدههای دیپلماتیک، به ایرانِ عزیزِ ما حمله شد و بار دیگر ثابت گردید که هزینهی اعتماد به دشمن، از خون مردم پرداخت میشود.
و با این همه، ما این راه را بیپناه آغاز نکردهایم. ایمان داریم که خدا با ماست؛ همان خدایی که وعده داده اگر بایستید، یاریتان خواهد کرد. تاریخ این سرزمین گواهی میدهد: هر زمان که ایستادگی را بر تسلیم ترجیح دادیم، هر زمان که بهجای تکیه بر بیگانه، بر ایمان، عقل و ارادهی خود تکیه کردیم، از دلِ سختترین میدانها سربلند بیرون آمدیم.
اینبار نیز چنین خواهد شد. به اذن خدا، این ملت بار دیگر ثابت خواهد کرد که فشار و تهدید، راه به جایی نمیبرد و آینده از آنِ ملتی است که در لحظهی تصمیم، ایستادن را انتخاب میکند. ما خواهیم ایستاد، و به خواست خدا، سربلند خواهیم ماند.
نبض دانشگاه در دستانت!
@ut_nabz
به نام خدایی که در سختی، امر بر ایستادگی میکند
۵:۴۹